شک و تردید درباره فرود بر ماه، تقریباً بلافاصله پس از رویداد شکل گرفت و با انتشار کتابها، فیلمها و مستندهای متعدد در دهههای بعد، تقویت شد. این تئوری، ترکیبی از نگرانیهای دوران جنگ سرد و کنجکاوی طبیعی انسان درباره فریب، اسرار و کنترل دولت بود.
به گزارش سیتنا، در سال ۲۰۰۱ یک مستند از شبکه فاکس، ادعاهای منسوخشده را دوباره مطرح کرد و ناسا را مجبور به انتشار مجدد برگههای اطلاعاتی کرد.
برخی ادعا میکنند که پرچم آمریکا در تصاویر در حال تکان خوردن است که در خلاء ماه غیرممکن است. اما ناسا پرچم را با یک میله افقی در بالا طراحی کرد تا حالت موجدار داشته باشد و حرکت آن ناشی از چرخش پرچمداران بود.
دوربینهای آپولو با نوردهی کوتاه برای ثبت سطح روشن ماه تنظیم شده بودند و ستارههای کمنور در این شرایط قابل مشاهده نبودند.
ادعا میشود که سایهها در تصاویر با یک منبع نور همخوانی ندارند. اما انعکاس نور از سطح ماه و زاویه لنزهای عریض، این توهم را ایجاد میکنند.
حرکت نامتعارف فضانوردان در ماه ناشی از جاذبه یکششم زمین است که باعث تغییر کامل در نحوه راه رفتن و حرکت میشود.
با توجه به جاذبه کم و نبود جو، فرود سفینه بهآرامی انجام شد و دهانه قابلتوجهی ایجاد نکرد.
فضانوردان بهسرعت از این کمربند تشعشعی عبور کردند و سپرهای محافظ، میزان دریافتی را در حد ایمن نگه داشتند.
تئوری توطئه فرود بر ماه نمونهای از تأثیر شبه علم و سوگیریهای شناختی است. اگرچه تردید در قدرت یک مسئله طبیعی است، اما رد شواهد علمی در مقابل حدس و گمان، میتواند به تحریف واقعیت منجر شود. بشریت در سال ۱۹۶۹ بر ماه قدم گذاشت و این حقیقت با شواهد علمی برای همیشه ثبت شده است.