صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۶۷۳۶
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۳ - ۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - 24 August 2026

روایت یک جامعه‌شناس از پرونده پژمان جمشیدی/ چرا در پرونده‌های آزار جنسی، زن متهم می‌شود؟

کاظمی بیان کرد: شنیدن روایت قربانی و باور کردن آن به معنای رای دادن به مجرم بودن متهم نیست، بلکه به این وسیله فضایی را برای شکستن سکوت قربانیان و پاسخگو کردن صاحبان قدرت فراهم می‌کنیم.

سیمین کاظمی، جامعه‌شناس و پژوهشگر در حوزه زنان، گفت: «گفتمان مسلط درباره روابط جنسی و خشونت، گفتمانی است که درون نظم مردسالارانه تولید شده است؛ در مقابله با این گفتمان مسلط، حالا گفتمانی بدیل که باید آن را گفتمان مقاومت زنان نامید، اعلام وجود کرده که سکوت و انفعال را نمی‌پذیرد و خواستار اصلاح روابط قدرتی است که با خشونت به زنان صدمه می‌زند، بی‌عقوبت می‌ماند و رنج زنان را نادیده می‌گیرد و ضرورت محافظت از آن‌ها را درک نمی‌کند. با وجود آن گفتمان مسلط، مشخص است که صحبت کردن درباره آزار و خشونت جنسی آسان نیست و مقاومت در برابر آن بی‌پیامد نخواهد بود.» 

به گزارش خبرآنلاین،‌ کاظمی معتقد است: «جامعه ایران نیاز دارد که در مواجهه با پرونده‌های خشونت جنسی، سوگیری جنسیتی را کنار بگذارد و ظرفیت شنیدن روایت آسیب‌دیدگان را توسعه دهد و سازوکارهای امن و عادلانه برای گزارش‌دهی و رسیدگی به خشونت را ایجاد کند. همان‌طور که در پرونده‌های دیگر، افراد آسیب‌دیده را سرزنش نمی‌کند، باید از سرزنش زنان قربانی خشونت جنسی و بازخواست درباره ظاهر و اعمال و روابط آن‌ها نیز دست بردارد.» 

او ادامه داد: گفتمان مسلط درباره روابط جنسی و خشونت، گفتمانی است که درون نظم مردسالارانه تولید شده است؛ گفتمانی که در آن حق روایتگری با مردان است و تعریف حقیقت و اعتبار روایت‌ها بر اساس حقوق و خواست مردان ساخته شده است. در این گفتمان، سازوکارهای سکوت برای تداوم قدرت و خشونت مردان با ظرافت و مهارت تعبیه شده است و در فهم متعارف و هنجارهای اجتماعی رسوب کرده است. 

کاظمی بیان کرد: در مقابله با این گفتمان مسلط، حالا گفتمانی بدیل که باید آن را گفتمان مقاومت زنان نامید، اعلام وجود کرده که سکوت و انفعال را نمی‌پذیرد و خواستار اصلاح روابط قدرتی است که با خشونت به زنان صدمه می‌زند، بی‌عقوبت می‌ماند و رنج زنان را نادیده می‌گیرد و ضرورت محافظت از آن‌ها را درک نمی‌کند. 

وی افزود: با وجود آن گفتمان مسلط، مشخص است که صحبت کردن درباره آزار و خشونت جنسی آسان نیست و مقاومت در برابر آن بی‌پیامد نخواهد بود. 

او گفت: سلسله‌مراتب قدرت برای بخشی از جامعه که قرن‌ها با نابرابری بالیده و پرورش یافته، امری عادی و بدیهی و حتی ضروری است. در چنین جامعه‌ای، به جای برهم زدن نظمی که نابرابری می‌آفریند، بخشی از جامعه که حسرت جایگاه ممتاز (ثروت، قدرت، شهرت) را دارند، به ستایشگران آن جایگاه تبدیل می‌شوند و از آن دفاع می‌کنند. 

کاظمی تصریح کرد: سلبریتی تجسم آرزوهای برآورده‌نشده آن‌هاست و خود را در جایگاه او تصور می‌کنند. به این ترتیب، دیگرانی را که پایین‌تر از آن جایگاه ممتاز قرار دارند، تحقیر و محکوم می‌کنند. به قدرت تقدس می‌دهند و آن جایگاه دور و دست‌نیافتنی را بالاتر و بری از هر خطا و اشتباه و فارغ از مسئولیت‌پذیری می‌دانند. 

او همچنین توضیح داد: به این ترتیب، از نگاه آن‌ها مگر ممکن است منِ ظهوریافته در شمایل پژمان جمشیدیِ ثروتمند و مشهور، که در تصور آن‌ها زنان و دختران برایش سر و دست می‌شکنند، به دختری ناشناس تجاوز کند؟ از این منظر، هر روایتی که بر آزار و خشونت گواهی بدهد یا دروغ است یا توطئه‌ای برای دست‌یابی به شهرت و منفعت. 

این جامعه شناس گفت: از طرف دیگر، در یک جامعه مردسالار مثل ایران، کنترل بدن و روابط زنان امری پذیرفته‌شده و بدیهی به شمار می‌آید. انتظار می‌رود این کنترل توسط خود زنان درونی شود؛ یعنی زنان پلیس خود باشند و روابط، ظاهر، زمان و مکان حضور خود را بر اساس انتظارات و هنجارهای جنسیتی تنظیم کنند. 

وی افزود: حال اگر زنی مورد آزار و خشونت جنسی قرار می‌گیرد، به جای پاسخگو کردن خشونت‌گر، زن آسیب‌دیده مورد بازخواست قرار می‌گیرد که چرا آن الزامات و باید و نبایدها را رعایت نکرده است. 

کاظمی اظهار کرد: در واقع، نکوهش قربانی و به پرسش گرفتن او، سازوکار دفاعی نظم مردسالارانه برای حفظ سلسله‌مراتب قدرت جنسیتی است که به کسانی که قدرت و شهرت دارند مصونیت اعطا می‌کند و زنان را در برابر خشونت جنسی بدون حمایت رها می‌کند. 

وی افزود: دعوت از شخص آسیب‌دیده و انتشار روایت او را باید بخشی از گفتمان مقاومت در برابر آن گفتمان مسلط بدانیم که صدای قربانیان خشونت جنسی را خاموش و آن‌ها را بی‌اعتبار می‌کند. 

این جامعه شناس همچنین گفت: این جامعه شناس خاطرنشان کرد: در تمام یک سال گذشته، رسانه‌ها در انحصار و تصرف یک روایت، یعنی روایت طرفداران و حامیان بازیگر متهم به تجاوز بوده که هدف سرکوب و بی‌اعتبارسازی قربانی را دنبال کرده‌اند. در تمام این مدت، روایت شخص آسیب‌دیده غایب بود. حتی سایت روزنامه هم‌میهن که مصاحبه‌ای با او را منتشر کرد، مسدود شد. 

کاظمی ادامه داد: صدایی و تصویری از شاکی پرونده نبود و فضا به تمامی گشوده بود برای انواع قضاوت‌های غیرمنصفانه و اهریمن‌سازی از شخص آسیب‌دیده. اما در این نشست، صدای او و صداهای دیگری را می‌شنویم که فراتر از حق فردی و یک پرونده شخصی، به وجه اجتماعی مسئله می‌پردازند. اجازه دادن به روایت‌های محذوف و ایستادن در برابر جریان اصلی منکوب‌کننده زنان، تشکیل محکمه نیست؛ تلاش برای برقراری توازن در میدان نابرابر روایت است، بازاندیشی در فرهنگ و اتمسفر اجتماعی است که آسیب‌زا و غیرمنصفانه است. صدای شاکی باید شنیده شود و رسانه‌ها باید این ظرفیت را داشته باشند که صدای آسیب‌دیدگان خشونت را به گوش جامعه برسانند، نه اینکه صرفا روایت خشونت‌گران را بازتاب دهند و رنج قربانی را نادیده بگیرند و نامرئی کنند. نادیده گرفتن آسیب‌دیدگان، به معنی همراهی با خشونتگران و متجاوزان و حمایت ضمنی از آن‌ها است. افشا کردن خشونت جنسی و طرح این مسئله در عرصه عمومی، خود بخشی از فرآیند پیشگیری از این مسئله است. 

وی افزود: این که شخص آسیب‌دیده پرونده تجاوز جنسی بیاید و با شجاعت و از خودگذشتگی جلوی دوربین بنشیند و از تجربه‌اش بگوید، در ایران امری بی‌سابقه بوده است. این کنش را باید یک راهگشایی مترقی در مسیر مقابله با خشونت جنسی دانست که از طریق رسانه میسر شده است. کسانی که این میزگرد را محاکمه رسانه‌ای می‌خوانند، نگران شکسته شدن انحصار روایتگری هستند. 

او تاکید کرد: جامعه ایران جامعه‌ای با تضادهای اجتماعی متعدد است و همزمان، یک جامعه تقریبا دچار آنومی و بی‌هنجاری است. در این بی‌هنجاری، تضاد و کشمکش حول محورهای متفاوتی شکل می‌گیرد که یکی از آن‌ها جنسیت است. بخشی از جامعه قائل به سلسله‌مراتب جنسیتی و روابط نابرابر قدرت میان مرد و زن و حفظ و تداوم آن هستند، بخشی دیگر چنین نظمی را سرکوبگر و مغایر با حقوق انسانی زنان می‌دانند و با آن مخالفند. 

وی گفت: در بستر آنومی و خشم انباشته در جامعه، بحث‌های جنسیتی مانند خشونت جنسی به سرعت می‌تواند شکاف‌های بین بخش‌های سنتی و مدرن را فعال کند و به مناقشه و کشمکش دامن بزند. 

این کارشناس تصریح کرد: عموما بحث و گفت‌وگو وقتی شکل می‌گیرد که دو قطب ناموافق یا نسبتا ناموافق وجود داشته باشد که ایده‌های متفاوت را مطرح کنند و استدلال کنند. دو قطبی بودن در فضای اندیشه و نظر، علیرغم آن که همواره به عنوان یک وضعیت منفی توصیف می‌شود، به نظر من برای شکل‌گیری بحث و کنش ارتباطی لازم است. 

او افزود: آنچه آن را خطرناک می‌کند، خشونت‌ورزی و تحقیر و ارعاب است. در شبکه‌های اجتماعی، خشونت‌ورزی کلامی فضا را برای گفت‌وگو ناامن می‌کند، نه صرف وجود دو قطب مخالف. 

وی در ادامه بیان کرد: وقتی هواداری به تعصب پهلو می‌زند و به یک چهره محبوب رنگ تقدس داده شود، دیگر صرفا یک علاقه شخصی به یک چهره محبوب نیست؛ بلکه به شیوه‌ای برای حفظ هویت تبدیل می‌شود. مثلا یک بازیگر زمانی نقش طنز داشته و خاطرات خوشی برای هواداران رقم زده، آن هوادار نمی‌خواهد کسی این خاطره خوب را خراب کند یا آن تصویر ذهنی را خدشه‌دار کند. نمی‌خواهد از داشتن این خاطره خوب احساس شرمساری کند، پس به مکانیسم انکار متوسل می‌شود و زن را زیر سؤال می‌برد. او را مقصر می‌داند که اسطوره محبوبش را به چنین کاری وادار کرده است. در واقع، با سرزنش قربانی، مسئولیت را از دوش خشونتگر برمی‌دارد و بر عهده قربانی می‌گذارد. 

او افزود: مفهوم رضایت را به نفع چهره محبوبش معنا می‌دهد و به آسانی رفتارهای زن را به رضایت تفسیر می‌کند تا این چهره همچنان قابلیت محبوب ماندن داشته باشد. هر چه تقصیر بیشتری برای زن پیدا کند، گویی سلبریتی محبوبش بی‌گناه‌تر می‌شود. 

کاظمی گفت: از منظر حقوق زنان، از نظام قضایی انتظار می‌رود شکایت قربانی را جدی بگیرد و امنیت لازم برای گزارش‌دهی خشونت جنسی فراهم شود. ثانیا نظام‌های قضایی در رسیدگی به پرونده‌هایی مانند خشونت جنسی، شرایط وقوع جرم و دشواری‌های اثبات جرم را به گونه‌ای بررسی کنند که متهم با سوءاستفاده از این دشواری‌ها و خلأ قانونی، حکم برائت نگیرد. 

این جامعه شناس بیان کرد: ثالثا در رسیدگی به پرونده‌هایی که متهم یک شخص با نفوذ است، قضات تحت تأثیر جایگاه اجتماعی و امتیازات متهم قرار نگیرند. این انتظارات به معنی مجرم شناختن متهم نیست؛ تلاش برای رسیدگی عادلانه به پرونده‌های خشونت جنسی است. 

او گفت: اگر بحث را عینی و دقیق کنیم، باید تفاوت بگذاریم بین حوزه حقوقی و حوزه عمومی. «اصل برائت» مکانیسمی است برای محافظت از شهروندان در برابر دولت و دستگاه قضایی. و قطعاً نمی‌تواند به عنوان یک ابزار برای به سکوت کشاندن زنان خشونت‌دیده مطرح شود؛ یعنی در مواجهه با گزارش خشونت جنسی به قربانی بگوییم اصل بر برائت است، پس تو ساکت شو! 

وی بیان کرد: شنیدن روایت قربانی و باور کردن آن به معنای رای دادن به مجرم بودن متهم نیست، بلکه به این وسیله فضایی را برای شکستن سکوت قربانیان و پاسخگو کردن صاحبان قدرت فراهم می‌کنیم. در این بحث باید بین عدالت کیفری و عدالت روایتگری که با آن حق بازگو کردن رنج برای قربانی به رسمیت شناخته می‌شود، تمایز گذاشته شود. فضای عمومی و فضای دادگاه، هر کدام حدود و کارکردهای خودشان را دارند. 

این کارشناس اظهار کرد: نقطه مقابل این مسئله را هم در نظر داشته باشیم که حمایت بی‌قید و شرط از متهم در فضای عمومی و اصرار بر بی‌گناهی او، می‌تواند روند رسیدگی به پرونده و اجرای عدالت را تحت تأثیر قرار دهد. 

کاظمی بیان کرد: در مرحله‌ای که پرونده شکایت از این بازیگر به دور از هیاهو و جنجال مورد رسیدگی قرار گرفت، در دادگاه روایت قربانی شنیده شد و حتی آن بازیگر به طور کوتاه‌مدت بازداشت شد، اما روند رسیدگی به پرونده بعداً مسیر دیگری را طی کرد. این پرونده نشان می‌دهد که ساختار قضایی یک ساختار کاملاً مسدود برای دادخواهی نیست، هرچند احقاق حق و دستیابی به عدالت هم در آن یک قاعده تضمین‌شده نیست و ممکن است تحت تأثیر متغیرهای مختلف قرار گیرد. 

ای کارشناس تاکید کرد: با وجود ضعف‌های ساختاری، زنان با اتکا به همین سیستم قضایی موجود می‌توانند گزارش‌دهی و شکایت کنند. موضوع این است که موانع بر سر راه گزارش‌دهی تا رسیدگی به شکایت زیاد است. از طرف دیگر، نوع مواجهه قانون با جرائمی مثل خشونت جنسی نیاز است که به‌روزرسانی و متناسب با شرایط امروز جامعه شود. مثلا مجازات اعدام، مجازات بسیار سنگینی است که ممکن است برخی شاکیان را از پیگیری پرونده منصرف کند، چون نمی‌خواهند در تداوم چرخه خشونت سهیم باشند. 

او ادامه داد: جامعه ایران نیاز دارد که در مواجهه با پرونده‌های خشونت جنسی، سوگیری جنسیتی را کنار بگذارد و ظرفیت شنیدن روایت آسیب‌دیدگان را توسعه دهد و سازوکارهای امن و عادلانه برای گزارش‌دهی و رسیدگی به خشونت را ایجاد کند. همان‌طور که در پرونده‌های دیگر، افراد آسیب‌دیده را سرزنش نمی‌کند، باید از سرزنش زنان قربانی خشونت جنسی و بازخواست درباره ظاهر و اعمال و روابط آن‌ها نیز دست بردارد. البته جامعه به طور خودکار دچار تغییر نمی‌شود و کارهای زیادی برای چنین تغییری لازم است. تغییر رویکرد رسمی به مسئله خشونت، آموزش عمومی، اصلاح قوانین، از جمله کارهایی است که در این راستا کمک‌کننده است. 

این کارشماس همچنین گفت: پیام من به زنانی که تجربه آزار یا خشونت داشته‌اند این است: شما به هیچ وجه در خشونتی که تجربه کرده‌اید مقصر نیستید. مسئولیت خشونت متوجه شخص خشونتگر و فراتر از آن بر عهده ساختاری است که در برابر خشونت سکوت کرده است. هیچ‌کس حق ندارد خشونتی که بر شما اعمال شده را با ظاهر شما، رفتار شما، موقعیت‌تان و تصمیم‌تان توجیه کند. شما حق دارید روایت‌تان را بازگو کنید و کمک بگیرید و انتظار حمایت داشته باشید. 

وی افزود: حق دارید در شرایط امن و عادلانه، خشونت را گزارش دهید و شکایت‌تان را پیگیری کنید. حمایت قانونی از زنان در برابر خشونت اندک است، اما ناامید نباشید؛ چرا که می‌توانید از همین امکانات محدود برای احقاق حق استفاده کنید. حمایت اجتماعی از خشونت‌دیدگان ناچیز است، اما همچنان کسانی هستند که از شما حمایت می‌کنند و در کنارتان می‌ایستند.

ارسال به تلگرام