صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۷۰۵۷
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۹ - ۰۳ شهريور ۱۴۰۵ - 25 August 2026

علیه پیادگان و پیاده‌روها

آنچه اکنون می‌بینم تخریب پیاده‌راه‌ها و تحقیر پیاده‌هاست. از هر راهی که ممکن است حریم و حرمت پیاده‌ها را می‌شکنند. شهر بَرده‌‌ی سواری‌ها و به کام سواره‌هاست‌. خیابان‌ها عریض‌تر می‌شوند و درختان و عابران و پیاده‌راه‌ها قربانی می‌شوند تا جا برای خودروهای بنجل داخلی باز شود.

علیرضا سیف - یکی از شاخص‌های سنجش فرهنگ یک شهر، پیاده‌رو است. هر چه پیاده‌روهای بیشتر و باکیفیت‌تری داشته باشیم با شهر فرهنگی‌تری طرف هستیم. پیاده‌راه‌ها بستری از فرصت‌ها هستند. ماشین‌های کمتری به خیابان می‌روند. انسان‌ها یکدیگر را زیاد می‌بینند و دیالوگ شکل می‌گیرد. شهروندان با روح و فیزیک شهر ارتباط عمیق‌تری برقرار می‌کنند. خوبی‌ها و کاستی‌های محل زندگی‌شان را با نگاه دقیق‌تری می‌یابند.

در عصر کم‌تحرکی راه رفتن ورزشی است که مدام سفارش می‌شود. معمولا در مناطقی که پیاده‌روهای جانانه دارد و ساکنانش به پیاده‌روی عادت دارند تماشاچیان بهتری هم برای نمایش‌های خیابانی پیدا می‌کنیم و شهروندان با حوصله‌ترند و تنش‌های کمتری اتفاق می‌افتاد.

فلانور به معنای پرسه‌زن، یک شیوه‌ی زیست هنری است. شاعرها و نویسنده‌ها و اندیشمندان و عکاسان در جای جای شهر پرسه می‌زنند و به آفرينش شعر و عکس و اثر هنری می‌رسند و مدرنیته و انسان و زندگی شهری را تحلیل می‌کنند تا از جهان معاصر به درک شایسته‌تری برسیم‌.

اما آنچه اکنون می‌بینم تخریب پیاده‌راه‌ها و تحقیر پیاده‌هاست. از هر راهی که ممکن است حریم و حرمت پیاده‌ها را می‌شکنند. شهر بَرده‌‌ی سواری‌ها و به کام سواره‌هاست‌. خیابان‌ها عریض‌تر می‌شوند و درختان و عابران و پیاده‌راه‌ها قربانی می‌شوند تا جا برای خودروهای بنجل داخلی باز شود.

کاش درد فقط همین بود. موتورسوارها برای فرار از ترافیک و صرفه‌جویی در زمان وحشیانه از وسط پیاده‌رو می‌گذرند و به هر پیاده‌ای که اعتراض کند شدیدترین بی‌احترامی‌ها را می‌کنند و بدترین فحش‌ها را می‌دهند. بزرگ و کوچک، پیرمرد و زن باردار و کودک از ترس موتور سیکلت با ترس و لرز در پیاده‌رو قدم برمی‌دارند. سال‌ها بود که موتورسوارانِ مردم‌آزار فقط مذکر بودند. بدبختانه برخی از زنان و دختران موتورسوار هم به تازگی وارد مسیر پرافتخار اذیت و آزار پیادگان شده‌اند.

اکنون که کافه‌ها هر روز به بهانه‌ای بسته می‌شوند. باز پیاده‌روها تاوان می‌دهند. سنگ‌فرش‌ها و جدول‌های پیاده‌راه‌های جلوی کافه را می‌کَنند و می‌برند تا گوشه‌ای برای نشستن نباشد و کافه از رونق بیفتد. گفتگویی شکل نگیرد و آدم‌ها دور هم جمع نشوند.

پیاده‌رو‌هایی هم که از تعریض خیابان در امان می‌مانند. اتاق خواب ماشین‌ها می‌شوند. نمایشگاه‌های ماشین، باتری‌ساز‌ها و ضبط‌فروش‌ها پیاده‌راه‌ها را قرق می‌کنند. در محله‌ای هم که مشاغل مربوط به خودرو نباشند اهالی محل، حق پیاده‌ها را می‌خورند. معمولا خاک و چمن و فضای سبز موجود در پیاده‌رو را نابود می‌کنند و روی آن سیمان می‌ریزند و ماشین‌‌هایشان را پارک می‌کنند. انگار که پیاده‌رو حیاط خانه خودشان است.

حتی شب‌ها که خیابان‌ها خلوت‌اند و ظاهرا آزارنده و مزاحمی نیست ماشین‌های عبوری که مدل‌ها و سرنشینان مختلف دارند. سرشان را بیرون می‌آورند و مزه‌ای می‌پرانند. سر به سر پیاده‌ها می‌گذارند‌. این متلک‌های شبانه فراتر از جنیست و فحاشی‌اند. شکل سنتی‌‌اش این طور بود که مردان لاابالی مزاحم زنان و دختران می‌شدند. اما گاهی  دختران و زنان سواره‌ای پیدا می‌شوند که پسران و مردان پیاده را دست بیندازند.

انگار مردان تاوان گذشته را می‌دهند و جای ظالم و مظلوم عوض شده است. البته هنوز رانندگان مرد در آزار شبگردها با اختلاف صدر نشین هستند. دست‌انداختن پیاده‌ها هم متنوع شده است یعنی گاهی ماشین‌سوارها به کلاه و کفش فرد پیاده می‌خندند. گاهی به وسایلی که خریده و به خانه می‌برد. زباله‌گردها هم از آزار و اذیت، سواری‌هایی که شب‌ها دور دور می‌کنند آسایش ندارند.

شهر، شبانه‌روزی پیام می‌فرستد که خیابان‌ها عزیز و پیاده‌روها خوارند. لاستیک‌ والاتر از پای پیاده است. شهر و حاکمان و قدرتمندان و سوارگان شهر، شب و روز به پیادگان پیغام می‌دهند هر جا بتوانیم حق‌تان را فدای خواسته و آسایش خویش می‌کنیم. پیاده‌ها زیادی‌اند. پیاده‌روها اضافی‌اند. شاید وقتش رسیده پیاده‌ها، پیاده‌‌روها بردارند و از شهر بروند!

ارسال به تلگرام