عصر ایران- محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس تیم مذاکرهکننده ایران با طرف آمریکایی بر سر جنگ و تنگۀ هرمز به نامه حسین شریعتمداری رییس کیهان که هر افق و صلحی را رد می کند و به تمام میانجی ها بدبین است، پاسخ داد.
از همین عنوان جوابیه درمییابید که قالیباف نمی خواهد با او علنا دربیفتد. هر چند گفته:برادر عرصه قلم و رسانه و نگفته سردار عرصه قلم و رسانه.
و اما متن جوابیه:
برادر ارزشمند عرصه قلم و رسانه، جناب آقای حاج حسین شریعتمداری
سلام علیکم
نخست لازم میدانم از خیرخواهی، دغدغهمندی و تذکر برادرانه جنابعالی سپاسگزاری کنم. سالیان متمادی است که شما را از فرماندهان جنگ نرم و در صف پیشتازان دفاع از انقلاب اسلامی، شناختهام. در مکتب قرآن، تذکر مؤمنانه نه مایه رنجش، که نشانه برادری است؛ که خداوند متعال فرموده: وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَی تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ. از این رو، تذکر شما را نه از سر تقابل، بلکه از جانب برادری دینی و انقلابی و کارآزموده در عرصه قلم به برادر کوچکتر خود تلقی میکنم.
اینجانب خود را سربازی کوچک از خیل مجاهدان انقلاب میدانم؛ کسی که سرمایه اصلیاش را نه در مناصب و عناوین، بلکه در عهدی میجوید که با امام راحل عظیمالشأن، امام شهید و رهبر معظم انقلاب، مردم مؤمن ایران و خون پاک شهیدان بسته است.
امروز نیز مسئولیت دشوار مذاکره با دشمنانی که دستشان به خون امام شهید این ملت، دوستان و همرزمانم و زنان و کودکان و فرزندان این سرزمین آلوده است، برای من نه امتیاز، بلکه امتحانی سنگین و امانتی خطیر است. از شما برادر عزیزم و همه مردم شریف ایران درخواست میکنم برای عاقبتبهخیری این برادر کوچک خود دعا کنند.
و اما مذاکره در نگاه اینجانب، نه ارزش ذاتی دارد نه تابو است؛ نه مطلقاً خیر است نه مطلقاً شر. مذاکره هنگامی معنا مییابد که ابزار پیشبرد منافع ملی، احقاق حقوق ملت، رفع ظلم و تثبیت دستاوردهای مقاومت باشد. سال هاست در سپاه آیه شریفه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» روی قلبم هک شده است و با چنین منطقی، گفتوگو نیز اگر لازم باشد، همان میدان مبارزه و مقاومت است؛ نه جایگزین آن و نه نشانه عقبنشینی از آن.
امام کبیرمان با همه صراحت و ایستادگی در برابر استکبار، اداره کشور و حفظ مصالح اسلام و مسلمین را در چارچوب عقلانیت، تدبیر و تشخیص مسئولان متعهد میدیدند و به ما آموختند که معیار، حفظ اسلام، استقلال کشور، عزت مردم و نفی سلطه بیگانگان است. امام شهیدمان نیز بارها بر این حقیقت تأکید کردهاند که تعامل با دنیا با وابستگی و تسلیم تفاوتی بنیادین دارد؛ و مذاکره، هرگاه لازم باشد، باید از موضع قدرت، با حفظ عزت، حکمت و مصلحت دنبال شود.
همانطور که شما به حقیر لطف داشتید، آنهایی که این برادرتان را میشناسند می دانند از نخستین روزهای انقلاب، مرز خود را با غربگرایی، فتنهگری، انحراف، تحریف خط امام و هر جریانی که حل مسائل کشور را در گرو رضایت بیگانگان میبیند، روشن و عملی حفظ کردهام. ما با آنان که به جای تکیه بر قدرت مردم، چشم به دست دشمن دارند، اختلافی صرفاً تاکتیکی نداریم؛ بلکه اختلافی مبنایی داریم.
در عین مرزبندی با غربگرایی باید بگویم هر اقدام عقلانی از موضع انقلابی، هر گفتوگوی مقتدرانه یا هر تلاش برای گرفتن حق ملت از دشمن، نباید به نادرست در ذیل سازش و انفعال تعریف شود. دشمن همواره میکوشد میان نیروهای انقلاب سوءتفاهم و اختلاف ایجاد کند و سرمایه همدلی آنان را فرسوده سازد. با عنایت به آیه شریفه «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» باور دارم، نقد خیرخواهانه و هوشیاری انقلابی لازم است؛ اما نباید اجازه داد تفسیرهای شتابزده و فضاسازیهای سیاسی، باعث تضعیف سربازان این مرز و بوم در صورتی از جهاد یعنی مذاکره مجاهدانه و خدشه به وحدت، اعتماد و اعتقاد به نیروهای وفادار به امامین انقلاب و رهبری گردد.
در این مقطع زمانی نیز شانه از زیر بار مسئولیت مذاکره با دشمن خالی کردن و به کمین نشستن تا هر دستاورد تیم مذاکرهکننده را خیانت نامیدن، عین عافیتطلبی دانستم. باید شانه زیر بار مسئولیت داد از ابزارهای قدرت حراست و حفاظت کرد تا بتوانیم دستاوردهای جنگ را تثبیت کرد و کشور را از بلایای خطیری که دشمنان برای آن نقشه کشیدهاند، به سلامت عبور داد.
همانگونه که با غربگرایی ، انحراف و فتنهگری مرز بندی روشن داشتهام، با تندروی، بیانضباطی در گفتار و عمل، عدم رعایت تقوای سیاسی و خالص سازی از مردم و ولایت پذیری گزینشی مرز دارم و معتقدم عقلانیت انقلابی نقطه گم شده انقلابی گری است که باور به توامان بودن عدالت و معنویت و عقلانیت دارد. من معقتدم مردم باوری، خداباوری و خودباوری ارکان موفقیت ما است که براساس آن باید هسته سخت انقلاب را ۹۰میلیون بدانیم، با باور به سنت های الهی اقدام کنیم و با عقلانیت متصل به وحی راه را روشن کنیم و آرمان ها را با واقع بینی دنبال کنیم و باور دارم که آنچه تضمین اصلی برای سعادت ما است تبعیت کامل از ولی فقیه است.
ولایتپذیری، انتخاب گزارههای دلخواه از سخنان ولیّ فقیه نیست؛ بلکه التزام عملی به منظومه رهنمودهای ایشان، از مقاومت در برابر دشمن تا حفظ انسجام ملی، از تقویت توان داخلی تا پرهیز از دوقطبیسازیهای زیانبار است.
کشور امروز با مسائل بزرگ و پیچیده و با دشمنی آشکار و چندلایه روبهروست. وظیفه ما آن است که توان و وقت خود را صرف حل مسائل مردم، افزایش اقتدار ایران، پاسداری از دستاوردهای مقاومت و ناکام گذاشتن دشمن کنیم؛ نه آنکه سرمایه محدود مسئولیت را در پاسخگویی به همه برداشتها و داوریهای غیردقیق بیش از اندازه هزینه کنیم. در پایان تذکر صادقانه و دلسوزانه جنابعالی را مغتنم میشمارم و از خداوند می خواهم به لطف خود من را ثابت قدم نگه دارد تا در راستای اعتلای اسلام و انقلاب و ایران عزیز همچنان انجام وظیفه کنم؛ رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً.
سرباز انقلاب
محمدباقر قالیباف
رییس کیهان این گونه نوشته بود:
۱- برادر عزیزم آقای دکتر قالیباف از ارادت دیرینه نگارنده به جناب ایشان باخبر است و به یقین میدانند که آنچه در نوشته پیشروی آمده است آمیزهای از دو آموزه است، تجربهای از گذشته نهچندان دور و دلشورهای از تکرار آن.
اشاره به این نکته نیز ضروری است که گاهی اوقات، واقعیتی از نگاه افراد هوشمند پنهان میماند و تذکر آن به معنای هوشمندی بیشتر تذکردهنده نیست بلکه در مواردی فلان تذکر برخاسته از جایگاه خبری تذکردهنده است.
چند سال قبل وقتی پای خبررسانی به یکی از بزرگواران در میان بود، نوشته خویش را با این مقدمه آغاز کردم «در کلام خدا آمده است که وقتی حضرت سلیمان(ع) در میان پرندگانی که با او بودند، هدهد را ندید، برآشفت و گفت: «مَا لِیَ لَا أَرَی الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ- هدهد کجا است که نمیبینمش؟
آیا از غیبتکنندگان است»؟ اما انتظارش به درازا نکشید که هدهد از راه رسید و گفت: «أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِین- از چیزی آگاهی یافتم که تو از آن آگاه نشدهای و برای تو از سبا گزارشی مهم و درست آوردهام». هدهد فقط یک پرنده بود. اما، برای سلیمان از «سبا» خبری آورده بود که سلیمان را با آن همه شوکت به آن دسترسی نبود».
۲- قالیبافی که ما میشناسیم، فرمانده فداکار لشکر در دوران دفاع مقدس، خلبان بیباک نظامی و تجاری، فرمانده مقتدر نیروی انتظامی، شهردار موفق تهران بزرگ، رئیس مجلس شورای اسلامی و اکنون مسئول تیم مذاکرهکننده در جنگ اخیر. هر یک از ویژگیها و مقامات یادشده به تنهایی میتواند طمع دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها را برای مقابله خصمانه با ایشان به دنبال داشته باشد. اما چگونه؟! قالیباف بارها نشان داده است، بیدی نیست که با وزش بادهای مخالف از سوی دشمنان بلرزد! مسئول برجستهای است که با شجاعت از عقبههای سخت عبور کرده است و...
۳- برخی از شواهد موجود حکایت از آن دارند که یک جریان غربگرا و شماری از مدعیان اصلاحات تغییر «پایگاه اجتماعی» آقای قالیباف را نشانه رفتهاند و انتقال پایگاه اجتماعی ایشان از میان تودههای عظیم و فداکار مردم به عرصه فعالیت سیاسی مدعیان اصلاحات و غربگرایان را دنبال میکنند(!) شاید این برداشت واقعیت بیرونی نداشته و فقط در حد و اندازه یک احتمال باشد! ولی همسویی [ظاهری و نه واقعی] برخی از مواضع اخیر جناب قالیباف با جماعت غربگرا(!) به این برداشت و یا دستکم به این احتمال دامن میزند.
جریانات غربگرا با تحریف و یا تقطیع برخی از مواضع آقای قالیباف و سپس با تعریف و تمجید از موضع یادشده، اصرار دارند که از یکسو، پایگاه اجتماعی ایشان را تغییر یافته قلمداد کنند و از سوی دیگر، ارادت همیشگی نیروهای انقلابی و حزبالله به جناب ایشان را مخدوش جلوه دهند.
به یقین برادر عزیزمان آقای قالیباف از سرنوشت سیاسی کسانی که قربانی همین ترفند شدهاند، بیخبر نیستند. این ترفند اگرچه با شخصیتی که از آقای قالیباف میشناسیم، آب در هاون کوبیدن است ولی انتظار آن است که جناب ایشان برای پرهیز از برداشتهای ناصواب، بر مواضع انقلابی خود تاکید و تصریح بیشتری داشته باشند تا راه سوءاستفاده و برداشتهای غرضورزانه بسته بماند.
و بالاخره، گفتنی است که این وجیزه میتوانست محرمانه بماند و ارسال خصوصی داشته باشد ولی به دو علت انتشار آن ضروری به نظر میرسید. اول، آن که این ترفند در موارد دیگری نیز به کار گرفته میشود و رسانهای شدن آن میتواند تلنگری هشداردهنده باشد و دوم، ضرورت تاکید بر شخصیت برجسته و انقلابی آقای قالیباف که شاید برای نسل جوان امروزمان ناگفته مانده باشد.