همزمان با قدرت گرفتن سیاستمداران متولد خارج از آمریکا، جمهوریخواهان در چند ایالت و کنگره به دنبال محدود کردن حق شهروندان تابعیتگرفته و دو تابعیتیها برای تصدی مناصب سیاسی هستند؛ طرحی که میتواند حتی برخی جمهوریخواهان مهاجر را هم از قدرت کنار بزند.
به گزارش عصر ایران به نقل از آتلانتیک، کارلوس آلمان، مهاجر متولد نیکاراگوئه، ۱۲ سال پس از دریافت تابعیت آمریکا در سال ۲۰۲۰ به شورای شهر هوموود در آلاباما راه پیدا کرد. او تصور میکرد شهروند شدن یعنی برخورداری از همان حقوقی که دیگر آمریکاییها دارند. اما حالا در ایالتی که زندگی میکند، سیاستمدارانی در تلاشاند قانونی تصویب کنند که افرادی مانند او را از نامزدی برای مناصب بالاتر منع کند.
این فقط داستان یک عضو شورای شهر در آلاباما نیست. یک تغییر بزرگتر در سیاست آمریکا در جریان است: بخشی از جمهوریخواهان میخواهند میان «آمریکاییِ متولد آمریکا» و «آمریکاییِ تابعیتگرفته» تفاوت سیاسی ایجاد کنند.
از فرمانداری تا کنگره؛ دامنه محدودیتها گسترده شده است
در آلاباما، طرحی برای الزام نامزدهای فرمانداری، مجلس ایالتی، کلانتری و برخی مناصب دیگر به داشتن تابعیت از بدو تولد مطرح شده است. طرحهای مشابهی نیز در کنتاکی و تنسی ارائه شدهاند.
در سطح فدرال هم دستکم پنج جمهوریخواه پیشنهادهایی برای محدود کردن حضور شهروندان تابعیتگرفته یا دو تابعیتیها در کنگره، دستگاه قضایی، کابینه و سفارتخانهها مطرح کردهاند.
فلوریدا حتی یک گام جلوتر رفته و قانونی تصویب کرده که نامزدهای برخی مناصب باید تابعیت دوم خود را اعلام کنند؛ قانونی که قرار است از سال آینده اجرایی شود.
مسئله اما فقط مهاجران نیست. برخی از این طرحها میتوانند سیاستمداران جمهوریخواهی را که خودشان خارج از آمریکا متولد شدهاند نیز تحت تأثیر قرار دهند.
ممدانی؛ نماد جدیدی برای راست آمریکا
ظهور زهران ممدانی، شهردار نیویورک، به یکی از مهمترین سوختهای سیاسی این جریان تبدیل شده است. ممدانی در اوگاندا متولد شده و خانوادهای با ریشه هندی دارد. موفقیت او و دیگر سیاستمداران مترقی متولد خارج از آمریکا، از نگاه جریان ماگا ترامپ نشان میدهد مهاجران نهتنها میتوانند آمریکایی شوند، بلکه میتوانند به بالاترین سطوح قدرت سیاسی نیز برسند.
وس آلن، از ایالت آلاباما، زمانی که پیشنهاد ممنوعیت حضور شهروندان تابعیتگرفته در مناصب انتخابی را مطرح کرد، صراحتاً نامزدی ممدانی را یکی از انگیزههای خود دانست و از خطر نفوذ خارجی سخن گفت.
ترامپ؛ از ستایش مهاجران تا «اول آمریکا»
این تغییر موضع در حالی رخ میدهد که ترامپ زمانی لحن کاملاً متفاوتی داشت.
او در سال ۲۰۱۹ در کاخ سفید مراسم اعطای تابعیت برگزار کرد و از «زیبایی و شکوه شهروندی» گفت. ترامپ آن زمان به شهروندان جدید گفته بود که فارغ از اینکه داستانشان از کجا آغاز شده، همه آمریکاییها برابرند.
اما ادبیات دولت او در سالهای اخیر تغییر کرده است. ترامپ از توقف مهاجرت از کشورهای در حال توسعه، سلب تابعیت برخی مهاجران و محدود کردن مسیرهای قانونی مهاجرت حمایت کرده و در شبکه اجتماعی خود نوشته است: «اگر جهان سوم را وارد کنید، خودتان به جهان سوم تبدیل میشوید.»
تحلیل منتشرشده در ژانویه نیز نشان میداد سیاستهای مهاجرتی دولت ترامپ میتواند مهاجرت قانونی به آمریکا را طی دوره چهار ساله ریاستجمهوری او بین یکسوم تا نیمی کاهش دهد.
مشکل بزرگ جمهوریخواهان: قانون اساسی
اما یک مانع جدی وجود دارد. قانون اساسی آمریکا برای ریاستجمهوری شرط «شهروند متولد آمریکا» بودن را تعیین کرده، اما چنین شرطی برای سایر مناصب دولتی وجود ندارد.
پاملا کارلان، استاد حقوق دانشگاه استنفورد، میگوید شروط جدید برای نمایندگان کنگره بدون اصلاح قانون اساسی با مانع حقوقی روبهرو خواهد شد. به گفته او، شرایط تعیینشده در قانون اساسی انحصاری هستند و ایالتها نمیتوانند شروط دیگری به آنها اضافه کنند.
به همین دلیل، بسیاری از این طرحها هنوز در مرحله پیشنهاد باقی ماندهاند؛ اما مسئله فقط احتمال تصویب آنها نیست. ورود چنین ایدهای به جریان اصلی سیاست آمریکا نشان میدهد تعریف «آمریکایی بودن» دوباره به یکی از میدانهای اصلی مناقشه سیاسی تبدیل شده است.
مو بروکس، نماینده سابق جمهوریخواه آلاباما، با وجود حمایت از بخش زیادی از سیاستهای مهاجرتی ترامپ، با محروم کردن شهروندان آمریکایی از حقوق سیاسی به دلیل محل تولدشان مخالف است.
او هشدار داده است که چنین رویکردی در کشوری که هر روز متنوعتر میشود، نهتنها از نظر اخلاقی و سیاسی مشکلساز است، بلکه میتواند به ضرر خود جمهوریخواهان تمام شود.
در آلاباما بیش از ۷۷ هزار شهروند تابعیتگرفته زندگی میکنند؛ جمعیتی که حالا بیش از گذشته با این پرسش روبهروست که شهروندی آمریکا دقیقاً چه حقوقی برای آنها به همراه دارد.
او همان عضو شورای شهر هوموود، این تناقض را سادهتر بیان میکند: او میتواند در آمریکا رأی بدهد، مالیات بپردازد و خانواده تشکیل دهد؛ اما ممکن است روزی به فرزندانش گفته شود پدرشان بهاندازه کافی آمریکایی نیست که بتواند نماینده مردم باشد.
این شاید مهمترین پرسش سیاسی پشت این مناقشه باشد: در آمریکایی که مهاجران بخش مهمی از تاریخ آن را ساختهاند، آیا «شهروند آمریکایی» بودن کافی است، یا برای رسیدن به قدرت باید آمریکاییتر از دیگران بود؟