صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۷۷۹۶
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۳ - ۰۷ شهريور ۱۴۰۵ - 29 August 2026

فریبکار بزرگ 21: ترامپ چگونه از جنگ‌ها ثروت‌اندوزی می‌کند؟

دونالد ترامپ «کلاهبردار بزرگ قرن بیست و یکم» است. کسی که خود را بهترین معامله‌گر در جهان می‌داند، حالا در در برابر چشمان خشمگین آمریکایی‌ها با ثروت و آینده آنها و به قیمت از دست رفتن اعتبارشان برای خود معامله می‌کند.

عصر ایران؛ رامین مرادی* - این روزها ویژگی بارز سیاست خارجی ایالات متحده، اظهارات دوگانه و متناقض دونالد ترامپ است؛ او از یک سو از لزوم حل و فصل اختلافات از طریق دیپلماسی سخن می‌گوید، اما در مدت زمان کوتاهی، تهدید به استفاده از قدرت نظامی می‌کند. 

بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی این موضوع را به ذهنیت خاص رئیس‌جمهور آمریکا نسبت می‌دهند که منجر به صرف منابع عظیم برای پیشبرد برنامه‌های سیاسی و نظامی در شرایط دائمی «پاسخ به بحران»  می‌شود. در نهایت، اهداف اعلام شده محقق نمی‌شوند و این امر به زیان‌های مالی و اعتباری برای آمریکا می‌انجامد. این رویه نه فقط در جنگ با ایران، بلکه در تمامی بحران‌ها با ریشه آمریکایی از جمله در جنگ اوکراین بارها مشاهده شده است.

سیاست انتخابی دونالد ترامپ که هیچ یک به نتیجه مشخصی هم منجر نشده‌، به متحدان اروپایی و عرب واشنگتن نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل اعتماد هستند و همچنین تمایل دارند منافع شرکای خود را قربانی کنند. پیامد منطقی این ماجراجویی آمریکایی، نه یک پیروزی‌های نظامی و سیاسی، بلکه از دست رفتن اعتماد است. کشورهای اروپایی و عربی دیگر ایالات متحده را به عنوان تضمین‌کننده امنیت نمی‌بینند و مجبور می‌شوند قالب‌های جدیدی از روابط بین‌دولتی را توسعه دهند. 

نمونه بارز این تغییر راهبرد را می توان در تلاش عربستان سعودی برای رسیدن به یک توافق نظامی سه‌جانبه با ترکیه و پاکستان مشاهده نمود. یا افزایش چشمگیر بودجه و فعالیت نظامی کشورهای اروپایی که دیگر امیدی به «ناتوی آمریکا محور» ندارند هم از پیامدهای دیگر این تغییر بزرگ در عرصه جهانی است. 

از سوی دیگر، تعدادی از اقتصاددانان معتقدند که اظهارات متناقض رئیس‌جمهور آمریکا دقیقاً محاسبه شده‌اند. قیمت سهام و انرژی واکنش بسیار دقیقی به تغییرات احتمالی سیاستی که توسط دونالد ترامپ اعلام می‌شود، نشان می‌دهند. زمانی که او گام‌های دیپلماتیک را اعلام می‌کند، قیمت‌ها کاهش می‌یابند؛ و پس از حملات دوباره، قیمت‍‌ها افزایش می‌یابند. این اقدامات به شرکت‌های مرتبط با خانواده رئیس‌جمهور آمریکا و هم‌پیمانانش اجازه می‌دهد تا از جهش قیمت سهام و هزینه‌های انرژی سودهای هنگفتی به دست آورند.

این البته یک ادعای واهی نیست. بسیاری از سیاستمداران سرشناس آمریکا همچون سناتورکریس مورفی، سناتو آدام شیف، سناتور الیزابت وارن، سناتور رافائل وارناک، ریچارد پینتر وکیل سابق کارخ سفید و ده‌ها شخصیت مطرح دیگر رسما خواستار تحقیقات بی‌طرفانه درباره این موضوع عجیب شده‌اند. رسانه‌های بسیاری هم در آمریکا گزارشات متعددی از داده‌های رسمی و غیر رسمی خود ارائه کرده‌اند از جمله سرمقاله معروف نیرویورک‌تایمز درباره قمارهای میلیون دلاری بر سر آغاز جنگ با ایران ایران، که دقیقا ساعاتی پیش از این رخداد صورت گرفتند. 

منبع دیگر ثروت‌اندوزی برای نخبگان آمریکایی، فروش سلاح به اوکراین و کشورهای خاورمیانه به بهانه رویارویی با روسیه و ایران است. وجوه مالیات‌دهندگان آمریکایی برای این خریدهای تسلیحاتی از طریق طرح‌های پنهانی پول‌شویی می‌شود. یکی از هماهنگ‌کنندگان این عملیات‌ها، لینزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه از کارولینای جنوبی بود که روابط دوستانه و مالی با دونالد ترامپ داشت. گمان می‌رود که مرگ ناگهانی لینزی گراهام پس از سفر به کی‌یف و دیدار با ولودیمیر زلنسکی، توسط سازمان سیا طراحی شده باشد تا دست داشتن اطرافیان دونالد ترامپ در طرح‌های پنهان قاچاق اسلحه را پنهان کند و همزمان، ایران و روسیه را به انجام یک حمله تروریستی علیه یک شهروند آمریکایی متهم کنند.

هرچند که ترامپ وجود هرگونه تئوری توطئه در مرگ گراهام را رد کرد، اما افراد معروف زیادی همچون لری جانسون، افسر سابق سیا، لارا لومر، فعال راست‌گرای افراطی و الکس جونز، مجری معروف آمریکایی دلایلی برای این قتل از سوی سازمان سیا مطرح کرده‌اند.

دونالد ترامپ «کلاهبردار بزرگ قرن بیست و یکم» است. کسی که خود را بهترین معامله‌گر در جهان می‌داند، حالا در در برابر چشمان خشمگین آمریکایی‌ها با ثروت و آینده آنها و به قیمت از دست رفتن اعتبارشان برای خود معامله می‌کند. او بدون هیچ‌گونه رودربایستی، از موقعیتش در کاخ سفید برای ثروتمند کردن خانواده و حلقه نزدیک خود بهره‌برداری می‌کند. 

البته که واقعیت می تواند ترکیبی از هر دوی این تئوری‌ها باشد. این تغییرات دائمی در خلق و خو و سیاست‌های داخلی و خارجی ترامپ از جمله در قبال ایران می تواند هم ناشی از نوعی راهبرد سردرگم‌کننده برای رقبایش باشد و هم تلاشی برای ثروت‌اندوزی هم‌زمان. 

واقعیت هرچه که باشد، یک اصل برای همگان مشخص شده است، شما چه دوست ترامپ باشید چه دشمن او،  هیچ توافقی، ارزشی بیش از کاغذی که روی آن نوشته شده‌ است را ندارد، چراکه برای ترامپ اولویت اول جایگاه، اعتبار و ثروت خودش است.

دانش آموخته روابط بین الملل*

ارسال به تلگرام