صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۸۲۳۵
تاریخ انتشار: ۱۲:۳۳ - ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - 31 August 2026

چرا ذهنمان خاطرات تلخ را بیش از خاطرات خوش تکرار می‌کند؟

این روانشناس بیان کرد: لزوما هر خاطره تلخی مانع از تجربه‌ خاطرات خوش نمی‌شود، اما خاطراتی که هیجانات شدید و ماهیت تهدیدآمیز دارند، معمولا با یک «احساس ناتمام» همراه هستند. برای نمونه، مواردی مانند شکست مادی یا عاطفی، از دست دادن عزیزان، تجربه شرم یا خجالت در جمع، همگی با هیجانی ناتمام همراهند.

یک روانشناس با تشریح پدیده «سوگیری منفی‌نگری» در مغز انسان، مرور مداوم خاطرات تلخ و درگیری ذهنی با رویدادهای پیشین را ناشی از غریزه بقا و پردازش هیجانات ناتمام دانست و با تبیین تفاوت‌های میان «یادآوری سالم» و «نشخوار فکری»، نسبت به پیامدهای مخرب این درگیری بر افت کیفیت زندگی، تخریب روابط عاطفی و فعال‌سازی مزمن سیستم استرس و بروز مشکلات جسمی هشدار داد.

مرضیه عزیزی معین، در گفت‌وگو با ایسنا، در پاسخ به این پرسش که چرا ذهن تمایل به بازخوانی مداوم خاطرات تلخ دارد، گفت: درگیر بودن با گذشته، به خودی خود یک بیماری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از پدیده‌هایی همچون نشخوار فکری، اجتناب از یادآوری یا اختلال در عملکرد فرد است که تداوم ناراحتی‌های گذشته و مشاهده تبعات آن در حال حاضر، می‌تواند عامل اصلی درگیری ذهنی فرد با گذشته باشد.

وی با اشاره به اینکه این موضوع، ریشه در ساختار روان انسان دارد، اظهارکرد: ما در روانشناسی با اصطلاح "سوگیری منفی‌نگری" روبرو هستیم. مغز انسان به محرک‌های منفی، تهدیدآمیز یا هیجان‌انگیز، حساسیت بسیار بیشتری نشان می‌دهد. این حساسیت برای بقای انسان است؛ چرا که مغز برای حفظ سلامت فرد، اتفاقاتی را که تهدیدی برای او محسوب می‌شوند، بیشتر به یاد می‌سپارد.

این روانشناس در ادامه بیان کرد: لزوما هر خاطره تلخی مانع از تجربه‌ خاطرات خوش نمی‌شود، اما خاطراتی که هیجانات شدید و ماهیت تهدیدآمیز دارند، معمولا با یک «احساس ناتمام» همراه هستند. برای نمونه، مواردی مانند شکست مادی یا عاطفی، از دست دادن عزیزان، تجربه شرم یا خجالت در جمع، همگی با هیجانی ناتمام همراهند. همین هیجان رها نشده، باعث می‌شود خاطره مدام در ذهن فعال و تکرار شود.

ارتباط با اضطراب و تلاش مغز برای معناسازی

عزیزی معین خاطرنشان کرد که پژوهش‌های جدید، ارتباط مستقیم میان تکرار خاطرات منفی و نشخوار فکری را با بیماری‌هایی نظیر افسردگی و اضطراب تایید می‌کنند که مرور مداوم یک اتفاق تلخ، لزوما به معنای ضعف روانی فرد نیست؛ بلکه گاهی مغز تلاش می‌کند با پردازش مداوم یک مساله حل‌نشده، معنایی از آن بیابد تا از تکرار آن اتفاق در آینده جلوگیری کند.

این روانشناس با تبیین مرز میان «یادآوری سالم» و «گیر کردن در گذشته»، اظهار کرد: یادآوری سالم به این معناست که فرد می‌تواند گذشته را به خاطر بیاورد، درباره آن فکر کند و حتی از آن ناراحت شود، اما این ناراحتی هرگز عملکرد روزانه او را مختل نمی‌کند. در یادآوری سالم، فرد همچنان می‌تواند به مسیر زندگی خود ادامه دهد، اما در حالت درگیری با گذشته، خاطرات مدام به زمان حال هجوم می‌آورند.

وی توضیح داد که در حالت درگیری با گذشته، توجه، هیجان و رفتار فرد به‌شدت تحت تاثیر وقایع پیشین قرار می‌گیرد. برای مثال، فرد هنگام بازخوانی یک ماجرای قدیمی، دچار خشم یا عصبانیت شده و زندگی روزمره‌اش مختل می کند.

عزیزی معین یک معیار ساده برای تشخیص این وضعیت ارائه داد و گفت: اگر یادآوری خاطرات باعث شود زندگی امروز شما دستکاری شود، شما درگیر هستید؛ اما در یادآوری سالم، فرد می‌گوید آن اتفاق مهم بود و بر من اثر گذاشت، اما زندگی امروز من را مختل نمی‌کند.

این روانشناس تفاوت اصلی این دو حالت را در ماهیت افکار دانست و گفت: در نشخوار فکری، فرد مدام با پرسش‌های بی‌پاسخ دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ از میان آن‌ها مثلا می‌توان به این جملات اشاره کرد: چرا آن اتفاق افتاد؟ چرا در آن موقع پاسخ ندادم؟ اگر فلان کار را می‌کردم چه می‌شد؟ یا این که برای نمونه، یک فرد ۳۰ ساله ممکن است مدام فکر کند که چرا در ۱۰ سالگی در برابر حرف مادربزرگش سکوت کرد؛ این پرسش‌ها نه پاسخی دارند و نه به هیچ پذیرشی ختم می‌شوند.

پیامدهای مخرب نشخوار فکری بر سلامت روان

وی تاکید کرد: نشخوار فکری هیچ پردازش ذهنی یا حل مساله‌ای را به دنبال ندارد و تنها منجر به کاهش خلق‌وخو می‌شود. این وضعیت با ایجاد هیجانات منفی نظیر خشم و غم، باعث می‌شود رفتار فرد به‌جای اینکه براساس واقعیت‌های امروز باشد، تحت کنترل و مدیریت خاطرات گذشته قرار گیرد.

عزیزی معین با بیان اینکه زندگی در گذشته می‌تواند سلامت روان و کیفیت زندگی امروز را تحت تأثیر قرار دهد، گفت: وقتی توجه، تمرکز و هیجان فرد مدام صرف گذشته می‌شود، فرصت کمتری برای تجربه‌های تازه در زمان حال خواهد داشت. در این شرایط، تمرکز فرد کاهش می‌یابد، ممکن است دچار اختلال خواب شود و انگیزه‌اش برای انجام فعالیت‌های روزمره افت کند.

تاثیر خاطرات تلخ بر روابط و انگیزه

این روانشناس ادامه داد: فردی که در گذشته شکست شغلی را تجربه کرده ممکن است دیگر انگیزه یا حوصله‌ای برای ادامه مسیر کاری خود نداشته باشد. همچنین، اگر فرد در گذشته از سوی خانواده همسرش رفتار آزاردهنده‌ای دیده یا روابط مناسبی با آنان نداشته است، امکان دارد امروز نیز نتواند ارتباط اجتماعی راحت و لذت‌بخشی با آن‌ها برقرار کند. درگیری مداوم با خاطرات گذشته می‌تواند با کاهش انگیزه و لذت، اجتناب از موقعیت‌های جدید و کاهش مشارکت‌های اجتماعی همراه باشد. فرد به‌تدریج از تجربه‌های تازه فاصله می‌گیرد و روابطش محدودتر می‌شود.

وی با اشاره به تفاوت پردازش تجربه با نشخوار فکری، اظهار کرد: اگر یادآوری گذشته به شکل نشخوار فکری باشد، فرد به‌جای آنکه از تجربه خود نتیجه‌گیری کند و به راه‌حل برسد، فقط بارها همان مساله را بدون حل کردن مرور می‌کند. زمانی که فرد با کمک روانشناس، تجربه گذشته را به‌صورت منطقی و علمی بررسی می‌کند، می‌تواند از آن به معنا، یادگیری و تجربه برسد؛ اما نشخوار فکری تنها به تکرار، فرسودگی ذهنی، خلق پایین و در نهایت تشدید احساس افسردگی منجر می‌شود.

عزیزی معین در خصوص رابطه میان درگیری با گذشته و بروز اختلالاتی نظیر اضطراب و افسردگی، از وجود یک «دور باطل» خبر داد و گفت: این یک رابطه دوطرفه است؛ از یک سو تجربه‌های منفی و حل‌نشده زمینه‌ساز نشخوار فکری می‌شوند که خود باعث افزایش نگرانی می‌گردد و از سوی دیگر، اضطراب و افسردگی فرد را بیشتر به سمت جستجوی خاطرات منفی سوق می‌دهند. در افسردگی، این چرخه معمولا حول محور مفاهیمی چون فقدان، شکست، احساس گناه، شرم و عزت‌نفس پایین می‌چرخد، اما در اضطراب، ذهن برای پیش‌بینی خطرات آینده، به گذشته پناه می‌برد.

وی با ارائه مثالی ملموس، فرآیند فکری فرد مضطرب را تشریح کرد: فرد اضطراب‌زده از گذشته استفاده می‌کند تا احتمال وقوع اتفاقات بد در آینده را پیش‌بینی کند. برای مثال، کسی که سابقه تصادف داشته، مدام با خود می‌گوید اگر دوباره از این خیابان رد شوم و تصادف کنم چه؟ یا اگر از این پله‌ها پایین بروم و دوباره پاهایم سر بخورد چه؟ این الگو در ابعاد بزرگتر زندگی نیز تکرار می‌شود؛ پرسش‌هایی نظیر اگر دوباره در ازدواج شکست بخورم چه، اگر در کنکور یا آزمون استخدامی دوباره مردود شوم چه؟ همگی نشان‌دهنده استفاده ذهن از تجربه‌های تلخ گذشته برای ترساندن فرد از آینده است.

این روانشناس با استناد به یافته‌های علمی جدید خاطرنشان کرد: پژوهش‌ها نشان می‌دهند تکرار مداوم خاطرات منفی و نشخوار فکری، مستقیما با شدت علائم در اختلالات هیجانی ارتباط دارد. این تکرار، فرآیند بهبود را دشوار کرده و شدت آسیب‌های روانی را افزایش می‌دهد.

عزیزی معین با اشاره به اینکه درگیری با حسرت‌های گذشته می‌تواند مانع شکل‌گیری روابط سالم در زمان حال شود، بیان کرد: تاثیر تجربه‌های پیشین بر روابط جدید لزوما منفی نیست و به دو شیوه متفاوت اتفاق می‌افتد، در حالت اول، از تجربه گذشته به‌عنوان یک منبع «اطلاعات و آگاهی» می توان یاد کرد. اگر فرد بتواند تجربه‌های پیشین خود را به‌درستی پردازش کند، می‌تواند با تحلیل کاستی‌ها و اشتباهات گذشته، روابط جدید خود را آگاهانه‌تر و سالم‌تر بسازد. در این حالت، فرد از تجربیات خود درس می‌گیرد تا از تکرار همان مشکلات در آینده جلوگیری کند.

فیلتر کردن واقعیت؛ وقتی گذشته مانع دیدن حقیقت می‌شود

این روانشناس هشدار داد: مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که تجربه قبلی به‌جای تبدیل شدن به «درس»، به یک «فیلتر ذهنی» برای روابط جدید تبدیل شود. فردی که در رابطه قبلی آسیب دیده، ممکن است ناخودآگاه هر رفتار مبهمی از طرف شریک جدید خود را نشانه خیانت، طرد شدن یا رها شدن تفسیر کند.

وی همچنین به موضوع مقایسه مداوم اشاره کرد و گفت: برخی افراد که هنوز به‌لحاظ ذهنی از رابطه قبلی خارج نشده‌اند، مدام فرد جدید را با شریک سابق خود مقایسه می‌کنند. در این وضعیت فرد همچنان در گذشته سیر می‌کند و اجازه نمی‌دهد رابطه فعلی خودش هویت مستقل داشته باشد.

عزیزی معین با تاکید بر این که در این شرایط مشکل تنها خود «خاطره» نیست، بلکه «باورهایی» است که آن خاطره در ذهن فرد ساخته است با ذکرمثال هایی، گفت:  فرد ممکن است با این باور اشتباه زندگی کند که من در گذشته دوست‌داشتنی نبودم، پس الان هم کسی مرا دوست نخواهد داشت یا من جذاب نیستم و این رابطه هم به زودی شکست می‌خورد. این باورهای تحریف‌شده باعث می‌شوند روابط جدید تحت تاثیر سایه سنگین گذشته قرار گرفته و دچار آسیب شوند.

فعال شدن سیستم استرس در اثر خاطرات منفی

این روانشناس با بیان اینکه فشار روانی ناشی از خاطرات قدیمی می‌تواند بر عملکرد فیزیکی و سلامت جسمی تاثیر بگذارد، اظهار کرد: خاطرات منفی، در صورت تکرار و درگیری مداوم ذهنی، سیستم استرس بدن را فعال می‌کنن و با افزایش ترشح هورمون کورتیزول، زمینه بروز برخی مشکلات جسمی را فراهم می‌سازد.اختلال خواب یکی از شایع‌ترین پیامدهای این وضعیت است. فرد ممکن است مدام از خواب بپرد، دیر به خواب برود، خواب بی‌کیفیتی و داشته باشد یا در برخی موارد دچار پرخوابی شود؛ هرچند در شرایط استرس‌زا، کم‌خوابی و بیدارشدن‌های مکرر بیشتر دیده می‌شود. خستگی و احساس کوفتگی مداوم بدن نیز از دیگر نشانه‌هاست. افزایش تنش عضلانی، بی‌قراری و کاهش انرژی جسمی می‌تواند نشان دهد که بدن برای مدتی طولانی در وضعیت آماده‌باش قرار گرفته است. فشار روانی طولانی‌مدت می‌تواند با مشکلات گوارشی مانند افزایش ترشح اسید معده، بی‌اشتهایی یا افزایش اشتها همراه شود. تغییر در ضربان قلب و فشار خون نیز از دیگر واکنش‌های جسمی احتمالی به فعال شدن مداوم سیستم استرس هستند.

وی تاکید کرد: هر خاطره تلخی الزاما باعث بروز این علائم جسمی نمی‌شود. این نشانه‌ها معمولا زمانی ظاهر می‌شوند که خاطره منفی، سیستم استرس فرد را به‌صورت مزمن، طولانی‌مدت و با شدت بالا فعال نگه دارد.

ارسال به تلگرام