صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۸۳۳۵
تاریخ انتشار: ۱۷:۳۲ - ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - 31 August 2026

قدرت؛ مسئله‌ای مهم‌تر از فرهنگ و جغرافیا

دارون عجم‌اوغلو، برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، در تحلیل مسیر توسعه ملت‌ها بر نقش ساختار قدرت و کیفیت نهادها تأکید دارد؛ دیدگاهی که نشان می‌دهد برخورداری از منابع و ظرفیت انسانی، بدون حکمرانی کارآمد و قدرت پاسخگو، لزوماً به توسعه منجر نمی‌شود.

دكتر علی هاشمی
دبیرکل سابق ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور و مدرس دانشگاه

دارون عجم‌اوغلو، برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، در کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» یک پرسش بنیادین را مطرح می‌کند: چرا برخی ملت‌ها ثروتمند و توسعه‌یافته می‌شوند و برخی دیگر، با وجود منابع و ظرفیت‌های فراوان، در فقر و بحران باقی می‌مانند؟

پاسخ او بیش از آنکه اقتصادی باشد، سیاسی و نهادی است: مسئله اصلی، چگونگی توزیع و مهار قدرت است.

نمونه‌هایی مانند نوگالس در مرز آمریکا و مکزیک، برلین شرقی و غربی و کره شمالی و جنوبی نشان می‌دهند که وقتی جغرافیا، تاریخ، زبان و حتی خانواده‌ها مشابه‌اند، تفاوت سرنوشت را باید بیش از هر چیز در نهادها و ساختار قدرت جست‌وجو کرد.

از نگاه عجم‌اوغلو، دو نوع نهاد تعیین‌کننده‌اند:

نهادهای فراگیر؛ جایی که قانون بر افراد حاکم است، قدرت قابل نظارت و پاسخگوست، رقابت اقتصادی امکان‌پذیر است، مالکیت و حقوق شهروندان محترم شمرده می‌شود و مردم می‌توانند حاکمان را از طریق سازوکارهای قانونی تغییر دهند.

در مقابل، نهادهای بهره‌کش قدرت و ثروت را در دست گروهی محدود متمرکز می‌کنند؛ اقتصاد به سمت رانت، انحصار و امتیازدهی می‌رود و منابع عمومی بیش از آنکه در خدمت توسعه باشد، در خدمت حفظ قدرت قرار می‌گیرد.

بنابراین، مسئله فقط این نیست که چه کسی قدرت دارد؛ مهم‌تر این است که قدرت چگونه مهار، توزیع و پاسخگو می‌شود.

تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که «مشت آهنین» الزاماً توسعه نمی‌آورد. اگر استبداد و تمرکز قدرت موتور توسعه بودند، کره شمالی، ونزوئلا و بسیاری از حکومت‌های اقتدارگرا باید در شمار موفق‌ترین کشورهای جهان قرار می‌گرفتند.

درس بزرگ این دیدگاه برای ایران چیست؟

ایران بیش از آنکه با کمبود استعداد، منابع طبیعی یا ظرفیت انسانی روبه‌رو باشد، با مسئله کیفیت حکمرانی، کارآمدی نهادها و رابطه قدرت با جامعه مواجه است.

چند پیشنهاد راهبردی برای ایران

۱. مهار قدرت با قانون: هیچ مقام و نهادی نباید فراتر از قانون قرار گیرد؛ قدرت باید با قانون، نظارت و پاسخگویی همراه باشد.

۲. تقویت نهادهای فراگیر: مشارکت واقعی مردم، رقابت سالم سیاسی، رسانه‌های مسئول و نهادهای مدنی باید تقویت شوند.

۳. مبارزه ساختاری با رانت: شفافیت در بودجه، قراردادها، واگذاری‌ها و شرکت‌های دولتی و عمومی، شرط اساسی مبارزه با فساد است.

۴. اقتصاد رقابتی به جای اقتصاد امتیازی:

فرصت اقتصادی باید بر اساس شایستگی، رقابت و بهره‌وری توزیع شود، نه نزدیکی به مراکز قدرت.

۱. شایسته‌سالاری در مدیریت: معیار انتصاب مدیران باید توانایی، پاکدستی، تجربه و نتیجه عملکرد باشد، نه وابستگی سیاسی و جناحی.

۲. بازسازی اعتماد عمومی: مردم باید احساس کنند رأی، مالیات، تلاش و قانون‌مداری آنان در سرنوشت کشور اثر واقعی دارد.

۳. توزیع متوازن قدرت و فرصت: تمرکز تصمیم‌گیری و منابع در مرکز باید کاهش یابد و اختیار و منابع بیشتری به استان‌ها و مدیریت‌های محلیِ پاسخگو واگذار شود.

۴. پیوند آزادی، عدالت و توسعه: توسعه پایدار بدون حقوق شهروندی، امنیت سرمایه‌گذاری، عدالت قضایی و اعتماد اجتماعی امکان‌پذیر نیست.

سخن پایانی:

شاید مهم‌ترین درس عجم‌اوغلو برای ایران این باشد:

مسئله اصلی فقط «چه کسی حکومت می‌کند؟» نیست؛ مسئله این است که «قدرت چگونه محدود، پاسخگو، شفاف و در خدمت منافع عمومی قرار می‌گیرد؟»

ملت‌ها زمانی پیشرفت می‌کنند که قدرت، به جای آنکه خود را هدف قرار دهد، وسیله‌ای برای خدمت به مردم و ساختن آینده کشور باشد.

توسعه از دل تمرکز قدرت زاده نمی‌شود؛ از دل نهادهای قدرتمند، قانونمند، پاسخگو و فراگیر متولد می‌شود.

و شاید بتوان همه این بحث را در یک جمله خلاصه کرد:

«قدرتِ مهارنشده، ثروت را می‌بلعد؛ قدرتِ پاسخگو، توسعه را می‌سازد.»

ارسال به تلگرام