صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۸۵۷۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۴ - ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - 01 September 2026
تحلیل اندیشکدۀ آلمانی از روابط واشنگتن و اعراب

استراتژی جدید اعراب در آمریکا: خرید نفوذ به جای تغییر ائتلاف

این کشورها علاوه بر تقویت روابط با دونالد ترامپ می‌توانند فعالیت‌های لابی‌گری خود را افزایش دهند و بیش از گذشته از ارتباطات‌شان در کنگره و در فضای سیاسی و رسانه‌ای آمریکا استفاده کنند

عصر ایران- دکتر استفان رول (Dr. Stephan Roll) ، پژوهشگر ارشد بخش تحقیقات آفریقا و خاورمیانه در موسسه آلمانی امور بین‌الملل و امنیت (SWP) در یادداشتی به موضوع روابط آمریکا و کشورهای عرب پرداخته است.

در این یادداشت آمده: امضای آنچه «پیمان مکه» نامیده می‌شود میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا کشورهای پادشاهی خلیج (فارس) ممکن است درصدد کاهش وابستگی امنیتی خود به آمریکا باشند یا نه.

تجربۀ کشورهای خلیج (فارس) از جنگ ایران، چنین تغییری در روابط را تا حدی محتمل نشان می‌دهد. این کشورها با وجود دهه‌ها شراکت با واشنگتن، هدف حملات پهپادی و موشکی ایران قرار گرفتند که خسارت قابل توجهی به زیرساخت‌های انرژی منطقه وارد کرد و صادرات انرژی را به‌شدت مختل ساخت؛ چرا که تنگه هرمز عملاً بسته شد.

به نظر می‌رسد دولت دونالد ترامپ توجه چندانی به منافع امنیتی کشورهای خلیج (فارس) نداشته است. با این حال، سه عامل باعث می‌شود پایان روابط نزدیک این کشورها با واشنگتن بعید باشد.

محدودیت‌های تغییر ائتلاف

اول اینکه کشورهای پادشاهی خلیج (فارس) جایگزین قابل اتکایی برای آمریکا به عنوان تضمین‌کننده امنیت خود ندارند. این کشورها با وجود اختلافاتشان در سیاست خارجی و امنیتی، با یک مشکل مشترک مواجه هستند: هیچ‌یک از شرکای دیگر آنها تمایل یا توانایی جایگزین شدن با واشنگتن را ندارد.

چین در طول جنگ موضعی بی‌طرفانه حفظ کرده، روسیه روابط نزدیک خود با تهران را ادامه داده و ترکیه و پاکستان نیز کمک نظامی قابل توجهی ارائه نکرده‌اند.

ائتلاف‌های منطقه‌ای مانند پیمان مکه نیز بعید است بتوانند این وضعیت را تغییر دهند؛ چرا که صرف وعده کمک، به معنای برخورداری از یک نظام قابل اتکای دفاعی و حفاظتی نیست. حتی گسترش همکاری‌های نظامی میان امارات متحده عربی و اسرائیل نیز نمی‌تواند جایگزین حضور امنیتی آمریکا شود.

دوم، وابستگی نظامی کشورهای خلیج فارس به آمریکا بسیار فراتر از حضور نیروهای آمریکایی در منطقه است. سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا، از جمله پاتریوت و تاد (THAAD)، در مقابله با حملات ایران نقش حیاتی داشته‌اند. در همین حال، بسیاری از توانمندی‌های اصلی نظامی کشورهای خلیج (فارس) به فناوری آمریکایی، قطعات یدکی، خدمات نگهداری و آموزش‌های نظامی وابسته است.

کاهش این وابستگی‌های عمیق فنی و نهادی تنها طی چند دهه و با هزینه قابل توجه امکان‌پذیر خواهد بود.

سوم، روابط اقتصادی نزدیک نیز نوعی وابستگی مسیر ایجاد کرده است. چین به بزرگ‌ترین شریک تجاری کشورهای خلیج فارس تبدیل شده است، اما هیچ نشانه‌ای از حرکت نظام‌مند این کشورها برای کنار گذاشتن دلار آمریکا در صادرات انرژی دیده نمی‌شود.

برآوردها نشان می‌دهد صندوق‌های ثروت ملی کشورهای خلیج فارس به تنهایی حدود ۲ تریلیون دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کرده‌اند. این منافع اقتصادی انگیزه دیگری برای حفظ روابط باثبات با واشنگتن در اختیار کشورهای خلیج (فارس) قرار می‌دهد و هرگونه تغییر راهبردی گسترده را برای آنها پرهزینه و پرریسک می‌کند.

افزایش کانال‌های نفوذ در آمریکا

با توجه به این شرایط، بعید است جنگ باعث شود کشورهای پادشاهی خلیج (فارس) از نظم امنیتی تحت رهبری آمریکا فاصله بگیرند. در عوض، آنها احتمالاً تلاش خواهند کرد نفوذ بیشتری در داخل همین نظم امنیتی به دست آورند.

عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر به‌ویژه طی دهه‌ها روابط نزدیکی با سیاست‌گذاران آمریکایی ایجاد کرده‌اند و منابع کافی برای گسترش این روابط در اختیار دارند.

این کشورها علاوه بر تقویت روابط با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا ــ که تنها در سال ۲۰۲۵ کسب‌وکارهایش حدود ۳۰۰ میلیون دلار از نهادهای کشورهای خلیج فارس دریافت کردند ــ می‌توانند فعالیت‌های لابی‌گری خود را افزایش دهند و بیش از گذشته از ارتباطاتشان در کنگره و در فضای سیاسی و رسانه‌ای آمریکا استفاده کنند؛ ارتباطاتی که هر دو جناح سیاسی آمریکا را دربر می‌گیرد.

با این حال، مهم‌تر از همه، کشورهای خلیج (فارس) احتمالاً روابط اقتصادی خود با آمریکا را عمیق‌تر خواهند کرد.

الگوی سرمایه‌گذاری صندوق‌های ثروت ملی کشورهای خلیج (فارس) تاکنون هیچ نشانه‌ای از تغییر بنیادین و فاصله گرفتن از بازار آمریکا نشان نمی‌دهد. در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، تقریباً نیمی از سرمایه متعهدشده این صندوق‌ها به معاملات و پروژه‌هایی در آمریکا اختصاص یافت.

[9/1/2026 2:27 PM] Khadir: همکاری با شرکت‌های فناوری و مالی مانند مایکروسافت، انویدیا، اوراکل و بلک‌راک نیز صرفاً مزایای تجاری برای کشورهای خلیج فارس ندارد. این همکاری‌ها به شرکت‌های بانفوذ آمریکایی منافع اقتصادی مستقیمی در حفظ روابط باثبات با کشورهای خلیج فارس می‌دهد و می‌تواند وزن منافع کشورهای عربی خلیج (فارس) را در سیاست‌گذاری واشنگتن افزایش دهد.

آیا این کشورها می‌توانند بر واشنگتن تأثیر بیشتری بگذارند؟

اینکه کشورهای پادشاهی خلیج (فارس) تا چه اندازه بتوانند در پیشبرد منافع خود در واشنگتن مؤثرتر عمل کنند، هنوز مشخص نیست. روابط اقتصادی و دسترسی ممتاز به سیاست‌گذاران لزوماً تضمین نمی‌کند که سیاست آمریکا مطابق اولویت‌های آنها شکل بگیرد.

علاوه بر این، اختلافات میان کشورهای خلیج (فارس) و رقابت‌های منطقه‌ای تاکنون مانع از آن شده است که آنها بتوانند موضعی متحد و یکپارچه در برابر واشنگتن اتخاذ کنند.

روندهایی مانند بررسی توافق هسته‌ای پیشنهادی آمریکا و عربستان سعودی در کنگره ــ توافقی که در اواخر ژوئیه حاصل شد ــ و نحوه اجرای آن می‌تواند یکی از نخستین نشانه‌ها درباره میزان اثرگذاری نفوذ این کشورها باشد.

با این حال، حتی اگر تلاش‌های آنها تنها نتایج محدودی به همراه داشته باشد، نبود جایگزین‌های قابل اتکا باعث می‌شود گسست بنیادین از آمریکا همچنان بعید باشد.

بنابراین، آلمان و شرکای اروپایی این کشور نباید کاهش اعتماد کشورهای خلیج (فارس) به واشنگتن را با یک تغییر راهبردی گسترده در روابط آنها اشتباه بگیرند.

برای این کشورها، همکاری نزدیک‌تر با اروپا همچنان مکمل شراکت آنها با آمریکا خواهد بود، نه جایگزینی برای آن.

ارسال به تلگرام