صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۹۱۶۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۷ - ۱۳ شهريور ۱۴۰۵ - 04 September 2026
به بهانه 40 سالگی اثر فراموش نشدنی عباس کیارستمی

خانه دوست کجاست؛ سفری ساده که به یک تجربه اخلاقی تبدیل می‌شود

40 سال گذشت از زمانی که کارگردان متفاوت ایرانی نخستین فیلم از سه گانه "کوکر" خود را ساخت و تحسین ها شد

عصر ایران؛ فرزانه متین- 40 سال گذشت از زمانی که نخستین فیلم از سه‌گانه کوکر عباس کیارستمی جلوی دوربین رفت.

کوکر منطقه‌ای در گیلان است که «خانه دوست کجاست؟» (۱۳۶۵)، «زندگی و دیگر هیچ» (۱۳۷۰) و آخرین پاره این سه‌گانه، «زیر درختان زیتون» (۱۳۷۳)، در آن ساخته شدند.

سال ۱۳۶۵ برای سینمای ایران سالی پربار و مهم بود؛ سالی که فیلم‌هایی چون «ناخدا خورشید»، «اجاره‌نشین‌ها»، «کژدم»، «طلسم»، «شیر سنگی» و «خانه دوست کجاست؟» ساخته شدند.

عنوان فیلم نیز از شعر معروف «نشانی» اثر سهراب سپهری وام گرفته شده است؛ شعری که در آن جست‌وجوی خانه دوست، بهانه‌ای برای سفری شاعرانه و درونی می‌شود.

سپهری در شعر فارسی، شاعری متفاوت و رها بود؛ شاعری که جهان را با نگاهی شخصی، شاعرانه و گاه عرفانی می‌دید.

حالا عباس کیارستمی با به تصویر کشیدن روح و کلمات شعر سپهری، با چنین طراوتی، بدون تردید یکی از زیباترین و شاعرانه‌ترین فیلم‌های خود را می‌سازد.

«خانه دوست کجاست؟» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و به تهیه‌کنندگی علیرضا زرین و نویسندگی و کارگردانی عباس کیارستمی ساخته شد و کیومرث پوراحمد نیز دستیار کارگردان فیلم بود.

«خانه دوست کجاست؟» از همان ابتدا یک روایت صرفاً واقع‌گرایانه را به اثری با لایه‌های شاعرانه و نمادین پیوند می‌زند.

این فیلم از نخستین آثار کیارستمی بود که در سینمای جهان به‌خوبی دیده شد و نام او را بیش از پیش بر سر زبان‌ها انداخت.

از مهم‌ترین افتخارات فیلم می‌توان به جایزه پلنگ برنز جشنواره لوکارنو، جام نقره‌ای و جایزه ویژه جشنواره فیلم ریمینی در سال ۱۹۹۰، جایزه بهترین فیلم جشنواره سلطنتی بلژیک در سال ۱۹۹۰، جایزه سینه‌کید جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان آمستردام در سال ۱۹۹۲، جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم رم در سال ۱۹۹۵ و همچنین جوایز بهترین کارگردانی و صدابرداری از جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۶۵ اشاره کرد.

شخصیت اصلی «خانه دوست کجاست؟»، مانند بسیاری از فیلم‌های دیگر کیارستمی از جمله «لباسی برای یک عروسی»، «تجربه» و «مسافر»، دارای یک مأموریت است. اما این مأموریت چیست؟

احمد، دانش‌آموز هشت‌ساله، به اشتباه دفتر مشق محمدرضا، همکلاسی خود، را به خانه می‌آورد. او وقتی متوجه اشتباه خود می‌شود، دچار عذاب وجدان می‌شود و تصمیم می‌گیرد هر طور شده محمدرضا را پیدا کند و دفتر مشقش را به او برساند؛ چرا که معلم هشدار داده اگر محمدرضا بار دیگر تکالیفش را در دفتر ننویسد، اخراج خواهد شد.

سفر احمد از یک ماجرای ساده کودکانه، به‌تدریج به تجربه‌ای اخلاقی، انسانی و حتی فلسفی تبدیل می‌شود.

احمد در خانه تقریباً ۱۳ بار به مادرش می‌گوید که باید دفتر مشق محمدرضا را به او برساند، اما مادر، بیشتر از روی عادت و درگیری با مسائل روزمره، پاسخ مثبتی به خواسته او نمی‌دهد.

همین اصرارهای احمد نشان‌دهنده مسئولیت اخلاقی، وجدان فردی و معنای دوستی است؛ مفاهیمی که از مهم‌ترین مضامین فیلم به شمار می‌روند.

روایت فیلم فرمی دَوّار دارد؛ از کلاس درس شروع می‌شود و در پایان دوباره به همان کلاس بازمی‌گردد.

کیارستمی در این فیلم، کارگردانی است که مخاطب را مرحله به مرحله با مأموریت احمد همراه می‌کند. ابتدا مسأله را معرفی می‌کند، سپس احمد را در سفرش به کوکر و پشته دنبال می‌کنیم، با موانع او روبه‌رو می‌شویم و به‌تدریج متوجه می‌شویم احمد در این سفر چندساعته، از نظر ظاهری به هدف خود نمی‌رسد.

با این حال، در نهایت راه‌حلی اخلاقی برای مسأله پیدا می‌کند: تکالیف محمدرضا را در دفتر او می‌نویسد.

در تمام مسیر فیلم، کش مکش اصلی نه میان انسان و طبیعت، بلکه میان کودک و ساختارهای اجتماعی شکل می‌گیرد.

«خانه دوست کجاست؟» یکی از نمادین‌ترین فیلم‌های کیارستمی محسوب می‌شود؛ دفتر مشق نشانه مسئولیت است، جاده زیگزاگی نمادی از مسیر دشوار رشد و انتخاب اخلاقی، درخت نشانه پایداری و امید، کفش کودک نشانه سفر و شب نمادی از آزمون.

در پایان نیز گل خشک‌شده میان صفحات دفتر مشق، تصویری از دوستی و نوعی نجات اخلاقی را پیش چشم مخاطب قرار می‌دهد.

این فیلم ۸۳ دقیقه‌ای را می‌توان از منظرهای مختلف اخلاقی، جامعه‌شناختی و اگزیستانسیالیستی بررسی کرد.

از دیدگاه اخلاقی، عمل احمد ناشی از قانون یا اجبار نیست؛ او بر اساس وجدان شخصی خود عمل می‌کند.

از منظر جامعه‌شناختی، فیلم شکاف میان دنیای کودکان و بزرگ سالان را به تصویر می‌کشد؛ مانند مادر احمد که گرفتار عادت‌ها و مسایل روزمره است و هرچه احمد درباره ضرورت رساندن دفتر به محمدرضا می‌گوید، برای او چندان قابل درک نیست. اما از منظر اگزیستانسیالیستی، قهرمان کودک مسئولیتی را می‌پذیرد که هیچ‌کس از او نخواسته است و هویت خود را از خلال همین عمل اخلاقی شکل می‌دهد.

روایت ساده «خانه دوست کجاست؟» در کنار معنای عمیق آن و سکوتی که در فیلم هویتی مستقل پیدا می‌کند، از مهم‌ترین ویژگی‌های اثر است.

در فیلم خبری از موسیقی اغراق‌آمیز، تعلیق مصنوعی و تدوین پرشتاب نیست.

کیارستمی بیش از هر چیز با استفاده از نماهای طولانی و ریتم آرام، مخاطب را به جزئیات زندگی روزمره متمرکز می‌کند؛ روشی که بعدها به یکی از شاخصه‌های مهم سینمای او و نمونه‌ای برجسته از مینی مالیسم سینمایی تبدیل شد.

این را هم باید در نظر گرفت که کیارستمی، چه در فیلم‌های کوتاه و چه در فیلم‌های بلند خور که با محوریت کودک ساخته شده‌اند، هیچ‌گاه به کودک به عنوان موجودی منفعل نگاه نمی‌کرد.

او کودک را فردی می‌دید که تصمیم می‌گیرد، اشتباه می‌کند، راه‌حل پیدا می‌کند و در نهایت مسئولیت می‌پذیرد.

از همین رو، بازنمایی کودکی در آثار کیارستمی را می‌توان یکی از واقع‌گرایانه‌ترین نمونه‌ها در تاریخ سینما دانست.

جالب است بدانیم آن تک‌درخت بالای تپه در منطقه کوکر، پیش از ساخته شدن فیلم وجود داشت، اما جاده زیگزاگی که امروز یکی از تصاویر ماندگار سینمای کیارستمی محسوب می‌شود، با نگاه خلاقانه و شاعرانه او برای فیلم شکل گرفت(ساخته شد).

در نهایت، باید به این نکته نیز اشاره کرد که ایده فیلم از یک خاطره شخصی کیارستمی درباره فرزندش، بهمن، الهام گرفته بود؛ خاطره‌ای که در آن بهمن برای خرید چیزی که می‌خواست، احساس مسئولیت خود را نشان داده بود و ساعت‌ها در خیابان به دنبال انجام آن کار گشته بود. همین تجربه ساده، بعدها در ذهن کیارستمی به داستانی درباره مسئولیت، دوستی و جست‌وجوی خانه دوست تبدیل شد.

ارسال به تلگرام