صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۹۴۶۵
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۸ - ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - 05 September 2026

جواد مجابی هم رفت ؛ مردی که نمی‌خواست فقط در یک عرصه باشد

کارنامه ادبی او را کم‌تر کسی می‌تواند در یک یادداشت کوتاه خلاصه کند: نزدیک به هفتاد اثر از او منتشر شده، شامل مجموعه‌های شعر، داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و فیلمنامه، آثار طنز، ادبیات کودک و ده‌ها مجموعه مقاله و پژوهش ادبی و هنری.
عصر ایران ؛ نهال موسوی - خبر کوتاه است: جواد مجابی، نویسنده، شاعر، منتقد هنری و طنزپرداز ایرانی، شنبه ۱۴ شهریور در سن ۸۶ سالگی پس از دورانی بیماری درگذشت. 
 
اما با رفتن جواد مجابی یکی از پرکارترین و چندوجهی‌ترین چهره‌های فرهنگ و ادب معاصر ایران را از دست دادیم، کسی که بیش از نیم قرن، همزمان در شعر و داستان و نقد هنری و روزنامه‌نگاری و طنز حضوری فعال و تأثیرگذار داشت.
 
معروف است که او استاد تبدیل‌کردن سخت‌ترین لحظه‌های زندگی شخصی به ماده خام آفرینش هنری است.
 
مجابی ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین به دنیا آمد. اوایل دهه چهل لیسانس حقوق قضایی و دکترای اقتصاد را از دانشگاه تهران گرفت و در همان دوره نیز هنرجوی رشته مجسمه‌سازی دانشکده هنرهای زیبا بود. 
 
علاقه به نقاشی را از کودکی و در کنار برادرش حسین آغاز کرده بود، هرچند خود را هرگز نقاش حرفه‌ای نمی‌دانست، اما همین آشنایی دیرینه با نقاشی بعدها او را به یکی از منتقدان پیشگام هنرهای تجسمی ایران بدل کرد. 
 
نزدیک به نوزده سال، از ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷، کارمند وزارتخانه‌های دادگستری و فرهنگ و هنر بود، هرچند خود را «خدمتگزار دولت» نمی‌دانست و سرانجام در ۱۳۵۸ از این مشاغل کنار گذاشته شد. 
 
از پانزده‌سالگی وارد روزنامه‌نگاری شده بود و سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۸ را به عنوان دبیر فرهنگی روزنامه اطلاعات گذراند. با نشریات ادبی مهمی چون فردوسی، جهان نو، خوشه، آدینه و دنیای سخن همکاری مستمر داشت و مدتی کوتاه نیز سردبیری دنیای سخن را بر عهده گرفت.
 
 
کارنامه ادبی او را کم‌تر کسی می‌تواند در یک یادداشت کوتاه خلاصه کند: نزدیک به هفتاد اثر از او منتشر شده، شامل مجموعه‌های شعر، داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و فیلمنامه، آثار طنز، ادبیات کودک و ده‌ها مجموعه مقاله و پژوهش ادبی و هنری
 
کتاب دو جلدی و نزدیک به هشتصد صفحه‌ای «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» که در ۱۳۹۵ منتشر شد، نخستین اثر از نوع خود بود که تاریخ هنرهای تجسمی معاصر ایران از ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۰ را به شیوه‌ای تاریخی و تحلیلی بررسی می‌کرد. 
 
در کنار این‌ها، مجابی به عنوان طنزپردازی مدرن نیز شناخته می‌شد و آثاری چون «یادداشت‌های آدم پرمدعا»، «آقای ذوزنقه»، «یادداشت‌های بدون تاریخ» و «شب‌نگاره‌ها» را در مجموعه‌ای با عنوان «نیشخند ایرانی» گرد آورده بود.
 
برای فعالیت روزنامه‌نگاری در سال ۱۳۵۴ جایزه فروغ را گرفت و در ۱۳۸۲ جایزه بیژن جلالی برای نقد به او تعلق گرفت؛ جایزه آرش جشنواره تیرگان نیز از دیگر افتخارات او بود. 
 
سازمان میراث فرهنگی نیز در طرح «کاشی ماندگار» یکی از این کاشی‌ها را بر سردر خانه او نصب کرد، نشانه‌ای نمادین از جایگاهی که برای خود در حافظه فرهنگی این شهر ساخته بود.
 
اما شاید آنچه مجابی را از بسیاری هم‌نسلانش متمایز می‌کرد، همین امتناع از محدودشدن به یک عرصه بود. خودش بارها در پاسخ به این پرسش که چگونه هم درباره ادبیات می‌نویسد، هم تاریخ و هم سیاست. می‌گفت تحصیل چند ساله در یک رشته دلیلی نمی‌شود که تمام عمر در همان جا متوقف بماند. 
 
 
دو خاطره از سال‌های اخیر زندگی‌اش این ویژگی را به‌روشنی نشان می‌دهد، در سال ۱۳۹۹ که به کرونا مبتلا شد و نزدیک به یک ماه با بیماری دست‌وپنجه نرم کرد، بعدها در گفت‌وگویی تعریف کرد که همان دوران را بی‌ثمر نگذاشته و هم مقاله‌ای درباره کرونا نوشته و هم نزدیک به پنجاه شعر درباره آن سروده است. 
 
یک سال بعد، در جریان بستری‌شدن دیگری در بیمارستان، مجموعه‌ای از طراحی‌های او در همان روزهای درمان با عنوان «شب‌های سفید بیمارستان و من» به نمایش گذاشته شد، باز هم نشانه‌ای از عادتی که تا پایان عمر با او ماند: تبدیل‌کردن سخت‌ترین لحظه‌های زندگی شخصی به ماده خام آفرینش هنری.
 
مجابی همچنین یکی از پیوندهای زنده میان نسل شاملو و ساعدی و آل‌احمد با نسل‌های بعدی نویسندگان ایرانی بود، کسی که در بحث‌های ادبی دهه‌های چهل و پنجاه حضوری فعال داشت و تا واپسین سال‌های عمر نیز همچنان می‌نوشت، می‌خواند و نقاشی می‌کشید. 
 
با رفتن جواد مجابی، یکی از آخرین حلقه‌های اتصال میان آن دوران پرتلاطم ادبیات ایران و امروز، از میان ما رفت.
 
خانواده مجابی با اعلام خبر درگذشت او اعلام کردند که فعلا فقط مراسم تشییع برگزار خواهد شد و بعد از آن به مدت هفت روز در منزل این هنرمند و منتقد ادبی بر روی دوستدارانش باز است و علاقه‌مندان می‌تواند به منزل ایشان مراجعه کنند.
 
روحش شاد و یادش ماندگار

 

ارسال به تلگرام