صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۹۰۲۰۳
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۸ - ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - 08 September 2026

مهدی فرقانی؛ سلطان گزارش نویسی ایران

روزنامه‌نگاری بیش از آنکه به آدم‌هایی نیاز داشته باشد که فقط نوشتن بلدند، به آدم‌هایی احتیاج دارد که بدانند چرا می‌نویسند. فرقانی از نسلی از استادان روزنامه‌نگاری است که این معنا را با آموزش تکنیک پیوند زده‌اند. او به دانشجو یاد می‌دهد که لید مهم است، اما حقیقت مهم‌تر است؛ تیتر اهمیت دارد، اما اخلاق حرفه‌ای مهم‌تر است؛ گزارش باید خوانده شود، اما نباید برای خوانده شدن، شأن انسان و واقعیت را قربانی کرد.

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - بعضی استادان را نمی‌شود با عنوان دانشگاهی‌شان تعریف کرد. «دکتر» برای آنها پیشوندی است که تنها بخشی از هویتشان را توضیح می‌دهد. آن سوی عنوان و مرتبه دانشگاهی، چیزی انسانی‌تر و ماندگارتر وجود دارد؛ نوعی منش که در کلاس دیده می‌شود، در گفت‌وگو با دانشجو خودش را نشان می‌دهد و سال‌ها بعد از پایان ترم، در حافظه شاگرد باقی می‌ماند. دکتر محمدمهدی فرقانی برای بسیاری از دانشجویان روزنامه‌نگاری از همین جنس استادان است؛ استادی که دانش را با اخلاق، تجربه را با آموزش و سختگیری حرفه‌ای را با مهربانی انسانی جمع کرده است.

فرقانی را نمی‌توان فقط با سابقه روزنامه‌نگاری‌اش توضیح داد. او یک چهره جدی دانشگاهی در حوزه ارتباطات و روزنامه‌نگاری است؛ کسی که سال‌ها در فضای علمی این رشته تدریس و پژوهش کرده و در عین حال، تجربه حرفه‌ای را نیز با خود به دانشگاه آورده است. همین هم‌نشینی دانشگاه و روزنامه‌نگاری است که به آموزش او کیفیتی متفاوت می‌دهد. دانشجو روبه‌روی استادی نمی‌نشیند که روزنامه‌نگاری را صرفاً از روی کتاب آموخته باشد؛ با استادی مواجه است که هم ادبیات علمی این رشته را می‌شناسد و هم ظرافت‌های کار حرفه‌ای را.

شاید مهم‌ترین ویژگی فرقانی، نوع نگاه او به دانشجو باشد. در ارتباط با دانشجویان، آن فاصله خشک و آمرانه‌ای که گاهی میان استاد و شاگرد شکل می‌گیرد، کمتر دیده می‌شود. مهربانی او از جنس تعارف نیست؛ در نحوه شنیدن سؤال، در حوصله برای توضیح دادن، در فرصت دادن به دانشجو برای آزمون و خطا و در احترام گذاشتن به پرسش‌های ساده و حتی خام خودش را نشان می‌دهد. دانشجو نزد او احساس نمی‌کند که باید از استاد بترسد؛ احساس می‌کند باید بهتر شود. این تفاوت کوچکی نیست.

استادی که روزنامه‌نگاری درس می‌دهد، اگر بخواهد واقعاً چیزی به دانشجو اضافه کند، باید فراتر از انتقال اطلاعات برود. فرقانی دقیقاً همین کار را می‌کند. در کلاس او گزارش‌نویسی صرفاً مجموعه‌ای از قواعد درباره لید، بدنه و پایان‌بندی نیست. گزارش، شیوه دیدن است. باید بتوانی مسئله را پیدا کنی، جزئیات را ببینی، آدم‌ها را بشناسی، میان اطلاعات پراکنده ارتباط برقرار کنی و در نهایت، روایتی بسازی که هم دقیق باشد و هم خواندنی.

این نگاه در کتاب «گزارش‌نویسی؛ چشم عقاب روزنامه‌نگاری» نیز به‌خوبی دیده می‌شود؛ کتابی ۳۳۶ صفحه‌ای که از مهم‌ترین آثار آموزشی فرقانی در حوزه گزارش‌نویسی است و انتشارات اطلاعات آن را منتشر کرده است. خود او این کتاب را حاصل فشرده‌ای از تجربه حرفه‌ای و آموزشی‌اش دانسته و تأکید کرده که تلاش کرده ضمن استفاده از منابع جدید، ساختار آموزشی آن آسیب نبیند.

«چشم عقاب» تعبیر دقیقی برای گزارش است؛ چون گزارشگر باید چیزهایی را ببیند که معمولاً در نگاه اول دیده نمی‌شوند. در نگاه فرقانی، گزارش صدای آدم‌هایی است که در حاشیه قرار گرفته‌اند، روایت مکان‌هایی است که کمتر دیده شده‌اند و تلاشی است برای شناخت و بازگویی مسائلی که پنهان مانده‌اند. به همین دلیل گزارش برای او فقط یک ژانر روزنامه‌نگارانه نیست؛ نوعی مواجهه با جامعه است.

این نگاه وقتی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم فرقانی تنها درباره روزنامه‌نگاری ننوشته، بلکه سال‌ها آن را تدریس کرده و تجربه حرفه‌ای و دانشگاهی خود را در کنار هم قرار داده است. در بحث روزنامه‌نگاری تحقیقی نیز بر مفاهیمی مانند منافع عمومی، پاسخگویی صاحبان قدرت، مبارزه با فساد و حق مردم برای دسترسی به اطلاعات تأکید کرده است؛ یعنی تکنیک در نگاه او هیچ‌وقت از اخلاق حرفه‌ای جدا نمی‌شود.

توانایی او در تیترزدن نیز از همان جنس است. تیتر برای فرقانی بازی با کلمات نیست؛ حاصل فهم دقیق خبر است. کسی که سال‌ها با فضای تحریریه، صفحه و شورای تیتر سروکار داشته، می‌داند گاهی یک کلمه اضافه می‌تواند ضربه تیتر را بگیرد و یک کلمه درست می‌تواند تمام معنای یک گزارش را نجات دهد. تیتر خوب باید کوتاه باشد، اما سطحی نباشد؛ جذاب باشد، اما فریبنده نباشد؛ و مهم‌تر از همه، روح خبر را در خود نگه دارد. این توانایی در کنار قدرت گزارش‌نویسی، یکی از ویژگی‌هایی است که فرقانی را برای دانشجویان روزنامه‌نگاری به استادی قابل اتکا تبدیل می‌کند.

با این حال، شاید ارزش واقعی او در هیچ‌کدام از این مهارت‌ها خلاصه نشود. نه در کتاب، نه در سابقه دانشگاهی، نه در سال‌های روزنامه‌نگاری و نه حتی در توانایی کم‌نظیرش در آموزش تکنیک. آنچه فرقانی را برای شاگردانش ماندگار می‌کند، ترکیب این دانش با شرافت است. اینکه می‌توانی صاحب تجربه و اعتبار باشی، اما برای شنیدن حرف یک دانشجو حوصله داشته باشی؛ می‌توانی استاد باشی، اما خودت را از دانشجو جدا نکنی؛ می‌توانی سختگیر باشی، اما تحقیر نکنی.

روزنامه‌نگاری بیش از آنکه به آدم‌هایی نیاز داشته باشد که فقط نوشتن بلدند، به آدم‌هایی احتیاج دارد که بدانند چرا می‌نویسند. فرقانی از نسلی از استادان روزنامه‌نگاری است که این معنا را با آموزش تکنیک پیوند زده‌اند. او به دانشجو یاد می‌دهد که لید مهم است، اما حقیقت مهم‌تر است؛ تیتر اهمیت دارد، اما اخلاق حرفه‌ای مهم‌تر است؛ گزارش باید خوانده شود، اما نباید برای خوانده شدن، شأن انسان و واقعیت را قربانی کرد.

شاید به همین دلیل باشد که تکریم چنین استادی، فقط تقدیر از یک استاد دانشگاه یا روزنامه‌نگار باسابقه نیست. تکریم فرقانی، تکریم بخشی از حافظه حرفه‌ای روزنامه‌نگاری ایران است؛ نسلی که هنوز معتقد است روزنامه‌نگاری می‌تواند هم دانش باشد، هم مهارت و هم اخلاق. و اگر روزی دانشجویی از او بپرسد مهم‌ترین چیزی که باید از روزنامه‌نگاری یاد بگیرد چیست، شاید پاسخ در هیچ سرفصل دانشگاهی پیدا نشود؛ باید آن را در منش خود استاد دید: دقیق باش، خوب ببین، درست بنویس و شرافتت را از دست نده.

ارسال به تلگرام