صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۹۰۲۳۰
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۷ - ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - 08 September 2026

شمس؛ وقتی خبر ایران از استانبول به گوش جهان رسید

چهار روز پس از انتشار نخستین شماره، شمس در بازارهای استانبول دست‌به‌دست می‌شد و مردم اخبار کشوری را دنبال می‌کرند که هزاران کیلومتر با آنها فاصله داشت. با این حال، برای جامعه ایرانیان مهاجر و حتی مردم استانبول، تحولات ایران همچنان واجد جذابیت بود و بر اساس ارزش خبری مجاورت معنوی مشتاقانه و با چشم‌هایی نگران آن را دنبال می‌کردند.

عصرایران؛ باران ستوده- استانبول در هشتم سپتامبر ۱۹۰۸ روزهای متفاوتی را تجربه می‌کرد. شهر هنوز در تب تحولات سیاسی هفته‌های گذشته بود. در ۲۳ ژوئیه، انقلاب مشروطه عثمانی به پیروزی رسیده و سلطان عبدالحمید دوم ناچار شده بود قانون اساسی معلق‌مانده را دوباره به رسمیت بشناسد. فضای سیاسی شهر تغییر کرده بود؛ مطبوعات جان تازه‌ای گرفته بودند و انجمن‌ها و گروه‌های سیاسی فرصت بیشتری برای فعالیت پیدا کرده بودند. استانبول به شهری تبدیل شده بود که در آن فقط خبر خوانده نمی‌شد بلکه درباره‌اش بحث می‌کردند و گاهی همین گفتگوها می‌توانست برسیاست اثر بگذارد.

از مشروطه عثمانی تا استبداد صغیر در ایران

قانون اساسی در عثمانی دوباره به میدان آمده بود، اما در ایران، مجلس شورای ملی به فرمان محمدعلی‌شاه در دوم تیرماه به توپ بسته شده و کشور وارد دوره‌ «استبداد صغیر» شده بود. تهران زیر سایه استبداد قرار داشت و در تبریز، مشروطه‌خواهان همچنان مقاومت می‌کردند. تبریز در آن روزها به یکی از مهم‌ترین کانون‌های ایستادگی در برابر استبداد تبدیل شده بود.

درست در چنین لحظه‌ای، یک روزنامه فارسی‌زبان در استانبول متولد شد؛ روزنامه‌ای که قرار بود اخبار ایران را از آن سوی مرزها دنبال کند و به دست ایرانیانی برساند که از وطن دور بودند. نام آن روزنامه «شمس» بود.

بر اساس مستندات دانشگاه استانبول، نخستین شماره شمس در چهارم سپتامبر ۱۹۰۸ منتشر شد. صاحب‌امتیاز و مدیر روزنامه، سیدحسن تبریزی بود. شمس در استانبول منتشر می‌شد، اما نگاهش به ایران، تهران و بیش از همه به تبریز دوخته شده بود.

چهار روز پس از انتشار نخستین شماره، شمس در بازارهای استانبول دست‌به‌دست می‌شد و مردم اخبار کشوری را دنبال می‌کرند که هزاران کیلومتر با آنها فاصله داشت. با این حال، برای جامعه ایرانیان مهاجر و حتی مردم استانبول، تحولات ایران همچنان واجد جذابیت بود و بر اساس ارزش خبری مجاورت معنوی مشتاقانه و با چشم‌هایی نگران آن را دنبال می‌کردند.

چه خبری به صفحه شمس راه پیدا می‌کرد؟

اهمیت شمس فقط در این نبود که اخبار ایران را منتشر می‌کرد. مسئله مهم‌تر این بود که از میان انبوه اتفاقات ایران، کدام خبرها را انتخاب و در صفحه نخست منتشر می‌کرد. 

خبرها از مسیرهای مختلف به استانبول می‌رسیدند. تلگراف‌ها، نامه‌ها، گزارش‌های بازرگانان و ارتباطات سیاسی، جریان مداومی از اطلاعات را میان ایران و استانبول برقرار کرده بودند. اما هیچ روزنامه‌ای نمی‌توانست همه این اطلاعات را منتشر کند. تحریریه ناچار بود دست به انتخاب بزند. کدام اتفاق مهم‌تر است؟ کدام خبر باید بیشتر دیده شود؟ و کدام رویداد می‌تواند تصویر روشن‌تری از شرایط ایران ترسیم کند؟

در شمس، تحولات مشروطه جایگاه ویژه‌ای داشت. اخبار تهران، وضعیت تبریز، اقدامات محمدعلی‌شاه و فعالیت مشروطه‌خواهان بارها در صفحات روزنامه بازتاب پیدا می‌کرد. همین انتخاب‌ها نشان می‌دهد که شمس صرفاً یک کانال انتقال اطلاعات نبود؛ بلکه در تعیین اینکه مخاطب با کدام بخش از تحولات ایران مواجه شود، نقش موثری داشت.

این همان چیزی است که در نظریه ارتباطات از آن با عنوان دروازه‌بانی خبر یاد می‌شود. خبر پیش از رسیدن به مخاطب از چند مرحله انتخاب عبور می‌کند و بخشی از واقعیت به واسطه تصمیم تحریریه، بیشتر دیده می‌شود و بخشی دیگر در حاشیه قرار می‌گیرد.

تبریز چگونه به مسئله خبری مردم ترکیه تبدیل شد؟

انتخاب خبر اما تنها مرحله ماجرا نبود. تکرار و نوع روایت نیز اهمیت داشت. وقتی نام تبریز بارها در صفحات شمس ظاهر می‌شد، این شهر برای ایرانیانی که در استانبول زندگی می‌کردند، دیگر فقط نامی روی نقشه ایران نبود. تبریز به محل اصلی پیگیری سرنوشت مشروطه تبدیل شده بود.  شهری که مقاومت آن در برابر استبداد، ارزش خبری و سیاسی  زیادی پیدا کرده بود.

شمس لزوماً به مخاطب نمی‌گفت چه موضعی داشته باشد، اما با اختصاص توجه مداوم به تبریز، به او نشان می‌داد که چه موضوعی ارزش دنبال کردن دارد. در این مرحله مفهوم برجسته‌سازی اهمیت پیدا می‌کند. رسانه با تکرار و اختصاص فضای بیشتر به یک موضوع، آن را در ذهن مخاطب به اولویت مهم تبدیل می‌کند. در مورد شمس، تداوم اخبار تبریز باعث می‌شد این شهر به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تحولات مشروطه در ذهن خواننده تبدیل شود.

اما مسئله فقط تعداد خبرها نبود؛ نحوه بیان آنها نیز اهمیت داشت. یک واقعه واحد را می‌توان از زوایای مختلف توصیف کرد. مقاومت مردم تبریز را می‌شد شورش یا آشوب نامید، اما در ادبیات مشروطه‌خواهانه همان اتفاق به نماد مقاومت در برابر استبداد و دفاع از قانون اساسی تبدیل شد. 

وقتی انتخاب واژه‌ها معنا می‌سازند

شمس در پرداختن به حوادث ایران، فقط به ثبت اتفاقات اکتفا نمی‌کرد. نوع انتخاب واژه‌ها و زاویه نگاه، به مخاطب کمک می‌کرد تا رویدادها را در چارچوبی مشخص ببیند. در اینجا مفهوم چارچوب‌بندی رسانه‌ای مطرح می‌شود. رسانه واقعیت را از هیچ خلق نمی‌کند، اما می‌تواند بخشی از واقعیت را برجسته کند، بخشی را کنار بگذارد و برای توضیح یک واقعه، زاویه خاصی انتخاب کند.

در صفحات شمس، مشروطه، استبداد و مقاومت تبریز در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند. در نتیجه، تصویری شکل گرفت که در آن تبریز صرفاً محل درگیری نبود بلکه یکی از کانون‌های دفاع از مشروطه به شمار می‌آمد.

شکل‌گیری این تصویر از ایران، محصول فضای سیاسی و اجتماعی استانبول بود. شمس در محیطی منتشر می‌شد که مطبوعات، انجمن‌ها، بازرگانان و فعالان سیاسی ایرانی با یکدیگر ارتباط نزدیکی داشتند. ارتباط روزنامه با انجمن سعادت ایرانیان نیز در همین بستر قابل فهم است. در چنین فضایی، روزنامه تنها محلی برای اطلاع از اتفاقات نبود. خبر می‌توانست میان ایرانیان خارج از کشور و تحولات وطن ارتباط برقرار کند و حتی به زمینه‌ای برای گفت‌وگو و کنش سیاسی تبدیل شود.

سیدحسن تبریزی؛ میان خبر و سیاست

در این میان، نقش سیدحسن تبریزی نیز قابل توجه است. او تنها صاحب‌امتیاز یک روزنامه نبود؛ ارتباط او با محافل سیاسی و اجتماعی ایرانیان استانبول، به شمس امکان می‌داد در فضایی فعالیت کند که خبر و سیاست از هم تاثیر گرفته و بر هم تاثیر گذارند. 

روزنامه از یک سو اخبار ایران را دریافت و منتشر می‌کرد و از سوی دیگر، در میان جامعه‌ای از ایرانیان مهاجر قرار داشت که تحولات وطن برایشان همچنان مسئله‌ای زنده بود. همین شبکه ارتباطی می‌توانست به یکی از منابع مهم اطلاعاتی شمس تبدیل شود.

به همین دلیل، شمس را نمی‌توان فقط یک روزنامه فارسی‌زبان منتشرشده در استانبول دانست. این روزنامه محصول دوره‌ای بود که فاصله میان ایران و جهان دیگر فقط با کیلومتر سنجیده نمی‌شد .تلگراف، نامه، مطبوعات، بازرگانان و انجمن‌ها، مسیرهای تازه‌ای برای عبور اطلاعات ساخته بودند. خبری که در تبریز رخ می‌داد، می‌توانست از مسیر تلگراف یا شبکه‌های انسانی به استانبول برسد و چندی بعد در صفحات یک روزنامه فارسی‌زبان پیش چشم ایرانیان مهاجر قرار گیرد.

مبارزه‌ای که به صفحات روزنامه رسید

شاید ارزش تاریخی شمس دقیقاً در همین نقطه باشد؛ در اینکه نشان می‌دهد مبارزه بر سر مشروطه فقط در میدان‌های تهران و تبریز جریان نداشت. بخشی از این مبارزه در اتاق‌های تحریریه و میان صفحات روزنامه‌ها شکل گرفت. جایی که خبر انتخاب می‌شد، برجسته می‌شد و با زبانی مشخص به مخاطب می‌رسید.

در تبریز، مشروطه‌خواهان برای حفظ مشروطه مقاومت می‌کردند و در استانبول، شمس این مقاومت را به گوش ایرانیانی می‌رساند که از وطن دور بودند و اجازه نمی‌داد صدای مبارزین خاموش شود. 

تلگراف و شبکه ارتباطی میان دو شهر، فاصله جغرافیایی را کوتاه کرده بود؛ اما شمس کاری فراتر از انتقال خبر انجام می‌داد: به اخبار ایران وزن و جهت می‌داد. تبریز از مسیر خبر به استانبول رسید و در صفحات شمس، به نشانه‌ای از مقاومت مشروطه‌خواهانه بدل شد.

ارسال به تلگرام