صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۹۰۲۴۰
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۶ - ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - 08 September 2026
تأملی بر کتاب «در حسرت زندگی نزیسته» نوشته فردین علیخواه

زندگی‌یی که جا گذاشته‌ایم

حسرت، همیشه از یک فقدان بزرگ نمی‌آید. گاه از یک «نزیستن» می‌آید؛ از سفری که می‌توانستیم برویم و نرفتیم، دوستی‌ یی که می‌توانستیم حفظ کنیم و نکردیم، علاقه‌ای که به تعویق انداختیم یا دل‌خوشی کوچکی که آن‌قدر جدی‌اش نگرفتیم تا یک روز فهمیدیم دیگر فرصتی برای تکرارش نداریم.

عصر ایران- کمتر از یک ماه پیش و دقیقا ۲۴ مرداد ماه جستاری از کتاب خواندنی " در حسرت زندگی نزیسته" به قلم آقای فردین علیخواه تقدیم مخاطبان شد.

البته روال ما نیست و حرفه ای هم نیست که جستار یا مقاله ای از یک کتاب عینا نقل و منتشر شود و معمول این است که کتاب با بخش های محدودی معرفی و تشویق به خرید و مطالعه شود اما با توجه به همکاری نویسنده محترم و لطف ایشان به این تارنما خودشان یک جستار را در اختیار ما گذاشتند و منتشر شد و در ذیل مطلب حاضر و به عنوان خبر مرتبط در دست رس شماست.

این توضیح از آن رو بود که نوشته حاضر درباره کتاب و به بهانه آن است و از این حیث با نوشته قبلی متفاوت:

***

امیر صدرا صیام:

حسرت، همیشه از یک فقدان بزرگ نمی‌آید. گاه از یک «نزیستن» می‌آید؛ از سفری که می‌توانستیم برویم و نرفتیم، دوستی‌ یی که می‌توانستیم حفظ کنیم و نکردیم، علاقه‌ای که به تعویق انداختیم یا دل‌خوشی کوچکی که آن‌قدر جدی‌اش نگرفتیم تا یک روز فهمیدیم دیگر فرصتی برای تکرارش نداریم.

 زندگی بیش از آن که با اتفاق‌های بزرگ از دست برود، در جزئیات روزمره فرسوده می‌شود؛ همان جزئیاتی که معمولاً به دلیل تکرار، دیگر آنها را نمی‌بینیم. 

«در حسرت زندگی نزیسته» به قلم فردین علیخواه درست در همین فاصله میان آنچه زیسته‌ایم و آنچه می‌توانستیم زندگی کنیم، مکث می‌کند.

 کتاب درباره پدیده‌هایی است که هر روز به آنها برمی‌خوریم و اغلب بی‌آنکه متوجه باشیم، مسیر زندگی‌مان را تغییر می‌دهند؛ درباره دل‌خوشی‌هایی که از کف می‌روند و سال‌ها بعد در قالب حسرتی گزنده بازمی‌گردند.

 از این منظر، عنوان کتاب صرفاً دعوتی به نوستالژی یا افسوس خوردن برای گذشته نیست؛ پرسشی است درباره کیفیت اکنون: چقدر از آنچه می‌توانستیم زندگی کنیم، واقعاً زندگی کرده‌ایم؟ و چه مقدار از زندگی‌مان را صرف آماده شدن برای زندگی کرده‌ایم؟

وقتی «من» به «ما» می‌رسد

اهمیت کتاب اما فقط در موضوع آن نیست، بلکه در زاویه دید جامعه‌شناختی نویسنده است. 

فردین علیخواه، متولد ۱۳۵۱ و گیلانی، عضو هیأت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه گیلان است و سال‌هاست درباره زندگی روزمره ایرانی، تغییرات فرهنگی در جامعه ایران، حیات فرهنگی شهر و نسبت رسانه و جامعه مطالعه و تأمل می‌کند. 

در این کتاب نیز تجربه‌های زیسته نویسنده نقطه عزیمت جستارهاست، اما او در تجربه شخصی متوقف نمی‌شود. 

از یک خاطره، یک رفتار یا یک احساس فردی عبور می‌کند و به پرسشی اجتماعی می‌رسد. این همان لحظه‌ای است که «من» نویسنده به «ما»ی اجتماعی پیوند می‌خورد.

 اضطراب، تنهایی، رقابت، مهاجرت، شتاب زمان، میل به موفقیت و بسیاری از دل‌نگرانی‌های ما فقط تجربه‌هایی شخصی نیستند؛ جامعه، فرهنگ و مناسبات مسلط نیز در شکل دادن به آنها سهم دارند.

 علیخواه در جستارهای کتاب تلاش می‌کند نشان دهد آنچه ما گاه مسئله خصوصی خود تصور می‌کنیم، می‌تواند نشانه‌ای از یک وضعیت عمومی‌تر باشد. 

جامعه‌شناس در اینجا از بیرون به زندگی نگاه نمی‌کند؛ خودش را هم بخشی از همان زندگی می‌بیند و تجربه شخصی را به ماده خام تأمل اجتماعی تبدیل می‌کند.

انسان ایرانی میان فردیت و زیست توده‌ای

جستارهای کتاب در کنار هم تصویری ملموس از انسان ایرانی معاصر می‌سازند؛ انسانی میان بیم و امید، میان خواستن و نتوانستن، میان میل به متفاوت بودن و فشار برای شبیه دیگران شدن. شاید یکی از مضامین مهمی که در پسِ این جستارها می‌توان دید، کشمکش میان فردیت و «زیست توده‌ای» باشد.

 انسان امروز بیش از همیشه از امکان انتخاب سخن می‌گوید، اما بسیاری از انتخاب‌هایش درون چارچوب‌هایی شکل می‌گیرند که جامعه از پیش برای او ساخته است: چه چیزی موفقیت محسوب می‌شود، چه نوع زندگی‌یی مطلوب است، چه شغلی اعتبار دارد، چه سبک پوششی پذیرفته است و حتی خوشبختی را باید چگونه تعریف کرد. 

در چنین وضعیتی، فرد ممکن است تصور کند زندگی خودش را انتخاب می‌کند، اما در عمل از الگوهایی پیروی کند که جمع و فرهنگ مسلط به او پیشنهاد کرده‌اند. اشتیاق به فردیت در نگاه علیخواه، میل به خودنمایی یا متفاوت‌بودن به هر قیمت نیست؛ تلاشی است برای پس گرفتن زندگی از دست کلیشه‌ها. 

شاید بخشی از حسرت‌های ما دقیقاً از همین‌جا ناشی شود: اینکه در لحظه‌هایی مهم، به جای پرسیدن «من چه می‌خواهم؟»، بیشتر به این فکر کرده‌ایم که «دیگران چه می‌خواهند؟»

جامعه‌شناسی برای دیدن دوباره زندگی

شاید مهم‌ترین ارزش کتاب را باید در دعوت آن به فهم زندگی روزمره جست‌وجو کرد. ما معمولاً وقتی از جامعه‌شناسی حرف می‌زنیم، ذهنمان به سوی مفاهیمی چون طبقه، قدرت، نابرابری، سیاست و ساختارهای کلان می‌رود؛ اما جامعه فقط در نهادهای بزرگ و رخدادهای تاریخی حضور ندارد.

 جامعه در شیوه حرف زدن ما، در نوع رابطه‌مان با دیگران، در مصرف کردن، کار کردن، مهاجرت کردن، عاشق شدن، رقابت کردن و حتی در حسرت خوردن ما حضور دارد. زندگی روزمره جایی است که ساختارهای اجتماعی به تجربه شخصی تبدیل می‌شوند. 

علیخواه می‌کوشد همین امر بدیهی و آشنا را دوباره قابل مشاهده کند. امتیاز دیگر کتاب، زبان صمیمانه آن است؛ نویسنده تلاش نمی‌کند با ژست روشنفکرانه یا زبان متکبرانه میان خود و مخاطب فاصله بیندازد.

 او به جای اینکه درباره زندگی مردم از موضعی بیرونی سخن بگوید، از دل تجربه‌های آشنا و انسانی به تأمل اجتماعی می‌رسد. 

«در حسرت زندگی نزیسته» در نهایت کتابی درباره گذشته نیست؛ درباره اکنون است. درباره اینکه شاید هنوز بتوان بخشی از زندگی نزیسته را زندگی کرد، اگر پیش از دیر شدن بفهمیم چه نیروهایی ما را از آن دور کرده‌اند. 

شاید کتاب می‌خواهد ما را از یک حسرت قطعی به یک پرسش ضروری برساند: در تمام سال‌هایی که مشغول ساختن زندگی بوده‌ایم، آیا فرصت کرده‌ایم خودِ زندگی را هم زندگی کنیم؟ این مکث، شاید ساده به نظر برسد، اما در روزگاری که شتاب و رقابت اجازه ایستادن نمی‌دهند، می‌تواند آغاز یک جور دیگر دیدن و شاید یک جور دیگر زیستن باشد.

ارسال به تلگرام