نشست تخصصی «چهرهها و حافظه موسیقایی؛ بازخوانی زندگی و میراث علوان الشویع و حسان اگزار الچنانی» توسط مؤسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن برگزار شد.
به گزارش مؤسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن، در این نشست، مسعود سخیراوی، پژوهشگر و آهنگساز و فعال حوزه موسیقی و فرهنگ عربهای خوزستان و سیدکاظم قریشی، پژوهشگر و صاحبنظر حوزه ادبیات، نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر با بررسی زندگی و میراث این دو هنرمند، نقش موسیقی، شعر و روایت شفاهی را در انتقال بخشی از حافظه فرهنگی خوزستان تشریح کردند.
سخنرانان با اشاره به پراکندگی منابع و فرسودگی بخشی از نوارهای صوتی قدیمی، بر ضرورت شناسایی، مستندسازی، اعتبارسنجی و آرشیو این میراث تأکید کردند.
مسعود سخیراوی، پژوهشگر و آهنگساز و فعال حوزه موسیقی و فرهنگ عربهای خوزستان، در بخش نخست نشست به زندگی و جایگاه علوان الشویع پرداخت و گفت شخصیت هنری علوان در محیط اجتماعی و فرهنگی محل زندگی او شکل گرفت و «علوانیه» نیز در پیوند با همین بستر به تدریج در حافظه فرهنگی مردم خوزستان تثبیت شد.
به گفته سخیراوی، استمرار علوانیه را باید در تداوم سنتها، آیینها و عناصر فرهنگی منطقه جستوجو کرد. او با اشاره به فضاهای اجتماعی مانند مضیف و برخی سنتهای محلی، این عناصر را از زمینههای مهم شکلگیری و انتقال این گونه موسیقایی دانست.
سخیراوی همچنین با استناد به روایتهای شفاهی، علوان را هنرمندی مهماننواز و بخشنده توصیف کرد و گفت بخشی از تصویر اجتماعی او از طریق همین خاطرات به نسلهای بعد منتقل شده است.
او تأکید کرد که فعالیت علوان به اجرای موسیقی محدود نبود و علوانیه در موقعیتهای مختلف اجتماعی و آیینی، از جمله سوگواری، اجرا میشد و ظرفیت بیان مضامینی مانند اندوه، دلتنگی، خشم، حماسه و تجربههای اجتماعی را داشت.
سخیراوی ربابه را از عناصر اصلی اجرای علوانیه دانست و درباره ساختار سنتی این ساز توضیح داد. به گفته او، سادگی ساخت ربابه و دسترسیپذیری آن در محیط محلی، در تداوم این شیوه اجرایی مؤثر بوده است.
او همچنین بر پیوند جدی علوانیه با شعر تأکید کرد و «ابوذیه» را یکی از قالبهای مهم شعری در این حوزه دانست. به گفته سخیراوی، ابوذیه ظرفیت پرداختن به موضوعاتی مانند عشق، دلتنگی، حماسه، پند و تجربههای انسانی را دارد و در کنار موسیقی، به انتقال شعر و حفظ آن در حافظه جمعی کمک کرده است.
سخیراوی با اشاره به توانایی علوان در شعر و شناخت وزن و قافیه گفت او در برخی موارد میتوانست ایرادهای شعری را تشخیص دهد و اصلاح کند؛ موضوعی که از آشنایی او با ساختار شعر و نقش چندوجهی او در فرهنگ شفاهی حکایت داشت.
او درباره ساختار موسیقایی علوانیه نیز توضیح داد که در برخی اجراها، آواز و ربابه بر یک خط ملودیک مشترک حرکت میکنند و نوازنده با تغییرات و تزئینات اجرایی به آن تنوع میدهد. سخیراوی در عین حال تأکید کرد که تغییرات موسیقایی را نباید لزوماً به معنای از بین رفتن هویت اصلی علوانیه دانست.
سخیراوی در ادامه، حمایت از طرحهای پژوهشی و موسیقایی مرتبط با علوانیه را ضروری دانست و گفت اقدامات انجامشده باید به برنامهای مستمر برای ثبت و معرفی آثار موسیقایی خوزستان تبدیل شود.
او پیشنهاد کرد جشنوارهها و برنامههای محلی، حتی در مقیاس کوچک، به صورت مستمر برگزار شوند و در کنار اجرا، بخش مشخصی برای معرفی و مستندسازی آثار و هنرمندان داشته باشند.
سخیراوی همچنین نامگذاری فضاهای فرهنگی و هنری به نام چهرههای اثرگذار را اقدامی ساده اما مؤثر دانست و گفت این اقدامات میتواند به حضور این هنرمندان در حافظه عمومی کمک کند.
به گفته او، هنرمندانی مانند علوان در دورهای فعالیت میکردند که دسترسی گسترده به روزنامه، کتاب و رسانه وجود نداشت و از همین رو، اجرای شعر و موسیقی آنان بخشی از ادبیات و تجربه فرهنگی زمان خود را به نسلهای بعد منتقل میکرد.
سیدکاظم قریشی، پژوهشگر و صاحبنظر حوزه ادبیات، نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر، در بخش دوم نشست با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به چهرههای اثرگذار موسیقی محلی، حسان اگزار الچنانی را از جمله هنرمندانی دانست که اطلاعات موجود درباره زندگی و آثار او هنوز نیازمند تکمیل و بررسی است.
قریشی با اشاره به دیدار و گفتوگوهای خود با حسان اگزار در زمان حیات او گفت در سال ۱۳۸۹ نیز مطلبی درباره این هنرمند منتشر کرده است. به گفته وی، بسیاری از مطالبی که پس از آن درباره حسان منتشر شده، اطلاعات قبلی را تکرار کرده و دادههای تازه محدودی به شناخت او افزوده است.
او با اشاره به اختلاف موجود درباره برخی اطلاعات زندگی حسان، از جمله سال تولد و تاریخ دقیق درگذشت، این مسئله را نشانهای از ضرورت اعتبارسنجی منابع مربوط به چهرههای فرهنگی دانست.
قریشی حسان اگزار را هنرمندی چندوجهی معرفی کرد که در زمینههای خوانندگی، نوازندگی، شعر، داستانگویی، ساخت ربابه و اجرای روایتهای موسیقایی فعالیت داشت.
قریشی در ادامه به نقش هنرمندان شفاهی در انتقال ادبیات پرداخت و گفت پیش از گسترش رسانههای مکتوب و صوتی، بخش مهمی از شعر و روایت از طریق اجراهای شفاهی منتقل میشد.
به گفته او، هنرمندانی مانند علوان، حسان اگزار و دیگر اجراکنندگان محلی در گردهماییها و محافل شبانه با ربابه به اجرای علوانیه و دیگر طورها میپرداختند و از این طریق اشعار شاعران مختلف را در حافظه عمومی حفظ میکردند.
قریشی گفت در اجراهای این هنرمندان، اشعار شاعران مختلف منطقه را شنیده و همین اجراها در انتقال ادبیات شفاهی میان نسلها نقش داشتهاند.
او بر همین اساس، این هنرمندان را صرفاً اجراکننده موسیقی ندانست و گفت آنان در دورهای که ابزارهای گسترده ارتباطی در دسترس نبود، عملاً یکی از مسیرهای انتقال شعر، ادبیات و روایتهای اجتماعی بودند.
یکی از محورهای مورد تأکید قریشی، وضعیت نوارهای کاست و فایلهای صوتی قدیمی بود. او گفت بخشی از اجراها و روایتهای حسان اگزار روی نوارهای قدیمی ثبت شده، اما با فرسودگی این حاملها، خطر از دست رفتن اطلاعات افزایش یافته است.
قریشی با اشاره به یکی از نوارهای حسان گفت این نوار در گذشته شامل چندین روایت بوده، اما اکنون تنها بخشی از این محتوا در فضای مجازی قابل دسترسی است و احتمال میرود نمونههای دیگری نیز در مجموعههای شخصی باقی مانده باشد.
او همچنین به ثبت چندین ساعت از موسیقی حسان توسط یکی از پژوهشگران اشاره کرد و گفت وضعیت و محل نگهداری این مواد برای او مشخص نیست. قریشی خواستار شناسایی این منابع و انتقال آنها به آرشیوهای امن و قابل دسترس برای پژوهشگران شد.
قریشی در ادامه به روایت «شیخه» پرداخت و گفت این اثر را نمیتوان صرفاً یک داستان شفاهی دانست. به گفته او، این روایت از شخصیتپردازی، فضاسازی، صداهای طبیعی، موسیقی، شعر و بیان حالات انسانی برخوردار است و ظرفیت بازآفرینی در قالبهای نمایشی و تصویری را دارد.
او موضوعات مطرحشده در این روایتها را شامل روابط خانوادگی و اجتماعی، بخشندگی، گذشت، ترس، انتقام و دیگر تجربههای انسانی دانست و گفت این آثار میتوانند تصویری از مناسبات اجتماعی چند دهه گذشته ارائه دهند.
قریشی پیشنهاد کرد آثار حسان اگزار در قالب یک پروژه پژوهشی جامع گردآوری و تدوین شود و روایتهایی مانند «شیخه» نیز با حفظ زمینه تاریخی و فرهنگی خود، قابلیت تبدیل شدن به فیلم یا اثر نمایشی را پیدا کنند.
مجموع مباحث نشست نشان داد که بازخوانی زندگی علوان الشویع و حسان اگزار صرفاً به معرفی دو چهره موسیقی محدود نیست و موضوع اصلی، بخشی از حافظه فرهنگی، ادبی و اجتماعی خوزستان است که طی دههها از مسیر موسیقی، شعر، روایت و اجراهای شفاهی منتقل شده است.
بر اساس مباحث مطرحشده، نخستین اولویت، شناسایی و نجات منابع موجود است؛ از نوارهای کاست و فایلهای صوتی تا دستنوشتهها، روایتهای شفاهی و اسناد پراکنده. این منابع باید پس از گردآوری، تاریخگذاری و اعتبارسنجی شوند تا میان خاطره، روایت شفاهی و داده مستند تفکیک روشنی وجود داشته باشد.
در گام بعد، ایجاد آرشیو تخصصی میراث موسیقایی و شفاهی خوزستان میتواند امکان نگهداری بلندمدت و استفاده پژوهشی از این منابع را فراهم کند. ایجاد بانک اطلاعاتی از هنرمندان، شاعران، سازها، مقامها، طورها، اشعار و روایتها نیز میتواند از پراکندگی اطلاعات و تکرار دادههای ناقص جلوگیری کند.
همچنین رسانهها و مراکز فرهنگی میتوانند با تولید مستند، برنامههای گفتوگومحور و آثار صوتی و تصویری، این میراث را از محدوده حافظه افراد خارج و در اختیار نسل جدید قرار دهند. برگزاری جشنوارههای کوچک و مستمر نیز میتواند همزمان سه کارکرد اجرا، معرفی و مستندسازی را دنبال کند.
بازآفرینی روایتهایی مانند «شیخه» در قالب فیلم و تئاتر نیز ظرفیت دیگری برای پیوند میان میراث شفاهی و تولید فرهنگی معاصر است؛ مشروط بر اینکه فرآیند بازآفرینی بر پایه مستندات و با حفظ زمینه تاریخی اثر انجام شود.
در کنار این اقدامات، نامگذاری فضاهای فرهنگی و هنری به نام چهرههای اثرگذار میتواند به عنوان اقدامی مکمل، جایگاه آنان را در حافظه عمومی تثبیت کند. با این حال، اهمیت اصلی در ایجاد سازوکاری پایدار برای ثبت، آرشیو، پژوهش و انتقال این میراث است.
در نهایت، حفظ میراث علوان الشویع، حسان اگزار و دیگر چهرههای موسیقی و ادبیات شفاهی، تنها حفظ چند آواز، ساز یا روایت نیست؛ بلکه ثبت بخشی از تجربه تاریخی و فرهنگی جامعه است. مستندسازی این میراث میتواند آنچه امروز در قالب خاطرات پراکنده و منابع در معرض فرسودگی باقی مانده را به مجموعهای معتبر برای پژوهش، آموزش و تولید فرهنگی تبدیل کند و جایگاه فرهنگهای محلی را در چارچوب تنوع و پیوستگی فرهنگی ایران بهتر نشان دهد.