صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۹۴۲۸۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۷ - ۰۴ مهر ۱۴۰۵ - 26 September 2026

روز سرباز گرامی؛ به یاد شهید محمدمهدی یعقوبی‌زاده

به احترام سربازان وطن که نماد ایستادگی و امنیت کشورند و به یاد «محمدمهدی یعقوبی‌زاده»، سرباز شهید پلیس پیشگیری فراجا که در جریان جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید.

عصر ایران - چهارم مهرماه در تقویم رسمی ایران به‌عنوان روز سرباز نام‌گذاری شده است؛ روزی برای یادآوری نقش سربازان در دفاع از امنیت کشور و توجه به جایگاه اجتماعی آنان.

به احترام سربازان وطن که نماد ایستادگی و امنیت کشورند و به یاد «محمدمهدی یعقوبی‌زاده»، سرباز شهید پلیس پیشگیری فراجا که در جریان جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید.

شهید محمدمهدی یعقوبی‌زاده روز چهارشنبه، ۲۸ خردادماه ۱۴۰۴، در پی حمله جنگنده‌های اسرائیل به ساختمان پلیس پیشگیری فراجا به شهادت رسید. او یکی از ۶ شهید پلیس پیشگیری فراجا در این جنگ بود.

طبق آمارهای رسمی و غیررسمی، در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، ۶۰ سرباز وظیفه فراجا به شهادت رسیدند.

روایت مادر از فرزند شهیدش

مادر شهید محمدمهدی یعقوبی‌زاده در بخشی از خاطراتش از فرزندش گفته است:

«پسرم متولد ۱۳۸۰ بود. وقتی باردار بودم، یک خوابی دیدم و اسمش را محمدمهدی گذاشتم. پسر خیلی خوبی بود و من از همه لحاظ ازش راضی بودم. هیچ‌وقت آزارش به کسی نرسید.

حدود ۱۰ سال کلاس اخلاق می‌رفت. خیلی کلاس‌های تربیتی و اخلاق را دوست داشت و از ۱۳ سالگی تا ۲۳ سالگی به این کلاس‌ها می‌رفت.

یک هفته پیش از آنکه آن اتفاق برایش بیفتد، به خانه آمد و گفت: مامان، خوشحال باش. امسال هم خمسم را دادم. گفتم محمدمهدی، آخه تو چی داری خمس بدهی!

بعد که پدرش آمد وضو بگیرد، پرسید چه شده؟ گفتم ببین چه می‌گوید! گفت: بابا، خمسم را دادم. پدرش گفت کار خوبی را تو کردی. ۵ میلیون تومان خمس داده بود. یک موتور داشت با یک موبایل و هر سال خمس می‌داد.

یک روز گفت: مامان، می‌خواهم یک حرفی بزنم. نمی‌دانم گوش می‌کنی یا نه! گفتم بگو مادر، گوش می‌کنم.

گفت: مامان، برای من زن می‌گیری؟ گفتم قربونت برم مادر، چرا نمی‌گیرم؟ چشم، نوکرت هم هستم. قربون خودت و زنت. بشین ببینم چه می‌گویی.

گفت: مامان، اگر می‌شه برو برای من خواستگاری.

گفتم: محمدمهدی، تو کسی را در نظر داری؟

گفت: مامان، از تو بعیده! من همچین آدمی هستم؟ نه مامان، خودت کسی را در نظر بگیر، به‌طور سنتی برو برای من خواستگاری.

پسرم دینش را کامل کرد و رفت.»

ارسال به تلگرام