عصر ایران؛ سروش بامداد- برنامۀ تلویزیونی " به خانه برمیگردیم" از معدود برنامههای پر سابقه در شبکه تهران است که به خاطر ریتم آرام و خانوادگی آن همچنان بیننده دارد؛ هر چند بیشتر شامل خانمهای خانهدار و پابهسن گذاشته است. چون جوانان یا در ساعات عصرگاهی خانه نیستند یا در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی سرگرماند.
جدای این توضیح میدانیم مهمترین ویژگی مدیریت پیمان جبلی در این ۵ سال در صدا و سیما این بوده که تا توانسته هر برنامه را با ربط و بیربط، ایدیولوژیک کرده تا یک لحظه مخاطب به حال خود رها نشود و مثل سابق نیست که شبکه یک سیاسیترین بود و شبکه دو آموزشی و شبکه سه مختص جوانان و چهار برای فرهیختگان و شبکه پنج یا تهران با برنامههای شبیه همین به خانه بر میگردیم و بعدتر شبکههای دیگر با مأموریت ویژه چون حالا انگار هر که بیشتر شبیه شبکه افق و ایدیولوژیکتر باشد مقربتر است!
این مقدمه از آن روست که به خانه برمیگردیم از حیث خروج مجریان آن از مدار رکورددار است. از یکی که در فضای مجازی بیروسری ظاهر شد تا دیگری که به خاطر تعبیر «وفات شهادتگونه»برای دخت پیامبر گرامی اسلام ناچار از عذرخواهی شد یا دیگری که به اتهام « اهانت به سردار همدانی در صفحه شخصی»اخراج شد.
از این رو یا تهیه کننده خواسته یا مجریان اصرار دارند خود را خیلی خودی جلوه دهند و در این راه زیادهروی می کنند و میتوان پرسش محمد نظری در عصر شنبه ۴ شهریور را مثال زد که در بخش «مهمانخانه» برنامه از میهمان خود سؤالی بی مبنا پرسید!
میهمان برنامه آقای رضا بصائری - جانباز- بود که در توصیف او گفته شد ۱۳۵ ماه در جبهه بوده یعنی ۱۱ سال و طبعا برای بیننده این پرسش ایجاد شد که مگر کل جنگ نزدیک به ۸ سال نبوده چگونه ۱۱ سال در جبهه بوده که خانم مجری توضیح داد قبل از شروع و بعد از پایان جنگ در جبهه بوده است. احتمالا قبل از شروع در درگیریهای کردستان و بعد هم لابد برای تفحص.
سؤال بیربط محمد نظری ( مجری با تحصیلات پزشکی) این بود: چطور بیتوجهی منِ هموطن نسبت به خودتان را توجیه میکنید؟ به زبان دیگر چه حسی دارید که مردم به شما توجهی ندارند؟
فرض سؤال این است که مردم اعتنایی به جانبازان ندارند. اما آیا واقعا چنین است؟ آیا اگر در خیابان و مترو هر جای دیگر فردی را ببینیم که به لحاظ جسمی دچار مشکل شده بیاعتناییم یا کمک میکنیم؟ جانباز یعنی کسی که دچار معلولیت شده اما نه مادرزاد که در راه هدفی مقدس با این حال در سطح جامعه که فرد دارای معلولیت یا مشکل جسمی اگر مشهود باشد مورد حمایت قرار میگیرد و اساسا مردم نمیدانند او جانباز است یا معلول مادرزاد یا در سانحه دچار نقص عضو شده و کی گفته بیتوجهاند؟
احتمالا دکتر میخواسته به اعتراض به نظامهای سهمیه در دانشگاه و استخدام اشاره کند که متوجه جانبازان نیست و به به روش حامیپروری و تبعیض است و دکتر مجری به جانبازان ربط داد.
پاسخ خود آقای بصائری البته دقیق بود: «شاید بیتوجهی نباشد از طرف بسیاری از مردم. به فرض هم که باشد من برای شما نرفتم. برای دفاع از وطن و همه هموطنان رفتم و وظیفه داشتم چه به عنوان ارتشی و چه شخصی.»
وقتی مجری زن خواست پرسش همکار را کامل کند و گفت منظور مسؤولان و مردم است نیز توضیح داد: حکایت مسؤولان بحث دیگری است اما از مردم توقعی ندارم...
از آنچه نقل شد چند نکته را میتوان نتیجه گرفت:
اول. اصرار مدیریت زوج جبلی - جلیلی بر ایدیولوژیک کردن همه برنامه ها ولو : از خانه برمیگردیم!
دوم. القای بیتوجهی مردم به جانبازان حال آن که چنین نیست. حتی منتقدان ادامه جنگ هشت ساله بعد از بازپس گیری بندر خرمشهر با سر دادن شعارهای غیر عملی با رنج رزمندگان هم دردی میکنند.
سوم. تفسیر برخی تبعیض ها به توجه نکردن به جانبازان.
چهارم. رسیدگی به وضعیت رفاهی و معیشتی و درمانی جانبازان با یک بنیاد عریض و طویل است که قرار بود اموال خانواده پهلوی را خرج مستضعفین کند و عادت به گزارش و نشست خبری هم ندارند. چرا پای مردم را به میان میکشند؟
پنجم. برخی مجریان بهتر است در همان حیطهٔ سؤالات خانوادگی بمانند و وارد معقولات نشوند. وگرنه مانند آقای دکتر در ابتدا میپرسند شما ۱۳۵ ماه در جبهه بودید. چرا این قدر دراز و طولانی؟ دراز اولی را میتوان به حساب پارسیگویی گذاشت که بهتر است از انگلیسیپرانیهای میثاقی اما این پرسش که بیتوجهی مردم را چگونه توجیه میکنید قابلقبول نیست.
راستی صدا و سیما را با مردم چه کار وقتی تنها تلویزیون دنیاست که نمیتواند تصویر زنده شهر را پخش کند چون پوشش زنان و دختران در حال عبور از خیابانها شباهتی با تصویر رسمی ندارد!