نمایشگاه نقاشی «در جایی دور از همه» از آثار پرژام پارسی، از ۲ مهر ۱۴۰۵ در گالری استاد نامی خانه هنرمندان ایران شروع شد و تا 10 مهرماه ادامه خواهد داشت. این مجموعه با تمرکز بر بدن، حافظه، فقدان و تجربه آوارگی، تلاش میکند مسئله بیمکانی را نه از مسیر بازنمایی جغرافیای بحران، بلکه از خلال وضعیت جسمانی انسان روایت کند.
در این مجموعه، مخاطب با فیگورهایی مواجه است که در فضاهایی روشن، خلوت و فاقد نشانههای مشخص مکانی قرار گرفتهاند. خبری از بازسازی یک شهر، خانه، مرز یا جغرافیای معین نیست و نشانههای ملی و روایی نیز تا حد زیادی از تصویر حذف شدهاند. در مقابل، بدن انسان به اصلیترین عنصر آثار تبدیل شده است؛ بدنی که انقباض، سکون، فرسودگی، زخم، برهنگی و تعلیق حرکت را در خود ثبت کرده و به محل اصلی روایت بدل میشود.
«در جایی دور از همه» از روایتهای مربوط به مهاجرت اجباری و آوارگی در میانه دهه ۲۰۱۰ آغاز شده است. با این حال، پرژام پارسی در روند شکلگیری این مجموعه، به جای بازسازی موقعیتهای جغرافیایی یا ارائه روایت مستقیم از بحران، عناصر مکانی را کنار گذاشته است. نتیجه، مجموعهای است که در آن پرسش اصلی دیگر صرفاً این نیست که یک فرد از کجا آمده یا به کجا رفته است؛ بلکه مسئله، تجربه انسانیِ پس از از دست رفتن خانه، مکان و احساس تعلق است.
در نخستین مواجهه با آثار، زمینههای روشن و کمجزئیات بیش از هر چیز جلب توجه میکنند. فضای سفید و خلوت در نگاه اول میتواند همچون یک پسزمینه خنثی به نظر برسد، اما در ساختار مجموعه، همین سفیدی به یکی از عناصر اصلی معنا تبدیل میشود. فاصلهای که میان بدن و محیط ایجاد شده، غیاب یک مکان آشنا را بدون آنکه مستقیماً به تصویر کشیده شود، قابل احساس میکند.
در برابر این فضای فروکاسته، جزئیات بدن با دقت بیشتری دیده میشوند. بافت پوست، استخوان، چینهای بدن، انقباض عضلات و حالت دستها در بسیاری از آثار برجسته شدهاند و وزن بصری بیشتری پیدا کردهاند. به این ترتیب، هرچه نشانههای بیرونی کمتر میشوند، وضعیت جسمانی فیگور نقش بیشتری در شکل دادن به معنای تصویر پیدا میکند.
این تضاد میان پرداخت جزئینگر فیگورها و محیطی که تا حد امکان از نشانههای مکانی تهی شده، یکی از ویژگیهای اصلی مجموعه است. آثار به جای آنکه داستانی کامل را برای مخاطب تعریف کنند، اطلاعات را محدود میکنند و بخشی از روایت را به فضای خالی و نشانههای بدن میسپارند. مخاطب در مواجهه با هر فیگور، ناچار است از حالت چهره، ژست و وضعیت جسمانی، به آنچه پیش از ثبت تصویر اتفاق افتاده فکر کند.
در این نگاه، بدن صرفاً موضوع نقاشی نیست، بلکه محل وقوع تجربه است. وضعیتهایی مانند سکون، انقباض یا فرسودگی در آثار، به عنوان نمادهایی از پیش تعیینشده ارائه نمیشوند؛ بلکه همچون ردپای تجربهای ظاهر میشوند که پیش از آنکه به زبان تبدیل شود، در بدن اتفاق افتاده است.
پرژام پارسی، هنرمند تجسمی و نقاش فیگوراتیو، در فعالیت هنری خود بر بدن، حافظه، فقدان و وضعیتهای مرزی تجربه انسانی تمرکز دارد. آثار او پیش از این در نمایشگاههای انفرادی و گروهی در تهران و همچنین در پروژهها و نمایشگاههایی در تورنتو، برلین، بازل، بارسلونا و لسآنجلس ارائه شدهاند.
در «در جایی دور از همه»، این دغدغهها در قالب مجموعهای از نقاشیهای رنگ روغن روی بوم دنبال شدهاند. نمایشگاه تلاش میکند تجربه آوارگی را از سطح جغرافیا به سطح ادراک و تجربه بدنی منتقل کند؛ جایی که مکان دیگر صرفاً یک موقعیت بیرونی نیست و فقدان آن در وضعیت انسان ادامه پیدا میکند.
از این منظر، فضای سفید آثار تنها یک فضای خالی نیست. سکوت، فاصله و حذف محیط، بخشی از ساختار روایت هستند و مخاطب را به جای دریافت یک داستان کامل، با مجموعهای از نشانههای ناقص روبهرو میکنند. آنچه در تصویر دیده میشود، بدن است و آنچه غایب است، مکانی که میتوانست این بدن را در یک موقعیت مشخص قرار دهد.
نمایشگاه «در جایی دور از همه» در گالری استاد نامی خانه هنرمندان ایران برپا شده و مجموعه آثار آن با محوریت آوارگی، بدن، حافظه، فقدان و بیمکانی شکل گرفته است. آثار ارائهشده در این نمایشگاه در مدیوم رنگ روغن روی بوم خلق شدهاند.
«در جایی دور از همه» از این مسیر، به جای بازنمایی مستقیم یک بحران یا ارائه روایتی جغرافیایی از مهاجرت، به دنبال ثبت اثری است که از فقدان مکان بر انسان باقی میماند؛ تجربهای که در این مجموعه نه در یک نقشه یا منظره، بلکه در بدن انسان دیده میشود.