صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۹۵۱۰۷
تاریخ انتشار: ۱۸:۵۳ - ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - 29 September 2026

تولد ۸۹ سالگی یک امپراتوری؛ چگونه یک غول ۱۰۰ درصدی به سهم ۸ درصدی سقوط کرد؟

بر اساس این تحلیل، تغییر جایگاه شرکت دخانیات ایران حاصل مجموعه‌ای از عوامل از جمله قراردادهای تولید مشارکتی، خصوصی‌سازی، ضعف رگولاتوری و توسعه رقبای بین‌المللی بوده است؛ روندی که ساختار بازار دخانیات ایران را به‌طور اساسی تغییر داد.

عصر ایران؛ اکبر ابراهیمی* - پنجم مهرماه، هشتاد و نهمین سالگرد تأسیس «شرکت دخانیات ایران» بود. صنعتی که تا اوایل دهه ۹۰ شمسی انحصار مطلق از مزرعه توتون تا خط تولید، واردات، سیاست‌گذاری و توزیع را در اختیار داشت؛ اما امروز در آستانه نودسالگی، سهم بازارش به سختی به ۸ درصد می‌رسد و رقبای بین‌المللی (به‌ویژه JTI) نبض بیش از ۷۰ درصد بازار ایران را در دست دارند.

این سقوط دراماتیک چطور رقم خورد؟ ماجرا حاصل یک جنگ کلاسیک اقتصادی است که در آن «مهندسی حقوقی و بازاریابی چندملیتی‌ها» در برابر «انحصار دولتی و سوء‌مدیریت شرکتی» به پیروزی رسید.

1- تله انحصار و «مستأجرانی که صاحب‌خانه شدند»

دهه‌ها تکیه بر انحصار دولتی، خلاقیت، چابکی و توسعه محصول در تراز جهانی را در دخانیات ایران خشکانده بود. برای عبور از این بن‌بست، در دهه ۸۰ قراردادی تحت عنوان «تولید مشارکتی» با غول‌های دخانی جهان (BAT و JTI) امضا شد. خطوط تولید خارجی در سایت‌های دخانیات مستقر شدند و شرکت با دریافت «حق مشارکت»، درآمد آسان و بادآورده‌ای کسب می‌کرد؛ غافل از اینکه رقیب در حال نقشه‌برداری دقیق از ذائقه مصرف‌کننده، زنجیره تأمین و گلوگاه‌های توزیع ایران است.

۲. خصوصی‌سازی ناقص و مرگ رگولاتور مستقل

در اوایل دهه ۹۰ با اجرای شتاب‌زده اصل ۴۴، سهام شرکت میان «سهام عدالت» و «صندوق بازنشستگی فولاد» دست‌به‌دست شد. وظایف حاکمیتی و سیاست‌گذاری از شرکت سلب و به نهادی نوپا تحت عنوان «مرکز برنامه‌ریزی و نظارت بر دخانیات» در وزارت صمت سپرده شد؛ نهادی که به‌مرور تضعیف شد و امروز جایگاهش تا سطح یک اداره در دل یک اداره‌کل نامرتبط تنزل یافته است. با خلع سلاح ساختاری دخانیات و بی‌دفاع شدن زمین رگولاتوری، زمان حمله رقبای خارجی فرا رسید.

۳. بازی شطرنج چندملیتی‌ها؛ تسخیر زمین با دو شاه‌حرکت

رقبای بین‌المللی بلافاصله از زیر یوغ تولید مشارکتی خارج شدند و کارخانه‌های مستقل خود را ساختند؛ اما اصل ماجرا دو حرکت استراتژیک در خلأهای قانونی بود:

  • حرکت اول؛ هجوم به حیاط خلوت (سگمنت B):

در دوران مشارکت، شرکت‌های خارجی ملزم بودند صرفاً محصولات لوکس و گران‌قیمت (Segment A) تولید کنند تا به بازار توده‌ای دخانیات آسیبی نرسد. با استقلال کارخانه‌ها و خرید برخی شرکت‌های داخلی، آن‌ها بلافاصله به محصولات سگمنت B و اقتصادی هجوم آوردند و سهم بازار دخانیات ایران را بلعیدند.

  • حرکت دوم؛ رانت مالیاتی با تغییر تابعیت برند

قانون‌گذار برای حمایت از تولید داخل، مالیات سنگین‌تری برای شرکت‌های خارجی وضع کرده بود. اما چندملیتی‌ها چه کردند؟ با خرید شرکت‌های محلی و ثبت برندهای خود به‌عنوان برند ایرانی، عملاً این اهرم حمایتی را خنثی کردند. نتیجه پارادوکسیکال شد!!! یک غول بین‌المللی با ماشین‌آلات مدرن، دانش سازمانی بالا و بازاریابی تهاجمی، از معافیت‌ها و رانت‌های مالیاتی برند ایرانی هم بهره‌مند شد!

۴. سمت دیگر میدان: قربانیِ مدیریت‌های سیاسی

در حالی‌که رقبای بین‌المللی با بالاترین استاندارد حاکمیت شرکتی گام برمی‌داشتند، شرکت دخانیات ایران به حیاط خلوت انتصابات کوتاه‌مدت سیاسی، بدهی‌های انباشته، نیروی مازاد و نبود استراتژی پایدار تبدیل شد. با خروج عملیاتی BAT از بازار ایران، امروز عملاً یک شرکت خارجی (JTI) پادشاه بلامنازع بازار چند ده هزار میلیاردی دخانیات ایران است.

آموزه مدیریتی برای استراتژیست‌ها و سیاست‌گذاران

کیس شرکت دخانیات ایران نشان می‌دهد:

  1. انحصار دیر یا زود سقوط می‌کند: تکیه بر درآمدهای حمایتی، سازمان را فلج و بدون عضله رقابتی بار می‌آورد.
  2. رگولاتور ضعیف، بازار را به بازیگران باهوش‌تر می‌بازد: وضع قوانین بدون فهمِ معماری قراردادها، رانت را دقیقاً در اختیار رقیبی قرار می‌دهد که قانون قصد کنترلش را داشته است.
  3. خصوصی‌سازی بدون اصلاح حاکمیت شرکتی: واگذاری سهام به صندوق‌های بازنشستگی، خصوصی‌سازی نیست؛ بلاتکلیفی مالکیتی و توزیع ناکارآمدی است.

*اکبر ابراهیمی
مدیر کل اسبق بازاریابی و فروش شرکت دخانیات ایران | تحلیل گر کسب وکار

ارسال به تلگرام