صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

گیاه گمشده ایران باستان پیدا شد؟ راز هوم ۲۵۰۰ ساله در تخت جمشید

در ارتفاعات جنوب مرودشت گیاهی پیدا شده که یک باستان‌شناس ایرانی احتمال می‌دهد همان «هوم» معروف متون اوستایی باشد؛ گیاهی که برای هزاران سال در آیین‌های ایران باستان نقشی ویژه داشته است. شواهد فعلی هنوز برای اثبات این ارتباط کافی نیست، اما شباهت‌های گیاه تازه‌شناسایی‌شده با برخی توصیف‌های تاریخی، پرونده هویت هوم را دوباره به یکی از بحث‌های جذاب باستان‌شناسی ایران تبدیل کرده است.

 کشف دانه‌های گیاهی در ارتفاعات جنوب مرودشت، بار دیگر یکی از قدیمی‌ترین معماهای تاریخ ایران را زنده کرده است؛ گیاهی که در اوستا مقدس، نیرو‌بخش و درمانگر توصیف شده و قرن‌هاست پژوهشگران در جست‌وجوی هویت واقعی آن هستند.

به گزارش فرارو، در ارتفاعات اطراف روستای اتابک، در حدود ۲۰ کیلومتری جنوب دشت مرودشت، گیاهی شناسایی شده که ابوالحسن اتابکی، باستان‌شناس و مورخ، آن را نامزد احتمالی «هوم» باستانی می‌داند؛ همان گیاهی که در متون اوستایی جایگاهی استثنایی دارد و عصاره آن در مهم‌ترین آیین‌های دینی ایران باستان مصرف می‌شده است. دانه‌های این گیاه کوچک، لوبیایی‌شکل و تقریباً به اندازه دانه گندم توصیف شده‌اند و در پوششی بیضی‌شکل و متمایل به نارنجی قرار دارند. اتابکی می‌گوید مقایسه این دانه‌ها با نمونه‌های مورد اشاره در مطالعات پیشین، شباهت‌هایی در شکل، اندازه و ساختار نشان داده است.

اما همین‌جا باید میان «کشف یک گیاه» و «شناسایی هوم باستانی» فاصله گذاشت. گزارش ایندیپندنت فارسی نیز صراحتاً این یافته را قطعی نمی‌داند و بر نیاز به بررسی‌های تخصصی تأکید می‌کند. در واقع، هنوز مشخص نیست گیاه مورد اشاره دقیقاً متعلق به چه گونه‌ای است و آیا ارتباطی تاریخی با هوم آیینی دوره هخامنشی دارد یا صرفاً گیاهی است که ویژگی‌هایی مشابه با توصیفات هوم دارد.

هوم؛ گیاهی که در اوستا فقط یک گیاه نیست

برای فهم اهمیت این کشف احتمالی، باید به خود هوم بازگشت. هوم در سنت ایرانی نام یک گیاه و هم‌زمان نام یک ایزد است؛ همانند «سومه» در سنت ودایی هند. ریشه این دو واژه به یک سنت دینی و زبانی بسیار کهن هندوایرانی بازمی‌گردد و معنای واژه نیز با «فشردن» و «کوبیدن» ارتباط دارد؛ یعنی هوم در اصل نه فقط نام یک گیاه، بلکه چیزی است که از فشردن گیاه به دست می‌آید.

مهم‌ترین متن درباره هوم، بخش‌هایی از یسناهای ۹ تا ۱۱ اوستاست که به «هوم‌یشت» معروف شده است. در این متن، هوم به شکل موجودی ایزدی در برابر زرتشت ظاهر می‌شود و از او خواسته می‌شود که هوم را بفشارد و بنوشد. هوم همچنین با قدرت، پیروزی، درمان، فرزندآوری، نیروی جسمانی و توانایی ذهنی ارتباط دارد. بنابراین آنچه در این متون توصیف می‌شود، یک گیاه معمولی نیست؛ بلکه ماده اصلی یکی از کهن‌ترین آیین‌های دینی ایرانی است.

توصیف‌های اوستا درباره ظاهر گیاه، با وجود اهمیتشان، به اندازه‌ای دقیق نیستند که بتوان از روی آنها نام علمی یک گونه را تعیین کرد. هوم گیاهی سبز یا زرد و زرین‌رنگ معرفی می‌شود و متن از ساقه‌ها، جوانه‌ها و شاخه‌های آن سخن می‌گوید. هوم در کوهستان می‌روید، عطر دارد و ساقه‌ها یا بخش‌هایی از آن باید کوبیده و فشرده شوند. در هوم‌یشت حتی از کوه‌ها، باران و ابرهایی که زمینه رویش هوم را فراهم می‌کنند سخن گفته شده است.

همین مجموعه ویژگی‌هاست که ماجرای گیاه جنوب مرودشت را جذاب می‌کند: گیاهی کوهستانی در منطقه‌ای که در قلب جغرافیای تاریخی هخامنشی قرار دارد، با دانه‌هایی مشخص و چرخه رویش فصلی که اکنون می‌توان آنها را با توصیفات متنی و گیاه‌شناختی مقایسه کرد.

چرا سال‌هاست افدرا نامزد اصلی هوم است؟

یکی از مهم‌ترین سرنخ‌ها در حل معمای هوم، نه از دل یک کاوش باستان‌شناسی، بلکه از سنت زنده زرتشتیان به دست آمده است.

از اواخر قرن نوزدهم گزارش شده که زرتشتیان یزد گونه‌هایی از گیاه «افدرا» را با نام‌هایی مانند هوم و هوما می‌شناسند و از آن در آیین‌های خود استفاده می‌کنند. همین سنت در کنار شواهد زبان‌شناختی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا گونه‌های افدرا در برخی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی با نام‌هایی نزدیک به هوم شناخته شده‌اند. این گیاه همچنین در نواحی کوهستانی ایران، آسیای مرکزی و سرزمین‌های میان ایران و هند می‌روید.

شباهت تنها به نام محدود نمی‌شود. افدرا گیاهی است که ساقه‌ها و شاخه‌های آن را می‌توان فشرد و عصاره گرفت؛ در مناطق کوهستانی رشد می‌کند و برخی گونه‌های آن حاوی آلکالوئید افدرین هستند. همین ماده می‌تواند موجب افزایش هوشیاری و تحریک شود؛ ویژگی‌ای که با بخشی از توصیف‌های هوم در سنت هندوایرانی سازگار دانسته شده است.

پژوهشگرانی مانند هری فالک نیز استدلال کرده‌اند که اثر اصلی سومه و هوم احتمالاً الزاماً توهم‌زایی نبوده، بلکه افزایش بیداری و هوشیاری بوده است. او به آیین شبانه «آتیراترا» در سنت ودایی اشاره می‌کند که در آن سومه برای جلوگیری از خواب کاهنان مصرف می‌شد؛ موضوعی که با اثر محرک افدرین سازگاری بیشتری دارد.

با این حال، «هوم برابر با افدرا» هنوز یک معادله حل‌شده نیست. برخی پژوهشگران، به‌ویژه دیوید فلاتری و مارتین شوارتز، استدلال کرده‌اند که اثرات توصیف‌شده برای هوم ممکن است با افدرین به‌تنهایی کاملاً توضیح داده نشود و احتمال داده‌اند که گیاه دیگری نیز در ترکیب آیینی نقش داشته باشد. پیشنهادهایی مانند اسپند نیز در تاریخ پژوهش مطرح شده‌اند، هرچند این فرضیه‌ها خود با ایرادهای جدی روبه‌رو هستند.

از این منظر، گفته اتابکی که گیاه پیدا‌شده در ارتفاعات اتابک با افدراهای شناخته‌شده تفاوت دارد، اگر از نظر گیاه‌شناسی تأیید شود، اتفاق مهمی خواهد بود؛ زیرا در آن صورت یک گزینه تازه وارد یکی از قدیمی‌ترین مناقشات مربوط به هوم می‌شود. اما فعلاً این فقط یک ادعاست و نه نتیجه یک شناسایی مستقل آزمایشگاهی. گزارش منتشرشده نیز می‌گوید برای بررسی این موضوع به مطالعات تخصصی بیشتری نیاز است.

تخت‌جمشید چه چیزی درباره هوم به ما می‌گوید؟

ارتباط این کشف با تخت‌جمشید صرفاً جغرافیایی نیست. در خود محوطه پارسه نیز شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد آیین‌های مرتبط با فشردن گیاه و تهیه نوشیدنی آیینی در دوره هخامنشی شناخته شده بوده‌اند.

در کاوش‌های تخت‌جمشید، هاون‌ها، دسته‌هاون‌ها و ظروفی پیدا شده‌اند که پژوهشگران آنها را با مراسم آیینی مرتبط دانسته‌اند. حتی در یکی از مهرنگاره‌های مربوط به دوره خشایارشا، صحنه‌ای دیده می‌شود که در آن دو شخصیت در کنار آتش و میزی حاوی هاون و دسته‌هاون قرار دارند. پژوهشگران این صحنه را از شواهد مهم برای ارتباط این ابزارها با مراسم هوم و آیین یسنا دانسته‌اند.

بنابراین یک زنجیره شواهد در اختیار داریم: متون اوستایی از هوم سخن می‌گویند؛ سنت زرتشتی استفاده از گیاهی به نام هوم را تا دوران معاصر حفظ کرده؛ افدرا یکی از جدی‌ترین نامزدهای گیاه هوم است؛ و در تخت‌جمشید نیز ابزارهایی وجود دارد که با مراسم فشردن و تهیه نوشیدنی آیینی سازگار دانسته شده‌اند.

چیزی که هنوز نداریم، مهم‌ترین حلقه این زنجیره است: نمونه‌ای که بتوان با اطمینان علمی گفت همان گیاهی است که در دوره هخامنشی به عنوان هوم استفاده می‌شده است.

آیا کشف جدید می‌تواند معمای هوم را حل کند؟

پاسخ علمی در حال حاضر این است: ممکن است، اما فاصله زیادی تا اثبات وجود دارد.

نخستین مسئله، شناسایی گیاه است. پیش از هر چیز باید مشخص شود گیاه مورد اشاره اتابکی از نظر رده‌بندی گیاه‌شناسی دقیقاً متعلق به چه جنس و گونه‌ای است. شباهت ظاهری دانه‌ها برای این کار کافی نیست؛ باید ساختار گیاه، گل، میوه، بذر، ساقه و ویژگی‌های میکروسکوپی آن بررسی شود.

مرحله بعد، مقایسه شیمیایی است. اگر گیاه ترکیبات فعالی داشته باشد که با ویژگی‌های احتمالی هوم سازگار باشند، این موضوع می‌تواند یک سرنخ مهم ایجاد کند؛ هرچند حتی وجود افدرین یا ترکیبات مشابه نیز به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که گیاه مورد نظر همان هوم اوستایی است.

مرحله تعیین‌کننده‌تر، باستان‌شناسی است. دانه‌ای که امروز روی یک گیاه در کوهستان رشد می‌کند، به‌خودی‌خود «دانه باستانی» محسوب نمی‌شود. برای اثبات پیوند با هوم هخامنشی باید بقایای گیاهی قابل تاریخ‌گذاری از یک بستر باستان‌شناختی معتبر به دست آید؛ ترجیحاً از محوطه‌ای مرتبط با دوره هخامنشی و در شرایطی که بتوان ارتباط آن با فعالیت انسانی را نشان داد.

دانش امروز نشان می‌دهد که چنین کاری از نظر علمی کاملاً ممکن است. برای نمونه، پژوهش‌های جدید روی بقایای باستانی افدرا در گورستان عصر مفرغ شیائوهه در سین‌کیانگ، از ترکیب شواهد ریخت‌شناختی، شیمیایی و حتی DNA باستانی برای شناسایی گونه گیاه استفاده کرده‌اند. در یک مطالعه سال ۲۰۲۶، پژوهشگران توانستند DNA باستانی افدرا را از بقایای خشک‌شده استخراج و گونه Ephedra intermedia را شناسایی کنند. پژوهش دیگری نیز بقایای افدرا را در همان محوطه با قدمت حدود ۳۲۶۱ سال، با ترکیب روش‌های ریخت‌شناسی، میکروسکوپی، تاریخ‌گذاری رادیوکربن و تحلیل شیمیایی، به Ephedra sinica نسبت داد.

این یافته‌ها نشان می‌دهند که اگر بقایای مناسب از منطقه پارسه یا پیرامون آن وجود داشته باشد، فناوری علمی امروز می‌تواند بسیار فراتر از مقایسه ظاهری دانه‌ها عمل کند.

از سوی دیگر، حتی اگر گیاه کشف‌شده در ارتفاعات اتابک دقیقاً با هوم امروزی زرتشتیان یکسان باشد، باز هم یک پرسش باقی خواهد ماند: آیا این همان گیاهی است که ۲۵۰۰ سال پیش در آیین هخامنشی استفاده می‌شد؟

پاسخ این پرسش به یک «خط مستقیم» میان سنت امروز و گذشته نیاز دارد؛ خطی که باید با شواهد گیاه‌شناختی، باستان‌شناختی، تاریخی و در صورت امکان ژنتیکی و شیمیایی ترسیم شود.

در نتیجه، اهمیت خبر اخیر بیش از آنکه در اعلام «کشف هوم» باشد، در باز کردن دوباره یک پرونده بسیار قدیمی است. اگر گیاه اتابک از نظر علمی شناسایی شود، اگر ویژگی‌های شیمیایی آن با شواهد متنی سازگار باشد و اگر بقایای همین گونه در یک زمینه باستان‌شناختی هخامنشی پیدا شود، آن‌گاه می‌توان از یک گام بزرگ در حل معمای هوم سخن گفت.

اما در وضعیت فعلی، فاصله میان «گیاهی که می‌تواند هوم باشد» و «هوم باستانی که شناسایی شده است» همچنان بسیار زیاد است. آنچه اکنون در اختیار داریم، یک سرنخ جذاب در جغرافیای پارسه است؛ نه هنوز پاسخ نهایی به یکی از اسرار گیاه‌شناختی و آیینی ایران باستان.

ارسال به تلگرام