عصر ایران؛ سیدصادق حسینی، (روزنامهنگار)- جهانی که در آن زندگی میکنیم، با فراز و نشیبهایی پرشتاب پیش میرود. ائتلافهای قدیمی فرو میپاشند و مناسبات تازهای شکل میگیرند؛ تمدنها و جوامع با تهدیدهای جدید روبهرو میشوند، جنگها آغاز میشوند و مردم بیگناه قربانی میشوند. بیراه نیست اگر بگوییم نظم نوظهور جهانی بیش از پیش بر استفاده از زور، حتی به بهای نادیده گرفتن ارزشهای انسانی و زیر پا گذاشتن قواعد حقوقی، استوار شده است.
به نظر میرسد در چنین شرایطی، جنبش مدرن المپیک، پس از حدود ۱۳۰ سال فعالیت، بیش از گذشته با چالشهای معنایی و اخلاقی روبهروست. اگر هدف پییر دو کوبرتن از احیای بازیهای المپیک، ترویج صلح و دوستی و مقابله با تبعیض بود، عملکرد کمیته بینالمللی المپیک در سالهای اخیر این پرسش را مطرح میکند که این نهاد تا چه اندازه به آرمانهای بنیادین خود وفادار مانده است. آیا بازیهای المپیک، در کنار ابعاد تجاری و اقتصادی، همچنان میتوانند حامل آن ارزشهای انسانی باشند؟
منشور المپیک یا Olympic Charter مجموعهای از ارزشهای بنیادین حاکم بر جنبش المپیک، ساختار اجرایی و نحوه اداره کمیته بینالمللی المپیک به عنوان عالیترین نهاد ورزشی در جهان است.
در مقدمه منشور المپیک، در بند اول بخش اصول پایهای المپیزم (Fundamental Principles of Olympism) آمده: «المپیک با آمیختن ورزش با فرهنگ و آموزش، به دنبال ایجاد شیوه زندگی براساس شادی و تلاش، ارزش آموزشی نمونه خوب، مسئولیت اجتماعی و احترام به اصول اخلاقی بنیادی جهانی است.»
در بند ۲ تأکید شده: «هدف از المپیک قرار دادن ورزش در خدمت توسعه انسانی بشر است، با هدف ارتقای جامعهای مسالمتآمیز با حفظ کرامت انسانی.»
در بند ۴ با تأکید بر «رفع تبعیض» نوشته شده است: «هر فردی باید امکان ورزش داشته باشد با درک متقابل روحیه دوستی، همبستگی و بازی منصفانه.»
در اصل پنجم منشور المپیک، بر استقلال جنبش المپیک و ضرورت خودمختاری سازمانهای ورزشی در اداره امور خود تأکید شده است. این اصل، از جمله، استقلال در تعیین و نظارت بر قواعد ورزشی، انتخاب آزادانه ساختارهای مدیریتی و رعایت اصول حکمرانی مطلوب را در بر میگیرد.
در بخش ۶ ، در بند اول بخش اصول پایهای المپیزم تاکید شده است: «برخورداری از حقوق و آزادیهای مندرج در این منشور المپیک بدون تبعیض از هر نوع، از قبیل نژاد، رنگ، جنس، گرایش جنسی، زبان، مذهب، سیاسی یا عقاید دیگر، منشأ ملی یا اجتماعی، دارایی، تولد تضمین میشود.»
چالش معنایی (Semantic Challenge) در علوم اجتماعی، فلسفه سیاسی و روابط بینالملل، به وضعیتی گفته میشود که در آن میان معنای بیانشده یک مفهوم، ارزش یا هنجار و نحوه تفسیر، بازنمایی یا اجرای عملی آن فاصله ایجاد میشود؛ بهگونهای که اعتبار، انسجام یا مشروعیت آن مفهوم مورد پرسش قرار میگیرد.
این چالش زمانی برجستهتر میشود که یک نهاد یا بازیگر بینالمللی، ارزشهایی جهانشمول مانند صلح، عدالت، آزادی یا منع تبعیض را مبنای مشروعیت خود قرار دهد، اما عملکرد آن با انتظاراتی که همین ارزشها ایجاد کردهاند، سازگار به نظر نرسد.
یکی از نمونههایی که پرسشهایی درباره انسجام معنایی و اخلاقی جنبش المپیک ایجاد کرده، نحوه برخورد IOC با حضور اسرائیل در بازیهای پاریس است. رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس (۱۹۴۸ میلادی/ ۱۳۲۷ شمسی) بارها قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد را نقض کرده که از میان آنها میتوان به قطعنامههای ۱۰۱ (۱۹۵۳)، ۲۴۲ (۱۹۶۷)، ۲۷۱ (۱۹۶۹)، ۴۶۸ (۱۹۸۰)، ۶۰۵ (۱۹۸۷)، ۶۷۲ (۱۹۹۰)، ۶۸۱ (۱۹۹۰)، ۶۹۴ (۱۹۹۱)، ۷۹۹ (۱۹۹۲)، ۱۳۹۷ (۲۰۰۲)، ۱۴۳۵ (۲۰۰۲) اشاره کرد.
در این قطعنامهها، سازمان ملل رژیم صهیونیستی را به دلیل نیروهای اشغالگر از اراضی اشغالی، حمله نظامی، نقض حقوق بشر، اقدامات غیرقانونی و کوچاندن و تبعید، اقدامات خشونتآمیز نظامیان، نقض پیمان صلح، محدودیتهای تحمیلی علیه فعالیت سازمانهای بشردوستانه از جمله کمیته صلیب سرخ و نیز آژانس امداد و اشتغال آوارگان فلسطینی (آنروا) محکوم کرده است.
همچنین سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد یونسکو، حداقل در سه قطعنامه اسرائیل را «قدرت اشغالگر» در بیتالمقدس اعلام کرده است، از جمله در جریان چهل و یکمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو که تیر ۱۳۹۶ (می ۲۰۱۷) در لهستان برگزار شد.
بعد از جنایات جنگی اسرائیل در غزه و قتل عام هزاران نفر پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز جنگ در غزه، موجی از تنفر از اسرائیل و همبستگی با فلسطین در سراسر جهان به راه افتاد. سازمان ملل و شورای امنیت در قطعنامههای متعددی از جمله 2712، 2720، 2728 و 2735 با تقبیح خشونت های اسرائیل خواستار توقف قتل عام فلسطینیان و آغاز امدادرسانی و آتش بس پایدار شدند.
دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) در پی شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل، پیگیری حقوق و قضایی را آغاز کرد. دیوان کیفری بینالمللی ۲۱ نوامبر ۲۰۲۴ بعد از بررسی اسناد و مدارک، علیه بنیامین نتانیاهو نخستوزیر و یوآو گالانت وزیر دفاع وقت اسرائیل قرار بازداشت به اتهام جرائم جنگی و جنایت علیه بشریت شامل استفاده از گرسنگی بهعنوان روش جنگی، هدایت عمدی حمله علیه جمعیت غیرنظامی، قتل، آزار و تعقیب و سایر اعمال غیرانسانی صادر کرد.
دیوان ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۴ یعنی 7 روز قبل از آغاز المپیک 2024 پاریس در بیانیهای درباره پیامدهای حقوقی سیاستها و رویههای اسرائیل در سرزمین اشغالی فلسطین، از جمله بیتالمقدس شرقی، به نتایج مهمی درباره غیرقانونی بودن ادامه حضور اسرائیل در اراضی اشغالی و نقض حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین رسید.
رژیم اسرائیل بر اساس گزارش ها پس از 7 اکتبر 2023 تا آستانه المپیک 2024 پاریس در حدود 39.500 فلسطینی را قتل عام کرد که از این تعداد بیش از 11هزار کودک و 6300 زن توسط بمباران های بی وقفه و نامتعارف ارتش اسرائیل به قتل رسیدند و بیش از 2 میلیون نفر بیخانمان شدند و غزه با خاک یکسان شد.
با وجود نقض فاحش منشور و آرمان های جنبش المپیک و حقوق بینالملل توسط اسرائیل، واکنش IOC چه بود؟ استقبال از کاروان ورزشی اسرائیل در بازی های المپیک تابستانی 2024 پاریس. توماس باخ آلمانی رئیس وقت کمیته بینالمللی المپیک در مصاحبه ای با روزنامه فرانسوی لوموند(در ۱۹ مارس ۲۰۲۴) در اظهاراتی سوال برانگیز گفت: اسرائیل منشور المپیک را نقض نکرده! اما روسیه تمامیت ارضی و صلاحیت کمیته ملی المپیک اوکراین را نقض کرده است!
سوال اساسی این است آیا IOC در مواجهه با اتهامات جدی مربوط به نقض حقوق بینالملل، معیارهای روشن و یکسانی برای ارزیابی مسئولیت نهادهای ورزشی و تصمیمگیری درباره مشارکت کشورها دارد؟ آیا رهبران کمیته بینالمللی المپیک، این نهاد را با یک چالش معنایی بزرگ روبرو نکردهاند؟
چالش اخلاقی (Ethical Challenge) در فلسفه اخلاق، علوم سیاسی و روابط بینالملل، به وضعیتی گفته میشود که در آن یک فرد، نهاد یا نظام تصمیمگیری با تعارض میان ارزشها، اصول اخلاقی یا مسئولیتهای خود مواجه میشود؛ یا عملکرد آن بهگونهای است که سازگاری تصمیمها و اقداماتش با معیارهای اخلاقی پذیرفتهشده مورد پرسش قرار میگیرد.
چالش اخلاقی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که یک نهاد، مشروعیت و اعتبار خود را بر پایه اصولی مانند عدالت، برابری، کرامت انسانی و منع تبعیض بنا کرده باشد، اما در عمل نتواند پایبندی منسجم به این اصول را نشان دهد.
چالش هنجاری (Normative Challenge) نیز به وضعیتی اشاره دارد که در آن اعتبار، تفسیر، انسجام یا اجرای هنجارها و قواعد پذیرفتهشده یک نظام اجتماعی یا بینالمللی محل مناقشه قرار میگیرد. هنجار میتواند اخلاقی، حقوقی، سیاسی یا نهادی باشد.
چالش اخلاقی و هنجاری زمانی مطرح میشود که کمیته بینالمللی المپیک ناگزیر است میان اصولی مانند بیطرفی سیاسی ورزش، حق مشارکت ورزشکاران، منع تبعیض و مسئولیت اجتماعی خود در برابر نقض حقوق بشر تعادل برقرار کند. بدیهی است اگر تصمیمات IOC در پروندههای مشابه بدون توجیهی روشن و قابل دفاع متفاوت باشد، نهفقط انسجام سیاستهایش، بلکه اعتبار اخلاقی و هنجاری آن نیز زیر سؤال میرود.
بعد از جنگ سال 2014، اسفند 1400/ فبریه 2022 ارتش روسیه به اوکراین حملهی تجاوزکارانهای کرد و آن را «عملیات ویژه» نامید. ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد، تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولتها را ممنوع میکند. این اصل یکی از مبانی حقوقی مهم در ارزیابی جنگ روسیه علیه اوکراین است.
کمیته بینالمللی المپیک و فدراسیون های جهانی از جمله فیفا و یوفا، روسیه و بلاروس را به دلیل تجاوز به اوکراین از حضور در رویدادهای ورزشی محروم کردند. تیم ملی فوتبال روسیه نیز از پلیآف جام جهانی 2022 کنار گذاشته شد؛ IOC همچنین نشان المپیک را از ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه پس گرفت.
با گذشت حدود 4 سال و 7 ماه از آغاز جنگ اوکراین هرچند برخی از فدراسیونهای جهانی محدودیت ها را کاهش داده اند اما فیفا و یوفا همچنان تیم های روسیه را از حضور در مسابقات محروم میکنند.
رفتار با روسیه نمونه آشکاری از «تبعیض» کمیته بینالملل المپیک در اجرای اصول و ارزش های المپیزم است. وقتی روسیه به اوکراین تجاوز کرد، از تمام حقوق ورزشیاش محروم شد ولی وقتی اسرائیل به غزه و لبنان حمله و هزاران نفر را قتل عام کرد نه تنها شاهد هیچ محرومیت و تحریمی نشد بلکه با حضور در المپیک پاریس پاداش هم گرفت.
رفتار کمیته بینالمللی المپیک با روسیه و اسرائیل، استاندارد دوگانهای را نشان میدهد که جنبش المپیک را با چالش اخلاقی و بحران هنجاری روبرو کرده است.
نظام ورزش جهان نمی داند IOC چه معیاری را برای تبدیل یک بحران بینالمللی به تصمیم انضباطی در حوزه ورزش به کار میگیرد؟
اگر تجاوز نظامی، نقض تمامیت ارضی یا آسیب گسترده به غیرنظامیان در تصمیمگیریهای ورزشی اهمیت دارد، معیارهای مرتبط با این موضوعات باید روشن، عمومی و فارغ از هویت سیاسی دولتها باشند. با چه سنجشی تجاوز روسیه به اوکراین ناقض منشور ملل متحد است و با چه معیاری تجاوز اسرائیل در غزه ناقص این اصل نیست؟
IOC نمی تواند بر هنجارها، آرمان ها و اصولش پافشاری کند در حالی که در یک موضوع 2 رویکرد متفاوت در پیش گرفته باشد؛ IOC نمی تواند شعار رفع تبعیض و آزادی و توسعه انسانی بدهد اما هم زمان یک متجاوز را محروم و از جنایات یک قاتل چشم پوشی کند.
یکی از آرمانهای تاریخی جنبش المپیک، فراهم کردن بستری برای رقابت ورزشکاران کشورهایی بوده است که ممکن است درگیر منازعه باشند. با این حال، نمونههای تاریخی حضور رقیبان در یک بازی، بهتنهایی اثبات نمیکند که IOC در همه دورهها معیارهایی یکسان و مستقل از سیاست داشته است و گذشت زمان نشان داده رهبران جنبش المپیک در مواجهه با فشارهای سیاسی، چارچوب های اخلاقی و معنایی را نادیده می گیرند؛ یکی را راه دهند و دیگر را حذف کنند.
در المپیک 1956 ملبورن اتحاد جماهیر شوروی و مجارستان بخاطر سرکوب خونین اعتراضات مجارها توسط نیروهای شوروی در نزاع بودند اما تصمیم گرفتند در بازی ها شرکت کنند؛ در نیمه نهایی واترپلو با هم مسابقه دادند و در نهایت مجارستان قهرمان شد، در المپیک 2008 پکن با این که در اوستیای جنوبی و آبخازیا میان روسیه و گرجستان جنگ درگرفته بود، اما دو کشور در المپیک ماندند و در برخی رشته ها باهم روی سکو رفتند.
جنگ روسیه و اوکراین در طول 4 سال و 7 ماه گذشته بر اساس برآوردها بیش از 375هزار کشته داشته و در جنگ اسرائیل در غزه بیش از 74هزار فلسطینی قتل عام شدند؛ این هاجنایت انسانی هولناکی هستند و هیچ شکی در آن نیست؛ با این حال عملکرد رهبران و تصمیمگیران کمیته بینالمللی المپیک بیش از همیشه آشکار کرد المپیزم با چالش معنایی و هنجاری روبرو است. اگر IOC برای دفاع از استقلال ورزش در برابر مداخله سیاسی دولتها اختیار دارد، آیا همین استقلال نباید با شفافیت، ثبات معیارها و پاسخگویی اخلاقی همراه باشد؟
جنبش پیر دوکوبرتن پس از 130 سال به تبعیضی آشکار آلوده شده و در این چرخه دیگر نه انسان که ساختارهای سیاسی اولویت دارند؛ وقتی رهبران IOC میان متجاوزان روسی و اسرائیلی و کشتهشده اوکراینی و فلسطینی این طور واضح فرق می گذارند، مردم جهان فروافتادن اخلاق و کاستن از ارزش ها و هنجارها را می بینند. این روزها بسیاری فهمیدهاند تصمیمهای لوزان برای سمت و سوی آینده ورزش در جهان، بیشتر به طرف سیاست و کمتر به طرف ورزش و ارزش های نخستین المپیک یعنی صلح و دوستی گرایش دارد.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا کریستی کاونتری، قهرمان پیشین شنای المپیک و رئیس کمیته بینالمللی المپیک، میتواند با شفافتر کردن معیارهای تصمیمگیری و تقویت پاسخگویی نهادی، اعتماد به استقلال و بیطرفی جنبش المپیک را تقویت کند؟ آیا المپیک میتواند بار دیگر صلح، دوستی و توسعه انسانی را در مرکز هویت خود قرار دهد؟