صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۹۸۷۴۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۸ - ۲۲ مهر ۱۴۰۵ - 14 October 2026

در ستایش حوزه عمومی

جامعه‌ای که در آن شهروند دائماً احساس کند باید انگیزه‌های عادی خود برای حضور در حوزه عمومی را برای دیگران توضیح دهد، ممکن است به‌تدریج بخشی از خودانگیختگی و آسودگی زندگی عمومی را از دست بدهد.

عصر ایران ؛ سجاد بهزادی ؛ دانش آموخته جامعه شناسی سیاسی - یورگن هابرماس فیلسوف و نظریه‌پرداز اجتماعی آلمانی،  همیشه نگران بود که حوزه عمومی تضعیف و به عنصری ایدئولوژیک تبدیل شود. اظهارات اخیر رئیس پلیس اماکن تهران درباره افرادی که به گفته او در برخی خیابان‌های پایتخت "نمی‌دانند برای چه آنجا می‌آیند" و تأکید بر اینکه شهروندان باید در شهر "مشغول کار یا مصرف" باشند، از منظری جامعه‌شناختی پرسشی اساسی را پیش می‌کشد. چگونه است که همیشه عده ای به دنبال تضعیف حوزه عمومی هستند؟

این پرسش ما را به یکی از مفاهیم بنیادین جامعه‌شناسی سیاسی  می‌رساند. حوزه عمومی؛ عرصه‌ای که در آن شهروند، پیش از آنکه نیروی کار یا مصرف‌کننده باشد، کنشگر جامعه است.

ساختار حکم رانی در ایران می بایست به حوزه عمومی به عنوان یک ظرفیت نگاه کند و نه تهدید. حوزه عمومی اگر خیابان باشد، قرار هم نیست همیشه محل گفت‌وگو باشد. گاهی شهروندان در این حوزه قدم می‌زنند، مکث می‌کنند و گاه بدون مقصدی از پیش تعیین‌شده، بخشی از زندگی روزمره خود را در فضای عمومی می‌گذرانند. اهمیت شهر و خیابان هایش در همین امکان نهفته است: اینکه حضور در آن، الزاماً به داشتن هدفی اقتصادی، شغلی یا اداری وابسته نباشد.

مدیریت ایدئولوژیک حوزه های عمومی کار خطرناکی است. بر اساس کدام استدلال شهروند در حوزه عمومی مانند خیابان باید فقط "تولید یا مصرف کننده" باشد؟ اگر حضور انسان در شهر تنها هنگامی پذیرفتنی باشد که در حال تولید یا مصرف باشد، شهروند به‌تدریج از یک کنشگر اجتماعی به موضوع ابزاری تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، حوزه عمومی با محدودشدن معنای حضور شهروندان تضعیف می‌شود.

هانا آرنت دیگر فیلسوف آلمانی نیز در کتاب وضع بشر، به اهمیت فضای عمومی می پردازد. بر خلاف آنچه عده ای رفت وآمد حوزه عمومی را تنها جابجایی بی هدف بدن انسان های می دانند؛ آرنت اعتقاد دارد "حضور در فضای عمومی صرفاً جابه‌جایی بدن‌ها در یک محیط فیزیکی نیست؛ نوعی حضور اجتماعی است. انسان با دیده‌شدن، دیدن دیگران و قرارگرفتن در معرض تفاوت‌ها بخشی از جهان مشترک را تجربه می‌کند."

نظام حکم رانی  باید تلاش کند در این وضعیت دشوار جامعه ایران، نه تنها حوزه های عمومی خاستگاه تکثرگرایی شهروندان باشد، بلکه انگیزه‌ها، علایق و سبک‌های زندگی افراد در این حوزه را نیز به رسمیت بشناسد و هرگز به دنبال ارائه یک الگوی ثابت برای حضور شهروندان در حوزه عمومی نباشد.

جامعه‌ای که در آن شهروند دائماً احساس کند باید انگیزه‌های عادی خود برای حضور در حوزه عمومی را برای دیگران توضیح دهد، ممکن است به‌تدریج بخشی از خودانگیختگی و آسودگی زندگی عمومی را از دست بدهد. همه می پذیریم که "نظم عمومی" در حوزه عمومی نیز بسیار مهم است اما این مسئله نباید به معنای یکسان‌سازی سبک‌های زندگی یا محدودکردن حضورهای نامتعارف اما قانونی شهروندان باشد. 

خیابان یک حوزه عمومی پویایی است که فقط مسیری برای رسیدن از مبدأ به مقصد نیست؛ گاهی خود خیابان مقصد است. گاهی قدم‌زدن، دیدن، شنیدن و بودن در کنار دیگران، تمام معنای یک حضور را تشکیل می‌دهد.

در حقیقت شاید یکی از نشانه‌های کیفیت زندگی شهری این باشد که انسان بتواند بخشی از وقت خود را بدون برنامه‌ای اقتصادی، اداری یا حتی شخصی کاملاً مشخص در فضای عمومی بگذراند. این بی‌هدفی به معنای بی‌مسئولیتی نیست؛ بلکه یادآوری این واقعیت است که زندگی انسانی همواره تابع منطق بهره‌وری نیست.

 شهروند برای قدم‌زدن در خیابان، پیش از آنکه به دلیلی برای حضور نیاز داشته باشد، از حق حضور برخوردار است. این حق، در چارچوب قانون و رعایت حقوق دیگران اعمال می‌شود، اما نباید به امتیازی مشروط تبدیل شود که اعتبار آن به تشخیص سلیقه‌ای دیگران وابسته باشد.

ﺣﻮزه ﻋﻤﻮمی قلمرو عموم جامعه است که همگان می توانند در آن کنش گر باشند یا حتی نباشند. این حوزه به زعم  هانا آرنت "بسیار مقدس است" و انسان را از حوزه خصوصی جدا می کند و کمک می کند تا جامعه پویا بماند. شاید اصول حوزه عمومی به هزار ویک دلیل در جامعه ما افول کرده باشد اما همچنان این حوزه نباید تحت انقیاد قرار گیرد.

ارسال به تلگرام