صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۹۹۲۶۱
تاریخ انتشار: ۰۸:۴۳ - ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - 17 October 2026

امروز با احمد شاملو: یادش به خیر پاییز با آن توفانِ رنگ و رنگ

با آفتاب و آتش دیگر گرمی و نور نیست،

بی‌آنکه دیده بیند،
در باغ
احساس می‌توان کرد
در طرحِ پیچ‌پیچِ مخالف‌سرای باد
یأسِ موقرانه‌ی برگی که
بی‌شتاب
بر خاک می‌نشیند.

---

بر شیشه‌های پنجره
آشوبِ شبنم است.
ره بر نگاه نیست
تا با درون درآیی و در خویش بنگری.

با آفتاب و آتش
دیگر
گرمی و نور نیست،
تا هیمه‌خاکِ سرد بکاوی
در
رؤیای اخگری.

---

این
فصلِ دیگری‌ست
که سرمایش
از درون
درکِ صریحِ زیبایی را
پیچیده می‌کند.

یادش به خیر پاییز
با آن
توفانِ رنگ و رنگ
که برپا
در دیده می‌کند!

---

هم برقرارِ منقلِ اَرزیزِ آفتاب،
خاموش نیست کوره
چو دی‌سال:

خاموش
خود
منم!

مطلب از این قرار است:
چیزی فسرده است و نمی‌سوزد
امسال
در سینه
در تنم!

احمد شاملو 1349

اَرزیزِ: فلز نقره ای رنگ که برای سفید کردن ظزوف مسی استفاده می شود/قلع

منقل ارزیز آفتاب: آسمان نقره ای رنگ (منتقل) آفتاب را در برگرفته است/و آفتاب چون کوره روشن در حال سوختن است

ارسال به تلگرام