صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۹۹۳۶۷
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۴ - ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - 17 October 2026

تنگه هرمز؛ برگ برندۀ ایران در چارچوب "زندانیان جغرافیا"

چارچوب تیم مارشال در کتاب‌های «زندانیان جغرافیا» و «قدرت جغرافیا» نشان می‌دهد چرا این آبراه باریک نه یک مسیر کشتی‌رانیِ صِرف، بلکه شکننده‌ترین گلوگاه انرژی جهان است.

عصر ایران؛ علی دماوندی کناری- در میانۀ تنش میان ایران و آمریکا، بار دیگر یک واقعیت قدیمی به صدر تحلیل‌ها بازگشته است: تنگه هرمز. با تکیه بر چارچوب تیم مارشال در  کتاب‌های «زندانیان جغرافیا» و «قدرت جغرافیا»، این یادداشت نشان می‌دهد چرا این آبراه باریک نه یک مسیر کشتی‌رانیِ صِرف، بلکه شکننده‌ترین گلوگاه انرژی جهان است. 

همان‌طور که تیم مارشال (Tim Marshall) در «زندانیان جغرافیا» می‌گوید: رهبران و ملت‌ها در انتخاب‌هایشان کاملاً آزاد نیستند؛ رودها، کوه‌ها و دریاها دایره مانور آن‌ها را محدود می‌کنند. این اصل قدیمی، امروز در گرمای تنش میان آمریکا و ایران بار دیگر زنده شده است؛ جایی که هیچ تحلیلی کامل نمی‌شود مگر با نگاه به دهانه آبی باریکی به نام تنگه هرمز. 

تنگه هرمز مهم‌ترین مسیر خروج نفت و گاز عربستان، عراق، کویت، امارات و قطر است و نزدیک به یک‌پنجم نفت مصرفی جهان از آن می‌گذرد. مارشال در «قدرت جغرافیا» آن را نقطه اتکای ژئوپلیتیک تهران می‌داند؛ نه به‌دلیل موشک یا پهپاد، بلکه به‌دلیل جغرافیایی که هیچ قدرتی نمی‌تواند تغییرش دهد. 

جغرافیا به‌مثابه سرنوشت 

تز مرکزی مارشال ساده اما قدرتمند است: چشم‌انداز جغرافیایی، فضای مانور رهبران را محدود می‌کند. او ایران را یکی از جغرافیایی‌ترین کشورهای جهان می‌داند: رشته‌کوه زاگرس مانند دیواری در امتداد مرزهای ترکیه و عراق تا شمال خلیج فارس کشیده شده، کوه‌های البرز و فلات مرکزی نفوذ مهاجمان را در طول تاریخ دشوار کرده‌اند و تهران پشت همین سدهای طبیعی در حریم امن قرار گرفته است. 

این جغرافیا ایران را به دژی طبیعی بدل کرده که در دهانه جنوبی خود، کلید گلوگاهی را در دست دارد که اقتصاد جهانی به آن وابسته است. فناوری‌ها و ایدئولوژی‌ها می‌آیند و می‌روند، اما کوه‌ها و تنگه‌ها باقی می‌مانند. 

آناتومی یک گلوگاه 

بر اساس گزارش ژوئن ۲۰۲۵ اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، عبور نفت از تنگه هرمز در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ حدود  20.9 میلیون بشکه در روز بود؛ بیش از هر گلوگاه دیگری در جهان و معادل نزدیک به یک‌پنجم مصرف جهانی فرآورده‌های نفتی. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی حدود سه‌چهارم این حجم را جذب می‌کنند؛ یعنی حیات اقتصادی شرق آسیا به این دهانه گره خورده است. 

شکنندگی تنگه را جزئیات جغرافیایی بهتر از اعداد خام نشان می‌دهد: باریک‌ترین نقطه میان شبه‌جزیره مسندم عمان و سواحل ایران تنها ۲۱ مایل (حدود ۳۴ کیلومتر) است و درون همین شکاف، تنها حدود شش مایل برای عبور نفتکش‌ها قابل استفاده است؛ دو مایل ورودی، دو مایل خروجی و دو مایل حریم. جایگزین‌ها نیز محدودند: خطوط لوله عربستان و امارات تنها بخشی از حجم را دور می‌زنند و گاز طبیعی مایع (LNG) عملاً مسیر دیگری ندارد. 

چرا تنگه برگ برنده تهران است 

ایران در برابر برتری نظامی و هوایی آمریکا، بر بازدارندگی نامتقارن تکیه می‌کند. تهدید بستن تنگه، حتی بدون اقدام عملی، قیمت نفت برنت را جهش می‌دهد؛ چنان‌که در میانه تنش‌های ۲۰۲۵، برنت ظرف یک روز از ۶۹ به ۷۴ دلار رسید. این همان منطقی است که فرمانده پیشین سپاه، محمدعلی جعفری، در سال ۲۰۱۲ صریح بیان کرد: «یا همه می‌توانند از تنگه هرمز استفاده کنند یا هیچ‌کس». 

تصور بستن کامل تنگه از نظر حقوقی و اقتصادی برای خود ایران نیز پرهزینه است، اما همین هزینه متقابل، هزینه تحریک را برای واشینگتن بالا می‌برد. آمریکا نمی‌تواند جنگی را که مرکزش آب‌های تنگه است بدون تحمیل هزینه سنگین بر اقتصاد جهانی و شرکای خود مدیریت کند. 

سیاست از دل نقشه 

درس بزرگ مارشال این است که ژئوپلیتیک، سیاست را از دل نقشه می‌خواند، نه از سر شعار. در مناقشه ایران و آمریکا، موشک‌ها و تحریم‌ها سرفصل خبرها هستند، اما آنچه به تهران عمق راهبردی می‌دهد و پایتخت‌های آسیایی و اروپایی را به احتیاط وامی‌دارد، همان واقعیت فیزیکی تنگه است. 

ایران، به تعبیر مارشال، زندانی جغرافیاست؛ اما در همین زندان، کلید یکی از پراهمیت‌ترین درهای اقتصاد جهان را در دست دارد. تا وقتی این واقعیت پابرجاست، هر راهبردی برای کاهش تنش در خاورمیانه ناگزیر باید از آب‌های هرمز آغاز شود، نه از واشینگتن و تهران.

ارسال به تلگرام