در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، نظرسنجیها از افزایش حمایت از دموکراتها حکایت دارند، اما کارشناسان درباره نتیجه رقابت در برخی ایالتها هنوز اتفاقنظر ندارند.
به گزارش عصر ایران، در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶، اختلاف بر سر پیشبینی نتیجه انتخابات بالا گرفته است. برخی مدلهای آماری از افزایش شانس دموکراتها برای کسب کرسیهای بیشتر خبر میدهند، اما مؤسسات تخصصی پیشبینی انتخابات درباره نتیجه رقابت در چند ایالت همچنان محتاط هستند.
دلیل این اختلاف آن است که این دو گروه از روشهای متفاوتی استفاده میکنند. یک گروه با تحلیل مجموعهای از نظرسنجیها و آمار انتخاباتی، وضعیت کلی رقابت را بررسی میکند. گروه دیگر علاوه بر نظرسنجیها، شرایط هر ایالت، سابقه رأیدهندگان و میزان محبوبیت نامزدها را نیز در نظر میگیرد.
مؤسساتی مانند «کوک پالتیکال ریپورت»، «اینساید الکشنز» و «کریستال بال» رقابتهای انتخاباتی را بر اساس میزان نزدیکبودن نتیجه دستهبندی میکنند؛ برای مثال، مشخص میکنند کدام نامزدها از حمایت بیشتری برخوردارند و کدام رقابتها ممکن است تا روز انتخابات نزدیک باقی بمانند.
این مؤسسات فقط به نظرسنجیها تکیه نمیکنند. سابقه رأیگیری در هر ایالت، وضعیت نامزدها و شرایط سیاسی نیز در ارزیابی آنها نقش دارد.
در مقابل، مجموعههایی مانند «فیفتیپلاسوان»، «سیلور بولتن»، «اسپلیت تیکت» و «ووتهاب» بیشتر از مدلهای آماری استفاده میکنند. این مدلها اطلاعات نظرسنجیها را با دادههای انتخاباتی گذشته ترکیب میکنند تا تصویری از وضعیت کلی رقابت به دست آورند.
یکی از معیارهای مهم در این بررسیها، میزان حمایت رأیدهندگان از دو حزب در سطح کشور است؛ معیاری که نشان میدهد اگر انتخابات در سراسر آمریکا بهصورت یک رقابت مستقیم میان دموکراتها و جمهوریخواهان برگزار شود، هر حزب چه سهمی از آرا خواهد داشت.
بر اساس ارقام مطرحشده در گزارش نیوزویک، دموکراتها در این شاخص حدود ۸ تا ۹ واحد درصد از جمهوریخواهان جلوتر هستند. این فاصله در مدلهای آماری بهعنوان نشانهای از تغییر فضای سیاسی به سود دموکراتها در نظر گرفته میشود.
با این حال، جلو بودن یک حزب در نظرسنجیهای سراسری لزوما به معنای پیروزی آن در همه ایالتها نیست. ممکن است یک حزب در مجموع آرای بیشتری کسب کند، اما در رقابتهای جداگانه برخی ایالتها نتیجه متفاوتی به دست آورد. محبوبیت نامزدها و میزان مشارکت رأیدهندگان نیز میتواند بر نتیجه هر رقابت تأثیر بگذارد.
به عنوان مثال در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۶ مجموع آرا کلینتون بیشتر از ترامپ بود اما در نهایت این ترامپ بود که به دلیل برتری در سیستم الکترال رئیس جمهور آمریکا شد.
نیتن گونزالس، سردبیر اینساید الکشنز، معتقد است برای ارزیابی انتخابات باید شرایط هر رقابت را جداگانه بررسی کرد. از نگاه او، تغییر در فضای سیاسی کشور بهتنهایی برای پیشبینی نتیجه همه رقابتها کافی نیست.
کایل کندیک، مدیر اجرایی کریستال بال، نیز به نظرسنجیهایی اشاره کرده است که در آنها نامزدهای دموکرات در برخی رقابتهای دشوار، وضعیت بهتری نسبت به گذشته دارند. با این حال، نظرسنجیهایی که احزاب خودشان سفارش میدهند ممکن است تصویری خوشبینانه از وضعیت نامزدهای همان حزب ارائه کنند. به همین دلیل، کارشناسان برای تغییر ارزیابیهای خود به اطلاعات بیشتری نیاز دارند.
این تفاوت در ارزیابی رقابتهای مجلس سنای آمریکا نیز دیده میشود. بر اساس گزارش نیوزویک، مدلهای آماری و مؤسسات سنتی درباره رقابت در ایالتهای آلاسکا، مین، اوهایو و تگزاس به ارزیابی یکسانی نرسیدهاند.
مدلهای آماری در این رقابتها شرایط مساعدتری برای دموکراتها ترسیم میکنند، اما ارزیابیهای سنتی در برخی موارد همچنان از رقابت نزدیک یا برتری محدود جمهوریخواهان حکایت دارد.
این اختلاف لزوما به معنای اشتباهبودن یکی از دو روش نیست. مدلهای آماری میتوانند تغییرات کلی در نظرسنجیها را سریعتر منعکس کنند، در حالی که کارشناسان انتخاباتی برای تغییر ارزیابی خود ممکن است منتظر شواهد بیشتری درباره شرایط هر ایالت بمانند.
نتیجه انتخابات ۳ نوامبر مشخص خواهد کرد که هر یک از این روشها تا چه اندازه توانستهاند شرایط رقابت را درست ارزیابی کنند. تا آن زمان، اختلاف میان مدلهای آماری و کارشناسان نشان میدهد که پیشبینی انتخابات آمریکا، حتی با وجود انبوه نظرسنجیها و دادهها، همچنان با عدم قطعیت همراه است.