عصرایران؛ یلدا آذرپی- بستهشدن گذرگاه مرزی چذابه (در 21 اکتبر 2026) در شرایطی رخ داده که رابطۀ تهران و بغداد از همیشه پیچیدهتر است و خاومیانه، پیامدهای تهاجم آمریکا و اسراییل علیه ایران را از سر میگذراند. دولت عراق از مشکلات فنی و ضرورتِ تقویت کنترلهای امنیتی سخن گفته و «عبدالامیر تعبیان» (مشاور دولت عراق) اتهاماتی دربارۀ قاچاقِ مواد مخدر و اسکناسهای تقلبی از ایران مطرح کرده است.
همزمان گزارشهایی مبنی بر فشار آمریکا بر بغداد برای محدودکردن تجارت با تهران منتشر شده و مقامهای ایرانی از نبودِ اطلاعرسانی قبلی برای تعطیلی مرز انتقاد کردهاند. آیا بغداد در حال بازنگری روابط با تهران است یا میکوشد با تشدید نظارت مرزی، از حاکمیتش در برابر فشارهای خارجی حراست کند؟ به بهانۀ بستهشدن مرز چذابه نگاهی به روابط دو کشور انداختهایم.
عراق با مساحتی حدود 438 هزار کیلومتر مربع و جمعیتی بیش از 46 میلیون نفر، در قلب خاورمیانه و در همسایگی ایران، ترکیه، سوریه، اردن، عربستان و کویت قرار دارد. این کشور، نظام جمهوری فدرال و پارلمانی دارد و ساختار سیاسیاش متأثر از رقابتِ احزاب شیعه، سنی و کرد است.
اقتصاد عراق بهشدت وابسته به نفت است. درآمدهای نفتی، منبع اصلی بودجه و صادرات کشورند. بیکاری، فساد اداری، ضعف زیرساختها، کمبود آب و برق و محدودیت فرصتهای شغلی از مهمترین چالشهای حکمرانی این کشور بهشمار میروند. عراق از نظر فرهنگی، صاحب میراث تمدنی کهن، تنوع قومی و مذهبی و جایگاه برجسته در جهان اسلام است. نجف و کربلا، زیارتگاههای مهم شیعیان در این کشور قرار دارند.
روابط عراق با ایران نزدیک اما پیچیده است. دو کشور پیوندهای مذهبی، تجاری و اجتماعی دارند، ولی بغداد در پی حفظِ روابط با آمریکا نیز هست. جنگهای منطقهای و تنشهای تهران و واشنگتن، فشار بر دولت عراق را افزایش دادهاند. به نظر میرسد تعطیلی گذرگاه چذابه با توجیه امنیتی و گزارشهایی مبنی بر فشار آمریکا، نمونهای از همین وضعیت باشد.
ایران و عراق حدود 1400 تا 1600 کیلومتر مرز مشترک دارند؛ مرزی که از مناطق کوهستانیِ شمالی تا نواحی جنوبیِ نزدیک خلیجفارس امتداد دارد. این مرز علاوه بر اهمیت امنیتی، نقش مهمی در تجارت، رفتوآمد خانوادگی و سفرهای زیارتی دارد.
گذرگاه چذابه در استان خوزستان ایران و استان میسان عراق قرار گرفته و از سمت عراقی، «الشیب» نامیده میشود. این مسیر محل عبور مسافران و کامیونهای حامل مواد غذایی، کالاهای مصرفی و مصالح ساختمانی است. علاوه بر این مرز، گذرگاههایی مثل شلمچه، مهران، خسروی، پرویزخان و باشماق نیز در مبادلات دو کشور سهیماند.
تعطیلی یک گذرگاه بهمعنای توقف کامل تجارتِ دو کشور نیست، ولی میتواند زهینۀ حملونقل و انبارداری را افزایش دهد. این مسئله برای کالاهای فاسدشدنی اهمیتِ بیشتری دارد و ممکن است به افزایش قیمتِ برخی محصولات در بازارهای محلی منجر شود. درنتیجه، پیامدهای بستهشدنِ چذابه به روابط سیاسی محدود نمیشود و میتواند بر معیشتِ ساکنان مناطق مرزی و فعالیت بازرگانانِ دو کشور اثر بگذارد.
گذرگاه الشیب در تاریخ 21 اکتبر 2026 به روی مسافران، خودروها و کامیونهای تجاری بسته شد. منابع عراقی از بازبینیِ ترتیبات امنیتی و نصب تجهیزاتِ شناسایی مواد ممنوعه سخن گفتهاند. «حیدر عبودی» (سخنگوی دولت عراق) اعلام کرده امکانات فنی و لجستیکی گذرگاه برای ادامۀ فعالیت آماده نیست و تعطیلی با هدفِ ارتقای زیرساختها و توان عملیاتی انجام شده است. او تأکید کرده سایر گذرگاههای دو کشور فعالاند و تجارت از مسیرهای دیگر ادامه دارد.
مقامهای ایرانی اما از عدم اطلاعرسانیِ قبلی انتقاد کردهاند. «علی زینیوند» (سخنگوی وزارت کشور ایران) گفته: «تهران پیش از تصمیمِ بغداد از تعطیلی مطلع نشده بود و به توافقِ دوجانبه دربارۀ ضرورت اطلاعرسانی برای تعطیلیِ بیش از یک روز اشاره کرده است. «ولیالله حیاتی» (معاون امنیتی و انتظامی استانداری خوزستان» نیز از رایزنی برای بازگشایی گذرگاه خبر داده و شلمچه را مسیر جایگزین معرفی کرده است.
این اختلاف نشان میدهد مسأله فقط به حقِ عراق در کنترل مرزهایش مربوط نیست؛ حتی اگر بغداد دلایل امنیتی موجهی داشته باشد، عدم اطلاعرسانی مؤثر هزینههای اقتصادی را افزایش میدهد، جنجال سیاسی ایجاد میکند و به اعتماد دو کشور لطمه میزند.
ابعاد سیاسی ماجرا با اظهارات «عبدالامیر تعیبان» (مشاور دولت عراق) روشنتر شد که در گفتوگو با رسانۀ عراقی اعلام کرد: «بستهشدنِ گذرگاه الشیب با هدف مقابله با ورود مواد مخدر، اسکناسهای تقلبی و پولهای جعلی تولیدشده با فناوری پیشرفته انجام شده است.
تعیبان مدعی شد گروههای خارج از کنترل و برخی بازرگانان در سمت ایرانی مرز در این تخلفات نقش دارند. او همچنین از ورود مواد مخدر به شهرهایی مثل عماره و ناصریه و پیامدهایش برای اقتصاد عراق سخن گفته است. به گفتۀ او، قاچاق مواد مخدر و پول جعلی میتواند از نظر اقتصادی و اجتماعی آسیبهای گسترده ایجاد کند؛ آسیبهایی که آثارشان از میدان جنگ فراتر میرود و زندگی روزمرۀ مردم را تحتتأثیر قرار میدهد.
این اظهارات با توضیح اولیۀ سخنگوی دولت عراق تفاوت دارد. عبودی بر مشکلات فنی و ارتقای زیرساختها تأکید کرده بود. تعبیان اما تصمیم بغداد را به مقابله با تخلفات امنیتیِ شبکههای متخلفِ ایرانی پیوند زده است او البته شواهد معتبری ارائه نکرده که نشان دهد حکومت ایران بهطور سازمانیافته قاچاق را هدایت میکند یا عامدانه در پی تخریبِ اقتصاد عراق است. اتهامات امنیتی در چنین شرایطی، ابزاری برای تشدیدِ اختلافات دیپلماتیک هستند.
خبرگزاری فرانسه همزمان با بستهشدن چذابه، به نقل از دو منبع ناشناس گزارش داده آمریکا بر عراق فشار میآورد تا گذرگاههای مشترکِ بیشتری را ببندد و فشار اقتصادی بر تهران را افزایش دهد. رادیو اروپای آزاد هم از انتشار گزارشهایی دربارۀ احتمالِ محدودیتهای مرزی بیشتر خبر داده است.
بااینحال، دامنۀ این فشارها و ارتباطِ مستقیمشان با تعطیلی چذابه روشن نیست، بهویژه آنکه تعبیان هرگونه ارتباط بین تصمیم بغداد با فشار آمریکا را رد کرده و استدلال کرده: «اگر هدف محاصرۀ اقتصادی ایران بود، باید گذرگاههای دیگر نیز بسته میشدند.»
این استدلال بهتنهایی برای رد احتمال فشار واشنگتن کافی نیست؛ زیرا ممکن است فشار خارجی بر برخی مسیرها یا شبکههای تجاری متمرکز باشد. مصادفشدنِ تعطیلی چذابه با انتشار گزارشهای تشدید فشار آمریکا بر عراق نیز ثابت نمیکند که تصمیم مستقیماً به دستور واشنگتن اتخاذ شده است.
روابط ایران و عراق بر پیوندهای مذهبی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی استوار است. تجارت دوجانبه، سفر زائران و مناسبات گروههای سیاسی دو کشور را به یکدیگر وابسته کرده است. بااینحال، این نزدیکی به معنای اشتراک منافع نیست.
بغداد باید همزمان روابط خود را با تهران، واشنگتن و کشورهای عربی مدیریت کند. در داخل عراق نیز دیدگاههای متفاوتی دربارۀ مناسبات با ایران وجود دارد. برخی جریانهای نزدیک به تهران ممکن است محدودیتهای تجاری را همراستا با تحریمهای آمریکا و زیانبار برای اقتصادِ عراق بدانند؛ درمقابل، حامیانِ تقویت کنترل مرزی بر ضرورتِ مقابله با قاچاق و صیانت از حاکمیت کشور تأکید میکنند.
از نظر اقتصادی، ادامۀ تعطیلی چذابه به تأخیر در انتقال کالا، فساد محمولهها و افزایش هزینۀ مبادلات منجر میشود. انتقال تجارت به گذرگاههای دیگر نیز هزینهبر است، چون مسافت حملونقل را افزایش میدهد و به ازدحام در مسیرهای جایگزین میانجامد. در این شرایط، همکاری تهران و بغداد در تبادل اطلاعات، رسیدگی به تخلفات مرزی و هماهنگی پیش از اعمال هر محدودیتی ضروری است و از تبدیل اختلاف اجرایی به بحران سیاسی جلوگیری میکند.
برای درک حساسیتِ تصمیمات اخیر بغداد بد نیست نگاهی بیندازیم به آغاز دور دومِ حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در 28 فوریۀ 2026. وزارت خارجۀ عراق، همان روز نخست، تهاجم این دو کشور را محکوم کرد و خواهانِ توقف جنگ و بازگشت به راهکار دیپلماتیک شد. سخنگوی دولت عراق اعلام کرد بغداد با استفاده از خاک و حریم هوایی عراق برای حمله به خاک ایران مخالف است. وزارت حملونقلِ عراق هم پس از آغاز حملات، حریم هوایی کشور را بست.
این موضع نشان میدهد دولت عراق حاضر نیست بهعنوان شریک عملیات نظامی علیه همسایۀ شرقیاش شناخته شود. بااینحال، مخالفتِ سیاسی با حملات به معنای تواناییِ جلوگیری از استفادۀ نظامی از قلمرو کشور نیست.
عراق میزبان نیروها و تأسیسات آمریکایی است و درعینحال، روابط نزدیکی با ایران دارد. این وضعیت بغداد را در موقعیتِ دشواری قرار میدهد. حمله به نیروهای آمریکایی میتواند عراق را وارد رویارویی مستقیم کند و عملیات آمریکا علیه گروههای مسلح نیز خطر گسترشِ درگیری در داخل کشور را افزایش میدهد. عراق صرفاً ناظر جنگ نبود، بلکه پیامدهای امنیتیاش را در قلمرو سرزمینیاش از سر گذراند.
آیندۀ روابط تهران و بغداد به سه عامل بستگی دارد: مدت تعطیلی چذابه، احتمال گسترش محدودیتها به گذرگاههای دیگر و توانایی دو دولت برای دستیابی به سازوکاری مشترک در زمینۀ امنیت مرزی و تجاری.
اگر اختلاف کنونی با شفافیت، هماهنگی و همکاری برای مبارزه با قاچاق مدیریت شود، تعطیلی چذابه میتواند اقدامی محدود برای اصلاح کنترلهای مرزی باشد، اما اگر اتهامات سیاسی و فشارهای خارجی بر تصمیمها غلبه کنند، پیامدهای بحران بیشتر خواهد شد و به مناسبات سیاسی و اقتصادی دو همسایه آسیب میزند.