عصر ایران؛ فرزانه متین- کارگردانی در اندازه و آوازه حمید نعمت الله همواره با آثار خود مخاطب را غافل گیر و شگفت زده کرده. این بار اما "بت" از این حیث شگفت زده می کند که واقعا فیلم اوست؟ اگر آری چرا این قدر بد؟
شاید به خاطر این باشد که خواسته از قافله موضوع مهم این روزها -فضای مجازی- عقب نماند اما درآن گیر کرده تا جایی که فیلمی در حد «گوزنهای اتوبان» و البته چه بسا ضعیف تر ارائه کرده است.
سالها پیش اصغرفرهادی به تاثیرات منفی و مثبت فضای مجازی در فیلم قهرمان پرداخت اما بسیار هوشمندانه از آن فاصله گرفت و خود را از دام تکرار در فیلم نجات داد.
اکثر آثار نعمت الله به نوعی ادای احترام یا بازسازی نگاه اجتماعی کارگردانان بزرگ بوده است مانند بوتیک که به نوعی بازتولید نگاه اجتماعی مسعودکیمیایی در فیلم دندان مار بود یا رگ خواب که بازتولید بی تا به حساب آمد ( اثر هژیر داریوش).
در "آرایش غلیظ" حس می کردی به تقلید از فضاسازی فیلم "نیش" جورج روی و قمارباز سینسیناتی نورمن جویسون پرداخته است.
در این فهرست اما "بی پولی" اورجینالترین ایده در اجرا با سبکی متفاوت در یک فضای کمدی و ابسورد است.
بعد از توقیف فیلم "قاتل و وحشی"، نعمت الله فیلم بت را با ویترینی جذاب از بازیگران ساخت و مخاطبان را درانتظار نگاه داشت تا این که نسخه 144 دقیقهای را از 22 مهر بر روی پردهها تماشا کنند اما آنچه می بینیم بیشتر شبیه به کلاژ یک سری تصاویر است که نه از ایده بهره برده است نه فرم .
فروش پایین آن هم گواه یا تاکیدی است بر ضعیفترین ساخته حمید نعمت الله.
بت از همه چیز لطمه خورده است، نعمت الله خواسته یا ناخواسته کاری کرده که مخاطب یا ناگزیز فیلم را نصفه رها کند یا پس از پایان آن، با حال بد از سالن سینما خارج شود.
هر چه از دقایق فیلم میگذرد، ریتم کندتر از قبل میشود و مخاطب با "هیچ " مواجه میشود!
بت البته فیلم سادهای نیست و با این که دارای روایت تک خطی است اما ابهام در آن غوغا میکند اما این که گفته میشود آشفتگی و سردرگمی آن آگاهانه بوده توصیفی خنده دار بیش نیست.
لیلا با بازی لیلا حاتمی دختری با مشکل شنوایی و تکلم قصد دارد با ثبت رکورد بیدار ماندن در لایو اینستاگرامی، مخاطب را جذب خود کند و از این مسیر پول و شهرت به دست آورد اما در این میان دست مایه طمع اطرافیانش میشود.
محتوای کلیشهای یی که کارگردان نمیتواند از دور تکرار آن خارج شود و هرچه روایت جلوتر میرود سردرگم، حوصله سر بر تر و تکراری میشود.
قصه منطق ندارد. لیلا و برادرش، شاهرخ با بازی نوید پور فرد ،افرادی از قشر ضعیف نیستند .خانهای ویلایی در دماوند دارند و در کار پرورش عسل اند. پس انگیزه این دو برای شرط بندی و گرفتن پول از کجا نشأت میگیرد؟ البته که انگیزه سایر شخصیتها هم مشخص نیست و نامفهوم است.
شخصیتهای فیلم انگار متناسب با این روزگار زندگی نمیکنند چندان که فرصت طلبی ها و طمعهاشان ،بیننده را به یاد فیلمفارسی میاندازد.
منتها ضد قهرمان کافه و کاباره دار جای خود را به ضدقهرمانهای ابرهلدینگهای اقتصادی دادهاند! البته که در فیلمفارسی مشخص بود انگیزه آدم بد فیلم دقیقا چیست و چه کاره است اما در اینجا ما حتی از قصد افرادی مانند اسفندیار با بازی محمدرضا فروتن یا حسنی با بازی کاظم سیاحی آگاه نمی شویم.
در فیلم اسفندیار میخواهد برای کافه پرفورمنس خود لیلا را پنج روز از طریق لایو اینستاگرامی بیدار نگاه دارد که ناگهان پرونده او بسته میشود و سراغ هلدینگ شهدادی میرود و در اینجا حسنی با دو دختر نیز میخواهند وی را 8 روز بیدار نگاه دارند یعنی 192 ساعت.
از سوی دیگر مخاطب درنمی یابد داخل هاردی که یحیی (پسر کر و لالی که برای خانواده لیلا کار میکند) از حسنی دزدیده چیست با این وصف همه دست به دست هم دادهاند تا هارد را پس بگیرند حتی به قیمت کشتن یحیی!
هرچند که الهام کارگردان از فیلم « بایسیکل ران» محسن مخلباف و فیلم « آنها به اسب شلیک میکنند» به کارگردانی سیدنی پولاک را نباید نادیده گرفت. البته ادای دِین وی به فیلم های قیصر، تنگنا و کندو هم دیده میشود و در انتها آن باران که تمهیدی برای سرنوشت دردناک افراد به تصویر کشیده میشود.
همانطور که در بالا آمد انگیزه بازیگران چندان مشخص نیست یعنی اگر بازیگرانی مانند لیلی رشیدی در نقش مژده یا اسفندیار را از فیلم خارج کنیم هیچ ضربهای به داستان نمیخورد چرا که بود و نبود آنها اصولا کمکی به پیشبرد درام نمیکند .
شخصیتها همگی ابترند و متاسفانه برخلاف سایر آثار قبلی سازنده هیچ پرداختی بر روی شخصیتها صورت نگرفته و همگی در سطح باقی ماندهاند.
شاید مهمترین یا تنها امتیاز فیلم، بازی متفاوت لیلا حاتمی باشد که البته این موضوع به هدایت حمید نعمت الله باز نمیگردد لیلا در هر اثری به خوبی در نقش جا میافتد و بازی میکند. درخشش حاتمی ابدی است!
فیلم برداری و تا حدودی میزانسنها قابل قبول است اما به شدت آزاردهنده است که در فیلم خبری از تدوین نیست.
در واقع نماهایی که لانگ تیک گرفته شده در تدوین سرهم بندی شده است.
فیلم در بی زمانی و بی مکانی به سر میبرد. ریتم به شدت کند است و زمان طولانی فیلم به درام ضربه زده است.
بت، فیلمی است غیر منسجم، بی محتوا با یک سری بازیگران چهره که هیچ حرف تازهای برای سینما ندارند.
حمید نعمت الله با ساخت بت به سابقه درخشان خود آسیب وارد کرده ولی با همه این تفاصیل امید داریم فیلم قاتل و وحشی ز چرخه توقیف خارج شود تا فارغ از خاطره بت بار دیگر به تماشای اثری درخشان از او بنشینیم.