صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۲۰۰۹۴۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۰۱ - ۰۲ آبان ۱۴۰۵ - 24 October 2026

علی نصری: با کشته شدن چند سرباز یا تورم ۵ درصدی، ایالات متحده فرونمی‌پاشد / آنچه جلوی به زانو درآمدن کشور را گرفت نه قدرت نظامی که حضور مردم در هفته های آغازین جنگ بود

 آنچه در این جنگ سبب شد نتوانند ما را به زانو درآورند، صرفاً توان نظامی نبود؛ حضور یکپارچه مردم در صحنه بود. اگر در هفته‌های آغازین آن خروش مردمی در خیابان‌ها شکل نمی‌گرفت، اگر آن غیرت ملی نبود که نگذارد تأسیسات کشور بمباران شود، مقاومت ممکن نمی‌شد. 

یک تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل گفت: خطای بنیادی برخی تحلیل‌گران داخلی این است تصور می‌کنند اگر یک موشک به آمریکا بخورد یا چند سربازشان کشته شوند یا قدری به بهای سوخت آن‌ها اضافه شود، اقتصادشان فرومی‌پاشد! 

 علی نصری، پژوهشگر ارشد اندیشکده پایاب افزود: به یاد بیاورید در دوره پس از بحران کرونا، تورم در آمریکا برای مقطعی به ۹ درصد رسید، اما بلافاصله با سیاست‌های پولی مهار شد و به کانال ۳ تا ۴ درصد برگشت و نظام آن‌ها سقوط نکرد. با نوسان قیمت سوخت و رسیدن تورم آمریکا به چند درصد، اقتصاد آن کشور فرونمی‌ریزد.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل به خبرآنلاین گفت:  ما در همین نبرد اخیر پیروز شدیم، اما تعریف این پیروزی کاملاً مشخص است؛ ما توانستیم در برابر یک ماشین جنگی هولناک از خود دفاع کنیم و بقا و حاکمیت کشور را صیانت نماییم.

-  واقعیت میدانی این است که ما حتی یک موشک هم به خاک ایالات متحده شلیک نکردیم و در منطق نظامی نیز چنین اقدامی بر ساختار سرزمینی آن‌ها تأثیر بنیادین بر جای نمی‌گذاشت

-  معنای بازدارندگی و پیروزی برای ما دفاع مؤثر از تمامیت ارضی و بقاست، نه فروپاشی موجودیت طرف مقابل.

-  این ساده‌انگاری در فهم روان‌شناسی و ساختار دشمن، منشأ برآوردهای غلط است.

-  در دوره ریاست‌جمهوری بایدن و در پیامد بحران کووید-۱۹، نرخ تورم در ایالات متحده برای یک مقطع کوتاه به ۹ درصد رسید؛ اما ساختار اقتصادی آن‌ها به‌سرعت سازوکارهای کنترلی را فعال کرد و آن را به کانال ۳ تا ۴ درصد برگرداند بدون آنکه نظام اقتصادی‌شان متلاشی شود.

-  این تصور که اگر بهای سوخت یا کالاها در بازارهای جهانی تکانی بخورد و تورم آمریکا مثلاً از ۴ درصد به ۵ درصد افزایش یابد، کل سیستم حاکمیتی واشنگتن فروخواهد ریخت، یک پندار کاملاً غیرواقعی است.

-  اداره کشور و مدیریت دیپلماسی در وضعیت بحران نیازمند سنجش دقیق و بی‌طرفانه از ظرفیت‌های تاب‌آوری طرفین است، نه دل‌خوش کردن به تئوری‌های سقوط حتمی و آنی رقیب بر اثر شوک‌های جزئی.

-  خطای بنیادی برخی تحلیل‌گران داخلی این است که برای جامعه ما «بازدارندگی بی‌نهایت» متصورند؛ یعنی می‌گویند وضعیت اقتصادی و اجتماعی هر چه باشد، ما ملتی هستیم که تا ابد ایستادگی می‌کنیم. اما در نقطه مقابل تصور می‌کنند اگر یک موشک به آمریکا بخورد یا چند سربازشان کشته شوند یا قدری به بهای سوخت آن‌ها اضافه شود، اقتصادشان فرومی‌پاشد!

-   محدود کردن زمین بازی به قدرت سخت صرف به نفع ما نیست. اگر وارد رینگ بوکس با حریفی شویم که جثه نظامی‌اش به مراتب بزرگ‌تر است، قدرت آتش برتر را او دارد.

_   آنچه در این جنگ سبب شد نتوانند ما را به زانو درآورند، صرفاً توان نظامی نبود؛ حضور یکپارچه مردم در صحنه بود. اگر در هفته‌های آغازین آن خروش مردمی در خیابان‌ها شکل نمی‌گرفت، اگر آن غیرت ملی نبود که نگذارد تأسیسات کشور بمباران شود، مقاومت ممکن نمی‌شد. 

ارسال به تلگرام