عصرایران؛ یلدا آذرپی- سفر یکروزۀ «کیم جونگاون» (رهبر کرۀ شمالی) به چین در 24 اکتبر 2026، در شرایطی رخ داد که تحولات امنیتیِ شرق آسیا و نزدیکی پیونگیانگ به مسکو، اهمیتِ روابط چین وکرۀ شمالی را دوچندان کردهاند. کیم در این سفر با «وانگ هونینگ» (از مقامهای ارشد حزب کمونیست چین) دیدار کرد و دو طرف بر گسترشِ همکاریهای عملی و تقویتِ روابط دوجانبه تأکید کردند.
عبور کیم از پلِ تازهافتتاحشدۀ رودخانۀ «یالو» و حضور در مراسم یادبودِ سربازان چینیِ کشتهشده در جنگِ کره، ابعاد نمادین این سفر را برجسته کرد و یادآور پیوند تاریخی دو کشور شد. این سفر نخستین حضور کیم در چین طی یک سال گذشته است و اهمیتی فراتر از مناسبات دوجانبه دارد.
در سالهای اخیر روابط کرهٔ شمالی با روسیه گسترش یافته، مناسباتش با کرۀ جنوبی تیرهتر شده و احتمال ازسرگیری گفتوگوهای مستقیم با «دونالد ترامپ» نیز مطرح است. چین میکوشد ثباتِ مرزهایش را حفظ کند، پیامدهای برنامۀ هستهایِ پیونگیانگ را مهار کند و مانع تقویت نفوذِ آمریکا در شرق آسیا شود.
بهرغمِ وابستگی اقتصادی کرۀ شمالی به چین، پیونگیانگ همیشه در پی حفظ استقلال راهبردی بوده است. بنابراین این سفر را میتوان تلاش برای تقویت جایگاهِ بینالمللی کرۀ شمالی و بازتعریفِ توازن روابط این کشور با قدرتهای بزرگ ارزیابی کرد.
تقسیم شبهجزیرۀ کره پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 و شکلگیری دو حکومت جداگانه در سال 1948، زمینهساز رقابتهای دوران جنگ سرد شد. دو کره با پایان جنگ جهانی دوم، به اشغال نظامی و نفوذ سیاسیِ آمریکا و شوروی درآمدند. پیش از این تاریخ، از سال 1910 تا 1945 شبهجزیرۀ کره، مستعمرۀ ژاپن بود.
پس از شکستِ ژاپن در جنگ جهانی، نیروهای شوروی از شمال و نیروهای آمریکایی از جنوب وارد شبهجزیره شدند. تقسیم موقتِ کره بهتدریج به شکلگیری دو نظام سیاسی متفاوت انجامید. در سال 1948، جمهوری دموکراتیک خلق کره در شمال با حمایت شوروی و جمهوری کره در جنوب با حمایت آمریکا تأسیس شدند.
این تقسیمبندی در سال 1950 به جنگ کره انجامید. مداخلۀ چین در حمایت از شمال و آمریکا و متحدانش در حمایت از جنوب، شکافِ دو منطقه را عمیقتر کرد. با آغاز جنگ کره در سال 1950 و پیشروی نیروهای آمریکا به سمت مرز چین، پکن با اعزام «ارتش داوطلبان خلق» وارد جنگ شد و نقش مهمی در جلوگیری از شکست کرۀ شمالی ایفا کرد.
جنگ در سال 1953 با آتشبس پایان یافت، ولی پیمان صلح جامعی امضا نشد. از آن زمان، کرۀ شمالی برای چین نقش منطقهایِ حائل در برابر حضور نظامی آمریکا را داشته است. این میراث تاریخی، دو مسیر متفاوت را شکل داد: شمال به نظامی تکحزبی با اقتصاد دولتی رسید؛ جنوب هم بهتدریج صنعتی و دموکراتیک شد.
این تجربۀ تاریخی، پایۀ روایتِ «دوستی خونیِ دو کشور برای مقابله با فاشیسم» شد. در سال 1961 چین و کرۀ شمالی پیمان دوستی، همکاری و کمک متقابل امضا کردند که در سال 2021 برای 20 سال دیگر تمدید شد. بااینحال، پیونگیانگ همواره کوشیده با بهرهگیری از رقابتِ چین و شوروی و تکیه بر سیاستِ «جوچه» (خوداتکایی)، استقلال سیاسیاش را حفظ کند.
یکی از نقاط عطفِ روابط دو کشور در سال 1992 رخ داد؛ زمانی که چین با کرۀ جنوبی روابطِ دیپلماتیک برقرار کرد. این تصمیم نشان داد منافع اقتصادی و سیاسیِ پکن میتواند بر تعهدات تاریخیاش به کرۀ شمالی اولویت یابد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 و کاهش کمکهای مسکو، وابستگی اقتصادیِ پیونگیانگ به چین افزایش یافت. بحران اقتصادی و قحطیِ دهۀ 1990 نیز جایگاه پکن را بهعنوان مهمترین شریک تجاری و یکی از عوامل جلوگیری از فروپاشی اقتصادی کرۀ شمالی تقویت کرد.
بااینحال، برنامۀ هستهای کرۀ شمالی به یکی از مهمترین منابع اختلاف دو کشور تبدیل شد. آزمایش هستهای پیونگیانگ در سال 2006 با محکومیت چین و حمایتِ پکن از تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل مواجه شد. چین نگران است که اقدامات هستهای و موشکی کرۀ شمالی به گسترش همکاری نظامی آمریکا، کرۀ جنوبی و ژاپن و افزایش فشار امنیتی منجر شود.
پکن از فروپاشی حکومت کیم هم بیم دارد؛ زیرا چنین تحولی میتواند موج پناهجویان، بیثباتی مرزی و مداخلۀ قدرتهای خارجی را در پی داشته باشد. بنابراین، سیاست چین بر ایجاد توازن میان مهار برنامۀ هستهایِ کرۀ شمالی و حفظ ثباتِ این کشور استوار است؛ توازنی که محدودیتهای تاریخیِ اتحاد دو طرف را آشکار میکند.
افتتاح پل سهکیلومتریِ رودخانۀ یالو در 15 اکتبر 2026، گام مهمی در توسعۀ ارتباطاتِ زمنی دو کشور محسوب میشود. ساخت پل از سوی چین در سال 2014 تکمیل شده بود، ولی آمادهنبودنِ مسیرهای دسترسی و تأسیسات گمرکی در سمتِ کرۀ شمالی مانعِ بهرهبرداری بود.
این گذرگاه قرار است جابهجایی کالا، مواد اولیه، تجهیزات سنگین و محصولات انرژی را تسهیل کند. صادرات چین به کرۀ شمالی در سال گذشتۀ میلادی نیز با افزایش 25 درصدی به 2.3 میلیارد دلار یعنی بالاترین میزان در شش سال گذشته رسید، که البته همچنان از سطح تجارتِ پیش از تحریمهای سال 2017 پایینتر است.
اهمیت اقتصادی این پل به جایگاه سیاسیاش پیوند خورده است. هرچه مبادلات تجاریِ دو کشور گسترش یابد، نقش چین در تأمین نیازهای اقتصادیِ کرۀ شمالی پررنگتر میشود. درعینحال، زیرساخت تازه میتواند برای مناطق مرزی چین، فرصتهای اقتصادی ایجاد کند و ارتباطاتِ دو کشور را از محدودیتهای گذشته خارج سازد.
بااینحال، صرفِ افتتاح پل تضمین نمیکند که تجارتِ دوجانبه بهسرعت افزایش یابد. تحریمهای بینالمللی، محدودیتهای داخلیِ کرۀ شمالی و شرایط سیاسی منطقه همچنان بر حجم مبادلات اثرگذارند.
گسترش روابط کرۀ شمالی با روسیه، معادلات پیونگیانگ و پکن را پیچیدهتر کرده است. پوتین و کیم در ژوئن 2024، پیمان مشارکتِ راهبردی جامعی امضا کردند که شامل تعهدِ کمک متقابل در صورت حملۀ مسلحانه نیز میشود. همکاری نظامی دو کشور در پی جنگ اوکراین گسترش یافته است. گزارشهای بینالمللی از ارسال تسلیحات و مهماتِ کرۀ شمالی به روسیه و مشارکت نیروهای این کشور در جنگ حکایت دارند.
این نزدیکی برای پیونگیانگ دو مزیت دارد: نخست، کاهش وابستگی انحصاری به چین و دوم، ایجاد فرصتهایی برای دریافتِ حمایت نظامی، اقتصادی و فناوری از مسکو. درمقابل، روسیه نیز از همکاری با کرۀ شمالی برای تأمینِ بخشی از نیازهای نظامیاش بهرهمند است.
اما این تحولات لزوماً به معنای ایجاد اتحادی کاملاً هماهنگ بین چین، روسیه و کرۀ شمالی نیست. اختلاف منافع، ملاحظات امنیتی و فقدان همکاری سهجانبۀ نهادینه، تشکیل محور یکپارچه را دشوار میکند.
چین به ثبات اقتصادی و امنیت مرزهایش اهمیت میدهد و نمیخواهد نزدیکیِ بیقیدوشرط به پیونگیانگ، روابطش را با سایر قدرتهای جهانی بیشازپیش پیچیده کند. از این منظر، حفظ رابطه با کرۀ شمالی برای پکن ضروری است، اما تبدیلشدن به شریکِ تمامعیار در همۀ اقدامات نظامی این کشور، الزاماً با منافع چین سازگار نیست.
کیم جونگاون دو روز قبل (24 اکتبر) پس از عبور از پل جدیدِ یالو، وارد داندونگ شد و با وانگ هونینگ دیدار کرد. او در این دیدار بر گسترش همکاریهای عملی و ادامۀ دوستی تاریخی با چین تأکید کرد. این سفر در آستانۀ سالگرد ورود نیروهای چینی به جنگِ کره انجام شد؛ مناسبتی که بار تاریخی و دیپلماتیک دارد.
ازسویدیگر، روابط پیونگیانگ با سئول در ماههای اخیر تیرهتر شده است. انتقادهای مکرر «کیم یو جونگ» (خواهر رهبر کرۀ شمالی) از دولت کرۀ جنوبی و اعلام برنامه برای ازسرگیری پخش تبلیغاتِ بلندگویی در مرز، نشانههایی از تشدید تنش میان دو کشور هستند.
درهمینحال، «اجلاس همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه» در شنژن در روزهای 18 و 19 نوامبر، گمانهزنیها دربارۀ احتمال دیدار کیم و ترامپ را افزایش داده است. مقامهای آمریکایی و کرۀ جنوبی احتمال چنین دیداری را تا پایان سال اندک میدانند.
برای پیونگیانگ، حفظ روابط نزدیک با چین در کنار گسترش همکاری با روسیه، راهی است برای افزایش قدرت چانهزنی در برابر واشنگتن. برای پکن نیز این روابط فرصتی فراهم میکند تا همچنان در تحولاتِ شبهجزیرۀ کره نقش داشته باشد و مانع از این شود که تصمیمهای امنیتیِ منطقه صرفاً در چارچوبِ سیاستهای آمریکا و متحدانش شکل بگیرند.
رابطۀ چین و کرۀ شمالی را نمیتوان صرفاً با مفاهیمی مثل پیوند تاریخی یا اتحاد ایدئولوژیک شرح داد. این دو کشور در جنگ کره کنار یکدیگر جنگیدند، پیمان دفاعی امضا کردند و دههها روابطِ سیاسی و اقتصادی را توسعه دادند؛ اما اختلاف بر سر برنامۀ هستهای، استقلال تصمیمگیریِ پیونگیانگ و گسترش روابطِ پکن با سئول نشان از این دارند که منافع دو کشور لزوماً همسو نیستند.
چین به همسایهای باثبات نیاز دارد که مانعِ گسترش نفوذ نظامی آمریکا تا مرزهایش شود. کرۀ شمالی هم برای تأمین نیازهای اقتصادی و حفظ پشتوانۀ دیپلماتیکش به چین وابسته است؛ بااینحال، نزدیکی به روسیه گزینههای بیشتری در اختیار پیونگیانگ قرار داده است.
سفر اخیر کیم جونگاون و افتتاح پل رودخانۀ یالو را باید تلاش برای تحکیمِ پیوندی دانست که ریشههای اقتصادی، امنیتی و تاریخی دارد. این تحول میتواند تجارت دو کشور را تسهیل کند و به پکن و پیونگیانگ امکان توسعۀ همکاری دهد، اما به معنای رفع اختلافهای دیرینه یا اتحادِ توأم با اعتماد نیست.
اهمیت این رابطه برای شرق آسیا در همین تناقض نهفته است؛ چین نمیخواهد کرۀ شمالی را از دست بدهد، اما نمیتواند همۀ تصمیمهایش را کنترل کند. کرۀ شمالی هم به حمایت چین نیاز دارد، ولی نمیخواهد استقلال راهبردیاش را قربانی کند. پل تازه، دو کشور را از نظر فیزیکی به هم نزدیکتر کرده است؛ اینکه این نزدیکی تا چه اندازه به همسویی سیاسی و امنیتی پایدار تبدیل شود، به تحولات آیندۀ منطقه بستگی دارد.