عصرایران؛ یلدا آذرپی- یکی از مهمترین خبرهای بیست و ششمِ اکتبر 2026، پیروزی «لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا» در انتخابات ریاستجمهوریِ برزیل است. لولا در رقابتِ نفسگیرِ دور دوم با کسبِ 64 میلیون رأی (حدود 51.79 درصد آراء) توانست «فلاویو بولسورنارو» (نامزد راستگرا و فرزند رئیسجمهور پیشین) را شکست دهد و برای چهارمین بار به قدرت برسد تا پس از ماههای پرتنش، کابوس بازگشت ماگائیسم به پایان برسد و دستور کار چپ در بزرگترین کشور آمریکای لاتین طنینانداز شود.
بازگشتِ لولا در شرایطی رخ میدهد که جامعۀ برزیل قطبیتر از همیشه است و با نابرابری اقتصادی، مشکلات امنیتی، مسائل زیستمحیطی و اختلاف بر سر آیندۀ دموکراسی دست به گریبان است. منتخبِ چپگرا وعده داده مبارزه با فقر و بیعدالتی را احیا کند، از جنگلهای آمازون محافظت کند، حمایتهای بشردوستانه و مقابله با جنایاتِ اسرائیل را از سر بگیرد، با فساد و بیکاری مبارزه کند و برزیل را به بازیگری مستقلتر در عرصۀ بینالمللی مبدل سازد.
ارزیابی کارنامۀ سیاسیِ رئیسجمهور منتخب، مستلزم گذر از شعارهای انتخاباتی و مواضع جنجالیِ او در سیاست خارجی است. باید دید اقتصاد برزیل در دورۀ او تا چهاندازه با عدالت اجتماعی پیوند یافته، دولتش در حفاظت از محیطزیست چه دستاوردهایی داشته و تلاش برای افزایش نفوذ جهانی برزیل با نتایج ملموس همراه بوده یا نه؟ پاسخ به این پرسشها تصویری واقعبینانهتر از فرصتها و محدودیتهای ریاستجمهوریِ لولا دا سیلوا ارائه میدهد.
لولا، 27 اکتبر 1945 در خانوادهای تهیدست به دنیا آمد. در کودکی با خانواده از پرنامبوکو به سائوپائولو مهاجرت کرد و از سنینِ پایین برای کمک به تأمین معاش خانواده به کار مشغول شد. در آغاز کارگر صنعتی بود و با فعالیت در اتحادیههای کارگری قدم به عرصۀ سیاست گذاشت. او از بنیانگذارانِ «حزب کارگران برزیل» است و پس از چند ناکامی در انتخابات، در سال 2002 به ریاستجمهوری رسید. لولا در سالهای 2003 تا 2010 و بار دیگر در سال 2023 رئیسجمهور برزیل شد.
به این ترتیب، هوادارانش دو جشن پیشرو دارند: جشن تولدِ هشتاد و یک سالگی و جشنِ پیروزی در کارزار ریاستجمهوری.
او با معرفی برنامههای حمایتیِ دولت رفاه و افزایش درآمدِ اقشار کمدرآمد محبوبیت فراواتی یافت ولی پس از پایان ریاستجمهوریاش، برزیل با بحران اقتصادی، فساد، اقتدارگرایی و بیثباتی سیاسی مواجه شد. زندانیشدنِ لولا در سال 2018 و لغو بعدیِ محکومیتهای قضاییاش، مسیر بازگشت به رقابتِ انتخاباتی را هموار کرد. در سوی دیگر، بولسونارو قرار داشت که با تکیه بر محافظهکاری اجتماعی، ملیگرایی و مخالفت با مهاجران و دولت رفاهی، پایگاه سیاسیِ قدرتمندی ایجاد کرده بود.
رقابتِ شانهبهشانه و پیروزیِ نزدیکِ لولا در سال 2023 نشاندهندۀ این بود که جامعۀ برزیل عمیقاً دوقطبی است. هنوز هم چنین است؛ بخش بزرگی از رأِیدهندگان به سیاستهای اجتماعیِ چپها امید دارند و گروهی دیگر به بازگشت حزب کارگر و پیامدهای اقتصادیِ برنامههایش بدبیناند.
لولا نتوانست با پیروزی انتخاباتی، اختلافات سیاسی را پایان دهد. او برای پیشبرد برنامههایش به همکاری با احزابِ میانهرو و محافظهکار نیاز داشت. همین مسئله، اجرای اصلاحات را به فرایندی پیچیده و مبتنی بر مذاکره تبدیل کرد.
ژائیر بولسونارو (متولد 1955)، نظامی سابق و سیاستمدار راستگرای برزیلی از سال 2019 تا 2022 ریاستجمهوریِ این کشور را بر عهده داشت. او با تأکید بر ناسیونالیسم، ارزشهای محافظهکارانه، مالکیت سلاح و مخالفت با سیاستهای چپگرایانه یه یکی از چهرههای شاخصِ راست پوپولیست در آمریکای لاتین تبدیل شد. نزدیکی سیاسیاش به دونالد ترامپ نیز جایگاهش را در جریان راستِ جهانی تقویت کرد.
خاندان بولسونارو نقش مهمی در تثبیت این جریان داشتند؛ سه پسر بزرگتر، فلاویو، کارلوس و ادواردو وارد سیاست شدند. فلاویو سناتور، کارلوس سیاستمدار محلی و ادواردو نمایندۀ پیشین مجلس فدرال بود. میشل بولسونارو، همسر سومِ ژائیر و بانوی اولِ سابق برزیل نیز در بین محافظهکارانِ مذهبی نفوذ سیاسی فراوانی یافت.
دوران ریاستجمهوریِ بولسونارو با اختلافات شدید سیاسی، انتقادهای گسترده از مدیریتِ همهگیری کرونا و افزایش نگرانی از وضعیتِ جنگلهای آمازون همراه بود. او در انتخابات 2022 از لولا شکست خورد و پس از آن، پروندۀ تلاش برای برهمزدنِ نتیجۀ انتخابات و ماندن در قدرت به سیاق ترامپ یه یکی از مهمترین مناقشات سیاسی و قضاییِ برزیل تبدیل شد. فلاویو در سال 2026، بهعنوان وارث سیاسیِ پدر وارد رقابت شد و بار دیگر خاندان بولسونارو را در مرکز توجه قرار داد.
مبارزه با فقر در کانون برنامههای سیاسی لولا قرار دارد. دولتِ او با احیای برنامۀ «بولسا فامیلیا»، کمک نقدی به خانوارهای کمدرآمد را در اولویت قرار داد؛ طرحی که پرداختها را به شرایطی مانند حضور کودکان در مدرسه و پیگیری مراقبتهای بهداشتی پیوند میدهد. منطق چنین سیاستی این است که رشد اقتصادی بهتنهایی برای کاهش فقر کافی نیست و دولت باید دسترسیِ اقشار محروم به آموزش، درمان و فرصتهای اقتصادی را تسهیل کند.
تجربۀ دورههای نخستِ ریاستجمهوریِ لولا نیز حاکی از این است که ترکیبِ رشد اقتصادی، افزایش درآمد و حمایت اجتماعی میتواند به بهبود زندگیِ طبقات کمدرآمد کمک کند.
بااینحال، شرایط کنونی با سالهای نخستِ قدرتگیری او تفاوتهایی دارد. هزینههای عمومی، نرخ بهره، بدهی دولت و محدودیتهای بودجه، گسترش برنامههای رفاهی را دشوار میکنند. درنتیجه، موفقیتِ لولا صرفاً در گرو کمکهای دولتی نیست؛ اشتغال پایدار، افزایش بهرهوری و ارتقای کیفیتِ آموزش نیز ضروری است. چالش اصلی هم حمایت از اقشار محروم بدون تضعیفِ ثبات مالی کشور است.
دغدغۀ حفاظت از جنگلهای آمازون یکی از مهمترین تفاوتهای دولت لولا با دولت بولسونارو است. آمازون به دلیل نقش حیاتیاش در جذب کربن، حفظ تنوع زیستی و تنظیم چرخههای اقلیمی، اهمیتی جهانی دارد و پیامدهای تخریبش فراتر از مرزهای سرزمینی است. بولسونارو مثل سایر ماگائیستها علاقهای به حفاظت از محیطزیست و پیمانهای اقلیمی نداشت.
در دوران بولسونارو، نگرانی فعالان محیطزیست از روند جنگلزدایی و ضعف اجرای مقررات محیطزیستی به اوج رسید و روابط برزیل با دولتها و نهادهای بینالمللی خدشهدار شد. لولا با وعدۀ مقابله با تخریبِ جنگلها و احیای دیپلماسی اقلیمی به قدرت بازگشت و نظارتِ زیستمحیطی و مقابله با فعالیتهای غیرقانونی را تقویت کرد. کاهش جنگلزدایی در دوران ریاستجهموریِ او مثالزدنی بود.
بااینحال، گسترش کشاورزی تجاری، استخراج غیرقانونی منابع و توسعۀ زیرساختها همچنان جنگلهای آمازون را تهدید میکنند. برزیل از یکسو به صادراتِ محصولات کشاورزی و مواد خام وابسته است و از سوی دیگر میخواهد در حفاظت از محیطزیست نقش محوری داشته باشد. موفقیت بلندمدتِ لولا در گرو الگویی از توسعه است که رشداقتصادی را به تخریبِ منابع طبیعی وابسته نکند.
لولا میکوشد استقلال برزیل را در رقابتِ قدرتهای بزرگ حفظ کند. چندجانبهگرایی، همکاری با کشورهای درحالتوسعه و اصلاح ساختار نهادهای بینالمللی، محورهای اصلی سیاست خارجیِ مبتنی بر موازنهاند.
چین بهعنوان بزرگترین شریک تجاریِ برزیل، جایگاهی ویژه در این راهبرد دارد. بخش مهمی از صادرات کشاورزی، مواد معدنی و نفت برزیل به بازار چین اختصاص یافته و همکاری با پکن، فرصتهایی برای سرمایهگذاری و توسعۀ زیرساختها فراهم میکند. بااینحال، وابستگی به صادراتِ مواد خام، اقتصاد برزیل را در برابر نوساناتِ بازار جهانی آسیبپذیر کرده است.
ایالاتمتحده نیز یکی از شرکای مهمِ اقتصادی و سیاسی برزیل است. لولا میکوشد رابطه با واشنگتن را حفظ کند، بیآنکه سیاست خارجیِ کشورش تابع اولویتهای آمریکا باشد. حضور فعال در بریکس هم با هدف افزایش نفوذ کشورهای جنوبِ جهانی و اصلاح نهادهایی مانند شورای امنیتِ سازمان ملل دنبال میشود. ولی استقلال دیپلماتیک بهخودیخود موفقیت اقتصادی به بار نمیآورد. توفیق این سیاست در گرو تبدیلِ روابط بینالمللی به سرمایهگذاری، انتقال فناوری و دستاوردهای ملموسِ توسعه است.
مواضع لولا دربارۀ اسرائیل و فلسطین یکی از صریحترین جنبههای سیاستِ خارجی اوست. حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطین سابقهای طولانی در دیپلماسی برزیل دارد. این کشور در سال 2010 فلسطین را به رسمیت شناخت.
پس از آغاز جنگ غزه در پی حملات 7 اکتبر 2023، انتقادهای لولا از جنایات اسراییل تشدید شد. او بر ضرورتِ آتشبس، ارسال کمکهای بشردوستانه و حفاظت از غیرنظامیان تأکید داشت و مدعای اسراییل دربارل دفاع مشروع را رد کرد.
تنش نظامی اسرائیل در فوریۀ 2024 به اوج رسید. لولا در واکنش، جنگ غزه را با جنایاتِ نازیها علیه یهودیان مقایسه کرد، خواهانِ حمایت از حقوق فلسطینیان شد، از استانداردهای دوگانه در اجرای حقوق بینالملل انتقادو در اظهاراتش، نتانیاهو را به نسلکشی متهم کرد.
این موضع، واکنش شدیدِ مقامهای اسرائیلی را در پی داشت و بحران دیپلماتیکِ تل آویو با بوینوس آیرس را تشدید کرد. مقایسۀ جنگ غزه با هولوکاست به دلیل حساسیت تاریخی و اخلاقیِ این فاجعه، پیامدهایی فراتر از انتقادِ متعارف دیپلماتیک به بار آورد. این پرونده جلوهای از استقلال سیاسی برزیل بود و هزینههایی برای روابط دوجانبه ایجاد کرد.
جرایم سازمانیافته، قاچاق مواد مخدر، خشونت مسلحانه و فعالیتهای غیرقانونی در مناطق جنگلی، مهمترین چالشهای امنیتی برزیل هستند. مقابله با این مشکلات به همکاری دولت فدرال، ایالتها، پلیس و دستگاه قضایی نیاز دارد. شبکههای تبهکاری نیز با عبور از مرزها و پیوند با اقتصاد رسمی، مقابله را پیچیدهتر میکنند.
قطبیشدنِ سیاسی بر این دشواریها افزوده است. حامیان لولا او را نماد بازسازی دموکراسی و عدالت اجتماعی میدانند. منتقدان اما پرسشهایی دربارۀ فساد، هزینههای عمومی و عملکرد دولت در حوزۀ امنیت مطرح کردهاند. موفقیتِ سیاسی او فقط در گرو دیپلماسی فعال و برنامههای رفاهی نیست؛ او باید نتایج ملموسی در زندگی روزمره، اشتغال، امنیت و قدرت خرید ایجاد کند. درغیراینصورت، دستاوردهای دولت در سایر حوزهها نمیتواند به جلب حمایت عمومی بینجامد.
آیا او میتواند همزمان نابرابری را کاهش دهد، اقتصاد را تقویت کند، از منابع طبیعی محافظت کند و در نظام جهانی نقشی مؤثر ایفا کند؟ آیا حضور لولا در قدرت میتواند نقطۀ عطفی پایدار در تاریخ معاصر برزیل باشد؟