عصر ایران ؛ مجیـــد آریــانژاد ـ پژوهشــگر حوزه انــرژی و اقتصـــاد
پیشدرآمد: سلسله یادداشتهای انرژی و اقتصاد» مجموعهای از یادداشتهای مستقل درباره انرژی و اقتصاد در ایران و جهان است که هر یک، موضوعی مشخص را با نگاهی تحلیلی و زبانی ساده برای عموم بررسی میکند. مطالعه هر یادداشت، به خواندن مطالب پیشین نیاز ندارد.
در جریان جنگ رمضان و همزمان با تشدید تنشهای نظامی پیرامون ایران، تهدیدهای آمریکا درباره هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی، از جمله نیروگاهها و تأسیسات برق، مطرح شد. هرچند بخش قابلتوجهی از این تهدیدها در حد فضاسازی و ارعاب باقی ماند اما در همین وضعیت، اظهارنظرهایی درباره احتمال استفاده از بمبهای نرم مطرح شد.
در همین زمینه، دکتر سید هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران، در اظهارنظری که خبرگزاری ایرنا در ۳ فروردین ۱۴۰۵ منتشر کرد، احتمال استفاده از روشهایی مانند جنگ سایبری و «بمبهای نرم» برای ایجاد اختلال در شبکه برق را مطرح کرد.
با اینحال، در ارزیابی پیامدهای چنین تهدیدهایی باید میان خروج موقت تجهیزات از مدار و تخریب فیزیکی نیروگاهها و سایر اجزای شبکه تفاوت اساسی قائل شد؛ زیرا این دو وضعیت میتوانند از نظر شدت خسارت و مدتزمان بازیابی شبکه برق پیامدهای کاملاً متفاوتی داشته باشند.
مهماتی مانند BLU-114/B که به بمب گرافیتی یا بمب نرم معروفاند، برای ایجاد اختلال الکتریکی طراحی شدهاند، نه لزوماً تخریب انفجاری سازهها. این مهمات با پراکندن الیاف رسانای کربنی میتوانند مسیرهای ناخواسته جریان برق ایجاد کنند و به اتصال کوتاه و قوس الکتریکی منجر شوند؛ در پی آن، سامانههای حفاظتی ممکن است برای مهار خطا، بخشهایی از شبکه را از مدار خارج کنند.
اگر خطا بدون آسیب جدی مهار شود، پاکسازی الیاف و بررسیهای ایمنی میتواند زمینه بازگشت نسبتاً سریع برق را فراهم کند. اما در صورت آسیب به عایقها و اتصالات، بروز آتشسوزی یا تخریب تجهیزات، بازگشت به شرایط عادی ممکن است به تعمیرات اساسی یا تعویض تجهیزات نیاز داشته باشد.
بر اساس گزارش دیدهبان حقوق بشر (Human Rights Watch)، در ۲۲ مارس ۲۰۰۳، یک پست برق ۴۰۰ کیلوولت در ناصریه با بمب گرافیتی هدف قرار گرفت. اتصال کوتاه ناشی از این الیاف به آتشسوزی و تخریب سه ترانسفورماتور انجامید و تأمین برق شهر را حدود ۳۰ روز مختل کرد. این رخداد نشان داد که مهمات طراحیشده برای ایجاد اختلال الکتریکی، میتوانند خسارات فیزیکی جدی و اختلالی طولانیمدت نیز به بار آورند.
بررسی و ارزیابی فنی نویسنده بر پایه تصاویر منتشرشده از پست برق ناصریه عراق نشان میدهد که نبود دیوارههای مقاوم در برابر آتش میان ترانسفورماتورها (Firewalls)، سامانه اطفای حریق (Firefighting System) و حوضچه جمعآوری روغن (Oil Sump)، در کنار احتمال عملکرد نامناسب سامانههای حفاظت الکتریکی، میتواند در گسترش حادثه و تشدید خسارات نقش داشته باشد.
تأیید قطعی وضعیت این تجهیزات و تعیین سهم هر یک در خسارات وارده، مستلزم بررسی میدانی و دسترسی به گزارشهای فنی حادثه است.
اهمیت این تجربه برای صنعت برق ایران، در ضرورت توجه به کاستیهای احتمالی در طراحی، اجرا و بهرهبرداری از تأسیسات حیاتی نهفته است. تجربه حرفهای نویسنده در پروژههای نیروگاهی و پستهای برق کشور، از جمله مشاهده مواردی از بهرهبرداری پستهای نیروگاهی یا پستهای انتقال برق فشارقوی پیش از تکمیل برخی تمهیدات حفاظتی، ضرورت بررسی و رفع چنین کاستیهایی را برجسته میکند.
در تأسیساتی که دیوارههای مقاوم در برابر آتش یا سامانههای مناسب اطفای حریق و مهار روغن ترانسفورماتور بهطور کامل اجرا نشدهاند، بروز یک حادثه میتواند خطر گسترش حریق و افزایش خسارات را در پی داشته باشد.
ازاینرو، بازبینی وضعیت واقعی این تجهیزات در پستها و نیروگاههای حیاتی کشور، بهویژه تأسیساتی که پیش از تکمیل همه تمهیدات حفاظتی به بهرهبرداری رسیدهاند، اقدامی ضروری در راستای افزایش تابآوری شبکه برق است.
نمونه تاریخی دیگری از تأثیر مهمات حاوی الیاف کربنی بر شبکه برق، به جنگ ناتو علیه یوگسلاوی در سال ۱۹۹۹ بازمیگردد.
در جریان حملات هوایی اولیه ناتو به این کشور، استفاده از این مهمات موجب قطع برق در حدود ۷۰ درصد یوگسلاوی شد. با اینحال، در برخی تأسیسات، پاکسازی الیاف کربنی و انجام اقدامات عملیاتی امکان بازگرداندن برق را فراهم کرد.
ویلیام آرکین در مقاله پژوهشی Smart Bombs, Dumb Targeting? که در سال ۲۰۰۰ در نشریه Bulletin of the Atomic Scientists منتشر شد، گزارش میدهد که در نیروگاه اوبرنوواتس، حدود ۵۰۰ نفر طی ۱۵ ساعت برای پاکسازی الیاف کربنی تلاش کردند. گزارش او همچنین به کاهش زمان بازیابی برق در برخی موارد به حدود چهار ساعت در مراحل بعدی اشاره دارد.
گزارش روزنامه واشنگتنپست در ۲۵ مه ۱۹۹۹، درباره جنگ ناتو علیه یوگسلاوی سابق، بُعد دیگری از آسیبپذیری شبکه برق در جنگ را نشان میدهد. در جریان این جنگ، پس از حملات اولیه با مهمات حاوی الیاف کربنی که موجب اختلال در شبکه برق شده بود، حملات بعدی ناتو با مهمات انفجاری متعارف، پنج ایستگاه اصلی انتقال برق صربستان را هدف قرار داد.
بر اساس این گزارش، این حملات به خسارات جدیتر و خاموشیهای گستردهتر و طولانیتر انجامید؛ بهطوریکه تعمیر برخی تأسیسات ممکن بود چند هفته زمان ببرد. این رویداد نشان داد که بازگشت برق پس از اختلال اولیه، لزوماً به معنای پایان تهدید نیست و حملات بعدی میتوانند اختلال موقت را به تخریب فیزیکی و قطعی طولانیمدت تبدیل کنند.
اهمیت این تجربه تاریخی برای پدافند غیرعامل و تابآوری شبکه برق ایران، ضرورت آمادگی در برابر حملات متوالی، از ایجاد اختلال موقت تا تخریب مستقیم تجهیزات است. بنابراین، برنامهریزی دفاعی باید علاوه بر بازگرداندن سریع برق، حفاظت از تجهیزات حیاتی، پراکندگی و افزونگی ظرفیتها، پیشبینی مسیرهای جایگزین تغذیه، تأمین تجهیزات یدکی و تدوین برنامههای بازیابی پس از حملات متوالی را نیز در بر گیرد.
تابآوری واقعی شبکه برق، تنها به سرعت وصل مجدد برق محدود نیست، بلکه توان حفظ خدمات حیاتی و بازیابی پس از خسارات فیزیکی را نیز شامل میشود.
۱. حفاظت الکتریکی و جداسازی سریع: عملکرد صحیح رلههای حفاظتی و کلیدها باید از طریق آزمون و بررسی هماهنگی حفاظتها تضمین شود تا خطاها بهسرعت و بهصورت انتخابی از شبکه جدا شوند. تغییر تنظیمات حفاظتی صرفاً باید بر اساس مطالعات فنی و با رعایت هماهنگی حفاظتها انجام گیرد.
۲. مسیرهای جایگزین تغذیه: پیشبینی امکان مانور شبکه، مسیرهای جایگزین برقرسانی و اولویتبندی بارهای حیاتی، میتواند پیامد خروج یک پست یا تجهیز از مدار را کاهش دهد؛ مشروط بر آنکه ظرفیت و استقلال مسیرهای جایگزین بررسی شده باشد.
۳. تجهیزات یدکی و بازیابی سریع: شناسایی تجهیزات حیاتی، تأمین قطعات یدکی سازگار، نگهداری ایمن آنها و آمادهسازی برنامه حمل، نصب، آزمون و راهاندازی مجدد، برای کاهش مدت خاموشی پس از تخریب تجهیزات ضروری است.
۴. تمرین سناریوهای حملات متوالی: برنامههای اضطراری باید سناریوهایی مانند خروج همزمان چند تجهیز، قطع مسیرهای تغذیه و تأخیر در تأمین قطعات را پوشش دهند. تعیین مسئولیتها، اولویت برقرسانی به بارهای حیاتی و تمرین عملی مراحل بازیابی، پیش از وقوع بحران، میتواند زمان واکنش و بازگشت خدمات را کاهش دهد.
تجربه عراق و یوگسلاوی نشان میدهد که فاصله میان یک خاموشی موقت و بحرانی طولانیمدت، گاهی به میزان آمادگی شبکه برای مواجهه با خسارت و بازیابی پس از آن بستگی دارد. در شرایط جنگی، مسئله فقط جلوگیری از قطع برق نیست؛ مسئله این است که اگر تجهیزات حیاتی آسیب ببینند و حملات تکرار شوند، شبکه تا چه اندازه میتواند خدمات ضروری را حفظ کند و از گسترش بحران جلوگیری کند.
شبکه تابآور، شبکهای نیست که هرگز آسیب نبیند؛ بلکه شبکهای است که بتواند دامنه خسارت را محدود کند و سریع به مدار بازگردد. تحقق این اصل، بیش از هر چیز، به آمادگی پیش از بحران وابسته است؛ آمادگیای که باید در طراحی، حفاظت، بهرهبرداری و برنامههای عملی بازیابی شبکه ریشه داشته باشد.
در نهایت، قدرت واقعی شبکه برق نه فقط در توان آن برای ایستادگی در برابر حمله، بلکه در توان بازگشت آن پس از آسیب آشکار میشود.