صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۲۰۳۵۷۱
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۷ - ۱۲ آبان ۱۴۰۵ - 03 November 2026
اسراییل در بن‌بست سیاسی، ترامپ در آستانۀ آزمون انتخاباتی و ایران در سایۀ تهدید نظامی

سه بحران اثرگذار بر یک معادلۀ سیاسی؛ خاورمیانه در آستانۀ دور تازۀ رویارویی‌

به‌کارگیری بمب اتم، مشروعیت بین‌المللی آمریکا را به‌شدت تضعیف می‌کند و پیامدهایی مثل انزوای دیپلماتیک، بحران داخلی، اعتراضات عمومی و افزایش تنش با متحدان را در پی دارد.

عصر ایران؛ یلدا آذرپی- تحولات سیاسی در اسرائیل و آمریکا همراه با تداوم تنش میان واشنگتن و تهران، خاورمیانه را به مقطعی حساس کشانده‌ است. نگاه‌ تحلیل‌گران به سه رخداد پیش‌رو دوخته شده: انتخاباتی که قرار بود تکلیف آیندۀ سیاسی بنیامین نتانیاهو را روشن کند، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا که می‌تواند توازن قدرت در واشنگتن را تغییر دهد و بحرانی که با نزدیک‌شدن به پایان مهلت سیاسی از سوی دونالد ترامپ، بار دیگر احتمال رویارویی نظامی آمریکا و ایران را افزایش داده است.

نتایج انتخابات پارلمانی در اسرائیل نه به پیروزی قطعی نتانیاهو انجامیده و نه مخالفان را به اکثریت رسانده. جمهوری‌خواهانِ آمریکا برای حفظ اکثریت شکننده‌شان در کنگره با نارضایتی اقتصادی و پیامدهای جنگ ایران دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند و گزارش‌ها از آماده‌باشِ متحدان منطقه‌ای واشنگتن برای احتمال حملات تازه به ایران پس از انتخابات سوم نوامبر حکایت دارند.

این سه پرونده گرچه به ظاهر مستقل‌اند، اما در واقع به یکدیگر گره خورده‌اند. آیندۀ دولت اسرائیل بر سیاست منطقه‌ای تل‌آویو، نتیجۀ انتخابات آمریکا بر آزادی عمل ترامپ و سرنوشت مذاکرات تهران و واشنگتن بر امنیت و اقتصاد خاورمیانه اثرگذار است. احتمال ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای همچنان مطرح است. آیا تحولات سیاسی پیش‌رو، راه را برای کاهش تنش و دیپلماسی هموار می‌کنند یا منطقه در آستانۀ دور تازۀ رویارویی قرار می‌گیرد؟

وضعیت انتخابات اسرائیل؛ نتانیاهو بدون اکثریت

نتایج انتخابات پارلمانی اسرائیل در 27 اکتبری که گذشت نشان داد بنیامین نتانیاهو، به‌رغم حفظ جایگاه سیاسی، برای تشکیل دولت با مانع جدی روبه‌روست. در نظام پارلمانی اسرائیل، هیچ حزبی به‌تنهایی قادر به تشکیل دولت نیست و ائتلاف حاکم باید دست‌کم 61 کرسی از مجموع 120 کرسیِ کنست را در اختیار داشته باشد.

طبق نتایج اعلام‌شده، لیکود همچنان بزرگ‌ترین حزب پارلمان است، اما بلوک حامی نتانیاهو فقط 53 کرسی به دست آورده. ائتلاف گادی آیزنکوت نیز با 48 کرسی به اکثریت لازم نرسیده و احزاب عربی در مجموع 19 کرسی دارند. در چنین شرایطی، تشکیل دولت به توافق جریان‌هایی وابسته است که اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک عمیقی با یکدیگر دارند.

همکاری با احزاب عربی برای بخشی از احزاب صهیونیست، به‌ویژه جریان‌های راست‌گرا و مذهبی همچنان خط قرمز محسوب می‌شود و محتمل‌ترین شکل همکاری، حمایت پارلمانی بدون مشارکت مستقیم در کابینه است. رَعَم به رهبری منصورعباس با 8 کرسی به دلیل سابقۀ مشارکت در دولت بنت-لاپید ظرفیت بیشتری برای توافق دارد.

فهرست مشترک عربی نیز 11 کرسی گرفته است. نفتالی بنت و اویگدور لیبرمن (رهبر حزب اسرائیل خانۀ ما با 7 کرسی) با اتکای دولت به احزاب عربی مخالف‌اند، ولی یائیر گولان (رهبر حزب دموکرات‌ها با 8 کرسی) از همکاری استقبال می‌کند. بنابراین اختلاف داخلی مخالفان نتانیاهو مانع اصلی تشکیل دولت است. ازسوی‌دیگر، اختلاف بر سر جنگ غزه، سیاست‌های امنیتی و آیندۀ مسئلۀ فلسطین، امکان شکل‌گیری ائتلاف پایدار را دشوارتر کرده است.

پیوستن آریه درعی (رهبر حزب شاس با 7 کرسی) و یعقوب آشر (رهبر حزب یهودیت توراتی با 7 کرسی) می‌تواند بلوک آیزنکوت را به 62 کرسی برساند؛ اما اختلاف در مورد خدمت سربازی حریدی‌ها و بودجۀ مدارس دینی این گزینه را دشوار می‌کند. همکاری آیزنکوت با لیکود هم از نظر عددی امکان‌پذیر است، ولی اختلافات عمیق سیاسی و شخصی مانع است.

درنتیجه، دو سناریو بیش از سایر گزینه‌ها مطرح خواهد بود: تشکیل دولت وحدت ملی با مشارکت بخشی از جریان‌های رقیب یا برگزاری انتخابات مجدد. هر دو مسیر با دشواری‌هایی روبه‌رو هستند؛ چون اختلافات فقط به رقابت بر سر قدرت محدود نمی‌شوند و به موضوعاتی مانند جنگ، امنیت، رابطه با فلسطینیان و جایگاه احزاب مذهبی نیز تسری یافته‌اند.

بااین‌همه، تغییر نخست‌وزیر به معنای تغییر بنیادین سیاست اسرائیل در قبال ایران یا مسئلۀ فلسطین نیست؛ حتی دولتی با ترکیب متفاوت ممکن است در موضوعات امنیتی، به‌ویژه در برابر ایران، موضعی سخت‌گیرانه اتخاذ کند. بنابراین، اهمیت نتیجۀ انتخابات در تعیین ترکیب قدرت و توانایی دولت آینده برای اتخاذ تصمیمات سیاسی و نظامی است.

حمایت نفتالی بنت (رهبر حزبِ با هم با 12 کرسی) از آیزنکوت می‌تواند معادلاتِ تشکیل دولت را تغییر دهد. بنت که پیش‌تر نخست‌وزیر اسرائیل بود، از چهره‌های مهم اردوگاه مخالف نتانیاهو به شمار می‌رود. بااین‌حال، حتی همکاری جریان‌های مخالف نیز برای رسیدن به اکثریت کافی نیست و موضع احزاب عربی در این بین اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد.

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا

انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آمریکا، آزمونی مهم برای دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه محسوب می‌شود. در این انتخابات همۀ کرسی‌های مجلس نمایندگان و بخشی از کرسی‌های سنا به رقابت گذاشته می‌شوند. دموکرات‌ها برای کسب اکثریت مجلس نمایندگان باید دست‌کم 3 کرسی بیشتر از جمهوری‌خواهان به دست آورند. در سنا هم جمهوری‌خواهان با اکثریتِ 53 به 47 از برتری برخوردارند.

نظرسنجی‌ها از رقابت نزدیک حکایت می‌کنند. میانگین نظرسنجی‌های سی‌ان‌ان، حمایتِ 52 درصدی از دموکرات‌ها در برابر اقبالِ 43 درصدی به جمهوری‌خواهان را نشان می‌دهد. اقتصاد، هزینه‌های زندگی و خدمات درمانی مهم‌ترین دغدغه‌های رأی‌دهندگان هستند. 47 درصد نیز موضوع ایران و 42 درصد قیمت بنزین را از متغیرهای مهم انتخابات می‌دانند.

از آن‌جایی ‌که حزب رئیس‌جمهور معمولاً در انتخابات میان‌دوره‌ای کرسی‌هایی را از دست می‌دهد، پیروزی احتمالی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان می‌تواند نظارت و تحقیقات دربارۀ دولت ترامپ را افزایش دهد و تصویب برنامه‌هایش را دشوارتر کند. بااین‌حال، تغییر اکثریت کنگره به معنای توقف خودکار عملیات نظامی آمریکا نیست؛ زیرا رئیس‌جمهور کماکان اختیارات گسترده‌ای در سیاست خارجی و نظامی دارد.

احتمال حملۀ آمریکا به ایران پس از انتخابات

هم‌زمان با انتخابات، احتمال ازسرگیری حملات نظامی آمریکا به ایران، یکی از نگرانی‌های مهم منطقه است. گزارش‌هایی دربارۀ هشدار واشنگتن به متحدان منطقه‌ای درخصوص احتمال اقدام نظامی پس از سوم نوامبر منتشر شده و گمانه‌زنی‌هایی در این‌باره وجود دارد.

ترامپ هشتم اکتبر اعلام کرده بود پیش از انتخابات حمله‌ای انجام نخواهد شد و بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای تأکید کرده بود. این اظهارات احتمال به تعویق افتادن تصمیم نظامی تا موعد پس از انتخابات را مطرح می‌کند، اما به معنای قطعی‌بودن حمله نیست.

مسیر دیپلماسی همچنان باز است. مذاکرات با میانجی‌گری قطر در دوحه برای کاهش تنش ادامه دارد. مارکو روبیو هم اعلام کرده هنوز تصمیم نهایی دربارۀ گام‌ بعدی گرفته نشده و واشنگتن دیپلماسی را ترجیح می‌دهد. گزارش دوم نوامبر آسوشیتدپرس دربارۀ پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگۀ هرمز و انتظار پاسخ آمریکا نیز بر اهمیت مذاکرات افزوده است.

درمجموع، سه سناریو پیش‌روی دو کشور قرار دارد: نخست، تشدید تقابل نظامی و گسترش جنگ؛ دوم، دستیابی به توافق محدود برای کاهش تنش و مدیریت بحران هسته‌ای و تنگۀ هرمز؛ سوم، ادامۀ وضعیت موجود همراه با فشار و تهدید نظامی و مذاکراتِ بی‌حاصل.

نقش چین، روسیه و کشورهای منطقه

در سطح بین‌المللی، چین و روسیه خواستار حل بحران از مسیر دیپلماسی شده‌اند. وانگ‌یی (وزیر خارجۀ چین)، دوم نوامبر در دیدار با علی باقری کنی (معاون شورای عالی امنیت ملی) بر حمایت پکن از حاکمیت و امنیت ایران تأکید کرد و از اعزام فرستادۀ ویژۀ به ایران، عمان و عربستان خبر داد. بااین‌حال، این موضع به معنای تعهد نظامیِ چین به دفاع از ایران نیست.

روسیه نیز با تشدید درگیری مخالف است و از راه‌حل دیپلماتیک و ایجاد سازوکار امنیت جمعی در خلیج‌فارس حمایت می‌کند. روشن است که حمایت سیاسی مسکو هم به معنای حمایت نظامیِ مستقیم نیست. کشورهای منطقه، به‌ویژه قطر و عمان کماکان به تلاش‌های میانجی‌گرانه ادامه می‌دهند. امارات هم بر راه‌حل سیاسی تأکید دارد. عربستان و سایر کشورهای خلیج‌فارس نگران‌اند که در صورت وقوع جنگ، پایگاه‌ها و زیرساخت‌هایشان هدف حملات تلافی‌جویانه قرار گیرد.

انتخابات آمریکا می‌تواند بر زمان‌بندی و هزینۀ سیاسی تصمیمات نظامی ترامپ اثرگذار باشد، اما سرنوشت تهران و واشنگتن به عوامل دیگری از جمله تحولات میدانی، مذاکرات دیپلماتیک و مواضع قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی نیز وابسته است.

آیا آمریکا ایران را به حملۀ هسته‌ای تهدید کرده است؟

شواهد موجود نشان نمی‌دهد که دولت آمریکا به‌طور رسمی و صریح ایران را به استفاده از سلاح هسته‌ای تهدید کرده باشد. درعین‌حال، باید بین تهدید به حملۀ نظامیِ متعارف علیه تأسیسات هسته‌ای ایران و تهدید به بمباران اتمی تفاوت قائل شد. حملۀ متعارف هم می‌تواند موجب تخریب گسترده، انتشار مواد رادیواکتیو و تشدید جنگ منطقه‌ای شود، ولی با فاجعۀ حاصل از به‌کارگیری بمب اتم متفاوت است.

استفادۀ احتمالی آمریکا از سلاح هسته‌ای علیه ایران با موانع جدی نظامی، سیاسی و حقوقی روبه‌روست. چنین اقدامی می‌تواند به کشتار گستردۀ غیرنظامیان، آلودگی رادیواکتیو، تخریب محیط‌زیست و گسترش جنگ بينجامد. به‌کارگیری بمب اتم، مشروعیت بین‌المللی آمریکا را به‌شدت تضعیف می‌کند و پیامدهایی مثل انزوای دیپلماتیک، بحران داخلی، اعتراضات عمومی و افزایش تنش با متحدان را در پی دارد. مسئولیت حقوقی عاملان نیز بسته به شرایط و صلاحیتِ مراجع قضایی قابل بررسی خواهد بود.

تنها سابقۀ تاریخیِ استفادۀ جنگی از سلاح هسته‌ای مربوط است به بمباران هیروشیما در 6 اوت و ناگازاکی در 9 اوت 1945 به فرمان هری ترومن. این حملات حدود 105 هزار کشته بر جای گذاشتند. ترومن بعدها از تصمیمش دفاع کرد و مدعی شد این اقدام به پایان سریع جنگ و نجات جان شمار زیادی از نیروهای آمریکایی و ژاپنی انجامیده. از آن زمان تاکنون، ضرورت اخلاقی و نظامیِ این فاجعه مورد مناقشه است.

استفادۀ احتمالی از بمب اتم علیه ایران می‌تواند پیامدهایی فراتر از جنگ منطقه‌ای داشته باشد؛ ازجمله تضعیف پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، آغاز رقابت تسلیحاتی و افزایش خطر جنگ‌های جهانی. خطر حملۀ نظامیِ متعارف به تأسیسات هسته‌ای ایران را باید جدی گرفت، اما نباید بدون شواهد معتبر آن را با تهدیدِ مستقیم به حملۀ اتمی یکی کرد. استفاده از سلاح هسته‌ای سناریویی بسیار پرهزینه و فاجعه‌بار است و عواقب ناگواری برای نظم و امنیت بین‌المللی دارد.

سه بحران اثرگذار بر یک معادلۀ سیاسی

تحولات اسرائیل، انتخابات کنگرۀ آمریکا و تصمیم دولت ترامپ دربارۀ ایران، سه پروندۀ به هم پیچیده‌اند. بن‌بست سیاسی در اسرائیل می‌تواند بر مدیریت جنگ و روابط این کشور با واشنگتن تأثیر بگذارد. نتیجۀ انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز میزان آزادی عمل سیاسی ترامپ را تغییر می‌دهد.

هرچه هست، تصمیم واشنگتن دربارۀ ایران منطقه را به مذاکره یا رویارویی نظامی سوق می‌دهد. بااین‌حال، هیچ‌یک از این تحولات به‌تنهایی سرنوشتِ تنش تهران و واشنگتن را تعیین نمی‌کند. محاسبات امنیتی، منافع منطقه‌ای، فشار متحدان و هزینه‌های جنگ نیز در تصمیم‌گیری دو طرف نقش دارند.

مهم‌ترین نقطه‌عطف، تصمیم دولت ترامپ پس از انتخاباتِ سوم نوامبر است؛ توافق محدود می‌تواند خطر جنگ را کاهش دهد و ترجیح فشار نظامی منطقه را به دور تازۀ درگیری می‌کشاند.

ارسال به تلگرام