صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۲۰۳۸۱۲
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۲ - ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - 04 November 2026

حسن حبیبی؛ وداع با مرد اولین ها در فوتبال ایران

حبیبی این افتخار جاودانه را دارد که اولین کاپیتان تاریخ ایران است که جام را بالای سر برده است. تیتر فردای روزنامه‌ای که شاید خوش‌آمد اکنون هم باشد: فتح تل آویو توسط سردار دفاع. زیر عکس حسن حبیبی با جام بالای سر.

عصر ایران؛ امیر حسن خدیر- حسن هم حبیبی هم رفت . پیش کسوت بزرگ فوتبال ایران و تاج و پاس. البته رسانه ها اورا تنها پیش کسوت پاس دانسته اند در حالی که او اول در تاج ستاره شد و به خاطر قانون خلق الساعه و عجیب در سال 1342 که تا الان هم به گونه های مختلف پابرجاست ناگزیر از ترک تاج و انتقال به پاس شد.

آن قانون این است که بازیکن نظامی نباید در تیم غیر نظامی بازی کند. او به همراه برادران خود منوچهر و گودرز حبیبی و همچنین حشمت مهاجرانی و محمد رنجبر  در سال 1338 به تاج پیوستند و جای بزرگانی چون بیوک جدیکار، پرویز کوزه کنانی، محمود بیاتی فر و عارف قلی زاده را  گرفتند که موسم خداحافظی شان بود.

ولی در سال 1342 به خاطر آن منع،  او ، محمد رنجبر، حشمت مهاجرانی و اصغر شرفی ناگزیر از کوچ به باشگاه تازه تاسیس شده پاس شدند. 

طرفه اینکه همه آنها غیر از حشمت مهاجرانی، برای دوره ای مربی تاج (استقلال ) نیز شدند که نشان ازریشه آنها داشت. 

چرا که در ایران رسم عجیبی است که  بازیکن ایرانی که سابقه پوشیدن استقلال یا پرسپولیس را نداشته باشد نتوانسته به مربی گری این تیم ها برسد. 

در فوتبال روز دنیا  اما کارلو آنچلوتی را هم در یونتوس دیدیم هم در میلان یا آنتونیو کونته را که تمام افتخارات دوران بازیکنی اودر یونتوس بوده غیر از یونتوس به تیم رقیب دیرینه آنها اینتر هم رفت و مثال های بسیار دیگر. اینجا اما تا بخواهید بازیکن یاغی داشته ایم وسرمربی یاغی نه!

پست اصلی حسن آقای حبیبی در زمان خودش سانترهافبک  بودکه در زمان کنونی به عنوان دفاع یارکوب می شناسیم و بی شک از برترین های تاریخ ایران به شمار است که کمترین نوسان را داشت و همواره در یک سطح بازی می کرد.

در سال 1341 عضو تاج بود و در 23 سالگی برای  تیم ملی ایران انتخاب شد . سالی طلایی که به المپیک توکیو در سال 1964 راه پیدا کردیم. آن زمان در المیپیک، بزرگ سالان شرکت می کردند و قانون امیدی در کار نبود و حببیی در هرسه بازی مقابل آلمان شرقی ، رومانی و مکزیک  که با آن مساوی کردیم به صورت ثابت بازی کرد.

حاصل اختلافات فکری و غیر فکری حسین فکری با دکتر اکرامی رییس باشگاه شاهین این شد که  6 بازیکن مدعو تیم شاهین به نام های حمید شیرزادگان، همایون بهزادی ، حمید جاسمیان ، پرویز دهداری، بیوک وطن خواه و نادر لطیفی از حضور تیم ملی منع شدند و ضربه ای مهلک به آن تیم رویایی وارد آمد.

البته دست حسین فکری برای جایگزینی خالی نبود  و چشمه فوتبال ایران هم به قدری جوشان بود که جایگزین آنها پرویز قلیچ خانی اولین بازی ملی خود را در توکیو  انجام داد و  کرم نیر لو و داریوش مصطفوی را هم از تهران جوان دعوت کرد. 

کاپیتان هم بازیکن کناری حسن حبیبی بود: محمد رنجبر . دو سال بعد که اختلافات بر طرف شد  ایران در بازی های آسیایی 1966 بانکوک ژاپن را دوبار در مقدماتی و نیمه نهایی شکست داد اما در برابر برمه شکست خوردند و دوم شدند. فینالی که زوج حسن حبیبی دردفاع ، برادر او گودرز بود و این آغاز سال های رویایی ایران بود. 

بعد این مسابقات با حداحافظی رنجبر، حسن حبیبی کاپیتان شد و در جام ملت های آسیا 1968 در تهران در بازی پایانی یکی از به یاد ماندنی ترین شب های تاریخ فوتبال ایران را رقم زدند و اسراییل را 2-1 شکست دادند. 

اول با گل همایون بهزادی مساوی شد  و تنها 4 دقیقه مانده به پایان  با شوت زیبای پرویز قلیچ خانی بازی را بردند. 

این اولین قهرمانی در کلیه رده های سنی برای فوتبال ایران بود . قبل از آن بالاتر از دوم نشده بودیم. پس حبیبی این افتخار جاودانه را دارد که اولین کاپیتان تاریخ ایران است که جام را بالای سر برده است. تیتر فردای روزنامه ای که شاید خوش آمد اکنون هم باشد: فتح تل آویو توسط سردار دفاع زیر عکس حسن حبیبی با جام بالای سر.

این جمله که حالا مشهور شده را اول بار حسن حبیبی گفته بود:  " اول نگذار توپ رد شود . رد شد، مهاجم رد نشود، حتی شده با سر جلوی توپ."

حبیبی در ایران فقط برای مورد پیش گفته اولین نبود. او اولین  کاپیتانی شد که در سال آخر بازی همزمان سرمربی هم شد.

در پایان آن  فصل یعنی آبان 1349 حبیبی در 31 سالگی از فوتبال خداحافظی کرد . برای بازی خداحافظی استنلی ماتیوس برنده اولین توپ طلای اروپا و کاپیتان سابق انگلیس در سن 55 سالگی به افتخار حبیبی در تیم جوانان تهران مقابل تیم ملی بازی کرد تا خاطره شیرین بازی خداحافظی برای او ماندگار شود. نکته جالب آن بازی  باز گل زیبای پرویز قلیچ خانی و شوتی همانند همان ضربه  بازی اسراییل بود و قلیچ خانی همیشه خاطره خوش برای یار و دوست دیرین می ساخت.

اوافتخارات بسیاری هم با تاج و پاس و تیم ملی داشت . اما بعد از کنار رفتن از بازی و با رنسانس فدراسیون کامبیز آتابای در سال1351 هنگامی که سرمربی بود در دوره مربیگری دتمار کرامر سرمربی مشهور آلمانی و مدرس فیفا که از کشورهای مختلف به ایران آمده بودند شرکت کرد و با نمره عالی نشان سطح "آ" فیفا را به عنوان شاگرد اول در میان مربیان اروپایی ، آسیایی و ایرانی  دریافت کرد. باز هم اینجا اولین بود. 

بقیه مربیان ایرانی نمره "بی" به دست آوردند که البته آن هم موفقیت بود. مربیانی چون : محمود یاوری، ناصر ابراهیمی ، فریدون عسگرزاده و  احمد خداداد که بازیکنان زیادی تحویل فوتبال ایران دادند. 

جام تخت جمشید به عنوان اولین لیگ حرفه ای ایران 6 بار برگزار شد والبته بار ششم به خاطر انقلاب نیمه کاره ماند. 

از 5 دوره دوبار آن را حبیبی با پاس برد ، 2 بار پرسپولیس و یک بار تاج . جام ششم نیز تیم پاس حبیبی در صدر بود که نیمه کاره ماند. 

حببیی در جریان انقلاب کاری کرد که برای اولین بار یک سرمربی با افتخارات او انجام می‌داد و گفت دیگر نمی‌خواهم کلاس بروم . می‌خواهم از نزدیک نحوه تمرین دادن را ببینم‌. برای همین تیم پاس را به دوست خود -همایون شاهرخی -سپرد و خود به لیورپول رفت و با ارایه رزومه اجازه یافت از تمرینات باب هیسلی مربی مشهور لیورپول تقریبا به مدت نیم‌فصل یادداشت برداری کند. 

اولین اثر آن رسیدن به سرمربی‌گری تیم ملی ایران بود  و تیم را به صعود به المپیک مسکو رساند هرچند بخت با او یار نبود چون به دلایل سیاسی ایران المپیک مسکو را تحریم کرد و تیم به مسکو اعزام نشد.

سپس تیم ایران را آماده حضور در جام ملت های 1980 کویت  ( مهر 1359) کرد  اما  آن هم با شروع جنگ ایران و عراق هم‌زمان شد.

در همان روز اول جنگ برادر حسن روشن به شهادت رسید و عبدالرضا برزگری نگران خانواده در خوزستان بود و تیم در حال‌و‌هوای دیگر بود و قهرمان آسیا سوم شد که در آن وضعیت کم‌ارزش نبود.

او اهل غر زدن نبود و بهانه نمی‌آورد ولی بداقبالی‌های خارج از اراده او قطعا رنج‌آور بود.

از بداقبالی‌های دیگر اینکه وقتی  سرمربی امید ایران برای راه یابی به المپیک شد به تعداد زیادی از بازیکن‌ها به خاطر سربازی اجازه خروج ندادند و با تیم ناقص 13 نفره 2-0 به قطر باخت. 

تا نزدیکی های صعود رفت ولی جایی که یک مساوی هم کافی بود یک بر صفر به امارات باخت و رویای المپیک محقق نشد. 

با این حال بازیکنان تیمش که خود انتخاب کرده بود بعدها ستاره ایران شدند: خداداد عزیزی، یحیی گل‌محمدی ، افشین پیروانی ، نیما نکیسا، مهرداد میناوند، مهدی مهدوی کیا  ...

مهترین اثر تجربه بین‌المللی حبیبی آوردن بدن‌ساز تخصصی کنار خود در کادر بود  و این هم برای اولین بار انجام شد.

بازیکن های چغر و قلدری چون مجید حلوایی ( با سابقه قهرمانی جام ملت‌های آسیا ) ، محسن هوشنگی (‌با سابقه قهرمانی بازی‌های آسیایی تهران) و حسین کازرانی (‌با سابقه جام جهانی 1978 به صورت فیکس تیم ملی) همه محصول تفکر حسن حبیبی بودند. او اولین مربی ایرانی بود که به بدن‌سازی اهمیت فراوان  داد. مربیان خارجی فوتبال ایران چون رایکوف و آلن راجرز نیز چنین دیدگاهی داشتند.

از کارهای ماندگار حسن حبیبی که او را محبوب ارامنه تهران کرد بازسازی تیم آرارات بود و برد آنها در مقابل پرسپولیس که قهرمان 5 دوره متوالی باشگاههای تهران  شده بود.

او با آرارات ستاره هایی چون مارکار آقاجانیان ،ماکار نرسیسیان ،  ویگن زینلی و ماسیس هاکوپیان، فرد ملکیان را به فوتبال ایران معرفی کرد و در بازی رویایی تیرماه سال هفتاد، پرسپولیس را یک بر صفر با گل ماسیس هاکوپیان بردند. یادمان باشد در آن زمان پرسپولیس حتی اگر مساوی می‌کرد بازیکنان جرأت نداشتند به صورت علی پروین نگاه کنند چه رسد به این که ببازند. 

اتفاق نادر اینکه او در سال 64 استقلال را قهرمان باشگاههای تهران کرد وقتی شاهین را در پنالتی شکست دادند و قهرمان شدند اما حاضر نشد روی نیمکت بنشیند و بعد از آن بازی و موفقیت از استقلال رفت و هیچگاه هم دلیل آن را در هیچ مصاحبه ای نگفت.

مردی که در عین توجه بسیار به انضباط اخلاق و صداقت  را در اولویت می دانست. 

نظامی بود اما روحیه نظامی گری غلیظ نداشت و در زمان مناسب انعطاف داشت.

در زمانی که سرمربی تیم ملی بود به خاطر شرایط ایران امکان بازی تدارکاتی فراهم نشد. نومید نشد و بازی درون تیمی برگزار کرد و دو تیم قرمز و سبز تشکیل داد و بازی کردند . 

کاپیتان تیم قرمز علی پروین بود و کاپیتان سبز ناصر عبداللهی . وقتی  متوجه شد ناصر حجازی با حوصله و رمق همیشگی بازی نمی‌کند علت را با واسطه همایون شاهرخی جویا شد . 

حجازی با صراحت و غرور همیشگی گفت من حتی از پروین هم 2 سال زودتر در تیم ملی بودم. او کاپیتان باشد مشکلی نیست ولی در تیم روبه رو بازوبند حق من است. همایون شاهرخی فکر کرد به حسن آقای حبیبی بگوید نمی‌پذیرد. اما پاسخ داد وقتی راست می‌گوید قبول است و درست هم بود:  ناصر حجازی در زمان رایکوف به تیم ملی پیوسته بود و علی پروین دو سال بعد در دوران سرمربی گری داود نظری.

حسن حبیبی با این افتخارات خاص اهل مصاحبه‌های جنجالی نبود و درخواست‌های متعدد تلویزیونی را رد می‌کرد. 

وقتی حس می‌کرد کارخود را انجام داده و وظیفه خود را به سرانجام رسانده دیگر  در کنار به تماشا نشست. 

او انگار با عمق جان به این سخن بامداد شاعر باور داشت که "انسان زاده شدن، تجسّد وظیفه بود" و در همه حال و به احسن‌الوجوه به انجام نیکوی وظیفه مشغول بود.

مرد اولین‌ها بود و مسیرها را می‌گشود و پشت سد و دیوار نمی‌ماند. وظیفه‌شناس  بود و متعهد و مگر از آدمی چه باید باقی بماند جز نام نیک که مختصری از شرح آن را بازگفتیم...

ارسال به تلگرام