صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۳۱۷۳
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸:۵۷ - ۱۴ اسفند ۱۳۸۵ - 05 March 2007

شيث‌: اسطوره‌ دايى‌ در دل‌ من‌ شکست

من‌ رفتم‌ از او عذرخواهى‌ کنم‌ اما او به‌ خانواده‌ و ناموس‌ من‌ فحش‌ داد.

دستى‌ لابلاى‌ موهاى‌ بلندش‌ مى‌کشد و باز هم‌ تکرار مى‌کند: من‌ رفتم‌ از او عذرخواهى‌ کنم‌ اما او به‌ خانواده‌ و ناموس‌ من‌ فحش‌ داد. هم‌ با سر به‌ صورتم‌ کوبيد و هم‌ دشنامم‌ داد. وقتى‌ کمى‌ آرام‌تر مى‌شود از او سئوال‌ مى‌پرسيم.


بازى‌ که‌ تمام‌ شد با خودم‌ گفتم‌ هر چه‌ باشد على‌ آقا بزرگتر ماست، الگوى‌ نوجوانى‌ ما بوده‌ هميشه‌ آرزو داشتيم‌ کنار او باشيم، حالا اگر حرکت‌ زشتى‌ هم‌ انجام‌ داده‌ و با سر به‌ صورتم‌ کوبيده‌ اشکال‌ ندارد، فداى‌ سر تمام‌ افتخاراتى‌ که‌ براى‌ فوتبال‌ ايران‌ خلق‌ کرده، رفتم‌ و گفتم: على‌ آقا اگر تقصير من‌ بود عذر مى‌خواهم، اما نگذاشت‌ جمله‌ام‌ تمام‌ شود. به‌ من‌ گفت‌ فلان‌ فلان‌ شده‌ رشتى‌ و دو حرف‌ شرم‌آور به‌ خانواده‌ من‌ زد.


30 ثانيه‌ بهت‌ زده، فقط‌ دور شدن‌ او را نگاه‌ کردم‌ و پشت‌ سرش‌ ديدم‌ که‌ همه‌ آرزويهاى‌ على‌ دايى‌ شدن‌ در وجود من‌ فروريخته، اگر آخر على‌ دايى‌ اين‌ است، حاضرم‌ بميرم‌ و مثل‌ على‌ دايى‌ نشوم.


به‌ خدا نه، قبل‌ از بازى‌ پيش‌ رفتم‌ و گفتم: سلام‌ على‌ آقا خوبي؟ و او جوابم‌ را داد.


يعنى‌ بايد صورت‌ او را در يارگيرى‌ مى‌بوسيدم؟ به‌ من‌ گفته‌ بودند او را مهار کنم‌ و من‌ اين‌ کار را کردم. نکند انتظار داشتند به‌ جاى‌ فوتبال‌ بنشينيم‌ و شطرنج‌ بازى‌ کنيم!


به‌ هر حال‌ وظيفة‌ من‌ يارگيرى‌ و برهم‌ زدن‌ تمرکز او بود. کشيدن‌ پيراهن‌ او در جريان‌ بازى‌ نبود و مانع‌ حرکتش‌ نشد و جريمه‌ شخصى‌ داشت‌ اما اگر اين‌ کار، کارت‌ قرمز داشته‌ باشد حرکت‌ على‌ آقا 5 کارت‌ قرمز داشت‌.


دوستش‌ دارم، مثل‌ هميشه‌ اما هنوز باورم‌ نمى‌شود اينگونه‌ به‌ خانواده‌ من‌ فحش‌ داده‌ باشد. سال‌ 82، افتخار آن‌ را داشتم‌ که‌ همبازى‌ على‌ آقا در پرسپوليس‌ باشم‌ آن‌ وقت‌ها او فحش‌ نمى‌داد. اميدواريم‌ على‌آقا در مربيگري، فقط‌ به‌ علمش‌ اضافه‌ کند نه‌ به‌ دامنه‌ لغات‌ رکيک! ضمن‌ آنکه‌ من‌ مازندرانى‌ هستم‌ اما على‌آقا با رشتى‌ خواندن‌ من، به‌ مردم‌ خوب‌ گيلان‌ هم‌ فحاشى‌ کرد.
 

ارسال به تلگرام