صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۷۰۵۰۹
تعداد نظرات: ۵۹ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۷ - ۰۵ تير ۱۳۹۰ - 26 June 2011

آقاي قرائتي!‌ در انديشه نمازخوان و روحاني امروزي باشيد ؛ ‌مردم خودشان مسجد مي سازند

آنچه از تعداد مساجد مهم تر است،‌ تعداد "مسجدي ها"ست. اين يك واقعيت است كه همين تعداد مساجد كنوني هم اغلب دچار كمبود نمازگزار هستند و بسياري از آنها،‌ در طول شبانه روز ،‌تنها يك بار - و معمولاً‌ غروب ها - بر روي نمازگزاران باز مي شوند و تعدادي سالخورده به نماز مي ايستند!

عصرايران - جناب حجه الاسلام تقي قرائتي كه به عنوان رييس موسسه مسجد ،‌ مكرراً‌با رسانه هاي مختلف سخن مي گويد و بر لزوم توسعه مساجد در ايران تاكيد مي كند ،‌اخيراً‌ در سخناني تصريح داشته كه براي رسيدن به استانداردهاي جهاني ،‌بايد250 هزار مسجد جديد در ايران ساخته شود.(ايشان را با حجه الاسلام محسن قرائتي اشتباه نگيريد. اين دو روحاني ،‌برادرند.)

بخشي از سخنان ايشان به نقل از خبرگزاري "مهر"‌ را بخوانيد:
«وی در مورد تعداد مساجدی كه در ایران نیاز به احداث است گفت: با مقیاس بین‌المللی، در ایران حدود 250 هزار مسجد دیگر نیاز داریم. وی تاكید كرد: قبل از انقلاب اسلامی كه جمعیت كشورمان حدود 20 میلیون نفر بود و تراكم جمعیت و خیابان‌های عریض و طویل كنونی وجود نداشت، 250 هزار مسجد در كشور وجود داشت و اگر به مقیاس جغرافیایی محاسبه كنیم حداقل 250 هزار مسجد نیاز داریم.»

در اين كه مساجد ايران به عنوان يك كشور مهم اسلامي بايد توسعه و تجهيز شود ،‌ترديدي وجود ندارد اما قرار نيست متوليان امر مسجد در كشور براي نشان دادن اهميت مسجد و لزوم توسعه آن ،‌ عدد و رقم هاي غير منطقي دهند.

لذا در اين باره نكاتي چند متذكر مي شود ،‌ نه فقط براي نقد يك سخن كه براي تذكار به مسوولان كه مراقب سخنانشان باشند ،‌چه آن كه يكي از كاركردهاي رسانه ها ،‌ اين است كه هزينه سخن گفتن هاي بي انديشه را بر مسوولان افزون كنند:

1 - طبق اعلام مقامات مركز رسيدگي به امور مساجد ، ‌در ايران حدود 72 هزار مسجد وجود دارد و هرگز در هيچ مقطعي از تاريخ اين كشور ،‌250 هزار مسجد وجود نداشته است.

جالب اينجاست كه جناب ايشان ،‌ در مقدمه سخنان خود تصريح كرده كه آمار دقيقي از مساجد كنوني كشور در دسترس نيست ولي در ادامه آمار مساجد در سال هاي قبل از انقلاب را هم داده است و البته غلط  نادرست.
ضمن آن كه قبل از انقلاب در سال 57 ،‌جمعيت كشور 35 ميليون نفر بود ،‌نه 20 ميليون!

2 - استانداردي كه خود متوليان امور مساجد اعلام كرده اند ،‌ وجود يك مسجد براي
هر هزار نفر است. با توجه به جمعيت 75 ميليوني ايران ، تعداد مساجد لازم براي رسيدن به حد همين استاندارد ، تنها سه هزار مسجد ديگر است ،‌نه 250 هزار مسجد!

البته ناگفته نماند كه در برخي مناطق جديد التأسيس ،‌فارغ از اين استانداردها ،‌نياز به مسجدهاي جديد هست.

3 - با احداث 250 هزار مسجد و افزودن آن به تعداد مساجد كنوني ،‌رقم 322 هزار مسجد به دست مي آيد كه به عبارتي مي شود براي هر 232 نفر يك مسجد و تقريبا براي هر 50 خانواده يك مسجد!
بدين ترتيب بايد بسياري از مجتمع هاي مسكوني و برج ها ،‌ بعضاً حتي بيش از يك مسجد درون برجي هم داشته باشند و در هر كوچه ،‌ چند مسجد ساخته شود تا به فرموده جناب قرائتي ،‌به استاندارد برسيم!

ضمن احترام به آقاي قرائتي و زحماتي كه در اين زمينه مي كشند ،‌بايد پرسيد واقعاً‌ اين عدد 250 هزار مسجد را از كجا آورده اند؟ والله اعلم!

4 - اما آنچه از تعداد مساجد  مهم تر است ،‌ تعداد "مسجدي ها"ست. اين يك واقعيت است كه همين تعداد مساجد كنوني هم اغلب دچار كمبود نمازگزار هستند و بسياري از آنها ،‌ در طول شبانه روز ،‌تنها يك بار - و معمولاً‌ غروب ها - بر روي نمازگزاران باز مي شوند و تعدادي سالخورده به نماز مي ايستند!
البته مساجدي هم وجود دارد كه به بركت حضور برخي روحانيون فرهيخته ،‌جوانان زيادي
در آنها حضور دارند اما اصل مطلب آن است كه تعداد مسجدي ها در ايران ،‌اساساً هيچ همخواني معقولي با تعداد مسلمانان و تعداد مساجد ندارد و علتش را ،‌هم مردم مي دانند و هم خود آقايان.

گذشته از اين ،بسياري از ‌همين تعداد مساجد كنوني هم فاقد روحاني هستند ،‌چه آن كه بسياري از آقايان روحانيون ،‌منصب هاي اداري و دولتي را بر تبليغ دين و اقامه نماز در
مساجد و زنده نگه داشتن خانه هاي خدا ،‌ ترجيح داده اند!
خيلي از روحانيون فعال در مساجد هم ، متأسفانه فاقد توانمندي هاي لازم براي جذب
نسل تازه به مساجد هستند و اين در حالي است كه به طور بالقوه ،‌اين قابليت در اغلب جوانان وجود دارد.

نگارنده خوب به خاطر دارد كه  چند سال پيش ، روحاني فرهيخته ،‌با سواد و خوش مشربي به مسجد محله شان آمد. قبل از او ،‌ دهها روحاني آمده بودند و رفته بودند و همواره تنها يكي دو صف نمازگزار سالخورده و حداكثر سه -چهار جوان ،‌ در نمازهاي جماعت حضور داشتند ؛‌ اما با حضور اين روحاني ، ‌در كمتر از يك ماه ،‌ صفوف نمازگزاران جوان تا انتهاي مسجد و نزديك درهاي خروجي اش ادامه داشت و بعد از نماز هم ،‌ تا يكي دو ساعت ،‌بحث آزاد در فضاي مسجد ادامه داشت ... .
 اما چند ماه بعد كه آن روحاني از مسجد محل رفت ،‌تا به امروز كه روحانيون زيادي عهده دار امامت جماعت مسجد شده اند ،‌ خبري از آن رونق مستعجل نيست. اين در حالي است كه مردم همان مردم اند ،‌محله همان محله و مسجد هم همان مسجد با همان هيات امنا ؛‌ تنها تفاوتش روحاني مسجد است.

بنابراين ،‌به جاي تمركز صرف بر مسجد سازي - كه در جاي خود نيازي مقدس است - آقايان بايد به فكر تأمين نياز مساجد به روحانيوني باشند كه مقتضيات عصر جديد را عميقاً بشناسند و به حدي باسواد و عالم باشند كه بتوانند از عهده سوالات پيچيده اي كه درباره اصول و فروع دين در ذهن نسل جديد و تحصيلكرده وجود دارد برآيند.

اگر تا ديروز ،‌ حداكثر سوالي كه از يك امام جماعت مي شد ،‌ راجع به شكيات نماز و مبطلات روزه بود ، ‌امروز جدي ترين مسائل مربوط به فلسفه دين مطرح مي شود كه اگر يك فارغ التحصيل حوزه نتواند از عهده اين مسائل برآيد ،‌نبايد هم انتظاري براي پر شدن مسجدش از خيل جوانان امروزي داشته باشد.

آقايان اگر در انديشه تربيت روحانيون دانشمند و امروزي باشند و اين مهم را محقق كنند ،‌ خود مردم ، هم به مسجد مي روند و هم مسجد مي سازند و مگر در طول تاريخ ، به جز در مواردي خاص ،‌مساجد را همين مردم مسلمان با هزينه و همت خود نساخته اند؟!
ارسال به تلگرام