عصرایران - روزنامه کیهان در شماره امروز خود نوشت: مدتی است که برخی از اظهارات آقای دکتر لاریجانی، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی به «تیتر اول» روزنامه های زنجیره ای و «خبر برجسته» سایت های حامی فتنه 88 تبدیل می شود و رسانه های یاد شده با آب و تاب و ذوق زدگی به تفسیر و تحلیل مورد علاقه خود از اظهارات وی که به یقین مورد علاقه ایشان نیست می نشینند.
به عنوان تازه ترین نمونه از این دست می توان به بخشی از سخنان روز پنج شنبه دکتر لاریجانی در یادواره شهدای روستای آسور از توابع شهرستان فیروزکوه اشاره کرد، از جمله، آنجا که گفته اند؛ «مجلس هرگز فکر نمی کرد که قانون یارانه ها به شکل فعلی اجرا و یارانه های نقدی به شیوه جاری پرداخت شود» یا، آنجا که می گویند ؛ «صدا و سیما نباید تریبون دولت شود.»
کیهان افزوده: متاسفانه باید گفت، اظهارات ایشان درباره «اجرای طرح هدفمندی یارانه ها» و یا «تبدیل صدا و سیما به تریبون دولت» بی آن که جناب لاریجانی بخواهند و یا توجه داشته باشند، بازی در میدان دشمن است و دقیقا به همین علت با استقبال گسترده روزنامه های زنجیره ای و
سایت های حامی فتنه در داخل و خارج کشور روبرو شده است.
درباره نقد روزنامه کیهان بر اظهارات دکتر لاریجانی نکاتی چند به ذهن می رسد که ذکر آنها خالی از فایده نیست:
1 - نقد قدرت و مسوولان ، از وظایف رسانه هاست و بر اصل این که کیهان نقدی بر سخنان یک مسوول داشته ، نقدی نیست.
2 - اما درباره محتوای نقد وارده بر سخنان رئیس مجلس می توان به بحث نشست. خلاصه و لب مطلب کیهان این است : « چون از سخنان آقای لاریجانی رسانه های ضد نظام استقبال کرده اند ، این سخنان محکوم است و رئیس مجلس در زمین دشمن بازی می کند.» (!)
این نگاه ، اشکال مبنایی دارد و نتیجه باورمندی به آن نیز این است که هیچ کس ، کارهای اشتباه مسوولان را نقد نکند زیرا در پی هر انتقاد درون گفتمانی ، نیروهای خارج از اردوگاه خودی ، به این موضوع می پردازند و اظهار خوشحالی می کنند.
نتیجه این نوع نگاه را به وضوح در جامعه می توان دید که یکی از نمادهایش ، عدم برخورد سریع و صریح با مقاماتی است که مرتکب جرم یا تخلف می شوند ؛ زیرا باور حاکم این است که اگر فلان وزیر یا معاون رئیس جمهور یا استاندار و نماینده مجلس و ... محاکمه و محکوم شوند ، از فردا
بی بی سی و رادیو آمریکا و فلان سایت ضد انقلاب و شبکه ماهواره ای ضد نظام ، صد تحلیل و تیتر منتشر می کنند که دیدید فلان مقام جمهوری اسلامی "تو زرد" از آب درآمد و نظایر این!
این نگاه مانند این است که کسی مبتلا به بیماری باشد و مطب دکتر نیز روبروی خانه شان باشد ولی به پزشک مراجعه نکند ، با این استدلال که اگر فلان همسایه که با من رابطه خوبی ندارد ، ببیند که من مریضم ، خوش به حالش می شود! نتیجه هم کاملاً مشخص است: پیشرفت
بیماری و تبدیل یک مریضی ساده -که با چند قرص قابل درمان بود- به یک مرض صعب العلاج یا لاعلاج.
همین نگاه است که رسانه ها را نیز محدود و آنها را دچار خودسانسوری و دیگر سانسوری می کند و مفاسد بعدی را به دنبال می آورد.
تنظیم رفتار بر مبنای قضاوت دیگران ، یادآور حکایت معروف پدر و پسری هست که با الاغ خود راهی سفر بودند و در هر حال ، چه سواره و چه پیاده ، مورد نکوهش دیگران قرار می گرفتند.
حالا حکایت ماست ؛ هر آنچه در داخل رخ دهد ، به طریقی مورد ملامت دشمنان این نظام است . مثلاً اگر مسوولی متهم به فساد مالی باشد ، اگر او را نگیرند ، خواهند گفت که مفسدان در امن و امانند و اگر بگیرند خواهند گفت ببینید فساد تا کجا رخنه کرده است و ... .
بنابراین ، اساساً نباید به این موضوع نگاه کرد که دیگران چه می گویند و مگر همین کیهان در جریان وقایع غم انگیز بعد از انتخابات ، گفت که با تجمع کنندگان برخورد نکنید چون ممکن است رسانه های بیگانه بگویند در ایران مردم را سرکوب می کنند؟! پس چرا الان که یک نقد ملایم ، آن
هم از سوی رئیس خانه ملت مطرح می شود ، کیهان به یادش افتاده که این حرف ، بازتاب خوبی در رسانه های آن طرفی ندارد؟!
اگر استدلال کیهان درست باشد ، خودش هم نباید از آقای لاریجانی انتقاد می کرد زیرا ممکن است فردا فلان سایت ضدانقلاب و بهمان شبکه ماهواره ای بگویند: « روزنامه کیهان که زیر نظر ولایت فقیه منتشر می شود از رئیس اصولگرای مجلس شورای اسلامی به شدت انتقاد کرد و این
نشان دهنده تشدید اختلافات در سطوح بالای نظام است! »
واقعیت این است که اشکالاتی در عملکرد بخش های مختلف وجود دارد ؛ اگر این نارسایی ها ، توسط رسانه ها و مسولان خودمان مطرح نشوند ، انحصار نقد به دست دیگران می افتد و مردم به سمت آنها معطوف می شوند.
این ، تصوری قدیمی و باطل است که " اگر ما نگوییم و لاپوشانی کنیم ، کسی هم متوجه نمی شود و چیزی نمی گوید."
بنابر این ، کسی که نقدی بر عملکرد مسوولان کشور وارد می کند ، در زمین دشمن بازی نمی کند ، بلکه آن کسی رسماً توپ را به دشمن پاس می دهد که پای خودی ها را در نقد و انتقاد می بندد و گوهر نقد را به انحصار دیگران می دهد.