عصرایران ؛ جعفر محمدی -
سردار رستم قاسمی ، قطعاً از مجلس رأی اعتماد می گیرد و وزیر نفت می شود.
کلمه سردار را از این رو در ابتدای این نوشتار و قبل از نام قاسمی آوردم تا
تأکیدی داشته باشم بر این که نبردی بزرگ پیش روی اوست ؛ جنگی که البته ،
سالیان درازی است صنعت نفت ایران را به خود مشغول کرده است .
این ، اشتباه بزرگی است اگر بپنداریم با شلیک آخرین موشک به سمت اسکله های
نفتی مان در جنگ 8 ساله ، آتش بس در صنعت نفت حاصل شده است. اتفاقاً به
اعتقاد من ، جنگ اصلی ، بعد از آن چنگ معروف شروع شده است و شوربختانه باید
اعتراف کنیم که در جنگ دوم نفتی ، این مابودیم که تا اینجای کار ، باخته
ایم ؛ خاکریزهای نفتی ما اشغال شده است !
مطلب را خیلی طول نمی دهم ؛ عدد و رقم ها گویا هستند؛دقت کنید:
50 درصد از کل ذخایر گاز ایران در میدان های مشترک با همسایگان قرار دارد.
مقررات بین المللی می گوید هر کدام از شرکای یک میدان مشترک ، می توانند
تا هر میزان که توانستند برداشت نمایند و نیازی نیست منتظر طرف مقابل
باشند. حتی ممکن است به خاطر سستی یکی از شرکا ، شریک دیگر ، همه مخزن را
استخراج و تمام کند.
تأسیسات نفتی ایران در زمان جنگ آسیب های زیادی دیدند
"پارس جنوبی" نام بزرگترین مخزن گاز دنیاست که بین ایران و قطر مشترک است.
همین امروز ، ایران 210 میلیون مترمکعب از این میدان برداست می کند ولی قطر
(که مساحتش حتی کمتر از این میدان گازی است) 360 میلیون متر مکعب!
تازه ، قرار است قطری ها با بهره گیری از فناوری های چدید و شرکت های بزرگ
بین المللی ، به زودی میزان برداشت خود را 452 میلیون متر مکعب برسانند.
در حوزه های مشترک نفتی با امارات ، عراق ، عربستان و ... نیز حال روز
بهتری نداریم . مثلاً با عراق ، 12 میدان مشترک نفتی داریم اما عراق جنگ
زده ، بیش از دو برابر ایران ، از این حوزه های نفت برمی دارد ( 130 هزار
بشکه ایران و 295 هزار بشکه در روز ، عراق).
ورود مستقیم آمریکا به جنگ عراق علیه ایران اسکله نفتی ایران در اشغال تفنگداران دریایی آمریکا
در میدان مشترک نفتی مان با قطر ، اوضاع مصیبت بار تر است: ما هر روز
"صفر"بشکه برداشت می کنیم(!) و قطر روزانه 450 هزار بشکه (که معادل 20 درصد
کل صادرات نفت ایران است.)
در 4 میدان مشترک نفتی با سعودی ها نیز ما تنها 42 هزار بشکه برداشت می کنیم ولی آنها ، بیش از 10 برابر ما از میدان مشترکمان نفت استخراج می کنند.
ما و امارات ، 7 میدان مشترک نفتی داریم؛ با این حال ، امارات ، 136 هزار
بشکه در روز نفت برمی دارد و ما تنها 56 هزار تا! ( و چه جایزه ای نقدی تر
از این برای کشوری که علیه ما داعیه ارضی دارد؟!)
ما و کشورهای عربی همسایه مان ، سال هاست که درگیر این جنگ بزرگ اقتصادی
هستیم ؛ ثروت مشترکی داریم که آنها مانند لودر ، آن را می برند و ما ،
انگار داریم بیل می زنیم.
این میدان ها ، تا ابد زنده و غنی نیستند. میلیون ها سال طول کشیده تا این
ثروت در قالب نفت و گاز شکل بگیرد و تنها چند سال برای خالی کردن شان کفایت
می کند.
به همین دلیل است که کشورها ، اولویت نخست خود را بهره برداری از میدان های
مشترک قرار می دهند زیرا خیال شان از تملک مطلق بر میدان های اختصاصی شان
راحت است.
وزیر نفت ایران ، رستم قاسمی باشد یا هر کس دیگر ، باید خود را سردار ملت
ایران در این جنگ بزرگ بداند. این یک جنگ واقعی است ، واقعاً واقعی!
البته با توجه به محدودیت های بین المللی موجود ، نمی توان از یک فرد یا یک
وزارتخانه انتظار داشت این عقب ماندگی را جبران کنند. نفوذ رستم قاسمی در
مجموعه نظام می تواند مسوولان را نسبت به تنش زدایی در روابط بین المللی در
چارچوب اصول "عزت،حکمت و مصلحت" متقاعد کند.
همان طور که در جنگ تحمیلی همه کشور ، درگیر جنگ بودند و هر کسی به فراخور
حال و مسوولیتش کاری می کرد ، اکنون نیز در عرصه نفت ، در شرایط مشابهی
هستیم. اگر در زمان جنگ ، دشمن هر از گاهی حمله ای می کرد و غنیمتی از ما
می گرفت ، اکنون به طور دائم ، غنائم بزرگ تری از ما می برد ، درست مقابل
چشمان ما و با لبخندی که تحویل مان می دهد!
جنگ نفت و گاز را تا کنون ، باخته ایم ، اما ما ایرانی ها ، این هنر را
داریم که باخت را به برد تبدیل کنیم به شرطی که "منافع ملی" زبان مشترک همه
مان باشد.