صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۷۵۲۲۸
تعداد نظرات: ۵۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۳ - ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ - 01 August 2011

نجات اسد در «اصلاحات» است نه در «لوله تفنگ ها»

سوالی که اسد و مشاورانش باید به آن پاسخ دهند این است که تا کجا می توانند به درگیری های مسلحانه و خشونت ادامه دهند؟ آیا می توانند بیش از قذافی خشونت به خرج دهند و مثلاً‌ مانند او تظاهرات مردم را بمباران کنند؟ مگر قذافی با خشونت وزری توانست مردم را به خانه هایشان بازگرداند؟
 عصر ایران - برخلاف کشورهایی مانند مصر ،‌ حکومت دمشق در قبال مساله فلسطین موضع "‌مقاومت"‌را برگزیده و از این جهت با کشورهای دیگر عربی که درگیر انقلاب های مردمی شده اند متفاوت است. هم از این روست که بروز هر گونه ناآرامی در سوریه و تضعیف حکومت بشار اسد،‌ برگ برنده ای برای آمریکا و اسرائیل است تا بتوانند از "اسد ضعیف"، یا جایگزین او امتیازاتی به ویژه در خصوص مقاومت اسلامی در فلسطین و حزب الله لبنان بگیرند.

برای جمهوری اسلامی نیز  بقای حکومت کنونی دمشق به عنوان متحدی آزمون پس داده ، بسیار مهم و حیاتی است چه آن که اگر سوریه از ایران جدا شود ،‌ بخش قابل ملاحظه ای از قدرت مانور ایران تحلیل می رود و قدرت چانه زنی تهران در تعاملات منطقه ای کاهش می یابد.

از این رو ،‌ بقای حکومت کنونی سوریه و عدم تضعیف آن ،‌ مهم ترین دغدغه جبهه مقاومت ضد صهیونیستی است. اما این مهم با چه روشی محقق می شود؟ و آیا رویکردی که حکومت دمشق در مقابله با معترضان اتخاذ کرده ،‌ نتیجه می دهد؟

تصریحاً باید گفت که بشار اسد ،‌ روش مناسبی را برای مقابله با اعتراضات در سوریه اتخاذ نکرده است.
سرکوب خشن ، هرگز پاسخ مناسبی به آنچه در برخی شهرهای سوریه می گذرد نیست.
ارتش سوریه در شهرهایی مانند حماه  و درعا که کانون اصلی درگیری ها هستند ،‌ از تجهیزات جنگی مانند تانک برای سرکوب استفاده می کند و تا کنون صدها نفر را کشته است.

البته ناگفته نماند که در برخی مناطق ،‌مخالفان نیز از سلاح گرم بهره می برند اما واقع امر این است که حکومت اسد ، در به کارگیری سلاح علیه معترضان زیاده روی می کند و البته جواب هم نمی گیرد.

سوالی که اسد و مشاورانش باید به آن پاسخ دهند این است که تا کجا می توانند به درگیری های مسلحانه و خشونت ادامه دهند؟ آیا می توانند بیش از قذافی خشونت به خرج دهند و مثلاً‌ مانند او تظاهرات مردم را بمباران کنند؟ مگر قذافی با خشونت وزری توانست مردم را به خانه هایشان بازگرداند؟

هر چند که دامنه اعتراضات در سوریه مانند مصر و یمن و لیبی ،‌ فراگیری جغرافیایی و دربرگیرندگی همه طبقه های اصلی جامعه را ندارد و به عنوان مثال در میان بازاریان و کارمندان و طبقه متوسط شهری پایتخت فراگیر نشده است و از این رو ،‌اسد می تواند آن را نزاع مذهبی و منطقه ای بنامد ولی به هر حال ،‌معترضان کنونی حماه ، درعا ، دیرالزور ، حلب ، بوکمال ، لاذیقه ، جسر الشغور و ... بخشی از مردم سوریه هستند و مطالباتی دارند که حکومت باید بدان ها پاسخ دهد.

ادامه وضع کنونی ،‌ می تواند قدرت های فرامنطقه ای را به مداخله گری بیشتر در سوریه ترغیب کند و از جمله آنها را به تحقق رؤیاهایی مانند ایجاد منطقه امن و پرواز ممنوع و ...در کانون های اصلی اعتراضات امیدوار کند.

راه بازگشت ثبات به سوریه ،‌از لوله تفنگ ها و شنی تانک ها نمی گذرد بلکه اصلاحات وعده داده شده ،‌باید با سرعت پیگیری و اجرایی شود و مطالبات مردم پاسخی متمدنانه و دموکراتیک از حکومت دمشق بگیرد.

اسد باید بداند که او با افرادی مانند علی عبدالله صالح (رئیس جمهور یمن) یک فرق مهم دارد و آن این که دیکتاتورهای جهان عرب ، عمدتاً از پشتیبانی های غربی و عربی برخوردارند و اگر مردمشان هم آنها را دوست نداشته باشند ،‌ می توانند به حمایت های غربی و عربی دل خوش کنند ؛‌کما این که غرب از پادشاه عربستان حمایت می کند و سعودی ها نیز حامی تمام عیار صالح یمنی هستند یا در بحرین ،‌آل خلیفه با حمایت های دوستان عربش مانند عربستان و امارات و کویت مردمن را سرکوب کرد.

اما این معادله در سوریه نه تنها صادق نیست ،‌بلکه برعکس نیز هست و غرب و خیلی از همین حکام عرب که در نشست هایشان کنار اسد می نشینند و به او لبخند هم می زنند ، برای سقوطش لحظه ها را می شمارند و با مخالفانش سَر و سِرّ دارند.

بنابراین اگر اسد میراث پدری را دوست دارد و نمی خواهد حکومتش دستخوش توفان شود ،‌چاره ای جز تکیه دادن به مردم ندارد و این ،‌خطایی استراتژیک است که آدمی تکیه گاه واقعی خود را بیازارد.
خشونت ، در هیچ جای دنیا ،‌روش مناسبی برای پاسخ دادن به اعتراضات نیست و تنهاخشونت بیشتر و متقابل را در پی دارد و در بهترین فرض ،‌ به تبدیل شعله های خشم به آتش زیر خاکستر می انجامد.

ارسال به تلگرام