صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۷۸۹۳
تاریخ انتشار: ۲۰:۳۳ - ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ - 20 May 2007

تپق در منبر

وقتی کوچک بودم یادم هست پدرم همیشه با مرحوم دایی شهیدم که منبری معروفی بود شوخی می کرد و می گفت در فلان مجلس به جای سیل و زلزله، گفته ای : زیل و سلسله!


سيد محمدعلي ابطحي در سايت خود نوشت:
اصلاً سخنرانی کردن و به خصوص منبر رفتن کار سختی است؛ به خصوص وقت تپق زدن. یکی از منبری های معروف می گفت داشتم سخنرانی می کردم، اشتباهی گفتم دختران را داماد کنید و پسرها را عروس! مردم خندیدند! گفتم حالا صبر کنید. بعد از مدتی روی منبر گفتم محمد مصدق؛ ح آن را کشیدم. معمولاً روی منبر وقتی کسی ح محمد را کشیده ادا می کند، مردم صلوات می فرستند. این جا هم مردم صلوات فرستادند. گفتم این به آن در!

وقتی کوچک بودم یادم هست پدرم همیشه با مرحوم دایی شهیدم که منبری معروفی بود شوخی می کرد و می گفت در فلان مجلس به جای سیل و زلزله، گفته ای : زیل و سلسله!

اخیراً با یکی از علمای پیرمرد برخورد کردم. موقع تبعید حضرت امام به نجف، آن جا بوده. می گفت یکی از دوستان خودش را آماده کرده بود در مراسم بزرگ خیرمقدم به امام در کاظمین سخنرانی کند. اضطراب داشت. می خواست عربی و فارسی بگوید ای حسین قرن عشرین؛ با صدای بلند گفته بود ای حسین قصر شیرین! امام لبخندی زده بودند ولی آن سخنران از خجالت نتوانسته بود ادامه دهد!

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200