صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۸۶۲۹۶
تعداد نظرات: ۶۹ نظر

تماشاگران پرسپولیس حیا کنند!

عصرایران ورزشی- عباس خادم الحسینی- عجیب است، خیلی عجیب است. تماشاگران پرسپولیس به هیچ کس رحم نمی کنند. آنها همانند کسانی که به جنون رسیده باشند دارند یک اتفاق نادر را رقم می زنند. آنها به یک خودزنی مضحک روی آورده اند، آنها دارند مهر ننگین بی وفایی را با سماجت و سنگدلی بی سابقه ای روی پیشانی خود حک می کنند. آنها عجول هستند، آنها غیر قابل تحمل هستند، آنها یک دنده هستند، آنها عاصی هستند، آنها دارند همه را به تیغ محاکمه می کشانند. آنها حتی به سلطانی که خود تاج بر سرش نهاده اند هم رحم نمی کنند. آنها بسیار ترسناک شده اند.

 آنها مثال دینامیتی هستند که از اول هیچ ضامنی نداشته و ترکش هایش هم تمامی ندارد. آنها به دنبال جادو هستند و به همین جهت هم هست که فعلاً احترام جادوگر را دارند، اما با این روند باید منتظر موج توهین ها به جادوگر و متعاقب آن عدم اعتقاد به جادو در نزد تماشاگران سرخ باشیم.



تماشاگران پرسپولیس بازیکن پیشین و سرمربی کنونی تیمشان را به چهارمیخ روحی کشیده اند، آنها وی را وارد بازی عذاب آوری کرده اند. آنها وی را در وضعیتی پست و پر از بدبختی و در پاره ای اوقات خنده دار و گروتسک قرار داده اند.

در تعریف عمومی تماشاگر در دنیا آمده است: " تماشاگران مزاحم نیستند، آنها نان و کره هستند. تماشاگران تمام منفعت یک تیم را می سازند. تماشاگران تنها غازهایی هستند که هر روز تخم طلا می گذارند. آنها باعث قوت قلب و باعث پیشرفت روز افزون روحی و جسمی بازیکنان هستند. آنها بهترین تاکتیک برای شکست قوی ترین حریفان هستند".

اما آیا تماشاگران پرسپولیس در این فصل در تعریف یک تماشاگر گنجیده اند؟

البته عوامل متعددی دست به دست هم داده است تا کار به اینجا بکشد. آنها هم تا حدودی حق دارند. ولی آنها تماشاگرند و قرار نیست که همیشه نقش آدم های معترض را بازی کنند. آنها باید شرایط را بپذیرند. اگر استیلی هم گزینه دلخواهشان نیست به آینده تیمشان بنگرند و خواهان پیروزی و سربلندی تیمشان باشند.

علی دایی ... علی دایی!

این قصه علی دایی تلخ ترین کابوس این فصل پرسپولیسی هاست. مسئولان رئال مادرید دل بوسکه را پس از دوبار قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا با نامهربانی و ستم تمام از تیمشان اخراج کردند و تماشاگران علی رغم آنکه به این تصمیم معترض بودند ولی صلاح تیم نمی دانستند که فصل بعد در برنابئو نام دل بوسکه را بر سر کادر فنی جدید تیمشان بکوبند. اما در پرسپولیس مربی ای که فقط دو جام حذفی را برده دارد دائماً به سر کادر فنی کوبیده می شود.

کسی در اینجا نمی خواهد دایی را خراب کند، او آنقدر بزرگ هست که با این جملات خراب نشود. قصه غصه ای است که آدم در قبال رفتار عجیب و ناپخته هواداران پرسپولیس می خورد.



علی کریمی بازیکن محبوب تمام کشور است. او پرسپولیسی است و باید او را در این تیم بیشتر تکریم کنند. ولی هوادارن با اینکه می دانند کریمی با دایی میانه خوبی ندارد باز هم سوهان روح وی می شوند و دایی را بر سر محبوب ترین بازیکن تیمشان می کوبند.

آنها را چه شده است؟ آیا آنها یادشان رفته که دایی را با چه الفاظ وحشتناکی خطاب می کردند؟ آنها " حیاکن، رهاکن " هایشان را یادشان رفته که پس از پنج باخت متوالی فصل پیش نثار دایی می کردند؟ انسان فی نفسه موجود فراموشکاری است و تماشاگران پرسپولیسی فراموشکار ترین آنها!

حبیب کاشانی

وی را نویسنده اصلی این تراژدی غم انگیز می دانند. وی اکنون کسی است که بازیگر نقش اول(دایی) را کشته است و جایش دوست گرمابه و گلستانش(استیلی) را بر مسند قدرت نشانده است.

کاشانی و رویانیان و امثالهم وصله تن تیمی مثل پرسپولیس نیستند. آنها زیادی پیرمرد و اخلاق گرا هستند. آنها فاصله شان با تماشاگران و بازیکنان زیاد است. آنها سخت است که بتوانند پرسپولیس را به جایگاه رفیعی برسانند. آری این مشکل بزرگی است. اما باز هم نمی تواند توجیه مناسبی برای رفتار هوادارن باشد.

کاشانی و رویانیان هرچقدرهم خوب نباشند، باز هم تیم مهمتر است. تا به حال پرسپولیس چند مدیر عوض کرده است؟ مدیرها می روند ولی پرسپولیس همیشه زنده خواهد ماند.
 
استیلی عنقریب است که از پرسپولیس برود و یک سرمربی دیگر جایگزین وی خواهد شد. شاید دایی و شاید دنیزلی و شاید... .

اما چیزی که نگران کننده به نظر می رسد نوع نگاه تماشاگران پرسپولیسی به مقوله هواداری است. آنها می گویند:" تا پیروز شوی تشویق می شوی، اگر ببازی ناسزا می شنوی". با این فلسفه هر مربی هم به جای استیلی بیاید با اولین باخت باید حیا کند و برود. حتی اگر مورینیو و یا گواردیولا هم باشد.


ارسال به تلگرام