صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۹۱۴۰۷
تعداد نظرات: ۳۱ نظر

در ضرورت شکستن سوگند

عصر ایران ورزشی، پرناز صدیق - هر چند که مجتبی جباری بازیکن محبوبی است و محبوبیت وی صرفا نه برآمده از بازی های خوبش برای استقلال و تیم ملی، بلکه نشی از صراحت و حق گویی اش است، اما به نظر می رسد که وی در ماجرای اختلاف تازه اش با مسئولان باشگاه استقلال، در خط خطا پیش می رود.

در اینکه جاسم کرار بازیکنی بی اخلاق و بی پرستیژ است، تردیدی نیست. ما پیش از این هم در یادداشتی با عنوان " کرار دغلکار " به انتقاد از رفتارهای نادرست وی در زمین بازی پرداخته بودیم. بنابراین این یاداشت، منطقاً ربطی به دفاع از جاسم کرار ندارد.

جباری در حین بازی اخیر استقلال، با کرار حرفش شد. کرار باید به حرف جباری گوش می کرد چرا که مجتبی جباری سابقه اش در استقلال بیشتر از اوست و علاوه بر این، موقعیتش در باشگاه استقلال، در زمین بازی و نزد تماشاگران استقلال به مراتب بهتر و بالاتر از جاسم کرار است.

به هر حال بحث جباری و کرار در اثر اتوریته ( اقتدار ) جباری در تیم استقلال و با دخالت سایر بازیکنان این تیم به سود جباری تمام شد و بازی نیز هر چه بود به آخر رسید.

سخنان جباری در رختکن استقلال علیه کرار نیز منطقاً قابل دفاع است. او از شخصیت چموش و بازیگوش کرار انتقاد کرد. اما خشم جباری سبب شد که قسم بخورد تا وقتی که کرار در استقلال بازی کند، او به میدان نخواهد رفت.

این کار جباری، رفتاری به شدت غیرحرفه ای است؛ چرا که همه می دانند هیچ بازیکنی حق ندارد بگوید چه کسی باید در تیم بازی کند و چه کسی نه. در فوتبال ایران، مهمترین نمونه چنین رخدادی، دخالت پرویز قلیچ خانی، کاپیتان تیم ملی ایران، در ترکیب تیم ملی کشورمان در بازی رفت در برابر استرالیا در سری مسابقات راهیابی به جام جهانی 1974 بوده است.

در آن مسابقه، چند تن از بازیکنان اصلی ایران به دلیل سرماخوردگی در اردوی آمادگی نیوزلند، که پیش از بازی با استرالیا برگزار شده بود، قادر به بازی کردن نبودند و مربی تیم هم به تشخیص پزشک تیم می خواست بازیکنان دیگری را جایگزین آن چند بازیکن سازد. اما پرویز قلیچ خانی که قدرت بی مثالش در زمین بازی، اقتداری فوق العاده در تیم ملی ایران نصیبش کرده بود، ماع از عملی شدن تصمیم مربی شد و مربی را مجبور کرد که بازیکنان سرماخورده را نیز در ترکیب ثابت تیم بگذارد. آن بازی با نتیجه 3 بر صفر به سود استرالیا تمام شد و برد دو بر صفر ایران در بازی برگشت نیز نتوانست ما را به جام جهانی 1974 برساند.

حتی اگر ایران به جام جهانی 1974 می رفت، رفتار پرویز قلیچ خانی با مربی وقت تیم ملی قابل دفاع نبود.

الان مجتبی جباری نیز چنین رفتاری را با پرویز مظلومی در پیش گرفته است. او در اوج بازی های لیگ، همانند جان تری که در اوج بازی های انگلستان علیه کاپلو مصاحبه کرد، علیه مظلومی مصاحبه می کند و برای او شرط می گذارد که بازی کردن من در استقلال، منوط به بازی نکردن جاسم کرار است.

چنین رفتاری را حتی دیه گو مارادونای بزرگ در جام های جهانی 1986 تا 1994 با مربیان تیم ملی آرژانتین در پیش نگرفت. مارادونا اگر می خواست، می توانست کارلوس بیلاردو را در جام جهانی 90 مجبور کند که فلان بازیکن را از تیم کنار بگذارد و دیگری را به جای او وارد زمین کند. درست است که در تیم آرژانتین اصلاً اختلافی پیش نیامده بود که مارادونا چنین چیزی را از مربی اش بخواهد، اما اگر او چنین رویه ای را در پیش می گرفت، به تیم ملی ارژانتین فقط لطمه زده بود و بس؛ چرا که با ایجاد تشتت در تیم، آن هم در میانه جام، انسجام را از تیم ملی آرژانتین می گرفت.

جباری الان در درون زمین به نفع استقلال کار می کند و برای این تیم سه گل در یک بازی به ثمر می رساند اما در بیرون زمین، با مصاحبه هایش علیه مربی و مدیریت استقلال، به ضرر این تیم عمل کرده و در واقع به تیم خودش لطمه می زند. شرط گذاشتن برای مربی تیم را هیچ بازیکن و مربی حرفه ای در هیچ جای دنیا تایید نمی کند.

اما از این ها که بگذریم، شرط جباری بیش از همه به ضرر خودش تمام می شود. اگر مظلومی و مدیران استقلال در برابر جباری کوتاه نیایند، مجتبی جباری در اوج آمادگی اش باید بازی های استقلال را از روی سکوهای استادیوم آزادی و یا از خانه تماشا کند. طبیعی است که خروج جباری از کوران بازی های لیگ برتر، زمینه ساز افت وی می شود. جباری افت کرده در تیم ملی نیز دیگر مثل بازی های قبل بازی نخواهد کرد. بنابراین، احتمال از دست رفتن جایگاه جباری در تیم ملی نیز احتمالی نه چندان عجیب و بعید است.
 
این در حالی است که جباری اکنون برای نخستین بار موقعیتش در تیم ملی ایران مستحکم شده و اگر همین روند ادامه یابد به بازیساز اصلی تیم ملی ایران و ستاره بی چون و چرای این تیم بدل خواهد شد. هیچ بعید نیست که جباری را در جام جهانی 2014 برزیل، در میانه زمین به عنوان رهبر بلامنازع خط هافبک ایران و امید اصلی میلیون ها ایرانی برای درخشش تیم ملی در برابر حریفان اروپایی و آمریکایی باشد. پافشاری غیرحرفه ای بر کناررفتن کرار از استقلال، ممکن است تمامی این آرزوهای بزرگ و روزهای شیرین در پیش رو را از زندگی ورزشی مجتبی جباری پاک کند.

آیا دعوا با کرار نابکار به این همه می ارزد؟ کنار رفتن از استقلال، خارج شدن از اوج آمادگی، از دست رفتن جایگاه تازه به دست آمده در تیم ملی، بازی در جام جهانی و بسیاری چیزهای دیگر فقط به دلیل لجاج و التجاج با سرمربی استقلال بابت جاسم کرار؟

مجتبی جباری باید نشان دهد که توانایی پانهادن بر سر مطالبات غیرعقلانی خودش را دارد. این کار بیش از همه به سود خود اوست. گیرم که پیروزی های استقلال و قهرمانی این تیم در لیگ برتر برای جباری اهمیت ویژه ای ندارد؛ اما قطعاً جباری به آینده ورزشی خودش بی اعتنا نیست.
 
شرط او غیرعقلانی است چرا که به ضرر خودش است. آدم عاقل به خودش لطمه نمی زند. جباری از سر خشم، در رختکن استقلال قسم خورده است که تا کرار هست، من نیستم! اما مرد عاقل کسی است که خشمش را مبنای عملش نمی سازد. به قول مولانا: وقت خشم و وقت شهوت مرد کو؟ قسم جباری نشانه تصمیم گیری به گاه عصبانیت است. اما شاه مردان، علی ابن ابی طالب ( ع )، توصیه کرده است که از تصمیم گیری در هنگام خشم پرهیز کنیم. جباری نیز باید چنین می کرد. شاید اگر در لحظه قسم خوردن در رختکن استقلال، به یاد همین توصیه امیرالمومنین می افتاد، چنان سوگندی یاد نمی کرد. اما بازگشت از خطا، عین صواب است و سوگندها مجوز باقی ماندن در خط خطا نیستند.
 
نفس اماره را باید فروکوفت؛ ولو که جامه زیبای " پایداری بر سوگند " بر تن کرده باشد.
ارسال به تلگرام