عصر ایران ورزشی، پرناز صدیق - هر چند که مجتبی جباری بازیکن محبوبی است و محبوبیت وی صرفا نه برآمده از بازی های خوبش برای استقلال و تیم ملی، بلکه نشی از صراحت و حق گویی اش است، اما به نظر می رسد که وی در ماجرای اختلاف تازه اش با مسئولان باشگاه استقلال، در خط خطا پیش می رود.
در اینکه جاسم کرار بازیکنی بی اخلاق و بی پرستیژ است، تردیدی نیست. ما پیش از این هم در یادداشتی با عنوان " کرار دغلکار " به انتقاد از رفتارهای نادرست وی در زمین بازی پرداخته بودیم. بنابراین این یاداشت، منطقاً ربطی به دفاع از جاسم کرار ندارد.
جباری در حین بازی اخیر استقلال، با کرار حرفش شد. کرار باید به حرف جباری گوش می کرد چرا که مجتبی جباری سابقه اش در استقلال بیشتر از اوست و علاوه بر این، موقعیتش در باشگاه استقلال، در زمین بازی و نزد تماشاگران استقلال به مراتب بهتر و بالاتر از جاسم کرار است.
به هر حال بحث جباری و کرار در اثر اتوریته ( اقتدار ) جباری در تیم استقلال و با دخالت سایر بازیکنان این تیم به سود جباری تمام شد و بازی نیز هر چه بود به آخر رسید.
سخنان جباری در رختکن استقلال علیه کرار نیز منطقاً قابل دفاع است. او از شخصیت چموش و بازیگوش کرار انتقاد کرد. اما خشم جباری سبب شد که قسم بخورد تا وقتی که کرار در استقلال بازی کند، او به میدان نخواهد رفت.
این کار جباری، رفتاری به شدت غیرحرفه ای است؛ چرا که همه می دانند هیچ بازیکنی حق ندارد بگوید چه کسی باید در تیم بازی کند و چه کسی نه. در فوتبال ایران، مهمترین نمونه چنین رخدادی، دخالت پرویز قلیچ خانی، کاپیتان تیم ملی ایران، در ترکیب تیم ملی کشورمان در بازی رفت در برابر استرالیا در سری مسابقات راهیابی به جام جهانی 1974 بوده است.
در آن مسابقه، چند تن از بازیکنان اصلی ایران به دلیل سرماخوردگی در اردوی آمادگی نیوزلند، که پیش از بازی با استرالیا برگزار شده بود، قادر به بازی کردن نبودند و مربی تیم هم به تشخیص پزشک تیم می خواست بازیکنان دیگری را جایگزین آن چند بازیکن سازد. اما پرویز قلیچ خانی که قدرت بی مثالش در زمین بازی، اقتداری فوق العاده در تیم ملی ایران نصیبش کرده بود، ماع از عملی شدن تصمیم مربی شد و مربی را مجبور کرد که بازیکنان سرماخورده را نیز در ترکیب ثابت تیم بگذارد. آن بازی با نتیجه 3 بر صفر به سود استرالیا تمام شد و برد دو بر صفر ایران در بازی برگشت نیز نتوانست ما را به جام جهانی 1974 برساند.
حتی اگر ایران به جام جهانی 1974 می رفت، رفتار پرویز قلیچ خانی با مربی وقت تیم ملی قابل دفاع نبود.
الان مجتبی جباری نیز چنین رفتاری را با پرویز مظلومی در پیش گرفته است. او در اوج بازی های لیگ، همانند جان تری که در اوج بازی های انگلستان علیه کاپلو مصاحبه کرد، علیه مظلومی مصاحبه می کند و برای او شرط می گذارد که بازی کردن من در استقلال، منوط به بازی نکردن جاسم کرار است.
چنین رفتاری را حتی دیه گو مارادونای بزرگ در جام های جهانی 1986 تا 1994 با مربیان تیم ملی آرژانتین در پیش نگرفت. مارادونا اگر می خواست، می توانست کارلوس بیلاردو را در جام جهانی 90 مجبور کند که فلان بازیکن را از تیم کنار بگذارد و دیگری را به جای او وارد زمین کند. درست است که در تیم آرژانتین اصلاً اختلافی پیش نیامده بود که مارادونا چنین چیزی را از مربی اش بخواهد، اما اگر او چنین رویه ای را در پیش می گرفت، به تیم ملی ارژانتین فقط لطمه زده بود و بس؛ چرا که با ایجاد تشتت در تیم، آن هم در میانه جام، انسجام را از تیم ملی آرژانتین می گرفت.
جباری الان در درون زمین به نفع استقلال کار می کند و برای این تیم سه گل در یک بازی به ثمر می رساند اما در بیرون زمین، با مصاحبه هایش علیه مربی و مدیریت استقلال، به ضرر این تیم عمل کرده و در واقع به تیم خودش لطمه می زند. شرط گذاشتن برای مربی تیم را هیچ بازیکن و مربی حرفه ای در هیچ جای دنیا تایید نمی کند.
آیا دعوا با کرار نابکار به این همه می ارزد؟ کنار رفتن از استقلال، خارج شدن از اوج آمادگی، از دست رفتن جایگاه تازه به دست آمده در تیم ملی، بازی در جام جهانی و بسیاری چیزهای دیگر فقط به دلیل لجاج و التجاج با سرمربی استقلال بابت جاسم کرار؟