عصرایران - سفر رئیس جمهور به
جزیره بوموسی ، که در چارچوب سفرهای استانی صورت گرفت ، واکنش متعصبانه
امارات متحده عربی و بسیاری از کشورهای عربی را به دنبال داشت. از آن جمله ،
امارات ، سفیر خود را از تهران فراخواند ، شورای همکاری کشورهای عربی خلیج
فارس اعلام کرد که نشست فوق العاده تشکیل می دهد و برخی دیگر از کشورهای
عربی مانند اردن ، لیبی ، مراکش ،لبنان و ... با صدور بیانیه هایی با ادعای
مالکیت امارات بر این جزیره ، سفر رئیس جمهور ایران به بوموسی را نقض
حاکمیت امارات دانستند و ...!
اما از سوی ایران ، واکنش ها نسبت به
اهانت های کشورهای عربی عمدتاً از سوی رسانه های مستقل و تعداد انگشت شماری
از مجلسیان بوده است ؛ وزارت خارجه نیز در حد این که "سفر رئیس جمهور یک
امر داخلی بوده و ایران بر حسن همجواری تأکید دارد" واکنش نشان داده شده
است.
به نظر می رسد در برابر اتحاد متعصبانه کشورهای عربی نسبت به
جزایر سه گانه ایرانی ، لازم است "اقدامات عملی" از سوی ایران صورت گیرد.
کشورهای
عربی که در قبال سفر رئیس جمهور ایران به بخشی از خاک ایران ، این گونه
واکنش نشان دادند ، باید بدانند که های و هویشان نه تنها به عقب نشینی
ایران نمی انجامد بلکه بر عزم دولت و ملت ایران بر پاسداشت جزایر می
افزاید.
در همین راستا ، یکی از بهترین کارهای ممکن در شرایط حاضر ، می
تواند سفر گروهی تعدادی از نمایندگان مجلس و مشخصاً رؤسای کمیسیون ها و
فراکسیون های مجلس به جزایر سه گانه باشد.
کسانی که بعد از سفر رئیس جمهور به بوموسی ، واکنش های عصبی و جاهلانه نشان
دادند ، با این سفر متوجه می شوند که جار و جنجالی که به پا کرده اند ،
نتیجه عکس می دهد.
البته سفر انجام شده رئیس جمهور و سفر پیشنهادی
مجلسیان به جزایر ، تمام راهی که باید طی شود نیست ؛ بلکه این سفرها باید
مقدمه ای جدی و قوی برای سازندگی این جزایر باشد چه آن که متأسفانه جزایر
سه گانه هنوز آن گونه که باید و شاید آباد نشده اند.
در این میان ،
البته دو جزیره تنب کوچک و بزرگ ، به دلیل وسعت کم ، قابلیت سکونت عمومی
ندارند و عمدتاً نیروهای نظامی در آنها مستقرند. این دو جزیره به دلیل
اشراف بر معبر اصلی حرکت کشتی های بزرگ در خلیج فارس ، اهمیتی استراتژیک
دارند و حضور نظامی ایران در آنها در شرایط کنونی ، بر قدرت تسلط ایران در
منطقه خلیج فارس تأثیر مثبت دارد. هر چند که در دراز مدت می توان بر
پتانسیل های توریستی این جزایر در قالب مناطق آزاد و نظایر آن سرمایه
گذاری کرد.
اما جزیره بوموسی ، با وسعتی بیشتر ، از دیرباز مسکونی
بوده است و هم اکنون نیز جمعیتی چند هزار نفری در آن زندگی می کنند. حضور
رئیس جمهور و سپس سفر احتمالی نمایندگان به این جزیره ، باید نقطه شروعی
برای سازندگی گسترده این جزیره باشد.
عمران جزیره بوموسی ، برای کشوری
به بزرگی ایران ، کاری بسیار سهل است و می توان در کوتاه مدت آن را به
مرکزی برای گردشگری و تجارت تبدیل کرد و سیل سرمایه های داخلی را بدان سمت
معطوف کرد.
این واقعاً در شأن ایران نیست که جمعیت معدود این جزیره
در عین تعلق خاطر عمیق به سرزمین مادری شان ایران ، با خود بگویند که اگر
جزیره متعلق به امارات بود ، الان آبادتر بود. سازندگی و عمران بوموسی ،
علاوه بر آن که خدمتی به هموطنان مقیم این جزیره به شمار می رود ، واجد وصف
حیثیتی برای تک تک ایرانیان نیز هست.
سرمایه گذاری گسترده در بوموسی از سوی ایران ، این پیام را نیز در بطن
خود دارد که دولت و ملت ایران با این حجم از سرمایه گذاری ، هرگز قصد چشم
پوشی از این قطعه از میهن را ندارند و الا نیازی به این همه سرمایه گذاری
نمی دیدند.
برای عمران جزیره نیز ، حتی اگر دولت بودجه کلان هم داشته باشد ، باز
بهتر است فراخوان ملی داده شود و با اوراق مشارکت و نظایر این ها ، نمایشی
از همدلی همه ایرانیان در پاسخ به جاهلان حاکم بر جنوب خلیج فارس ارائه داد
تا بفهمند که در این قضیه با این دولت و آن دولت سر و کار ندارند بلکه با
ملتی به بزرگی ملت ایران طرف حساب هستند.
جزایر سه گانه در همیشه
تاریخ متعلق به ایران بوده اند ، هستند و خواهند بود و در این میان ، ساختن
جزایر به گونه ای که در شأن ایران باشد ، پاسداری عملی از حق حاکمیت ایران
است و نه صرف شعار دادن.