عبدالكريم سروش ناگفته هاي خود را از پاكسازي هاي زمان انقلاب فرهنگي بيان كرد .
به گزارش روزنامه اعتماد ملي عبدالكريم سروش عضو ستاد انقلاب فرهنگي درباره پاكسازي هاي صورت گرفته بعد از انقلاب فرهنگي نوشت : ستاد انقلاب فرهنگي نه كميتهاي براي پاكسازي داشت نه آييننامهاي براي آن نوشته بود و نه دستورالعملي در اين خصوص به دانشگاهها داده بود .
وي افزوده است : حقيقت اين است كه به تصريح آقاي محمد ملكي رئيس اسبق دانشگاه تهران، <شوراي انقلاب به دانشگاه بخشنامه كرد استاداني كه در مقامهاي كليدي حكومت شاه بودهاند حق تدريس در دانشگاه ندارند. ليستي تهيه كرديم و حدود 100 اسم به دفتر نخستوزير فرستاديم، كساني كه اگر هم ميآمدند دانشجويان قبولشان نميكردند و تشنج درست ميشد.
وي تاكيد كرده است : آنها كه دنبال سررشته پاكسازي و عاملانش ميگردند به اين تصريحات توجه كنند و ببينند دست چه كساني به پاكسازيها آلوده است و جستوجو كنند كه آن 100 نفر چه كساني بودهاند: دكتر نصر؟ دكتر زرينكوب؟ زريابخويي؟ مهدي محقق؟ دكتر كاتوزيان...؟
عبدالكريم سروش ادامه داده است : پاكسازيها نه با دانشگاهيان شروع شد و نه در دانشگاهها با ستاد انقلاب فرهنگي آغاز گرديد و نه به دست آن ادامه يافت. اساساً يكي از اولين حوادثي كه از فرداي پيروزي انقلاب رخ داد، داستان پاكسازيها بود كه تا جايي كه به خاطر دارم اكثريت گروههاي سياسي موافق آن بودند و در اين ميان تنها نخستوزير دولت موقت بود كه اينجا و آنجا به اين پاكسازيها اعتراض نمود و در حد بضاعت خود نيز توانست از كثرت اين پاكسازيها بكاهد كه البته در اين راه هم از روحانيت و هم از گروههاي مخالف كه خود بعدا مشغول پاكسازي شدند ناسزا شنيد و به سازشكاري متهم شد اما در مورد اخراج دانشگاهيان اگر شوراي انقلاب از رئيس دانشگاه تهران مشاركت در پاكسازي و اخراج اساتيد را خواستار شد و او هم گردن نهاد، چنين تقاضايي را حتي تلويحاً از ستاد انقلاب فرهنگي نكرد و در نامه امامخميني به ستاد هم انعكاسي نيافت.
وي در ادامه در واكنش به اظهارات اخير محمد علي نجفي آورده است : از همه اينها شگفتتر سخنان اقاي نجفي وزير اسبق آموزش عالي است كه در <حقايقي درباره انقلاب فرهنگي> مينويسد <پاكسازي استادان... براساس آييننامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگي و توسط هياتهايي بود كه زيرنظر آن ستاد صورت ميگرفت...> اين حقاً از غرائب مطالب است و نميدانم آقاي نجفي چه حجتي بر آن دارند. بهصراحت ميگويم ستاد انقلاب فرهنگي نه هياتي براي اين كار داشت نه آييننامهاي. نه به او گزارشي ميدادند و نه از او كسب تكليفي ميكردند. كميتههاي پاكسازي مطلقا مستقل بودند. اعضايشان را نه ما نصب كردهايم و نه ميشناختيم. بلي كساني بودند كه ميخواستند پاي آقاي املشي را به اين كار بكشند اما وي تن زد و هيچ عضو ديگر ستاد هم رسماً در اين امر وارد نشد. خود آقاي ملكي تا امروز بدون ندامت به اخراج صد استاد اعتراف كرده است. بقيه را هم از آن قياس بگيريد.
وي در ادامه تاكيد كرده است : من با آقاي نجفي همآوازم كه كثيري از <اخراجي>ها چه قبل از تشكيل ستاد و چه پس از آن به واقع اخراج نشدند بلكه <خارج> شدند يعني خود به خود فهميدند كه جايي در دانشگاه پس از انقلاب ندارند و راهي خارج يا ساكن خانه شدند.