صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۲۳۰۸۰۷
تعداد نظرات: ۱۵ نظر

المپیکی ها پهلوان نیستند!

عصر ایران ورزشی؛ اهورا جهانیان - بحث پاداش ستاره های ورزش ایران در المپیک، این روزها در محافل ورزشی دوباره مطرح شده است. اگر در جریان برگزاری المپیک و روزهای پس از آن، مقایسه دستمزد مدال آوران المپیکی با ستاره های فوتبال، موجب طرح موضوع "پاداش المپیکی ها" شده بود، این روزها نارضایتی آنها از میزان سکه های دریافتی شان، آب تازه ای در آسیاب این بحث ریخته است.

فارغ از اینکه مدال آوران ایران در المپیک لندن، هر کدام چند سکه باید می گرفتند، نکته ای اساسی در نوع برخورد آنها با سمه های دریافتی وجود دارد که نپرداختن به آن، عین سکوت از سر پرواپیشگی است.

ستاره های المپیکی ایران تقریباً همگی معتقدند که 200 سکه، پاداش کافی برای تلاش و قهرمانی آنها نیست. شاید حق با آنها باشد. ولی سوال این است که به هر قهرمان المپیک چند سکه باید پرداخت می شد تا خرسندی او حاصل شود؟ آیا اگر 200 سکه 400 سکه می شد، اعتراض های پیدا و پنهان فروکش می کرد؟ بعید است!



آدمیزاد را هر چه دهی، باز بیشتر می خواهد! هر چند که پاداش 200 سکه ای مدال آوران المپیک پاداش زیادی نبود ولی انسان زیاده خواه است و حسود! همیشه انگیزه ای برای بیشترخواستن و حسادت ورزیدن وجود دارد.

ورزشکاران المپیکی ایران را در المپیک های قبلی تا 200 سکه طلا پاداش نمی دادند. آنها در دوره های قبل هم از میزان پاداش دریافتی شان ناراضی بودند و اکنون هم که 200 سکه گرفته اند، باز ناراضی اند. آیا اگر 200 سکه را زیادتی بود، دیگر همه پهلوانان خوش و خرم و خشنود به خانه بازمی گشتند بی اعتراض؟ بعید است!

این قهرمانان مدال آور، فقط از میزان پاداش ها گله ندارند بلکه از پاداش های دریافت شده توسط دوستانشان هم گله دارند. سرمربی تیم وزنه برداری ناراحت است که چرا به کشتی فرنگی توجه بیشتری شده است. قهرمان دو و میدانی هم گله مند است که چرا نقره او را با طلا همسنگ نکردند. یکی از بوکسورها می گوید چرا عبدولی بله و من نه؟! فلان مربی کشتی می گوید پاداش مربیان توهین آمیز بود.



در بحث پاداش ها و پرداخت ها، صدالبته که همه این حرفها قابل تامل و شایسته رسیدگی است. اما در این میان نکته ای اساسی مغفول مانده است و آن هم چانه زدن پهلوانان بر سر پول است!

ما که از صبح تا شب هندوانه "پهلوانی" زیر بغل مدال آوران المپیکی مان می گذاریم، آیا تا به حال به این نکته ساده اندیشیده ایم که یک پهلوان هیچ گاه نمی گوید چرا به فلانی 200 سکه دادید و به من نه؟ اگر در جمع این پهلوانان، آقای الف 400 سکه هم می گرفت و آقای ب 350 سکه، باز هم این حرف و حدیث ها در کار بود و پهلوانان پولدوست ما گله ها داشتند.

البته طلب کردن مال دنیا، شرعا بلااشکال است و کسی را از این بابت نمی توان مواخذه کرد ولی نمی توان نام پهلوانی را یدک کشید و بر سر مشتی سکه، آه و ناله کرد! اسوه پهلوانی در ایران، غلامرضا تختی است که در عین فقر و بدهکاری دائمی، وقتی که بابت یکی از طلاهایش، اتوموبیلی گران قیمت آخرین مدل از دستگاه ورزش رژیم شاه دریافت کرد، آن را فروخت و پرداخت هزینه زندگی یک خواهر و برادر یتیم را تا سن 18 سالگی متقبل شد.

همه می دانند که تختی فقیر بود و بدهکار از دنیا رفت. برای او کاری نداشت که به دستگاه ورزش حکومت وقت فشار بیاورد تا او را برای همیشه تامین مالی کنند اما او اگر گله ای هم داشت، گله اش از کم شمار بودن سکه ها و یا پرشمار بودن سکه های رفیقش نبود. هیچ کس به خاطر ندارد که تختی بابت جایزه اندکش، پس از کسب مدال و شاد کردن مردم کشورش، گله کرده باشد.

آدمی وقتی که این میزان "سکه دوستی" را در میان شبه پهلوانان امروز ایران زمین می بیند، بی اختیار به اشک های آنها پس از شکست در مسابقات المپیک هم به دیده تردید می نگرد! یعنی با خودش می گوید آن اشک ها، اشک شکست در المپیک بود یا اشک از دست دادن سکه ها؟!

این روزها که بحث مقایسه دستمزد ستاره های فوتبال و ستاره های ایران در المپیک لندن مطرح شده است، بی انصافی است اگر حقیقتی آشکار را نگوییم و آن اینکه، قهرمانان ایران در المپیک لندن، اگر چه سالی یک میلیارد تومان نمی گیرند اما آرزویشان این است که سالی یک میلیارد تومان بگیرند. در واقع آنها اگر چه جیب فرهاد مجیدی را ندارند، ولی آرزوی جیب فرهاد را دارند!

کسی که به جایزه رفیقش حسادت می کند، قطعاً پهلوان نیست و از اخلاق جوانمردان چیزی نمی داند. بسیاری از ستاره های ایران، وقتی که آنها را پهلوان می نامند، خوش خوشانشان می شود ولی در عمل از وادی پهلوانی و رسم عیاری و آیین جوانمردی، فاصله دارند.



آنها هر چند که آیین جوانمردی را چنانکه باید یاد نگرفته اند اما یک چیز را به خوبی فرگرفته اند و آن هم اینکه مطابق ذائقه رسمی حرف بزنند و همه موفقیت هایشان را محصول دعای خیر مردم در "شب های عزیز ماه مبارک رمضان" بدانند. آیا اگر حکومت امروز ایران، حکومتی مذهبی نبود، باز هم این پهلوانان عزیز چنین تبیین های مذهبی غلیظی از علت موفقیت خود در المپیک بدست می دادند؟ بعید است!

الان دور دور انتقاد از فوتبالیست هاست. و صد البته که باید از اهالی فوتبال ایران، از مدیر نابلد تا تماشاگر بی فرهنگ، انتقاد کرد. اما این انتقادات، که با درخشش سایر ورزشکاران در المپیک لندن توام شده، نباید نقاط ضعف رفتار ستاره های المپیکی ایران را از پیش چشم ما دور کند و ما به ورطه کوبیدن فوتبالیست ها و ستایش محض المپیکی ها بیفتیم و چون از آنان انتقاد می کنیم، انتقاد از این اینان را فراموش کنیم. اگر امروز باب انتقاد مودبانه را ببندیم، هیچ بعید نیست که فرداروزی برسد که همه جور فحش و ناسزا را نثار ستاره های کشتی و وزنه برداری و دو و میدانی و تکواندو و ... کنیم.  

  

برای خواندن سایر خبرهای ورزشی کلیک کنید




ارسال به تلگرام