سینا راد
سالها پیش در دوران دانشجویی در یکی از خوابگاه های دانشجویی در اولین سحری ماه مبارک رمضان، به هر دو نفر دانشجو یک کنسرو تن ماهی داده شد، از آنجا که سر کردن چندین ساعت گرسنگی و تشنگی با خوردن یک نصفه کنسرو تن ماهی سخت به نظر می رسید، به همراه چند نفر از دانشجویان مراتب اعتراض خود را به مسئولین اعلام کردیم، استدلال بنده این بود که با توجه به آغاز ماه مبارک رمضان پسندیده تر بود مسئولین برای ترغیب دانشجویان به انجام فرایض دینی از اهرمهای تشویقی هم استفاده می کردند و در اولین سحری ماه مبارک، تغذیه مناسبتری در نظر می گرفتند، پاسخ مسئول محترم این بود که دانشجویان به خاطر خدا روزه می گیرند یا غذا؟! البته بخشی از سخنان این مسئول محترم قابل قبول بود اما این نکته را باید پذیرفت که مسئولان هم باید زمینه و بستر مناسب برای روزه داری افراد را فراهم کنند، شاید بنده حقیر در خودم احساس کنم اگر تغذیه مناسبی داشته باشم می توانم گرسنگی و تشنگی چند ساعته را تحمل کنم اما اگر تغذیه مناسبی در اختیارم قرار نگیرد به دلیل سختی هایی که مطمئناً روزه گرفتن برای انسان به همراه دارد، قید روزه گرفتن را می زدم، نه اینکه به خاطر غذا روزه گرفته باشم بلکه به این خاطر که با تغذیه مناسب توان بیشتری در من ایجاد می شد و تحمل شرایط سخت محتمل تر میشد!
حال و بعد از نزدیک یک دهه در دوران کارمندی و بعد از اینکه چند دهه از امتیاز کاهش ساعت کار در ماه مبارک رمضان مستفیض می شدیم و قدری سختی و مرارت این روزهای سخت و طاقت فرسای ماه مبارک با کاهش ساعت کار و استراحت بیشتر تسهیل می شد، دولت تصمیم گرفت ساعت کاری ادارات در ماه مبارک رمضان به همان شکل روزهای عادی باقی بماند! در اینکه کاهش ساعت کاری باعث تقلیل کارآیی و بهره وری ادارات می شد هیچ شکی نیست اما آیا تحقیقی هم صورت پذیرفته که تدوام ساعت کاری ماه رمضان با همان روال ماه های قبل چه تاثیری در کارآیی کارمندان دارد؟ آیا کارمندی که قرار است 16 ساعت تشنگی و گرسنگی را تحمل کند، توان درست اندیشیدن، درست کار کردن و پاسخگویی را دارد؟ اینکه بخواهیم ژست توسعه بگیریم و بگوئیم کاهش ساعت کار باعث عقب افتادگی و عدم توسعه می شود، در ظاهر ژست درستی به نظر می رسد اما آیا اعمال این قانون برای کشوری مسلمان که داعیه ام القرایی را در سر دارد، سازگار است؟ آیا ما به دنبال توسعه کمی هستیم یا توسعه کیفی؟ کارمند روزه داری که باید هشت ساعت از شانزده ساعت روزه داری اش را با ارباب رجوع سر و کله بزند، چقدر می تواند در راستای توسعه و پیشرفت جامعه گام بردارد؟ به نظر می رسد این قانون بیش از آنکه لباسی برای پیشرفت و توسعه باشد نقابی از توسعه و پیشرفت است و نمی تواند کارآیی و بهر وری کارمندان را ثابت نگه دارد!
البته ناگفته نماند فرد روزه دار فارغ از قوانینی که دولت و حکومت برای وی در نظر می گیرد باید فرایض دینی خود را انجام دهد اما در نظر گرفتن تسهیلاتی برای روزه داران هم اثرات مطلوب تری بر افراد روزه دار دارد و هم می تواند از کلافگی و خستگی ناشی از روزه داری در محیط کار بکاهد.