صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۳۵۷۸۲۳
تعداد نظرات: ۱۲۷ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۶ - ۰۶ مهر ۱۳۹۳ - 28 September 2014
مقدمه ای بر سواد زندگی

جای خالی مهارت های زندگی/ چرا یا خشمگین هستیم یا افسرده؟

مابین خشم و افسردگی نیز دهها مهارت دیگر را باید آموخت که در مجموع می توان نام این مهارت ها را "سواد زندگی" گذاشت؛ مانند مهارت های عاطفی، حل اختلاف، سخن گفتن و گوش دادن، متقاعدسازی، انتقاد، کنترل هیجان و ... .
عصرایران ؛ جعفر محمدی - نوزاد انسان، ناراحتی های معدودی دارد ؛ او یا گرسنه است ، یا نیاز به تعویض دارد ، یا دردی را احساس می کند و ... .
او برای ابراز ناراحتی خود ، یک راه را به طور غریزی بلد است: گریه می کند و فریاد می کشدبه قول دکتر ویلیام گلاسر، بنیانگذار تئوری انتخاب در روان شناسی، نوزاد می داند که با گریه و فریاد دیگران را تحت کنترل خود در می آورد، بدین گونه که مثلاً مادرش را از آن سوی اتاق به سمت خود می کشد.
بدین ترتیب، ما مهارت ابراز ناراحتی و خشم را از کودکی به طور غریزی یاد می گیریم؛ هیچ کس خشمگین شدن را به ما یاد نداده است.

رفته رفته بزرگ می شویم و ناراحتی ها و مشکلات جدیدی بر ما عارض می شوند و این در حالی است که بیشتر ما، همان یک مهارت مادرزادی (خشم) را بلد هستیم. بنابراین در مواجهه با مشکلات، دچار خشم می شویم و خشم، در اکثر مواقع نه تنها سازنده نیست که ویرانگر هم هست.

در این میان ، مسأله دیگری رخ می دهد. ما نمی توانیم در برابر همه مشکلات خشم خود را ابراز کنیم. مثلاً امکان دارد نتوانیم در برابر رئیس مان خشم خود را فریاد بزنیم ، شاید به دلیل مصالحی مانند حفظ آبروی خانوادگی نتوانیم خشم خود را علنی کنیم ، شاید از اساس دستمان به کسی که ظلمی به ما کرده نمی رسد تا عصبانیت مان را نثارش کنیم و ... اینجاست که یک مکانیزم دفاعی به نام "افسردگی" فعال می شود. 

بدین ترتیب، در مواجهه با مشکلات و رویدادهای ناگوار ،«یا قدرت ابراز خشم را داریم که عصبانی می شویم ، یا نداریم که افسرده می شویم» و زندگی ما ، در ملغمه ای از"خشم و افسردگی" می گذرد.

در چنین وضعیتی آیا باید دست روی دست گذاشت و به خشم غریزی و افسردگی دفاعی بسنده کرد تا زندگی تمام شود؟ قطعاً پاسخ منفی است ولی چاره چیست؟
پاسخ را باید در آموزش مهارت های زندگی جست. خشم جزو آموزه های نخستین ماست ، پس باید مهارت مهار خشم را آموخت. وقتی خشم را مهار کردیم، بایدحواس مان باشد که از چاله خشم در چاه افسردگی نیفتیم. این نیز مهارتی جدا می طلبد.
مابین خشم و افسردگی نیز دهها مهارت دیگر را باید آموخت که در مجموع می توان نام این مهارت ها را "سواد زندگی" گذاشت؛ مانند مهارت های عاطفی، حل اختلاف، سخن گفتن و گوش دادن، متقاعدسازی، انتقاد، کنترل هیجان و ... .

متأسفانه باید گفت که اکثر ما یا این مهارت ها را یاد نگرفته ایم یا به طور تجربی و عمدتاً ناقص چیزهایی درباره آنها می دانیم. مثلاً اگر پدر یا مادر هستیم نمی دانیم با کودکی که سوالات جنسی می پرسد چه بگوییم یا اگر در یک اختلاف خانوادگی یک نفر دروغ گفت دقیقاً نمی دانیم چه برخوردی مناسب تر است یا وقتی یک ناشناس رفتار نابهنجاری در مقابل ما انجام داد به جز عصبانی شدن و احیاناً دعوا ، چه کار دیگری می توان در برابرش انجام داد؟!

سیستم آموزشی ما نیز آنقدر ناکارآمد است که به جز خواندن و نوشتن ، چهار عمل اصلی ریاضی و مشتی محفوظات غیرکاربردی، چیزی یادمان نمی دهد و ما می مانیم و ضرب المثل معروف "کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من" و این که باید هر کدام از ما ، خودمان برای افزایش مهارت های زندگی به فکر یادگیری باشیم.
ارسال به تلگرام
انتشار یافته: ۱۲۷
در انتظار بررسی: ۷۱
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
۱۱:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
من خیلی وقت ها سعی کردم این چیزا با خوندن کتاب و برخی دوره های اموزشی یاد بگیرم اما نمی دونم چرا وقتی موقع عکی العمل تو شرایط خاص قرار می گیره نمی تونم از دانتسه هام (همون حداقل هایی که میدونم) خوب استفاده کنم و به کارشون ببرم و این خودش میشه دلیل عصبانیت از خودم!

کاش مثل بخش رادیو عصر ایران که جناب شعبانعلی عزیز مطالب خیلی خوبی رو در مدتی کوتاه بیان می کنند میشد با روانشناسان دلسوزی هماهنگ کنید تا اونها هم در فایلهای صوتی کوتاه به مسائل مختلف روان شناسی بپردازند
بهتون قول میدم که هم بسیار تاثیرگذار خواهد بود و هم بسیار مورد توجه واقع میشه

عصر ایران عزیزم می دونم که آدم های خیرخواه و نیک اندیشی هستید و اگر این امکان براتون وجود داشته باشم حتما انجام میدید
ناشناس
۰۹:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
مدتهاست هیچ چیزی خوشخالم نمی کند، علتش را خودم می دانم (تبعضهای بیشماری که طی سالیان دراز در محل کار و جامعه می بینم) ولی با هر ترفندی که بکار بسته ام نتوانسته ام راه حل پایداری پیدا کنم.
علی
۰۹:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
عصر ایران عزیز شما فقط مساله رو مطرح کردی کاشکی حداقل یه راه مناسب یا یه کتاب مناسب در این مورد هم معرفی میکردی.الان از این مطلبت هم خشمگین شدم هم افسرده خب چیکار کنم؟؟
رود
۰۹:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
عنوان مطلب تون هست مقدمه ای بر سواد زندگی، که با تکیه بر - مقدمه ای بر- این امر در ذهن تداعی می شود که این عنوان بصورت سلسله مقالات سواد زندگی ادامه دار خواهد بود. بی صبرانه منتظر بقیه مطالب هستم.
ناشناس
۰۹:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
ببخشید پس این همه آموزه های دینی، فرهنگ غنی، پز دادن اینکه ما ملتی تاریخ ساز در دنیا هستیم چرا آثاری برای ما ندارد
اشنا
۰۹:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
من مهارت زندگی کردن را بلد نبودم و زندگی ام از هم پاشید، الان بعد از 45 سال سن هنوز هم بلد نیستم و خیلی نگران جوانهایی هستم که بدون داشتن این مهارت زندگی مشترک راشروع میکنندو فکر میکنم موضوع جدی تر از این است که بخواهیم دنبال مقصر بگردیم .به نظر من باید همه دست به دست هم بدهیم من ،شما،آموزش و پرورش،صدا و سیماو حتی فیلمسازان تا بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم.
amir
۰۸:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
با سلام
بنظر بنده کارهای از این دست اساسا بر عهده دولت هاست یعنی اگر افراد هم بصورت شخصی و سلیقه ای دنبال آموزش این مطالب بروند بازهم این افراد مجبورند در محیطی زندگی کنند که در آن پر از افراد اموزش ندیده است و این فضا اصلا تحت کنترل شما نیست محیط مدسه - کار و غیره پس بنظر می رسد آموش های از این دست می بایست مبتنی بر نیازها و محیط هر جامعه طراحی و بصورت زیز بنایی در مدارس- خصوصا رسانه های جمعی مکررا تاکید و نهادینه شود در یک کلام بصورت فرهنگ درآید
ناشناس
۰۸:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
عصر ایران جان خودت. یه سلسله مباحث آموزشی در این زمینه بزار .
دانشگاه جامع
۰۸:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
با سلام
یک نفر گفت جایی را سراغ دارید که این مهارتها را بدهد؟ بله دانشگاه جامع علمی کاربردی در چهارچوب نظام آموزشی مهارتی و در قالب پودمانهای کوتاه مدت مهارتهای زندگی را در موضوعات مختلف حتی بصورت مجازی ارائه میدهد که البته در پایان دوره مدرک این دوره ها را با تایید وزارت علوم به دانشجویان خود واگذار می کند.
افسرده
۰۷:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
وقتی سیستم آموزشی پایه به دست بخش خصوصی باشه که هر مدرسه ساز خودشو بزنه آخرش همین میشه که تموم جامعه گرفتار میشه ... یک کشور جهان اول نام ببرید که سیستم آموزشی در اختیار دولت نباشه ... بازهم رسیدیم به سوء مدیریت متاسفانه !!!
وحید
۰۷:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
سلام این هارو که فرمودین اکثریت مردم آگاهند لیکن به جای عنوان مشکل محبت کنید راهکار ارائه کنید - با تشکر
ناشناس
۰۶:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
قابل توجه وزارت بهداری ، طرح سلامت ، کجایی ! ؟
معلم
۰۶:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
یکی ازبزرگترین علتها ،نبودن هیچ چیز درجای خود است،دیگرجای پندونصحیت تکراری درخانه ومدرسه گذشته است ،وقتی پدرمادرگرفتار،معلم گرفتار،مطبوعات درتنگنا، صدادوسیما درمسیری دیگر،فشارهمه جانبه زندگی ازیک طرف ودرطرف مقابل یک انسان ایزوله، سوسول،وغافل ازهرگونه تجربه باشد واولین انتخاب این ادم هم همسرباشدخوب طلاق به مرز جنون می رسد،همه مهارتهای لازم برای زندگی کردن را برای بدست اوردن یک زندگی خوب فراموش گرده ایم،دیگردیده ایدیک نفر درمترو بلند شودویک پیربنشیند، خیلی کم، مثل اینکه برای یک عده بقا دربی نظمی است به رانندگی مان نگاه کنید،چقدربه خاطریک گذشت ده ثانیه ای برای مردم ترافیک نیم ساعته درست کرده ایم وقهرمانانه ازصحنه رفته ایم وجواب مان هم برای وجدانمان این بوده که همه اینجوریند ،من هم ،بیاییم یک راه حل: ازفردا گذشت را درزندگی تمرین کنیم،مگرگذشت یک مهارت نیست، مگرما دنبال راه حل نمی گردیم، راه حل قرص نیست که بخوریم واز فردا خوب شویم ، بایدازخودمایه بگذاریم واز فردا گذشت را تمرین کنیم ونتایج انرا درزندگی شخصی واجتماعی دراین رسانه ها به بقیه دوستان ارائه دهیم،عزیزان مگرخودما عقل نداریم خداراشکرهمه تحصیل کرده ایم،پس بیاییم از فردا یک درس دو واحدی را بنام مهارت گذشت درزندگی راشروع ودراخر ابان ماه پایان ترم نمره ونتیجه نمره رابه اگاهی دوستان برسانیم، بهانه هم نداریم، کلی گویی هم نیست دانشجویان بهانه گیرهم سریع تا وقت است حذف کنند،بنده کارم این است اگردراین موفقیتی حاصل شدکه خواهدشد،موردبعدی را عرض خواهم کرد به امید روزهای خوب وکم تنش درزندگی
علیرضا
۰۶:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
عصرایران عزیز همونطور که همه گفتن لطفا خودت دست به کار شو و هفته ای یه اموزش بذار تو ستونی به نام مهارت زندگی اگر هزینه هم بخواد خیلیا حاضرن این هزینه رو بکنن
لطفا این کارو بکن
ممنون
طلا
۰۰:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
...اي كاش در صدا و سیما روزي يك ساعت را ميدادن به روانشناسان كه راجع به اين مسائل حرف حسابي بزنن
مالکی
۲۳:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
سلام دوستان

کتاب مهارتهای زندگی دکتر شهرام محمدخانی بسیار کاربردی است حتما بخوانید .
هما
۲۱:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
سلام، منم موافقم. :) چه خوبه آموزش ببینیم و چه خوبه که به این چیزا جامعه بها بده میشه از هر راهی این مهم رو فراهم کرد. مثه جلسات شرکتها برای اعضاشون، جلسات اولیامربیان مدارس و دانشگاه ها، سیمنارهای برگزار شده در دانشگاه و مدارس و اجتماعات مردمی و ...
فقط باید کسی بخواد اینا رو آموزش بده یا حتی سایتی که من مطمئنم اگر با دل و جون باشه قطعا رونق خواهد داشت...
خواستم بگم واقعا اونی که میخواد یاد بده باید واقعا بخواد! کم هست همچین آدمی که بخواد واقعا یاد بده...
علیرضا
۲۰:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
واقعا" فکر نمیکنید رادیو تلویزیون میتونه بهترین متولی اینکار باشه و بجای این برنامه هایی که داره و مردم رو یا حرص میده یا نصیحت میکنه و حالشون رو بهم میزنه اگر واقعا" کسانی متولی اون بودند که دلشون برای این مردم و ملک و طبیعتش و زبونش و فرهنگش میتپید واقعا" این برنامه ها رو اجرا میکرد.
رضا
۲۰:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
دوستانی کامنت زدن که حاضرن برای این مهارتها و یادگیریش هزینه کنند . من در یکی از دانشگاه های کشور مشغول به کار هستم ویکی از ماترک مسئولین قبلی وزارت علوم طرح فرهنگ پویایی و سلامت بود که در ان طرح مهارتهای زندگی و پیشگیری از سوء مصرف مواد اموزش داده میشد . ولی متاسفانه باید عرض کنم این طرح نه برای مسئولین دانشگاه خیلی مهم بود نه برای دانشجویان. بهمین دلیل طرح نصفه نیمه برگزار میشد. کاش ما این باور را پیدا کنیم که زندگی خوب داشتن با پول زیاد نیست با مهارت خوب زندگی کردنست . چه بسا افرادی هستند که وسع مالی بالایی ندارند اما احساس خوشبختی میکنند
ناشناس
۲۰:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
نشریه وزین عصر ایران، از مطلب خوب و قابل تاملت متشکریم
آدم نخستین
۲۰:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
همه ی این مشکلات می تونه در آموزش و پرورش حل بشه اما نه با این نوع سیستم مدیریت و نحوه ی آموزش.
تا وقتی در بر همین پاشنه بچرخه اوضاع همینه.دوستان خوبه بدونند که ما اصلا یه عنوان آموزشی در دوره ی ابتدایی داریم به نام مهارتهای زندگی که همه اش شامل کاردستی ،ظاهر سازی و رنگ کردنه که البته در حقیقت داریم خودمون رو رنگ می کنیم و جالب تر اینکه از برکت وجود همین مهارتهای زندگی کلی نون خور و تقدیر بگیر برقرارند که به واقع فقط به صورت مساله می پردازند و هیچ نفع واقع گرایانه نداره مگر ظاهر سازی.اگه از همین گردانندگان مهارتهای زندگی یک سئوال مطرح روز در خصوص مشکلات مرسوم بکنی کلا هنگ می کنند یا سعی می کنند از جواب دادن طفره برن که بازهم نتیجه اش هیچ توفیری برای اجتماع نخواهد داشت.راستی در این زمینه هم کاری از ناخن هر کس برنمی یاد چرا که ممکنه اوضاع رو خراب تر کنه.فقط باید بگم:شانسی زنده ایم ولی به هر حال این مشکلات روزی به سراغ تک تکمون خواهد آمد.خدا به دادمون برسه!
samin
۱۹:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
به نظر من وقتی جامعه روی یک رفتار استاندارد توافق ندارد و طیفی از اصول ارائه میشود این مشکل باقی است .
ناشناس
۱۹:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
خش عمده ناراحتی ها و خشم ها به خاطر مقایسه ظاهر و باطن زندگی خودمون و دیگران. اغلب هم خودمون رو با دم دست ترین ها مقایسه می کنیم نه با بزرگان. که اگر قرار باشه فکرمون این باشه که مثل او بشیم هیچ چی نخواهیم شد.
یاد مرگ و اینکه عمر کوتاهی داریم بهترین تلنگر برای غصه نخوردن برای این دنیاست و زندگی تکرن بر اساس حرفهای پوچ دیگران.
ناشناس
۱۹:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
بدبختانه در دانشگاههاي غير دولتي هم كه شخص دانشجو هزينه تحصيلش را مي دهد هم حق انتخاب و يا حتي اظهار نظر در خصوص عناوين و محتواي دروس را ندارد مثلا حدود 20 تا 30 واحد درس عمومي
ايراني
۱۹:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
زمانيكه هر كدام از وزراي منتخب آموزش وپرورش،بودجه اين وزارتخانه را كاهش ميدهند،به مشكلات قشر معلم و فرهنگي رسيدگي نمي شود،وضعيت كلاس ها غير استاندارد هستند،ديپلم از راه دوره با اخذ وجه،صادر مي شود، يك معلم،داراي هزاران مشكل اقتصادي و معيشتي و ... چگونه انگيزه تربيت و آموزش فرزندان ما را خواهد داشت؟؟؟
وقتي پول سرويس اياب و ذهاب معلمين بطور مستقيم،از معلمان اخذ مي گردد!! چه انگيزه و روحيه اي براي پرورش فرزندان نسل آينده خواهد ماند؟؟
با تغيير سيستم آموزش و پرورش و حذف دوره راهنمايي،در صدور حكم ابلاغ معلمين چه آشوبي به پا شده است.
وقتي ارزش و اهميت آموزش و پرورش نسل آينده در نظر مسئولين پائين بيايد،چه انتظاري از تربيت صحيح دانش آموز و فرزندانمان خواهيم داشت؟
ارائه انواع و اقسام مدارك تحصيلي در سطح متوسطه،در قبال اخذ وجه،يعني ترويج بي سوادي،كاهش تربيت نيروي نسل آينده،ترويج بي تفاوتي در فرهنگ زندگي در مقابل مسئوليت ها و ...باعث ازدياد جرم و جنايت و زنداني خواهد شد.
ارش
۱۸:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
سیستم آموزش پرورش بسان 50 سال پیشش عمل میکنه. نتیجه 12 سال تحصیل حفظ کردن مشتی فرمول مشتق و انتگرال هست نه بیشتر! روی ورزش به عنوان پایه سلامتی، هنر، کسب مهارت های زندگی هیچ کاری نمیشه. آموزش مهارت ارتباط با جنس مخالف که ضروری ترین مهارت برای زندگی آینده هر فردی هست که دیگه جای خود دارد.
ناشناس
۱۸:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
البته میان تمام این حرفها چیزی که گفته نشد این بود که تمامی پدر-مادر بزرگ های ما ها همه اینها را می دانستند با اینکه از سوادی که ما امروز می شناسیم کمترین بهره را برده بودند بنده هرگاه به حرفهاو ضرب المثل هایی که از ایشان برایم-برایمان به یادگار مانده و با انها زندگی می کنم تازه می فهمم که این بزرگواران تا چه قدر از ما باسوادتر و فهمیده تر از لحاظ اجتماعی بودند و مایی که ادعایمان گوش فلک را پر کرده اندر خم کوچه شناخت مهارت های زندگی هستیم !
ناشناس
۱۸:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
ممنون که این موضوع بسیار مهم رو مطرح کردید، متاسفانه روز به روز در جامعه ما مخصوصا شهرهای بزرگ فقر فرهنگی بیشتر میشه، مهارت زندگی سالم و درست که بماند.
آموزش و پرورش
صدا و سیما
خانواده
مراکز فرهنگی
مسئولان اصلی این موضوع هستن، البته پدر و مادری که خودشون مهارتی ندارن یقینا نمی تونن به فرزند هم چیزی یاد بدهند.
ناشناس
۱۸:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
دوستان عزیزی که برای کنترل خشم و ناکامی و مهار شرایط افسردگی احساس نیاز واقعی دارند پیشنهادمی کنم کلاس های ارتباط بدون خشونت NVC رو دنبال کنند، در بعضی موسسات در تهران این مهارت ها تدریس میشه.
بازارباشلی
۱۷:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
ممنون از طرح این مساله . به نظر من بخشی از راه حل این مساله نزد خود ما و بخشی دیگر نزد مسوولان اداره جامعه است. مشگلات روحی روانی و پرخاشگری.و حتی افسردگی ریشه در تربیت خانوادگی دارد. الان برخلاف سابق ، به هردلیلی ، خانواده ها تک فرزند و یا دو فرزندی هستند. ارتباط بدلیل مشغله ی والدین کمتر شده ، احتمالا مادر یا پدر ده صفحه اول از یک کتاب روانشناسی تربیت کودک را خوانده اند ، یا به حرف کلیشه ای روانشناسان ماهواره ای گوش داده اند، حال میخواهند آن آموزه ها را به صورت آزمایشگاهی روی فرزندانشان پیاده کنند، نتیجه میشود همین نسل پرخاشگر، متوقع و یا افسرده ، چون کلام طولانی میشود ، پیشنهاد مشخص من برای بر خورد درست با این پدیده تعطیلی یا کم کردن استفاده از تلویزیون و وایبر و . . . در منزل است. مثلا والدین به اتفاق بچه بنشینند راجع به اتفاقات طول روز با هم حرف بزنند. راجع هدف آینده اعضای خانواده صحبت کنند . از یکدیگر نظرخواهی کنند و . . . باورکنید اگر دوست داشتن خود و دیگران تمرین کنیم ، خیلی از مشگلات پیش نخواهد آمد . بنده آمادگی خود را جهت همکاری با عصر ایران در زمینه حل مشگلات اعلام میدارم .
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۰:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
دوست عزيز من با صحبت هاي شما هم موافقم . از اينكه راه حل رو به كم كردن استفاده از تلويزيون و وايبر گفتيد هم موافقم ولي برنامه هاي ارتباط مجازي مثل وايبر- لاين - و غيره چند سالي است كه دربين خانواده ها رسم شده اما افسردگي و پرخاشگري مربوط به سالیان گذشته است ... از زماني كه فيلم هاي ما در تلويزيون به پخش فيلم هاي خشن كشيده شده حتي كارتون هامون - تا زماني كه اگه فيلم هاي خانوادگي رو هم كه پخش مي كنن درست در جايي كه مثلا پدر دست مادر خانواده رو مي گيره به هر دليل سانسور مي شه چطور نسل آينده مي تونن تصور ارتباط داشتن صحيح خانواده مثل پدر با مادر - پدر با دختر - پسر با مادر رو ياد بگيره . حتي خود من وقتي توخيابون برادرم رو بعد از مدتي مي بينم اگر بخواهم باهاش دست بدم و روبوسي كنم مي گم زشته تو خيابون . همين عوامل باعث مي شه كه كم كم ارتباط هاي عاطفي بين افراد خونواده كم مي شه و همين مساله باعث ميشه كه افراد خونواده كه اكثر آنها به فرزندان بر مي گرده براي كمبود مسائل عاطفي خودشون به دوست پناه مي برن كه خداي ناكرده به ارتباط هاي زيرزميني و دور از چشم ديگران منعطف مي شه كه خود اين شروع معضل ديگر جامعه است.
من روانشناسي نخوندم اما سعي كردم درست اطراف خودم رو ببينم . براي درست كردن جامعه اول بايد از خود شروع كنيم . جامعه سالم دسترنج افراد سالم و درستكاره . جزوه - كتاب و مطالب مفيد براي ارتقاء طرز فكر صحيح افراد تازماني خوبه كه خود شخص قائل به تغيير در خود و رفتار خودش باشه .
مديران و مسئولين جامعه كه آثار اختلاف و بي احترامي و بي ادبي نسبت به يكديگر رو با رفتار ناصحيحشون در تلويزيون و روزنامه ها باعث رواج اين امر بين مردم عادي مي شه . مديري كه در محل كار خوذ مراقب نوع رفتار و كردار كاركنان زير دستش هست ولي در اجتماع هنگام رانندگي و تخلف ماشين ديگر با زدن بوق و فحش تمامي جزوات و كتابهايي را كه خوانده به زير سوال مي برد.
پس آموزش از طريق كتاب - روزنامه و فيلم بايد همراه با خواستن خود فرد براي ايجاد تغيير در رفتار و كردار فردي باشد.
ناشناس
۱۷:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
آموزش تکنولوژی رفتاری برای جوامع استاندارد و بدون دغل بازی و دورویی دروغگویی است توی ایران جواب نمی دهد.
ناشناس
۱۷:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
دلواپسیم
ناشناس
۱۷:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
من در دورانی که در کانادا بودم، نشریه ای بود که به طور منظم مسائلی مانند نحوه رفتار و اتیکت ، اصول حل مساله ، کنترل استرس ، طرز حرف زدن با بچه ها ، تقویت مهارت های ارتباط با همسر ، روش های درس خواندن و مسائلی مثل اینا رو به زبان ساده یاد می داد و من خیلی از داشته های زندگیم رو مدیون اون نشریه کانادایی هستم که واقعا درس های بزرگ زندگی می داد. کمی گران بود ولی نه گران تر از هزینه هایی که در صورت جهل باید می پرداختم. واقعا جای چنین نشریه ای در ایران خالیه مخصوصا به صورت الکترونیک.
مهتاب
۱۶:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
سلام. ممنون از مطلب خوبتون
من دکترای روان شناسی دارم. بله متاسفانه جای آموزش مهارت های زندگی در جامعه ما خالیه. البته در دوره دبیرستان درسی بنام مهارت های زندگی وجودداره . کتابشو من دیدم ، کتاب خوبیه اما حدس میزنم در کنار بقیه دروس جدی گرفته نمی شه. چون در کنکور ازش سوال نمیاد...برخی از مراکز مشاوره در سطح شهر ممکنه کارگاه های آموزی داشته باشند. در ضمن کتابی در بازار بانام مهارت های زندگی ترجمه شهرام محمد خانی وجود داره . اما نکته اصلی اینه که یادگیری این مهارت ها نیازبه تمرین و ممارست زیاد داره. و اشکال اساسی ما اینه که به تمرین و استفاده از نتایج علمی زیادبها نمی دهیم.
یه ایده
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
من یه پیشنهاد دارم، این مهارت های زندگی رو توسط مشاوران برجسته و با مجوز از وزارت خونه های مربوط و طی سیستمی کاملا یکپارچه و هماهنگ کشوری، به صورت ترمیک و عملی این مهارت ها با هزینه ی خود افراد آموزش داده بشه و هر کس تونست تو آزمون های عملی و تحلیلی و مهارتی این کلاس ها قبول بشه بتونه بره ترم بعد و مرحله ی بعد و افراد گواهینامه برای هر ترم کسب کنند و هر کس مراحل و ترم های بالاتری رسید تو ارگان های دولتی و در زمینه ی ازدواج ، ارجچ تر باشه، و به سندی معتبر مثل گواهینامه ی رانندگی تبدیل بشه و خانواده ها به کسانی که به مراحل بالاتر تو این دوره ها رسیدن بیشتر اعتماد میتونن بکنن برای ازدواج
مرادي
۱۶:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
با سلام
اي بابا شما هم كه يك كوهي از سوالات رو رودروي ما گذاشتيد و رفتيد ، شما كه با روانشناسان زيادي در ارتباط هستيد هر روز مهرتي رو براي ما به عنوان هديه در سايت بگذاريد باشد كه باقيات الصالحاتي باشد برايتان با داشتن مردماني خوب كه همه فنون زندگي رو از شما آموخته باشند . ببينيم و تعريف كنيم و به اميد آنروز
majid
۱۶:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
متن خوبی بود ولی هر مهارتی رو که نباید سیستم آموزشی به ما یاد بده . مهم اینه که ما برای خودمون وقت نمیزاریم بیایید قضیه رو اینجوری ببینم اصلا" سیستم آموزشی هم دوره ها کار بردی در این خصوص بزاره آیا نتیجه همونی میشه که نگارنده به دنبالش هست محقق میشه ؟
مثال جالبی هست بیشتر بارداری های ناخواسته در بین تحصیل کرده ها و در جوامع شهری اتفاق میوفته یعنی در بین کسانی که آموزش ها پیشگیری به صورت آکادمیک داده میشه ( لاقل تا پیش از این داده می شد )
ناشناس
۱۶:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
من فوق لیسانس علوم تربیتی دارم اما چیزهایی که خوانده می شود تماما کتابهای غربی ها است با فرهنگ آنها اما در دانشگاههای ما کتابهای خودمان با فرهنگ خودمان تدریس نمی شود و مورد دیگر اینکه اقتصاد ما بیمار است و این ارتباط بسیار تنگاتنگی با افسردگی و مشکلات و روابط تیره زندگی دارد وقتی مردی باید سه شیفت کار کند یا مادری که زودتر از فرزندش به اداره می رود و دیر به خانه برمی گردد تفریحی نیست یا اگر هست سربار فامیل هستیم در شهرستانها یا در چادر ها کنار جوی آبها فقط گفته شود مسافرت رفتیم وقتی فرزندمان از ما چیزی می خواهد ونداریم غرورمان له می شود وقتی به فرزندانمان مکرر می گوئیم ندارم ندارم وقتی در مقابل مهمان صورتمان را با سیلی سرخ می کنیم وقتی رفت و آمدمان را به خانه های دیگران برای فرهنگ از دست رفته مان کم می کنیم وقتی صدا و سیمای ما به طور مثال خنده بازار را قطع می کند و صبح تا شب میزگرد میز بیضی و غیره دارد سخنرانی دارد و فیلم هایی که شعور ملت را به بازی گرفتن آیا مجالی برای زندگی می ماند برای داشتن روحیه خوب می ماند .
محمد حسین
۱۶:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
خب اقای محمدی بزرگوار ما چطوری مهارت زندگیمون را افزایش بدیم؟ راهی به جز مطالعه دارید؟ اما خود شما حداقل یک بخش معرفی کتاب در عصرایران ندارید.من تقاضا میکنم یک بخشی برای این موضوعات در سایت اختصاص بدید که یا مطالبی را به صورت مستقیم خودتون در سایت بذارید یا کتاب معرفی کنید.
مهرداد
۱۶:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
خوب؟؟؟ادامه ش چه شد!!!! حداقل یه منبعی معرفی میکردی بریم برای مطالعه!!!!
امیرحسین
۱۵:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
ریشه تمامی مشکلات و گرفتاری ها به دو موضوع مربوط می شود:
1.جامعه:دارا بودن مدیران کارآمد که تعداد مدیران اینچنینی کم است.
2. فرد:دارا بودن روحیه تقوی (یعنی گناه نکردن و پرهیزکاری) که متأسفانه تقوای واقعی مشهود نیست.
ناشناس
۱۵:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
الان یه کودک ۵ ساله هم آیپد و... داره. پدر مادر وقتی می بینن بچه باهاش سرگرم میشه کیف می کنن که دیگه دست از سرشون برداشته و مشغول شده، بی خبر از اینکه دارن با آینده بچه چیکار میکنن. تازه پز هم میدن که بچه ما باهوشه بلده کامپیوتر و... رو روشن کنه و... !
ناشناس
۱۵:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
همان طور که در متن نوشتار بدان اشاره شد، یک کودک برای آنکه دیده و شنیده شود به گریه و یا ابراز خشم متوسل می شود. یکایک آحاد مردم در بزرگسالی نیز می خواهند دیده و شنیده شوند. چنانچه رویکرد جامعه ای دیدن، شنیدن و اجابت خواست قاطبه مردم شد، خود به خود مردم آرامتر می شوند و از ابراز خشم فاصله می گیرند چون بدان نیازی ندارند... من احساس می کنم جوامع غربی بدلیل اجابت بیشتر و بهتر سلسله نیازهای مازلوی آحاد مردم، موفق شده اند خودبخود خشم را در جامعه کاهش دهند
سجاد
۱۵:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
با سلام
خب اگه امکانش هست خود شما عزیزان به صورت پیوسته و منظم مطالبی آموزشی کاربردی و نسبتا ساده تحت عنوان سواد زندگی، مهارت‌های زندگی یا آنچه در مدرسه به ما نمی‌آموزند یا هر عنوان مناسب دیگه ای در سایتتون قرار بدید.
با تشکر
ناشناس
۱۵:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
عصر ایران گرامی،
با سپاس برای ارائه مقاله بجا و آموزنده اتان و همچنین برای درج نظرات خوانندگان، تا احساس کنیم که واقعا در آنجه که پیرامون ما میگذرد، هم صدا و هم درد های فراوانی داریم.
بحث برخورد با هنجار و یا ناهنجارهای اجتماعی، البته، منحصر به این مقاله و یا مجموعه نمی شود. همۀ ما تحت تأثیر محیط اجتماعی ای که در آن زندگی می کنیم هستیم، و در این میان، شرایط اقتصادی آحاد جامعه نقش مهم و بارزی در شکل گیری هنجارهای اجتماعی بازی می کند. میخواهم بگویم حتی اگر جامعه سوئد، ژاپن و یا سوئیس نیز با خرابی های اقتصادی، رانت خواری، ضعف مدیرت در بدنۀ اجتماع، و ... روبرو شود، و آین مشکلات در یک چشم انداز بی انتها در زندگی روزمره آدمیان نقش بازی کند، آنها نیز جز "خشم" و "افسردگی" چیز دیگری برای دفاع از خود نخواهند داشت. جنگ جهانی دوم، خود مثال روشن از ادعای من است.
باز هم از شما ممنونم، چه نظر مرا پخش بکنید، و چه اینکار را نکنید، مطمئنا "خشمگین" و یا "افسرده" نخواهم شد، چون نفس کار شما درست است.
سپاس
nazi
۱۵:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
فقط وفقط دلیلش اینه که هیچ انگیزه ای برای مرذم نیست که بتونن شاد باشن.
حامد
۱۵:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
با تشکر از مطلب خوبتون.ولی خواهشی که من دارم اینه که شما هم به ذکر مشکل و مصیبت نپردازید و راهکار ارایه بدید که اقلا در نبود نهادهای فعال فرهنگی در این زمینه ها امثال شما بتونید باری از مشکلات اجتماعی و روانی رو از روی دوش مردم بردارید
ناشناس
۱۵:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
به خدا قسم منابع غنی زیادی برای یادگیری نه این مهارت‌ها بلکه مهارت‌های بسیار پیشرفته تر با دیدگاه‌هایی بسیار زیبا داریم اما همت نداریم.

کی تا حالا مثنوی رو خونده؟ این مولانای نازنین به این زبون ساده چنین آموزش‌های طراز اولی رو با داستانهای زیبا برای ما گفته.

وضو بگیریم، به یاد خدا، هر روز فقط یک قسمتشو بخونیم، لازم نیست همه همشو بفهمیم، آسته آسته بریم جلو، فایل‌های صوتیشم هست که بخونه و ما متنو نگاه کنیم، اگه همشو خوندیم و خالصانه تفکر کردیم و سوالی داشتیم که حل نشد، اونوقت با هم یه فکری می‌کنیم...

فردوسی چندصد سال پیش اون درسهای بزرگ و زیبا رو به ما داده؟ چرا ما امروز حال و روزمون اینه؟ چون مطالعه نمی‌کنیم اگرم می‌کنیم کتاب‌های در پیتی رو که امروز تو بازار پر شده برمیداریم و وقت گرانقدر رو تلف می‌کنیم...
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۷:۳۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
براستي كه همينطوره ؛ آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم ، يار در خانه و ما گرد جهان مي گرديم
مهدی
۱۵:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
سه یا چهار روز بعد از اتمام مهلت قبض برق ، اقای برق تشریف می ارند برای قطع کردن انشعاب اون هم برای مبلغی کمتر از 150 .
با ایشون اروم صحبت می کنید زیر بار نمی ارند ، نباید خشمگین شد ؟

اصولا وقتی در یک جامعه نظم اجتماعی نباشه و حرکت های ناگهانی زیاد رخ بده خشم عمومی هم زیاد خواهد بود.
محمد
۱۵:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
قدم اول برای داشتن جامعه ای سالم ،پایبندی افراد جامعه به اصول اخلاقی است. فرزندانی اخلاقی تربیت کنیم بخش زیادی از مشکلات حل می شود.
مشتری پرو پا قرص عصر ایران عزیز
۱۵:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
با سلام و عرض ادب من تقریبا"تمام مطالب جنابعالی,آقای محمدی ,را خوانده و کلا"کاربر دائمی عصر ایران دوست داشتنی هستم,بدون کوچکترین تعارف .جناب محمدی پیشنهاد می‌کنم این موضوع را (یعنی توانائی های برخورد با چالش های زندگی)در کافه گفتگو به بحث بگذارید,مطمئن هستم استقبال زیاد و نتایج مفیدی خواهد داشت.
ناشناس
۱۵:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
یکی از نا کارآمد ترین دستگاههای این کشور رادیو و تلویزیون هست که جز حیف و میل سرمایه ملت چیزی نداره به اون عریضی و طویلی هر یک کانال کپی قبلی باز می کنه
این همه چرت و پرت تحویل ملت میده به جای اینکه به این جور چیزا پرداخت کنه آموزشهای اجتماعی، خانوادگی ، زبان انگلیسی و ...
مژگان
۱۵:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
مشكلمونو شناختيم حالا راه حل ارائه بديد لطفاً
ناشناس
۱۵:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
یک موضوع جالب برای کافه کفت و گو
ناشناس
۱۴:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
بالاخره تگفتی چی کار کنیم آقای نویسنده. این فقط طرح سوال بود که!!!
ناشناس
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
افسرده ام
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۶:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
من هم
افسرده خشمگین
۱۴:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
وقتی مدیر آدم با هیچ زبون آدمیزادی قانع نمیشه بجز خشم یا افسردگی مگه کار دیگه ای هم میشه کرد؟؟!!
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۵:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
میبینم که مدیرت منفی داده!!!
noora
۱۴:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
باسلام
به نکات خوبي در متن اشاره شده است. اميدوارم راهکارهاي آموزشي و حذف خشم و افسردگي را نيز در مقاله اي در اختيار خوانندگان قراردهيد
علی
۱۴:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
آیا تا به حال فکر کرده اید که شما را بزارند در کابین خلبان یک هواپیما و به شما گویند حالا این هوا پیما را بلند کن ؟ مسلما کسانی که فقط اسم هواپیما را شنیده اند در مواجه با این پیشنهاد پشتشان به لرزه می افتد. زندگی کردن و یا تکنولوژی زندگی هزاران با از راندن هواپیما پیچیده تر است که ما هیچوقت این تکنولوژی را یاد نمی گیریم که هیچ بلکه در اجتماع چیزهایی یاد می گیریم که بدتر تو چله چوله می افتیم.
مجید
۱۴:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
عالی بود
ناشناس
۱۴:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
چقدر خوب که در مورد این مسائل مطلب می نویسید متاسفانه ما هیچ کدام از اصول اولیه زندگی را یاد نگرفتیم
اعظم
۱۴:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
از بزرگي شنيدم كه: انسان بايد طوري تربيت بشه كه در برابر حوادث و ناگواريهاي زندگي بدون اينكه وارد فاز منفي از قبيل ترس، نگراني، خشم و ناراحتي و.. بشه بخوبي اون رو مديريت و چاره انديشي كنه.و براي اينكه منظورش خوب جا بيفته گفت نظير اون آتش نشاني كه تربيت شده تا دربحران و آتش ، بدون بر سر زدن و شيون كردن راه حل پيدا كنه ويا پزشكي كه با ديدن خون و زخم هاي وحشتناك يك تصادفي ،فقط بر نجات بيمار و رفع مشكل تمركز ميكنه.... درحاليكه عده اي فقط برسر ميزنن ، بيهوش ميشن وحتي يادشون ميره به اورژانس يا آتش نشاني زنگ بزنن.
اين تربيت هرچند كه بايداز كودكي انجام بشه اما نبايد از دستيابي به اون در بزرگسالي نيز نااميد شد.چون خداوند انسان رو با قابليت تغيير آفريده.
پيشنهاد ميكنم اگراين اولويت براي متوليان فرهنگي جامعه هم احساس شد از تجربيات جواب داده شده ژاپن استفاده كنند
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۷:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
این نظر خیلی جالب بود، دوس دارم تو وبلاگم استفاده کنم
ناشناس
۱۴:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
یه پیشنهاد دارم، هر روز یا هفته ای یکبار، یک مهارت زندگی در بخشی از سایتتون بگذارید. بالاخره اگه برای چند نفر هم مفید باشد، به امتحانش می ارزد.
محمد
۱۴:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
فوق العاده عالی بود. با اجازه شما توی فیسبوک به اشتراک می‌گذارم (البته با درج منبع و نویسنده گرامی)
ناشناس
۱۴:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
راهکار چیست؟
ناشناس
۱۴:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
سلام و خسته نباشید - کمبود نیاز اموزش در سیستم ایران واقعا مشهود است ما هیچ وقت چگونگی رفع نازهای احساسی، عاطفی و جنسی رو مخصوصا در روابط همسری نمی اموزیم مگر با ازمون و خطا و یا خواندن کتبهای ترجمه شده که برداشت نویسنده و مترجم کتاب - و این باعث میشه فقط دوران کوتاهی از یک زندگی مشترک به خوشی بگذرد و مابقی با گذر زمان - این درد واقعی جامعه ماست
ناشناس
۱۴:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
سلام و خسته نباشید - کمبود نیاز اموزش در سیستم ایران واقعا مشهود است ما هیچ وقت چگونگی رفع نازهای احساسی، عاطفی و جنسی رو مخصوصا در روابط همسری نمی اموزیم مگر با ازمون و خطا و یا خواندن کتبهای ترجمه شده که برداشت نویسنده و مترجم کتاب - و این باعث میشه فقط دوران کوتاهی از یک زندگی مشترک به خوشی بگذرد و مابقی با گذر زمان - این درد واقعی جامعه ماست
ناشناس
۱۴:۱۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
به نکات خوبی اشاره فرمودیدکه متاسفانه ازابتدا آموزشهای لازم راندیده ایم واین وضع برای فرزندانمان نیزهمچنان ادامه دارد,ازدستگاه رسانه ای نظیرصدا وسیما که میتوانددراین راه مفیدواقع شود هیچ برنامه مناسبی نمی بینیم اگربخواهندمطلبی رابگوینداینقدراین شاخ واون شاخ میکنند که مردم ازخیرش میگذرند.
ناشناس
۱۴:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
عصر ايران اگه بخواهيم مطالب بيشتري در اين زمينه مطالعه كنيم يا از همين الان بخواهيم اين مهارتها را به فرزندمان بياموزيم از كجا شروع كنيم
پیمان
۱۴:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
به قول دوستمون حال این روزهای ما اصلا خوب نیست
علي
۱۴:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
واقعا عالي بود. بقدري مردم جامع درگير مشكلات اقتصادي هستند كه نمي دانند دچار چه مشكل فرهنگي و خانوادگي شده اند كه اين خود معضلي در جامعه ايجاد مي كند و نتيجه آن عدم درايت لازم و تصميم گيري صحيح در مواجهه با چنين مشكلاتي مي باشد.
یک کارمند بازنشسته
۱۴:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
.. .به قول مرحوم نظام وفا آرانی:دنیا با تجربه پیران و با همت جوانان اداره میشود.ولی در کشور ما اینطور نیست و تمام گرفتاریهای ما به همین دلیل است.والسلام
امین
۱۴:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
درد و گفتی درمان هام بگو دیگه
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۴:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
درمانش رو هم گفته: منتظر دیگران نباشید و بروید دنبال یادگیری مهارت های زندگی. ببینید کجا می تونید یاد بگیرید، کتاب بخرید، در سمینارهای اموزشی مربوطه شرکت کنید، اگر کلاسی بود برید هزینه کنید و شرکت کنید و ...
ناشناس
۱۳:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
اشکالی نداره اول تاوان تربیت قبلی رو میدیم بعدش برای اینده درست تربیت می کنیم خلاصه بزن در رو نداریم حالا اول تاوان بی سوادی رو باید داد بعدش به فکر اینده بود انشاالله در اینده دیگه همه یاد می گیرن که افسرده و خشمگین نباشن
آیدین
۱۳:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
جعفر خان شما که دستی به آتیش داری و سایت وزینی رو هم اداره میکنی. خوب شروع کن به یاد دادن این مهارت ها. هفته ای راجع به دو تا مهارت مطلب خوب بذار. خیردنیا و آخرتت تو اینه.
موفق باشی
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۵:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
واقعا درست میگه.عاجزانه این درخواست رو از شماها که کننده ی کار هستید و راه و جاهش رو بلدید ,داریم.
ناشناس
۱۳:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
دلواپسان کجایید؟
هستي
۱۳:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
بهتره كه كارشناسان روانشناسي ما كه خيلي هم مدعي هستند بيان و اين راه حلها رو ياد مردم بدن
آقاي جعفر محمدي
متشكر مي شيم اگه در قسمتهاي بعدي توضيحات بيشتري راجب اين مشكل و نوع رفتارهايي كه خودتون در نظر داريد بيشتر توضيح بديد متشكرم
ناشناس
۱۳:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
مدتهاست هیچ چیزی خوشخالم نمی کند، علتش را خودم می دانم (تبعضهای بیشماری که طی سالیان دراز در محل کار و جامعه می بینم) ولی با هر ترفندی که بکار بسته ام نتوانسته ام راه حل پایداری پیدا کنم.
پاسخ ها
ناشناس تر
| |
۱۴:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
مشکلمون یکیه حاجی
ناشناس
۱۳:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
درود بر شما عصر ایرانیا
به نظرم شما به عنوان یه رسانه قدرتمند بیایید مهارت های زندگی را در قالب مقاله های آموزش دهید.
یا حداقل چنیدن کتاب خوب در زمینه تربیت فرزند معرفی کنید که من پدر یا مادر بخوانیم و در تربیت فرزندان خود استفاده کنیم.
ناشناس
۱۳:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
فقط این مشکل نیست همه چیمون به همه چیمون میاد!
ناصر هشترودی
۱۳:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
فقط و فقط فشارهای زندگی بعلاوه دروغ گویی بعضی از مسئولین مخصوصا" 8سال عدالت
ناشناس
۱۳:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
چرا داری تلقین میکنی؟

یعنی ادمای نرمال و خوش قلب , ادمایی که همیشه میخندن وجود ندارن نگفتم خوشحال , گفتم خوشرو
چرا میخوای ملت فکر کنن وضعیت خرابه داری شورش رو در میاری عصر ایران
پاسخ ها
محسن
| |
۱۵:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
شب بخير عزيزم
ناشناس
| |
۱۵:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
از طرز نوشتن تان معلوم است که مصداق عینی همین موضوع خود شما هستید!!!
ناشناس
| |
۱۰:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
خواهش میکنم یکبار دیگه مطلب بالارو بخونید
نمیشناسی دیگه
۱۳:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
این مطالب خوبن ولی کاش اونقدر بولدش کنین که تو رسانه و ها و آموزشای ما عادی بشه و ضرورتش فهمیده شه
خیلی از طلاق ها خیلی از اختلافات زندگی خیلی از معضلات اجتماعی متاسفانه از همین جا و ندونستن این مهارت ها نشأت گرفته میشه
آموزش ندیدیم خیلی هوشیار باشیم سعی می کنیم خودمون یاد بگیریم اگه و اگه گذر زمان بهمون فرصت جبران رو بهمون بده...
تو رو خدا این موضوع رو جدی ادامه بدین
ناشناس
۱۳:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
بحث بسیار مهم و بجا بود. ای کاش حداقل 2 واحد از دروس دانشگاهی یا دبیرستان را به این امر بسیار ضروری و حیاتی اختصاص می دادند. باز هم ممنون
پاسخ ها
آرش
| |
۱۴:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
آیا تمام واحد های درسی که دردانشگاه وقبل از آن در مدرسه گذرانده ایم اکنون درزندگی بدرد مان می خورد
ناشناس
| |
۲۱:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
بنظرم چیزی نیست که در آموزش بگنجه .... شاید به کف ترازوی پرورش بی توجهی سهل النگارانه ایی شده باشه ... یعنی نباید به عنوان واحد درسی بلکه بعنوان بازسازی تمامی واحد های درسی نگاهی علمی و معرفتی انداخت
خبازي مقدم
۱۳:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
بين ما ايرانيان جا افتاده كه هميشه را ههاي ميانبر را انتخاب كنيم كه چه بسا بسياري ازاين راهها به بن بست ميرسد مااز كودكي شنيديم كه اگر درس نخوانيم شاگرد مكانيك بشويم يا اگر كم درس بخوانيم گروهبان ارتش بشويم غافل ازاين كه براي اين كارها علم روز ميخواهد كه نداريم درس خواندن يا درس دادن ازروي رفع تكليف براي ما به شمار ميرود سيستم اموزشي ما بدون راه رفته دست به كارهايي ميزند كه به جز اتلاف وقت وسرمايه راه به جايي ندارد عدم استفاده از افراد متخصص وكارازموده كمر علم دانش رادرايران خم كرده است كجا مااموزش ديديم كه بتوانيم به موقع دربرابر مشكلات عكس العمل خوبي داشته باشيم رسانه هاي ما در عرض روز چند بار مشكلات جامعه را مطرح ميكنند وبراي ان راه كار مناسب ارائه ميكنند براي مثال كشاورزي ما از پدران مابه ماارث رسيده كدام روش نوين وروزمره را دراختيار كشاور قرار دادهايم كه حالا انتظار معجزه داريم ما انقدر ناتوان هستيم هنوز نتوانسته ايم الگوي مناسبي براي مايه حيات خودمان يعني اب داشته باشيم تاروزي برسد كه خيلي ديراست
حبیب
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
ای کاش در این مطلب کمی هم در مورد همان مهارتهای زندگی یا سواد زندگی سخن می گفتید و فقط به طرح موضوع بسنده نمی کردید. این طور یک مطلب آمزنده میشد.
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۴:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
مطالب دکتر سریع القلم را بخونید
فردین
۱۳:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
سایتهای اجتمایی ، میتوانند نقش مهمی در آموزش داشته باشند....


...(خلاقیت لازمه)..
پاسخ ها
ناشناس
| |
۲۱:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
هیچ به تقضا 100% و عرضه 0% این موضوع و امکان سنجی تجاری آن فکر کرده ایم ؟؟؟
خلاقیت رو هستم ... هم دنیا داره هم آخرت .. بسم الله
محمد
۱۳:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
باور کنید من حاضرم برای یادگیری این مهارت ها هزینه مالی هم بکنم ولی واقعا کجا میشه اینا رو یاد گرفت؟
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۴:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
عصرایران باید خودت آستین هات رو بالا بزنی و با کمک کارشناسان واقعی و منابع علمی معتبر آموزش رو شروع کنی. پیشنهاد می کنم جزوه های کاربردی تولید کنی و هزینه اش رو هم دریافت کنی. مطمئن باش اگه مفید باشه همه استقبال می کنن
یونس
| |
۲۰:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
ایده این دوست ناشناسمون خوبه. خود رسانه هایی که دغدغه فرهنگی هم دارن مسلما میتونن با کمک کارشناسان خوب مطالب آموزشی خوبی بذارن. عصر ایران قبلا هم از این نوع مطالب داشته
ناشناس
۱۳:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
از نگاه علمی شما ممنونم. تا وقتی سیستم اموزشی این است ، همین آش است و همین کاسه
ناشناس
۱۳:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
حالمون بده..............
بابك
۱۳:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
يه عامل خيلي مهم ديگه اش برنامه هاي صدا وسيما ست
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
درسته. مثلا از زادروز امام رضا (ع) خیلی راحت میگذره (حتی تعطیل بودنش هم چند سال پیش حذف شد) اما مناسبت های غم بار .... از طرفی در سریال های طنز هم دائم سایه ی فقر و تشییع جنازه و ... هست!
افق ایران
| |
۱۶:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
تو فیلم ها, سریالها و حتی کارتن ها هم نه تنها آموزشی دیده نمی شود بلکه داستانها سراسر خشم و آموزش ضد اجتماعی است.متاسفیم که که تام و جری و بره ناقلا بچه ها رو جذب میکنه ولی یک کارتن با محبوبیت همه گیر نداریم.
ناشناس
| |
۱۷:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
صداوسیما فقط بدنبال کسب درامد از طریق تبلیغاته
فرهنگسازی کنه ؟
جک گفتیا
ناشناس
| |
۱۱:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
صدا و سیما با این سریالهای آبکیش فقط به دنبال یاد دادن اصطلاحات زشت، تجمل گرایی، دورویی و ... به مردمه
ناشناس
۱۳:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
((سيستم آموزشي ما)) آي گفتي!
پاسخ ها
جدی
| |
۱۵:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
واقعا ضعیفه...اگر تو این مشاوره قبل ازدواج بجای اینکه درس اناتومی بدن بذارن از حقوق زن و مرد...از معنی شرایط ضمن عقد بگن خیلی بهتره...
از وظایف مرد...من دو سال عقد بودم و یک سال و نیم ازدواج کردم...شوهرم پنجاه هزار تومان هم خرجی بهم نمیده تازه از حقوقم برنج و گوشت و مرغ میخرم...
خیلی راحت میگه زن کارمند احتیاجی به خرجی گرفتن نداره...
واقعا یعنی شوهرم نباید حتی پول یک جفت جوراب 1000تومانی هم به زنش بده چون زنش کارمنده!!!!
اینا رو به بهشون یاد بدید...
ناشناس
| |
۱۰:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
شما هم در ازاش کار خونه رو اصلن انجام ندین
اما اگه شوهرتون با شما در کار خونه به نسبت مساوی همکاری داره و مشارکت میکنه پس شما هم نباید انتظار داشته باشین که به شما خرجی بده
اصل استقلال رو هیچوقت فراموش نکنید
ه
| |
۰۸:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۲
من این دوره ها روسپری کردم ،خیلی مفید بوده خیلی خیلی....
از اقای جعفر طهماسبی روانشناس شهر تبریز بی نهایت سپاس گذارم.
همین دوره ها بوده که خودم و دیگران احساس میکنیم که در روابطم یه خورده با بقیه فرق دارم.
تو نت با عنوان کار گاه های اموزشی سرچ کنین امید وارم موفق بشین.
در ضمن هیچ کتابی جای کارگاه های اموزشی رونمیده باید در کلاس ها حضور داشت و تو بحث ها شرکت کرد تا تاثیرش رو دید.
ناشناس
۱۳:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
سلام. چون بچه ها را دیمی بار می آوریم! فقط عمر تلف می شود تا بزرگ شوند. من در مدرسه ای که شاگردانش از ثروتمند ترین افراد تهران هستند معلم بودم. واقعا میگم متاسفم. همین.
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۴:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
جایی رو سراغ دارید بریم و ثبت نام کنیم و این مهارت ها رو یاد بگیریم؟ برای همه چیز خرج می کنیم برای زندگیمون چرا این کار رو نکنیم؟ فقط باید جایی باشه که واقعا یادمون بده
ناشناس
| |
۱۴:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
منکه جای خاصی رو سراغ ندارم. خبر دار شدی به ما هم بگو
ناشناس
| |
۱۵:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
متاسفانه کسی این مهارتها رو یاد نگرفته که یاد بدهد. در ایران این مهارتها با آموزش به دست نمی آید و لذا نمی توان آن را به طور علمی یاد گرفت
ناشناس
| |
۱۵:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
من شخصا بدلیل تحصیلات و تجربه هایی که دارم خیلی سعی کردم چیزهایی یاد این دانش آموزان بدم اما مشکل اینجا بود که : ۱- برای مدرسه جز شهریه ۵میلیون تومانی(سال۱۳۸۹) چیزی مهم نبود و برای اولیا نمره۲۰. اولیای دانش آموزان فرزندانشون رو تشویق میکردن که به حرف معلم بها ندن! و اونو بی ارزش بدونن! مدرسه هم برای جلب رضایت اولیا (و جیب خود) همواره این در دهانش بود: معلم رو ول کنید!
ناشناس
| |
۱۷:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
منم با نظر ناشناس 14:17 موافقم . ما برای پیتزا و لباس و ... هزینه می کنیم ولی خیلی هامون فرهنگ این رو نداریم که برای یادگرفتن خودمون هزینه کنیم. البته خیلی هامون هم هزینه می کنیم ولی واقعیت اینه که نمی دونم پیش کدوم عطاری بریم که مهارت های زندکی رو داشته باشه و بتونه بهمون یاد بده
علی
| |
۰۹:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
1. فکر می‌کنم اخیراً شهرداری تهران داره دوره‌هایی در این زمینه‌ها برگزار می‌کنه. اگر خوب جستجو کنید تو شهرهای مختلف هم دوره‌هایی هست. شاید ایده‌آل نباشه ولی از هیچی خیلی بهتره. 2. کتاب‌های زیادی در این زمینه‌ها منتشر می‌شه که می‌تونید با عضویت در سایت‌های کتاب‌خونی از هموطنان کتاب‌خوان نظرخواهی کنید و بهترین کتاب‌ها را انتخاب کنید. 3. یه اصل مهم: "آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه نمی‌پسندی برای دیگران هم نپسند"، از همین امروز سعی کنیم همین یه اصل رو در زندگی پیاده کنیم، مطمئن باشید حالمون "خیلی" بهتر میشه
ناشناس
| |
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
مى‌تونيد به كارگاه‌هاى مشاوره و آموزش مهارت‌هاى زندگى مراجعه نماييد.
اكثر روانشناس‌ها مى‌دوننداين كارگاه‌ها كى و كجا برگزار مى‌شه.
بابك
| |
۱۰:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
بنظرم يكي از مهمترين چيزهايي كه ياد نگرفته ايم اينه كه هر وقت مشكلي ميبينيم فقط ابراز تاسف ميكنيم يا گله يا خودخوري ولي براي رفع مشكلات پا پيش نمي گزاريم مثلا حداقل نميريم سايت آموزش و پرورش و همين نظراتي كه اينجا ميديم به گوش انها برسانيم يا مشكلات شهري را به گوش مسئولين شهرداري
البته بنظرم اكثريت مون اينطوري هستيم نه همه
مسعود
| |
۱۶:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
دوره مهارتهای ارتباطی در 2 سطح مقدماتی و پیشرفته هست مثلا راجع به قانون ارتباط البرت محرابیان بحث میکنه 7% تاثیر کلام 38%ضرب اهنگ و55% زبان بدن و درباره همین چیزا صحبت میشه با مهارتهای گفتگوو.....
ناشناس
| |
۲۱:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
من که فکر می کنم باید از عصرایران بخواهیم خودش که این بحث رو به خوبی آغاز کرده ، خودش هم ادامه بده. حالا چه در قالب مقالات ، چه در قالب آموزش های حضوری و سمیناری ، چه در قالب کتاب و فایل ، چه با دریافت هزینه ، چه بی هزینه (که من از این یکی بیشتر خوشم میاد :-)
عصری جون شروع کن
تعداد کاراکترهای مجاز:1200