عصرايران - در ميان رسانه ها ، متداول است که در پايان سال يا آغاز سال جديد ، مرد سال گذشته را انتخاب و معرفي کنند ، همانطور که امسال نيز برخي رسانه هاچنين کردند.
چهره برتر سال ، آن کارمند و کارگر و کاسبي است که در ابتداي سال 86 ، چرتکه انداخته بود که با اندوخته اش و با وام و قرض و فروختن طلاهاي همسرش ، خواهد توانست پس از سال ها مستاجري ، در سال جديد ،خانه اي کوچک بخرد ولي کيمياي تدبير مسوولان ، چون به خاک مسکن خورد ، آن را به طلا تبديل کرد و بدين ترتيب ، تمام محاسبات او و تمام اميدهايش به باد فنا رفت و او ، اينک و در سالي ديگر ، همچنان در رنج مستاجري است و اين بار ، نه براي خريد خانه ، که براي رهن آن چرتکه مي اندازد و پشتش مي لرزد و در دلش ، باعث و باني بي خانماني اش را نفرين مي کند و آه مي کشد و به روياهاي برباد رفته مي انديشد .
مرد سال ، آن مرد بي نوايي است که صاحبخانه اش ، اسباب و اثاثيه اش را به کوچه ريخت و او ، چاره اي نداشت جز آنکه در گوشه يک پياده رو و در ميان نگاه هاي سنگين رهگذران با زن و کودکانش روزگار بگذراند .
شخصيت برتر سال گذشته ، آن معلم حق التدريس و آن کارمند بينواي "شرکتي" است که در لحظه به لحظه سال ، استثمار شدن رابا گوشت و پوست و استخوانش لمس کرد ، تبعيض ها را به هر مشقتي بود ، - به ناچار - تحمل کرد ، با اندک حقوقي که بيشتر به يک شوخي توهين آميز مي ماند ، - باز به ناچار - ساخت ، به وعده هاي هر از گاه مسوولان ، دل خوش کرد تا شايد فرجي در کارش شود و نه بيش از ديگران ، که همانند همسانان خود مزد زحماتش و خدماتش را بگيرد ولي يک سال ديگر هم گذشت و او هنوز نگران آن است که بي هيچ خطايي ، عذرش را بخواهند . راستي اگر که اکنون سني هم از او گذشته است ، بخواهند تعديلش کنند(همان اخراج و از نان خوردن انداختن) چه کند اين مرد عيالوار و زحمتکش و شريف؟! شايد آن بالايي ها معتقدند که اين ، ديگر مشکل خودش است!
مرد سال ، آن کارگري است که از 15 ماه پيش تا به امروز ، حقوق نگرفته و به هزار رنج و مشقت و فلاکت و البته با هزار هزار قرض و وام و سيلي به صورت زدن ، همچنان سايه اش بر سر خانواده اش هست و چه مي کشد اين مرد در درون توفاني و غمبار خويش!
مرد سال ، آن نفرين شده اي است که از بد روزگار کار و بارش به ادارات دولتي و کلانتري و دادگستري و شهرداري افتاد تا مجبور باشد براي يک کار ساده چند دقيقه اي هفته ها و ماهها برود و بيايد و تحقير شود و براي گرفتن حق مسلم خودش ، حتي پيش آبدارچي اداره هم دست به جيب شود تا معناي واقعي تکريم ارباب رجوع را بفهمد!
چهره برتر سال ، آن مادري است که براي مداواي کودک خردسالش ، قرنيه چشمش را فروخت و آن پدري است که
کليه خود را به فروش گذاشت تا شايد مرگ اقتصادي خانواده اش چند صباحي به تأخير افتد.
مرد سال ، آن جواني است که براي ازدواج و اشتغال و مسکن به دنبال يک وام دو سه ميليوني ، ماهها تمام بانک ها را دويد و سر آخر وقتي خسته و نااميد ، خبردار شد که "از او بهتران" ، تسهيلات ميلياردي را در چند روز مي گيرند و گاه پس هم نمي دهند ، دلش خون شد از اين همه "تبعيض" در ميانه اين همه "شعار عدالت" سر دادن .
مرد سال ، آن جوان فارغ التحصيل و متخصصي است که در به در به دنبال يک کار معمولي مي گردد و نمي جويد و در همان حال مي بيند که فلان نور چشمي هم سن و سالش ، مدام حکم هاي رنگارنگ و نان و آبدار مي گيرد و به ريش تمام جوانان و تحصيل کرده ها مي خندد و دعا به جان قدرت مي کند!
مرد سال ، سرپرست خانواده ای است که از صبح تا نیمه شب ، دو یا سه جا کار می کند ، مسافرکشی می کند و در حسرت دیدن رنگ چشم کودکانش هست چرا که صبح که خواب آلوده از خانه بیرون می رود و شب که خسته باز می گردد ، آنها را فقط در رختخوابشان می بیند و البته از یک بابت نیز راضی است که ناگزیر نمی شود چشم در چشم آنها ، شرمنده تقاضایشان شود.
چهره برتر سال ، کسی است خود و هر که را که می شناسد، "هشت" شان گرو "نه" شان است ولی از زبان مسوولان می شنود که وضعشان خوب شده است ، کسی است که بیکاری فلج اش کرده ولی وقتی تلویزیون را روشن می کند ، با آمار حیرت آور اشتغال زایی مواجه می شود . کسی است که وعده های مسوولان برایش به یک طنز تلخ تبدیل شده است و او هیچ کس را پاسخگوی خود نمی یابد و هر بار چیزی جز وعده های زیبا و شعارهای هیجان برانگیز از مسوولانش تحویل نمی گیرد و چه تکرار ملال آوری!
چهره برتر سال ، آن زن بي همسري است که در سال گذشته نيز همانند يک مرد و برتر از او ، در اين جامعه بي رحم و خشونت بار ، در نهايت پاکدامني و نجابت و صبوري ،کار کرد و کار کرد و کار کرد و اشک هايش را درون دل ريخت تا کودکان يتيم اش ، شايد بتوانند وعده اي غذاي گرم بخورند ، گاهي لباس ارزان قيمت ، ولي نو بپوشند و همچنان بتوانند به مدرسه بروند و درد بي پدري را کمتر احساس کنند.
مرد سالی که گذشت ... .
ادامه این قضاوت را به خوانندگان عصرایران وامی گذاریم تا آنان نیز بگویند چهره برتر سال 1386 چه کسی بود؟!