آفتاب يزد
روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله امروز خود با عنوان "لزوم نوآوري" آورده است:
در لغت نامه دولت! دولـت نـهـم از ابـتــــداي كـار، اصـرار زيــــادي بر ايجاد تغييرات در سنتها، روشها و راهكارهاي تجربه شدهاي داشت كه در سالهاي گذشته حاكم بوده است. اين تغيير، هم اموري را شامل شده است كه بعضي از كارشناسان، آن را موفق ارزيابي مي كردند و هم در عرصههايي كه بسياري از مردم، خواهان تحول در آن بودهاند. حتي بايد گفت راي گروهي از مـردم، فقط با اميد ايجاد تغييرات در بعضي عرصهها به رئيسجمهور فعلي تقديم شده است، اما امروز با گذشت بيش از سي ماه از فعاليت رسمي دولـت، مـيتوان ادعا كرد اصليترين شعارهاي مطرح شده در دوره تبليغات رياست جمهوري همچون مبارزه با مافياي نفتي، ايجاد تغيير در زندگي مردم با توجه به تغييرات قيمت نفت و بر هم زدن برخي مرزبنديهاي سياسي قبلي و بهرهگيري از همه نيروها براي پيشرفت كشور، نمود علني براي مردم نداشته است. درحالي كه دولتمردان در عرصههايي دست به تغيير زدهاند- يا به قول خود <نوآوري> كردهاند- كه هيچگونه بحثي در شعارهاي انتخاباتي در مورد آن مطرح نشده بود و اكنون نوآوريهاي انجام شده، اعتراضاتي را از سوي سياستمداران و كارشناسان اصولگرا و مستقل به دنبال داشته است. در اين مورد، قبلا در آفتاب يزد مقالاتي ارائه شده و در آينده نيز به تناسب، تحليلهايي ارائه خواهد شد. اما آنچه بهانه نگارش اين سرمقاله گرديد متن نامهاي است كه توسط دكتر احمدينژاد براي ستاره فوتبال آرژانتيني ارسال شد و ميتوان آن را از اقدامات منحصر به فرد دولت نهم دانست. در اين نامه - كه ارسال آن نيز محل بحث است- عبارات عجيبي در توصيف مارادونا و دولت آرژانتين وجود دارد كه تنها ميتوان آن را از نوآوريهاي دولت جديد دانست.
در اين نامه، كسي مورد تمجيد عاليترين مقام اجرائي ايران قرار گرفته است كه نامآوري او در عرصه فوتبال، همواره يادآور برخي نقاط ضعف شخصي او هم ميباشد. همچنين به بهانه پاسخگويي به محبت مارادونا نسبت به رئيسجمهور ايران، دولت آرژانتين در كنار دولتهاي آزاديخواه و انقلابي قرار گرفته است. درحالي كه همين دولت انقلابي و آزاديخواه ، در 14 سال گذشته بارها ايران را به دست داشتن در انفجار مركز يهوديان بوئنوس آيرس متهم كرده و يا با سكوت رضايتمندانه، عملا از اقدام سياسي دستگاه قضايي آن كشور براي صدور حكم جلب چند مقام ايراني، حمايت نموده است.
ايـن نمونه، بار ديگر برخي اصطلاحات و عباراتي را كه به صورت مكرر توسط سران و اعضاي دولت نهم مورد استفاده قرار ميگيرد، در اذهان زنده كرد و لزوم بازنگري در استفاده از آنها را يادآوري نمود. اين موضوع به خصوص با توجه به نامگذاري سال 87 به نام <نوآوري > بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد.
نگارنده از كساني است كه به نامگذاري سال جديد اميدهاي بسيار دارد، اما در عين حال نگران آن است كه عدم <نوآوري> در لغتنامه مورد استفاده بعضي از دولتمردان، زمينههاي مساعد نوآوري و پيشرفت را با موانعي مواجه سازد كه در دو سه سال اخير نيز وجود داشته است.
درحالي كه اگر دولتمردان، در برخي گفتارها و رفتارهاي خود دست به <نوآوري> بزنند و براي جلب همكاري و همراهي ساير كارشناسان و فعالان سياسي و اقتصادي، تلاش بيشتري به خرج دهند، مي توانند در پايان سال 87 ليست بلندي از نوآوريها و پيشرفتها در معرض قضاوت افكار عمومي قرار دهند. در غير اين صورت...!
جمهوري اسلامي
روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان "اين فيلم را حتما ببينيد" آورده است:
از حدود دو ماه قبل كه اخبار گزارش ها مقالات و عكس العمل هاي مربوط به فيلم « فتنه » در رسانه ها مطرح شده فقط از جنبه منفي اين فيلم سخن به ميان آمده و جنبه ديگر آن مسكوت مانده است .
فيلم « فتنه » كه يك نماينده افراطي مجلس هلند به نام « گيرت ويلدرس » با كنار هم قرار دادن تصاوير چند واقعه و چند اظهارنظر آن را ساخته اين هدف را دنبال مي كند كه با نشان دادن چهره اي خشن و بي رحم از اسلام به مردم اروپا و غرب هشدار بدهد كه گسترش اين دين در قاره هاي اروپا و آمريكا يك خطر جدي براي اين دو قاره است و هرچه زودتر بايد جلوي آن گرفته شود . در اين فيلم 15 دقيقه اي باصطلاح مستند ضمن پخش صداي ائمه جماعات مساجد معروف جهان اسلام و بعضي قاريان قرآن درحاليكه آيات جهاد را ميخوانند صحنه هائي از قبيل برخورد هواپيماها با برج هاي دوقلوي نيويورك در 20 شهريور 1380 سر بريدن يك اروپائي توسط اعضاي القاعده در عراق اعدام يك زن افغاني در ميدان بازي فوتبال توسط طالبان در افغانستان چهره خونين كودكان خردسال عراقي كه مادرانشان در ايام عاشورا به سر آنها قمه مي زنند انفجارهاي مادريد و لندن كه به مسلمانان نسبت داده شده و قتل يك كارگردان ضد اسلامي هلندي به نمايش در مي آيند تا به بينندگان چنين القا كنند كه اين وقايع توسط مسلمانان و براساس تعاليم قرآن رخ داده اند. اظهارات تند ضد غربي ضد يهودي و ضد مسيحي تعدادي از علماي اسلام در حين سخنراني هاي مذهبي و جملاتي از بعضي مسئولان كشورهاي اسلامي كه وعده تسخير جهان توسط اسلام را ميدهند نيز چاشني اين فيلم شده و سرانجام پخش صداي پاره شدن صفحه اي از قرآن كريم و نشان دادن اين جمله كه « ايدئولوژي اسلامي را بايد شكست داد همچنان كه ايدئولوژي كمونيستي شكسته شد » تلاش مي گردد چنين نتيجه گيري شود كه غربي ها بايد با اسلام برخوردي جدي نمايند...
درباره اين فيلم اين چند نكته را بايد به خاطر سپرد :
1 ـ تهيه كننده فيلم (گيرت ويلدرس نماينده افراطي مجلس هلند) يك نژادپرست است كه با رژيم صهيونيستي روابط نزديك دارد . نشريه فرانسوي « ريويليك دولتر » هفته گذشته نوشت : ويلدرس از هواداران صهيونيست هاست كه در 25 سال گذشته بيش از 40 بار به اسرائيل سفر كرده و روابط نزديكي با سران رژيم صهيونيستي از جمله شيمون پرز و ايهود اولمرت دارد و به دولت هلند پيشنهاد كرده با مسلمانان اين كشور همان رفتاري را داشته باشد كه رژيم صهيونيستي با مسلمانان فلسيطني دارد.
2 ـ اهانت به مقدسات اسلامي توسط رسانه هاي غربي سالهاست كه به صورت يك جريان رسمي و حساب شده فعال است و مورد حمايت دولت هاي غربي قرار دارد. كتاب « آيات شيطاني » سلمان رشدي كاريكاتورهاي نشريات دانماركي عليه پيامبر اكرم نمايشنامه هاي ضد اسلامي در چند كشور غربي مقالات ضد اسلامي در نشريات اروپائي و آمريكائي و تهيه و نمايش فيلم هاي ضد اسلامي از جمله فيلم فتنه كه تعاليم قرآن كريم را هدف گرفته از برنامه ريزي گسترده و سرمايه گذاري عظيم براي مقابله با اسلام حكايت دارند.
3 ـ پديد آمدن گروه هائي از قبيل « القاعده » و « طالبان » هر چند از ابتدا كاملا حساب شده و با سرمايه گذاري مثلث شوم « آمريكا ـ انگليس و صهيونيسم بين الملل » به نظر مي رسيد اما اكنون هيچ ترديدي وجود ندارد كه اين گروه ها توسط همين مثلث جعل شده اند تا با بهره برداري از اقدامات افراطي آنها بتوان چهره اسلام را خشن جلوه داد. حمايت آمريكا و انگليس و رژيم صهيونيستي از سلمان رشدي مرتد از 19 سال قبل تاكنون و ارتباط تنگاتنگ تهيه كننده فيلم « فتنه » با سران رژيم صهيونيستي همين واقعيت را نمايان ميسازد .
4 ـ اگر در روزهاي بعد از 20 شهريور 1380 تحليل هائي وجود داشتند كه انفجار برج هاي دوقلوي نيويورك را احتمالا كار « موساد » ميدانستند امروز ديگر ترديدي وجود ندارد كه آن اقدام توسط سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي با همكاري سازمان جاسوسي آمريكا « سيا » صورت گرفته و آنها گروه هاي از قبيل « القاعده » و « طالبان » را براي همين هدف تاسيس كرده اند. يك ماموريت انفجار و ترور و گردن زدن و ماموريت ديگر اسلام را مخالف حقوق زنان و ضد آزادي و حقوق بشر معرفي كردن است . علاوه بر اين با بوق و كرنائي شدن اين اقدامات افراطي توسط رسانه هاي غربي جنايات آمريكا و انگليس در گوانتانامو و ابوغريب و عراق و افغانستان و جنايات رژيم صهيونيستي عليه فلسطيني ها و لبناني ها هم به فراموشي سپرده مي شود.
5 ـ نتيجه آنكه سلمان رشدي گيرت ويلدرس القاعده طالبان موساد اينتليجنت سرويس و سيا همه حلقه هاي يك زنجيرند زنجيري كه براي بستن دست و پاي اسلام تدارك ديده شده و غرب استعمارگر براي مقابله با خيزش انقلابي ملت هاي مسلمان بيدار شده در عصر حاضر به آن نياز دارد.
نكته مهمي كه در اين ميان مغفول مانده و ما مسلمانان بايد به آن عميقا توجه نمائيم اينست كه اين تلاش گسترده و اين سرمايه گذاري غرب عليه اسلام نشانه وحشتي است كه از اسلام دارد زيرا اسلام را دين مطلوب ملت ها در قرن جديد ميداند و به اين نتيجه رسيده كه آينده جهان متعلق به اسلام است . اينهمه دست و پا زدن ها براي مقابله با همين واقعيت است واقعيتي كه سران قدرتهاي غربي و صهيونيسم بين الملل را از سلطه گري بر جهان محروم خواهد كرد و راه را بر يكه تازي هاي آنها خواهد بست .
اين واقعيت هر چند عامل مهمي براي خرسندي شديد ما مسلمانان است ولي ما اگر بخواهيم اين خرسندي پايدار بماند بايد با ترفندهاي مثلث شوم « آمريكا انگليس و صهيونيسم بين الملل » با ظرافت تمام مقابله كنيم . براي اين مقابله همه كساني كه سخن قلم يا موضعگيريهايشان تاثيرگذار است بايد حتما فيلم « فتنه » را ببينند و با شناسائي ترفندهاي بكار گرفته شده در آن نوع سخن گفتن نوشتن و موضعگيري هاي خود را طوري تنظيم كنند كه سخن اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله را همانگونه كه حضرت امام خميني ميگفت بگويند و درعين حال آنچنان بگويند كه دشمن نتواند از آن سواستفاده كند. اين درست است كه ما هرچه بگوئيم و هر كاري انجام دهيم دشمنان ما هر طور خود بخواهند آنرا تفسير مي كنند اما اگر ما ترفندهاي دشمنان را دقيق تر بشناسيم مي توانيم با مسائل طوري برخورد كنيم كه هم هدف را دنبال كنيم و هم دشمن را از سواستفاده محروم نمائيم
كيهان
روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان "ختم باشكوه در بخارست" به قلم محمد ايماني آورده است:
پنجاه و نهمين نشست سران سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) ديروز در بخارست پايتخت روماني به كار خود پايان داد. ظاهر نشست كاملا باشكوه به نظر مي رسيد. سران قريب به 06 كشور از جمله 62 عضو ناتو در اين نشست نظامي- امنيتي حضور يافته بودند. 01كشور از اين 62عضو، كشورهاي كمونيستي سابق از جمله مجارستان، روماني، بلغارستان و چك بودند كه طي دهه گذشته و در آستانه هزاره سوم ميلادي- يا به تعبير آمريكايي ها «قرن جديد آمريكايي»- به ناتو پيوسته بودند. آمريكا مي كوشيد در نشست اخير گرجستان و اوكراين را هم وارد جرگه كند. محل برگزاري اجلاس هم بر شكوه تبليغاتي مي افزود، چه به لحاظ معماري و چه از نظر سمبليك. ساختمان مجللي كه قريب 3 هزار مهمان را به خود پذيرفته بود، قصر بزرگي بود كه ديكتاتور سابق روماني چاوشسكو طي چند سال ساخته اما نتوانسته بود حكمفرمايي خود را در آن مستدام دارد. اكنون بوش مي كوشيد در كسوت فاتحان، از گسترش آزادي به خاورميانه و شرق اروپا سخن بگويد و همزمان، بر تهديدهاي تروريستي انگشت تاكيد بگذارد.
اما اتفاقات ديگري در متن و حاشيه نشست پنجاه و نهم رخ داد كه حاوي پيام هاي اساسي يا نمادين درباره سرنوشت ناتو، سرنوشت بوش، مناسبات اروپا با روسيه و حضور ناتو در عرصه هاي خارج از حيطه تعريف شده خود بود.
1- گسترش ناتو به شرق اروپا در مرز روسيه (شامل كشورهاي گرجستان و اوكراين) و جنوب (كرواسي، آلباني و مقدونيه) يكي از دستورهاي اصلي اجلاس به اصرار آمريكا بود. از ميان اين 5 كشور، اعضاي ناتو خواسته آمريكا درباره 3كشور گرجستان، اوكراين و مقدونيه را رد كردند و فقط به عضويت آلباني و كرواسي رأي دادند. در كنار بحث بر سر الحاق دو كشور گرجستان و اوكراين كه عملا آلمان و فرانسه را در كنار روسيه و در مقابل آمريكا قرار داد، جالب است بدانيم كه حتي مخالفت يونان با الحاق مقدونيه به ناتو هم باعث به كرسي نشستن اين كشور ضعيف اروپايي در برابر خواست آمريكا شد. اين اتفاق البته علل عميق تري دارد كه از جمله بايد در چالش دروني درباره بحران هويت در ناتو و نگراني از تشديد روند گريز از مركز و از هم پاشيدگي دروني اين سازمان در صورت ايجاد چالش هاي جديد جست وجو كرد.
اما در مورد گرجستان و اوكراين، روسيه با تهديد جدي و جلب نظر فرانسه و آلمان، ميخ خود را محكم كوبيد آنجا كه پوتين رئيس جمهور روسيه پيشاپيش هشدار داد «پذيرش عضويت اين دو كشور در ناتو، خطاي راهبردي با پيامدهاي جدي است و ما از افزايش حضور ناتو در مرزهاي خود بي تفاوت نمي گذريم. برخي اعضاي ناتو توافق نامه هاي پيشين را نقض و به تقويت منابع نظامي در نزديك مرزهاي روسيه مبادرت كرده اند. ما نمي توانيم به صورت يكجانبه بر معاهده نيروهاي متعارف عمل كنيم. آنها اين معاهده را تصويب نكرده اند و ما نمي توانيم تا ابد منتظر بمانيم.» ناتو اگرچه استقرار سپر موشكي (سيستم رادار رهگير) در لهستان و جمهوري چك را تصويب كرد اما ترجيح داد درباره عضويت گرجستان و اوكراين، به نظر روسيه تمكين كند و اعلام رضايت پوتين را كسب كند. در اين ميان واكنش آلمان و فرانسه جالب بود. اشتاين ماير وزير خارجه آلمان پيش از اجلاس، با اشاره به حمايت ناتو از اعلام استقلال كوزوو گفته بود «ما به اندازه كافي روسيه را عصباني كرده ايم و روابطمان به اندازه كافي محدود شده است. در آن ماجرا روشن شد غرب تا لبه پرتگاه پيش رفته است. ما نسبت به گسترش بي موقع ناتو به گرجستان و اوكراين مثل مردم اروپا بدبين هستيم. 07درصد مردم اوكراين مخالف عضويت در ناتو هستند ضمن اينكه مناسبات با روسيه از جمله بر سر مسئله انرژي بسيار مهم است و فراتر از آن هر نوع تزلزل در اين روابط، ثبات اروپا را با چالش مواجه مي كند.» و فرانس يوزف يونگ وزير دفاع آلمان تصريح كرده بود «ناتو نهادي است امنيتي نه اينكه كشورهايي را به عضويت بپذيرد كه مشكل امنيتي براي ما ايجاد كنند.» فرانسيس فيون نخست وزير فرانسه هم با تاكيد بر اينكه دولت متبوعش نظري متفاوت از نظر آمريكا دارد، تصريح كرد «عضويت اوكراين و گرجستان در ناتو توازن قوا در ميان كشورهاي اروپايي و حتي روسيه و اروپا را به هم مي زند. ما خواهان مذاكره با روسيه هستيم.»
2- چالش عمده ديگر بر سر هويت و فلسفه وجودي تاسيس ناتو بود كه مدت هاست به بحث استراتژيك در اروپاي غربي (موسسان ناتو) تبديل شده و از جمله اهميت خود را در چالش بر سر موضوع افغانستان و حضور ناتو در آن نشان داد. ناتو براي مقابله با تهديدات بلوك شرق كمونيستي تشكيل شد و صرفا در اين قلمرو تعريف مي شد اما امروز مورد چالش و پرسش است كه با از هم پاشي بلوك شرق آيا مي تواند فاقد فلسفه وجودي باشد يا خارج از قلمرو اروپا به عنوان چماق مسلوب الاختيار آمريكا در نظامي گري هاي بي فايده و فاقد مشروعيت عمل كند؟ اين چالش تا بدان حد جدي است كه ياپ دوهوپ شفر دبيركل ناتو در پاسخ به چالش شبكه فرانس 42 تصريح مي كند «ما جاه طلبي نمي خواهيم بكنيم و اصولا نيرو و پول كافي براي چنين كاري نداريم. ما قرار نيست ژاندارم جهان باشيم اگرچه بر تامين امنيت جهاني مي انديشيم.»
بسياري از اعضاي ناتو از اين جهت در برابر چالش اساسي قرار گرفته اند و از خود مي پرسند يا مورد سؤال واقع مي شوند كه آيا ادامه حيات ناتو، براي تامين امنيت اعضاي آن است يا فراهم كردن زمينه هاي درگيري و ناامني جديد؟ اگر ناتو دنبال امنيت است، چرا بايد با پذيرش گرجستان و اوكراين يا حضور بي توجيه در افغانستان، به عوامل ناامني دامن بزند و متقابلا درگير ناامني شود؟ به تعبير «الكساندر رار» كارشناس شوراي سياست خارجي آلمان «ناتو بر سر موجوديت و مصلحت، دچار شكاف دروني و چالش شده است. اروپا خواهان ديالوگ با روسيه از جمله بر سر انرژي است اما جبهه آمريكايي مي خواهد سياست خارج سازي روسيه را اجرا كند.»
درباره بحران افغانستان كه ناتو قريب 5 سال است خود را درگير ماجرا ساخته، واقعيت اين است كه دولت بوش تلاش كرد هزينه هاي اين درگيري را به دوش اعضاي ناتو بيندازد و امروز به استثناي برخي كشورهاي خاص، اغلب اعضاي اصلي ناتو مي كوشند يا اساسا با حضور در اين ورطه مخالفت كنند يا اگر چند صد نفر نيروي نظامي به افغانستان مي فرستند، اين ارسال نيرو صرفا به مناطق امن در شمال آن كشور اشغال شده باشد. بنابراين حتي موافقت مبهم و كلي ناتو با افزايش نيرو در افغانستان هم مشكل بوش در اين زمينه را حل نمي كند.
در اين باره گزارش راديوي آمريكايي فردا تحت عنوان «ناتو، نشست تاريخي، اختلافات عميق» قابل تامل است كه تصريح مي كند «دولت هاي كانادا، هلند و روماني با فشار داخلي سنگيني براي خروج نيروها از افغانستان مواجهند. همزمان بريتانيا و آمريكا از متحدان خود در ناتو خواسته اند نيروهاي خود را به ولايات هلمند و قندهار اعزام كنند، اما هيچ كشوري حاضر به اعزام نيروهاي خود به اين مناطق كه جنگ با طالبان در آن جريان دارد نشده است. البته آلمان و ايتاليا نيروهايي را در افغانستان مستقر كرده اند، اما واحدهاي نظامي آنان در مناطق امن تر شمال و غرب افغانستان حضور دارند. اين موضع آلمان به طبع كشورهايي نظير آمريكا خوش نمي آيد.»
اين چالش به حدي جدي و آشكار بود كه گلايه كاندوليزا رايس از اعضاي ناتو را در نشست چندي پيش وزراي خارجه كشورهاي عضو سازمان به دنبال داشت. او گفت ماموريت ناتو در شمال افغانستان نيست! اما اكثريت اعضاي ناتو همچنان موضوع را با تعارف در بيانيه ها و مخالفت در عمل مي گذرانند تا جايي كه به تعبير رابين اوكلي گزارشگر سي ان ان (حاضر در نشست ناتو) «جنگ افغانستان باعث ايجاد اختلاف هاي شديد در درون اين ائتلاف شده و كارد را به استخوان آمريكا رسانده است. با اين وجود بسياري از رأي دهندگان و قانونگذاران در كشورهاي عضو ناتو مي پرسند آيا مبارزه با تروريسم، توجيه مناسبي براي حضور در جنگ افغانستان است؟ رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا از نپذيرفتن خطر و درگيرنشدن برخي از اعضاي ناتو در افغانستان ابراز نارضايتي مي كند.»
حضور ناتو در افغانستان نتيجه خاصي را به همراه نداشته جز اعتراف به خطا و كوتاهي در قتل شهروندان غيرنظامي افغانستان كه اين امر حتي اعتراض رسمي حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان را نيز طي سال گذشته به همراه داشت. به گزارش بي بي سي «تعداد غيرنظامياني كه در سال گذشته ميلادي در اثر عمليات نيروهاي ناتو كشته شده اند بيش از تلفات غيرنظاميان در حملات شورشيان افغان است». جنگ افغانستان زيادي طولاني شده و نيروهاي معارض در جنوب اين كشور عملا به بازسازي قدرت خود پرداخته اند. نيروهاي آمريكايي و كانادايي و هلندي در آن مناطق عملا احساس تنهايي مي كنند و تلفات مي دهند يا از غيرنظاميان تلفات مي گيرند و لطمه حيثيتي بيشتري مي بينند. اين وضع، پرسش اصلي را پررنگ تر مي سازد: ناتو هزاران كيلومتر خارج از قلمرو خود چرا بايد درگير باشد و تلفات بدهد و اساسا فلسفه وجودي ناتو چيست؟ ناتو به تعبير «پدي اشدان» سياستمدار انگليسي و نماينده عالي رتبه سابق سازمان ملل در بوسني «در حال از دست دادن كنترل افغانستان است. من نمي گويم نبرد را باخته ايم اما در حال نزديك شدن به اين باخت هستيم.»
دولت آمريكا در حالي از ناتو مي خواهد بيشتر در بحران نظامي، امنيتي افغانستان درگير شود كه بسياري از اعضاي قدرتمند و جدي اين سازمان تابلوي خروج را بر دست گرفته يا اساسا به اين حضور معترضند.
3- بزرگترين نشست ناتو در روماني، اگر اعلام بازنشستگي و پايان اين سازمان در آستانه 06 سالگي نباشد- كه نشانه هايي از آن به وضوح ديده شد- حتما اين پيام را با خود دارد كه اعضاي موثر ناتو، اجلاس روماني را مجلس ختم براي ناتو از نوع «آمريكايي» آن تلقي مي كنند و در آخرين سال دولت جنگ افروز و بحران آفرين بوش حاضر نيستند بيش از اين ريسك كنند و احتياط هاي گذشته را تا انقضاي عمر دولت نومحافظه كار بوش ادامه خواهند داد. به تعبير بي بي سي «اروپا برخلاف آمريكا كه مي خواهد ناتو را به سراسر جهان گسترش دهد و براي تحكيم قدرت جنگي خود از ناتو استفاده كند، اين پيمان را همچنان دفاعي و منطقه اي مي داند. رفتار اروپايي ها به هرحال در باقي مانده دوره رياست جمهوري آقاي بوش، احتياط آميز و گذراندن وقت است.»
تحليل مشابهي را ديروز خبرگزاري فرانس پرس منتشر كرد: «سخنان بوش در روماني، به منزله وصيت او براي ناتو بود. او سعي كرد به عنوان آغازگر جنگ عراق و گسترش دهنده آزادي در خاورميانه و اروپاي شرقي وجهه خود را بهبود بخشد اما سخنانش حال و هواي وصيت براي اعضاي ناتو را داشت. او گفت اين آخرين باري است كه من در اين نشست سخن مي گويم... بوش ژانويه 9020 بايد كاخ سفيد را ترك كند اما جنگ عراق در ششمين سال خود فاقد هر نوع چشم انداز پايان براي آمريكاست. دموكرات ها خيلي راحت او را بدترين رئيس جمهور آمريكا مي خوانند و كاخ سفيد از اينكه اعتبار چنداني برايش باقي نمانده دچار سرخوردگي است.»
حق با «فاكس نيوز» رسانه رسمي پنتاگون در جنگ افروزي هايش بود كه ديروز اعلام كرد «نشست سران ناتو در روماني نتايج مورد نظر بوش را درپي نداشت» اما اين، روايت همه ماجرا نبود بلكه فراتر از آن بايد بر اين تحليل روزنامه فرانسوي فيگارو صحه گذاشت كه «اجلاس سران در روماني صرفا فرصتي براي خداحافظي بوش با متحدان خود است. اگر رئيس جمهور آمريكا بخواهد كارنامه صادقانه اي از عملكرد خود ارائه كند، ناتويي ضعيف شده به همراه مشكلات نظامي در افغانستان، مردد بر سرانجام ماموريت ها و دچار چنددستگي سياسي در برابر روسيه بسيار تهاجمي را مشاهده خواهد كرد. نشست ناتو، فقدان رهبري آمريكا از زمان جنگ عراق را روشن ساخت. اين، نتايجي غم انگيز براي رئيس جمهوري است كه به ناگاه با توسل به ايدئولوژي فاتحانه وارد جنگ شد. در ماجراي الحاق گرجستان و اوكراين به ناتو هم فقدان رهبري آمريكا آشكار شد و متحدان به رغم تبليغات بوش، در جايگاهي عمومي اختلافات خود را آشكار ساختند. مشكل بر سر حضور يا عدم حضور چند كشور در ناتو نيست. براي بحث هاي اساسي درباره ناتو بايد منتظر تعويض ها و تغييرات در كاخ سفيد بود.»
4- خاورميانه (با موضوعات متنوعي چون عراق و افغانستان و فلسطين و لبنان) و شرق اروپا با چالش هاي سياسي و امنيتي ناشي از زياده روي آمريكا در برابر روسيه، براي اروپا تبديل به كانون هاي ناامني شده اند و ناتو در اين ميان به جاي تامين امنيت، درست در كانون ايجاد تنش و ناامني عمل مي كند. بسياري در اروپا اين واقعيت مهم را به درستي مي فهمند كه آمريكا مي كوشد هزينه هاي حيثيتي، سياسي و مالي و نظامي خطاهاي خود را با هزينه كردن از ناتو و اروپا جبران كند. اروپا دو راه بيشتر ندارد. يا به همين روند ادامه دهد و منتظر پمپاژ ناامني و تهديد و خطر از طريق سازمان كانوني امنيت خود باشد يا اينكه در كنار تعيين تكليف يا اصلاح مسير ناتو، روندي مثبت و سازنده را براي امنيت خود و جهان از طريق بازي برد- برد با كشورهايي نظير روسيه و ايران- و كشورهاي مثبت انديش و معتدل خاورميانه- تعريف كند.
حزب الله
روزنامه حزب الله در سرمقاله امروز خود با عنوان "ضرورت نوآوري در فهم كلام رهبري" آورده است:
سرزمين ايران، آداب و رسوم ويژهاي در ميان مردم خود دارد. كارهايي كه ايرانيان در هر مقطع از زمان بنا بر رسمهاي خود انجام ميدهند، غالبا مثالزدني و ويژهاند.چه مثالي بهتر از آيينهاي ابتداي سال؟ آستانه و آغاز هر سال نو، آداب ويژهاي بين ساكنان هر بخش از اين سرزمين دارد و البته كارهاي مشتركي هم هست كه كسان بيشتري به آنها ميپردازند. از قضا در ميان بسياري از مسئولان نظام هم، همينطور است.
خيلي از مسئولان اجرايي، نمايندگان، رسانهها و جمعي از چهرههاي مشهور كه ميشود آنها را در تلويزيون و روزنامهها ديد و صدايشان را به هزار بهانه از راديو شنيد، آداب ويژهاي در روزهاي ابتداي سال ـ و چهبسا تا آخر سال ـ دارند. يكي از اين كارهاي ويژه، سخن گفتن درباره بيانات رهبر انقلاب اسلامي است. اين كار اگرچه بين جمع زيادي از سخنوران، اختصاص به پيام نوروزي معظمله ندارد، اما بيشترين تراكم هنرنمايي كلامي چهرههاي مختلف و سازمانهاي تبليغاتي و رسانهاي به اين تلاش! معطوف ميشود.چند روز بعد از پيام نوروزي رهبر انقلاب و ارائه طرح كلي ايشان براي سالي كه پيشروست، جماعتي دست به كار ميشوند و به قول خودشان به «تبيين» نظر و بيان رهبري ميپردازند. گاهي اين كار چندان مبتذل ميشود كه بيشتر به «جملهسازي» با كليد واژههاي بيانات رهبر انقلاب اسلامي شبيه ميشود. به اين مثال توجه كنيد:«علياكبر ناطقنوري درجلسهاي با حضور مسئولان شهرستان اردكان، با اشاره به نامگذاري سال نوآوري و شكوفايي از سوي رهبر معظم انقلاب گفت: با نوآوري در تفكر و سرمايهگذاريها ميتوان كشور را به سوي توسعه و شكوفايي سوق داد.»و اين مثال ديگر: «رئيسجمهور گفت: نوآوري از نظر پايه و ريشه به كارهاي علمي و فنآوري در نانوتكنولوژي، بيوتكنولوژي، درمان، كارهاي صنعتي و كشاورزي برميگردد كه خوشبختانه سرعت نوآوري در كشور در اين زمينهها بالا است و سرعت ثبت اختراعات و ابتكارات، اين مسئله را نشان ميدهد ...»تازه اينها حرفهاي چهرههاي مشهوري است كه از وجاهت بيشتري برخوردارند و بعضي وقتها هر چه بيشتر در حرفهايي از اين دست جستوجو كنيد، به نتيجههاي دقيقتري درباره ادعاهاي ابتداي اين سطرها خواهيد رسيد.ترديد نكنيد كه ماجرا به همين جا ختم نميشود. حالا همايشها و كنفرانسهاي علمي! است كه درباره نوآوري و شكوفايي برگزار خواهد شد و آنچه بيش از همه مورد غفلت قرار ميگيرد، خواست رهبري از مجموعه كشور و دستگاههاي مختلف براي «تحقق» آرمان نوآوري و شكوفايي است. بار اول كه نيست. سالها است طراحيهاي حكيمانه رهبري براي اداره كشور با همين روش به ظاهر زيركانه روبهرو ميشود.حالا كه دست به گريبان دو مثال مشخص شدهايم، بار ديگر به متن اصلي بيانات رهبر انقلاب توجه كنيد:«بايد بتوانيم كارهايي را كه براي نسلهاي آينده ماندگار خواهد بود، انجام بدهيم ... اين عرصه پيچيده هم نياز دارد كه تلاشمان را مدبرانه و شجاعانه و عزتمدارانه برنامهريزي كنيم. در همه بخشها بايد نوآوري به وجود بيايد؛ مسئولان دولتي در روشهاي اقتصادي، در روشهاي سياسي و ديپلماسي، در پيشبرد كشور به سمت علم و تحقيق، در گسترش فرهنگ مطلوب در ميان كشور، در ارائه خدامات به همه قشرها بهخصوص قشرهاي محروم و مظلوم، در آباداني كشور، آحاد مردم در دانشگاهها، در بنگاههاي اقتصادي، در دستگاههاي گوناگون اجتماعي و خدماتي نياز دارند در كار خود نوآوري كنند ... در اين سال بايد نوآوري فضاي كشور را فرا بگيرد و همه خود را موظف بدانند كه كارهاي نو و ابتكاري را ـ در سايه مديريت صحيح و تدبير درست ـ در فعاليت كشور وارد كنند.»و اگر اوضاع كشور چنان است كه به قول مسئولان اجرايي، «از پايه و ريشه، نوآوري صرفا به بخشهاي صنعتي و تكنولوژيك كشور برميگردد»، ديگر تاكيد و اصرار رهبر انقلاب به برشمردن همه بخشهاي نظام اداره كشور و حتي بدنه مردم، به عنوان صاحبان وظيفه نوآوري و شكوفايي چه جايگاهي دارد؟صفحههاي روزنامهها را ورق بزنيد و ببينيد هر روز چند نفر به عنوان «صاحبنظر» مشغول تبيين بيانات رهبرياند. تلويزيون، راديو و تابلوهاي تبليغاتي همايشهاي به ظاهر علمي و حرفهاي دانشگاهي هم كم و بيش از همين رويه پيروي ميكنند. نه فقط توجه به اجراي انتظارها و دستورهاي رهبري به عنوان برنامه كلي نظام مورد بيتوجهي و نگاه سطحي قرار ميگيرد، بلكه فهم دقيق از پيام نوروزي رهبر انقلاب كه اتفاقا از ادبيات ساده، روان و روشني براي بيان آن استفاده شده، مورد غفلت قرار ميگيرد.غرض اين حرفها، تخطئه چهرههاي خاص و از جمله رئيسجمهور محترم نيست، بلكه نكته اصلي آيين ويژهاي است كه بعداز مهمترين بيانات رهبري و از جمله پيامهاي نوروزي ايشان از سوي تريبونهاي مختلف به راه ميافتد و به جاي پرداختن به اصل موضوع، حرف زدن درباره آن شروع ميشود و تجربه تلخ بسياري از سالهاي گذشته نشان داده كه بخش غالب آن در همين حد تاسفبار باقي ميماند.البته اين غير از مواردي است كه ستاد فلان و دبيرخانه دايمي بهمان تشكيل ميشود و محصولاتي نه براي اجرا كه براي نگهداري هميشگي در زونكنهاي بايگاني و البته لوحهاي فشرده سازمانهاي مختلف به يادگار ميماند و اگر غير از اين حاصل سازمانيافته موثري سراغ گرفتيد، كه در خور بيان جامع رهبري باشد، حتما به ما هم خبر بدهيد.
صداي عدالت
روزنامه صداي عدالت در سرمقاله امروز خود با عنوان «نوآوري و شكوفايي نيازمند توليد انديشه» آورده است:
زندگي اجتماعي با توجه به تحولات علمي جهان، مدام در حال تغيير و تحول است .اگر چه اين تحولات پيچيدگيهايي را براي نوع زندگي انسان ايجاد ميكند اما تلاش بشر براي يافتن راه حلها هيچوقت متوقف نخواهد شد، تا آنجا كه ميتوان گفت تمدن جديد بشر محصول نوآوريها و شكوفاييهايي است كه در طول تاريخ فراهم شده است. هر ملتي كه ميخواهد در عرصه نوآوري و شكوفايي وارد شود و وظيفه خود را به عنوان بخشي از جامعه بشري انجام دهد و راههاي بهرهمندي خود را از زندگي مطلوبتر فراهم كند، چارهاي جز تلاش و توليد انديشه و فكر ندارد.
از جمله لوازم و ملزومات مورد نياز در حوزه سياسي براي رسيدن به شكوفايي و نوآوري آزادي است.جامعه بايد از آزاديهاي معقول برخوردار باشد و حكومتها نيز بايد تحمل اين آزاديها را داشته باشند؛ در نتيجه بهرهمندي از آزاديهاي معقول سياسي كه در آن حقوق و كرامت انساني رعايت ميشود و انسانها در جريان تعاملات ايجاد شده فرصت اظهار وجود پيدا ميكنند، باعث ايجاد شكوفايي و نوآوري خواهد شد. اگر آزاديها محدود شود و در حدود معقول اجتماعي تنگنظريهايي از سوي دستگاههاي سياسي به وجود آيد، نميتوان انتظار داشت كه نوآوري و شكوفايي صورت بگيرد. آزادي و استقلال فرهنگي همراه با بينشي مبتني بر يك سلسله مقدمات معقول، سنجيده و منطقي در حوزه فرهنگي از ديگر لوازم دست يازيدن به شكوفايي و نوآوري است. اين نوع استقلال ميتواند زمينه شكوفايي استعدادها و ذهنها را فراهم كند و جامعه نيز خواهد توانست از نتايج چنين فكرها و انديشههايي بهرهمند شود. وجود فضاي اقتصادي باز و فراهم بودن امكانات اوليه از نظر مادي در اين بحث بايد مورد توجه قرار گيرد. اگر ذهن انسان از يك سلسله قيد و بندها آزاد شد، حتما براي زندگي خود و جامعه بشري به دنبال رسيدن به بهترين راهحلها خواهد بود. بايد به تجربه بشري و پايههاي اوليه فعاليتهايي كه مبتني بر عقلانيت بوده است، احترام گذاشت. بايد توجه داشت كه اگر ميخواهيم سياستي را پيش بگيريم بايد ادامه دهنده آن باشيم و بعد از فكر و سنجيدن راه حلها و استفاده از نظريات متخصصان و كارشناسان ديگر، نميتوان هرروز اين سياستها و برنامهها را تغيير داد؛ چراكه در اين صورت نبايد به رسيدن به شكوفايي اميدوار بود. بايد به بنيانهاي فكري احترام گذاشت و نبايد براي هر اتفاق كوچكي اجازه داشته باشيم كه اين بنيانها را بشكنيم؛ چراكه سرمايهمان از بين خواهد رفت. اگر هر كسي هر طور كه دلش خواست برنامههايي را كه تعداد زيادي از افراد براي تنظيم آن زحمت كشيدهاند به هم بريزد، دوباره مجبور ميشويم فكر ديگري كنيم و در اين صورت عامل زمان را به عنوان يك سرمايه عظيم از دست خواهيم داد. بايد در اين مسير قدر نيروي انساني را دانست و براي فكر تجربه و نظر او اهميت قائل شد" . بايد در هر امري به اين افراد اهتمام ورزيد و اين افراد هم بايد احساس كنند از يك نوع حريم برخوردارند.
مردمسالاري
روزنامه مردمسالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان «تحمل عقيده مخالف كليد دستيابي به نوآوري و شكوفايي» به قلم م_ مطهرينژاد آورده است: متعاقب يك نوآوري بالنده، مقام معظم رهبري در پيام نوروزي براي هر سال نامي را بر ميگزينند، تا مديران و هدايتگران جامعه با عنايت به اين نام نگاهي نو به آينده داشته باشند. بر همين اساس، ايشان سال 1387 را به نام «نوآوري و شكوفايي» نامگذاري كردند. همگان نيك ميدانند كه «نوآوري» غير از ابداع و اختراع و تازگي است.
نوآوري يك فرآيند است نه يك رويداد و نه يك روند. يقين دارم كه بارها و بارها از خود اين سوال را پرسيدهايد و پرسيدهايم كه چرا افرادي از افراد ديگر موفقترند؟ چرا سازماني از سازمان ديگر و كشوري از كشور ديگر موفقتر است؟
واقعيت اين است كه در چند سال گذشته فضا براي تنفس انسانهاي خلاق و نوآور در همه عرصههاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و صنعتي مناسب نبود، هر عرصهاي كه اين فضا تحمل شد دستاوردهاي گرانقدري به جامعه هديه شد.
بنابراين هشدار ميدهيم به دلسوزان انقلاب و كشور كه به اين مهم سخت توجه كنند و در همه عرصهها فضاي تنفس براي نوآوري را مهيا كنند.
نظريهاي است در مديريت ژاپني به نام «نظريه پتوهاي خيس» در اين نظريه هر عاملي كه بر سر راه انگيزه، خلاقيت و نوآوري قرار گيرد را، پتوي خيس مينامد و به مديران توصيه ميكند، در سازمانهاي خود، نياز نيست بيش از حد معمول كار كنند و خود را فرسوده سازند، فقط پتوهاي خيس يعني عوامل ضد خلاقيت و نوآوري را از سر راه كاركنان خود بردارند، آنها سازمان را به جلو خواهند برد _ واي بر مديري كه نه تنها پتوهاي خيس را بر نميدارد بلكه دائم در حال انداختن پتوي خيس بر سر راه افراد جامعه است_ اگر دنبال نوآوري هستي و ميخواهي پيام سال رهبر معظم انقلاب را محقق كني، اول بايد چشمهايت را گرد كني، دستهايت را مشت كني و بعد بلند بگويي: آها!... آن وقت من ميفهمم كه تو به يك كشف جديد رسيدهاي، به يك راه نو...
ما هم خود درروزنامه مردمسالاري كه ملاحظه ميكني، دست به كار شديم، پتوهاي خيس را از سر راه عوامل روزنامه برداشتيم، آنها «نوآوري» كردند، طرح صفحات، لوگوي صفحات، عناوين و محتواي صفحات تغيير كرد و شمارهاي كه هماكنون فراروي شما قرار گرفته است با يك نوآوري همراه است، انشاءالله كه مورد قبول شما قرار گيرد.
شما هم ميتوانيد در روزنامه خودتان نوآوري داشته باشيد، با ما همراه شويد...
قدس
روزنامه قدس در سرمقاله امروز خود با عنوان« شكست تلاشهاي آمريكا براي محاصره روسيه » آورده است: در پي دعوت از چند كشور براي عضويت در سازمان پيمان آتلانتيك شمالي(ناتو) و قرار گرفتن چند كشور ديگر در اين مسير، و همچنين مخالفت آلمان و فرانسه با عضويت گرجستان و اوكراين -موضوعي كه آمريكا از آن حمايت مي كرد- اختلافها در نشست بخارست براي توسعه اين پيمان وارد مرحله اي تازه گرديد.
پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) كه براي مقابله با شوروي سابق از سوي كشورهاي غربي ايجاد شده بود، عملاً پس از فروپاشي شوروي فاقد هويت و مشروعيت به نظر مي رسيد، ولي از آنجا كه چرخهاي اقتصادي برخي كشورهاي دنيا بر پايه بحران سازي بنا شده است، پذيرش اين واقعيت كه انقضاي تاريخ مصرف ناتو را شاهد باشند، امري مشكل به نظر مي رسد، لذا براي رفع اين مشكل با تعريف جديد از كاركردهاي اين پيمان نظامي، ادامه حيات سازمان مذكور را استمرار بخشيدند.
مخالفت اخير دو كشور فرانسه و آلمان با پيوستن كشورهاي گرجستان و اوكراين به ناتو، با وجود حمايت آمريكا از دولتهاي مذكور، بيانگر اختلاف نظر جدي در گسترش اين سازمان نظامي است.
پر واضح است، ايالات متحده پس از حاكميت نئومحافظهكاران بر كاخ سفيد، با ارايه رويكردي متفاوت از ديگر سياستمداران آمريكا، راهبرد ماجراجويي در سياست خارجي را تشديد نموده است، بويژه كه نمادهاي اين رفتار پس از حوادث 11 سپتامبر از وضوح بيشتري برخوردار مي باشد.
در سالهاي پس از فروپاشي شوروي سابق و هژمونيك گرايي آمريكا در قالب نظم نوين جهاني، اظهارهاي مقامهاي ناتو و ديگر اعضاي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي بر اين مهم تأكيد داشت كه گسترش اين سازمان به شرق تهديدي عليه ديگر كشورها محسوب نمي شود؛ ولي تحولات روابط بين المللي پس از حوادث 11 سپتامبر و برخي دگرگونيهاي استراتژيك در اتخاذ رهيافتهاي ايالات متحده در كشورهاي اروپايي، ادعاهاي مذكور را از نگاه مقامهاي كرملين با ديده ترديد روبرو ساخته و گسترش اين سازمان به سوي كشورهاي تازه استقلال يافته شرق را تهديدي عليه كشورشان تلقي نموده اند، در اين ميان، سخنان تحريك آميز دبيركل ناتو، واكنش روسها را برانگيخت، آنجا كه مي گويد: «ما خشنوديم، شاديم، اتحادي هستيم از 26 كشور، بدانيد كه درهاي ناتو بر روي كشورهاي بيشتري كه داوطلبند، باز خواهد بود».
مخالفت كشورهاي غربي با سياستهاي آمريكا، بيانگر فاصله گرفتن اين كشورها از ديدگاههاي واشنگتن است.
بدين ترتيب، تلاش مقامهاي كاخ سفيد در پيوستن دو كشور اوكراين و گرجستان به ناتو و مصوبه مجلس نمايندگان كنگره آمريكا كه سه شنبه گذشته به اتفاق آرا قطعنامه اي را در حمايت از هرچه سريعتر پيوستن گرجستان و اوكراين به طرح اقدام براي عضويت در ناتو به تصويب رسانده بود، با مخالفت فرانسه و آلمان بي نتيجه باقي ماند و عدم اقبال نسبت به نظرات مقامهاي كاخ سفيد را مي توان شكست سياستهاي يكجانبه گرايانه آمريكا از سوي همپيمانان غربي در محاصره روسيه تلقي نمود.
سياست روز
اينك تحريريه روزنامه ميقات راقمان متعهد، فهيم و دلسوزي خواهد بود كه قلب آنان براي ايراني توسعه يافته و پرآوازه ميتپد.