صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۴۰۲۱۸۹
تعداد نظرات: ۱۴۰ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۳ - ۰۲ تير ۱۳۹۴ - 23 June 2015

درباره "آمریکا قابل اعتماد نیست"

جعفر محمدی
عصر ایران -  "آمریکا قابل اعتماد نیست" ؛ این سخنی است که این روزها بسیار گفته و شنیده می شود و اشارتش نیز به مذاکرات هسته ای ایران با 1+5 و مشخصاً آمریکاست.

عده ای بر اساس این گزاره، اساس مذاکرات را نفی می کنند و وزیر امور خارجه ایران را به خاطر گفت و گو و قدم زدن با همتای آمریکایی اش، شایسته سرزنش و حتی توهین می دانند و چنین هم می کنند!

واقعیت این است که آنها راست می گویند، آمریکا قابل اعتماد نیست ولی از این سخن راست، نتایج ناراست می گیرند و یا بهتر است بگوییم نتایجی می گیرند که باب میل خودشان است.

 

نه آمریکا که در دنیای بسیار پیچیده و نفع محور امروزی، هیچ کشوری قابل اعتماد نیست چه رسد به کشوری که قریب به 4 دهه در تخاصم آشکار با ایران بوده است.

اساساً در روابط بین الملل، مقوله ای به نام "اعتماد" موضوعیت ندارد که بخواهیم آن را درباره یک یا چند کشور خاص بررسی کنیم و نهایتاً به این نتیجه برسیم که فلان کشور قابل اعتماد است یا نیست؟
آنچه در روابط بین الملل موضوعیت و محوریت دارد، "منافع ملی" است. اعتماد، دوستی، صمیمیت و نظایر این ها، صرفاً در روابط بین فردی موضوع بحث و گفت و گو است.

بر همین اساس است که همسوترین کشورها نیز در تعامل با یکدیگر، همیشه جانب احتیاط را می گیرند.
اعضای همین گروه 1+5 که در مذاکرات هسته ای، در یک جبهه هستند، روابط فیمابین خودشان را هرگز بر مبنای اعتماد بنا نکرده اند. همین پارسال بود که خبر جاسوسی آمریکایی ها در آلمان و شنود مکالمات شخص خانم مرکل، صدراعظم آلمان رسانه ای شد.

هم اکنون، ایران با سوریه روابط بسیار نزدیکی دارد ولی این بدان معنا نیست که دمشق و تهران می توانند به یکدیگر اعتماد داشته باشند. اگر ایران از نظام سوریه دفاع می کند، به خاطر آن است که منافع ملی ایران چنین ایجاب می کند.
فرض کنید همین امروز غائله سوریه پایان یابد و بشار اسد جان سالم از معرکه به در برد و همچنان در صدر کشورش باشد. در چنین فرضی، اگر منافع ملی سوریه ایجاب کند که سطح روابط با ایران را تقلیل دهد، اسد این کار را می کند ولو آن که زندگی و حکومتش را مدیون ایران باشد.

آمریکا نه تنها قابل اعتماد نیست بلکه شعارهایی هم که در سطح بین المللی به عنوان ارزش هایش مطرح می کند نیز قابل اعتنا نیستند.
به عنوان مثال، دم از حقوق بشر می زند و در برابر نقض آشکار و مستمر حقوق مردم فلسطین، نه تنها سکوت می کند که از جنایتکاران نیز حمایت می کند.
دم از صلح و امنیت جهانی می زند ولی بیشترین جنگ ها در نیم قرن اخیر را مرتکب شده است.
دم از حقوق زنان می زند ولی مدافع سرسخت حکومت زن ستیز عربستان سعودی است.
دم از مردمسالاری می زند و در کودتا علیه حکومت مردمی مصدق مشارکت می کند و... .
این سیاهه را می توان همچنان ادامه داد و در نهایت به این نتیجه رسید که "آمریکا قابل اعتماد نیست" ؛ نتیجه ای که از پیش هم مشخص بود و صرفاً تحصیل حاصل است!

لذا قرار نیست کسی - از جمله تیم مذاکره کننده ایرانی - به آمریکا یا کشور دیگری اعتماد کند. این جزو درس های اول دیپلماسی است و دیپلمات هایی چون محمد جواد ظریف که دهه هاست کار دیپلماتیک می کنند، به خوبی بر آن واقف اند.

فقدان اعتماد به کشوری ، هرگز نمی تواند علت موجهی برای عدم مذاکره یا عدم ارتباط با آن باشد که اگر چنین باشد همه کشورهای دنیا باید دور خود دیوار بکشند و در عزلت دائمی روزگار بگذرانند.

ما به آمریکا اعتماد نداریم، آمریکا هم به ما اعتماد ندارد ولی مگر به روسیه و چین اعتماد داریم یا آنها به ما اعتماد دارند؟
ما به آمریکا اعتماد نداریم و از این رو، مذاکرات مان با آمریکا را نه بر اساس اعتماد یا عدم اعتماد ، که بر مبنای منافع ملی دنبال می کنیم.

گفت و گو با جان کری، قدم زدن با او، لبخند زدن و پای توافقنامه امضا کردن، نه از سر "اعتماد" به آمریکا که به خاطر "منافع ملی ایران" است که در گذر تاریخ، بدین جا رسیده است.
ارسال به تلگرام