صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۵۹۰۹۹۲
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۰ - ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ - 05 February 2018

آغاز چهل سالگی یک خواستن

زخم خنجر جنگ هنوز روی تن و روح همه ایرانی ها هست هنوز هیجان شعار یار دبستانی برای رتوش زخم ها و هنوز همه مان در رنج تحریم ایستاده ایم. این همه ایستادن برای این بود که پدران و مادران خواستند آینده فرزندان شان را تغییر دهند.

عصر ایران؛ روح الله صالحی- برخی از اعداد مفهوم گسترده تری از کاربرد ریاضی شان بر دوش می کشند. از هفت که رگه های از تقدس و دین را با خود دارد تا هزاری که نشانه کثرت و بیشماری است. چهل اما بار عاطفی خاصی پشتش ایستاده و آن را نشانه پختگی و تکامل می دادند. چهل سالگی را سنی قلمداد می کنند که بر اثر پختگی ذهن و اندیشه خداوند پیامبری اش را در این مرز انتخاب می کند.

این پختگی اما یک بحران با خود دارد که می خواهد از پیله هیجانات جوانی کنده شود و در خشت ببیند آن چه پیش از این نمی دید. حالا در آغاز چهل سالگی نگران تکثیر موهای سفید بغل سر هستی و کم کم می پذیری که باید تجربیات این سال ها بتواند کیفیت زندگی ات را بهبود ببخشد.

انقلاب اسلامی ایران آغاز چهل سالگی اش را جشن می گیرد و این یعنی پختگی اما سوال این جاست هم چنان همان جوان پر شور هیجانی باقی بماند یا وجاهت جا افتادگی اش را به بقیه نشان بدهد. این که انقلابی باقی بماند یا پسا انقلاب را عملا در روشش پیاده کند.

می گویند عشق در فراق است و وصال که اتفاق بیفتد معنای عشق رنگ می بازد و مرتبه دوست داشتن و عملیاتی کردن وجه اشتراک ها شروع می شود. این که هنوز هیجان انقلاب 57 را برداریم و بر تمام سال های بعد بکشیم چندان بایسته نیست. بایسته هم باشد کافی نیست و در چهل سالگی انتظار عقلانیت بیش از هر زمان دیگری است.

زخم خنجر جنگ هنوز روی تن و روح همه ایرانی ها هست هنوز هیجان شعار یار دبستانی برای رتوش زخم ها و هنوز همه مان در رنج تحریم ایستاده ایم. این همه ایستادن برای این بود که پدران و مادران خواستند آینده فرزندان شان را تغییر دهند.

تورم و کمبود منابع دارد اذیت مان می کند و نمی دانیم تار و پود زندگی را کدام بته جقه باشد که ترنج ها و لچک ها دل را ببرد به تماشای دشت و بازآرد. چهل ساله شده ایم این یعنی باید برگردیم ببینیم چه کرده ایم که این جایم و کجا می توانستیم باشیم صد البته اهل نق زدن و حسرت، در مبعوث شدن به گاه پختگی ها جایگاهی ندارد.

خوب یا بد، این سال ها باهم بوده ایم چه انتخاب ها و چه در بی تفاوت گذشتن ها و درصد هیجان و شور مان متفاوت بوده است حالا چه؟ این حالا چه؟ پاسخش گذر از خواسته های است که پاسخش را نباید با توپ و تشر داد که سرخوردگی عوارض تلخی خواهد داشت.

آن اعتراض های خیابانی این سفید های که بر چوب آویزان می شود این کش دار شدن هفت تپه ، این یک بام و دو هوای اهالی سابق پلاسکو و این... چهل سالگی یک سکوت نیم روز می خواهد و رو راست تر بودن که قدر بدانیم ایستادن جلوی پوتین هایی که بوی نامردی و دشمنی می دهد.

قدر دانی نیمی از پختگی است اما پا به چهل سالگی که بگذاری می دانی صبح تا شب دویدن و ندیدن فرزند چه تلخ است و باز هشتت گرو نُه باشد. انقلاب برای خواستن و توانستن و روی پای خود ایستادن صرف شد و حالا این صرف صیغه افعال باید پختگی اش بیاید سر سفره بشود علی برکت الله..

شمع چهل سالگی آن قدر شیرین هست که غصه و غم نان را بگذاریم پشت در و دستمال شادیانه را دست بگیریم و بچرخانیم و با خنده های دندان افتاده نسل نو که دارد بابا نان داد را تمرین می کند عکس یادگاری بگیریم. بابا نان داد این شیرین ترین رویای هر مرد است که وقتی جلو در خانه می رسد بماند چطور زنگ را فشار دهد که کیسه های پر میوه و تنقلات از دستش نیفتد.

آغاز چهل سالگی ات مبارک مرد...

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200